Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811120-60053S1

Date of Document: 2003-02-09

بارساباز بحران بارسا را چه؟ مي شود بارسايي كه همواره چيزي فراتر از يك باشگاه بوده و همواره مفهومي وراي فوتبال داشته در بحراني فرورفته كه راه بيرون آمدن از آن هنوز روشن نيست. در تاريخ ساله 103 بارسلونا بوده اند روزهايي كه به سياهي اين روزها باشند اما تا پيش از اين هميشه انگشت اتهام به سوي مادريد، فرانكو يا فاشيست ها نشانه مي رفت، در حالي كه بارسا امروز در بحراني خود ساخته فرورفته كه ماحصل دوران گذار است. تيمي كه پيراهنش يك قرن تمام حكم پرچم كاتالونيا را داشته و نماد ارتشي بوده كه آنها هرگز نداشته اند، حالا بايد مفاهيم گذشته را به جاي ميدان حماسي فوتبال در عرصه تجارت فوتبال از نو تعريف كند. روي آوردن كاتالان ها به يك تاريخدان مثل گاسپارت و روي انداختن او به يك مربي بنيادگرا مثل ون گال، آخرين واكنش هاي نافرجام نوكمپي ها براي فرار از بحران هويت بودند. شايد ديگر آنها بايد بپذيرند كه چاره اي جز تبديل بارسا به يك تجارتخانه مثل تمامي باشگاه هاي بزرگ اروپايي نيست. با اين حال نوستالژي آبي و اناري در دل نوكمپي ها همچنان زنده است. آران پايان ونگاليسم يك ديكتاتور، يك تئوريسين، يك ليبرال يا يك آنارشيست. حقيقتا ون گال كدام يك از ؟ اينهاست پشت اين چهره سنگي بايد در جست وجوي يك نابغه باشيم يا يك؟ ديوانه اين مرد تنومند هلندي چه حقيقتي را دنبال مي كند كه ديگران از دركش؟ عاجزند و صد هزار كاتالان دوآتشه چه واقعيتي را در نوكمپ فرياد مي كردند كه ون گال خود بزرگ بين؟ نمي شنيد اين تئوريسين تنومند هلندي چه در سر داشت كه آن طور مغرورانه در ميان رعبآورترين استاديوم اروپا مي ايستاد و نظريات و تاكتيك هاي پست مدرنش را در قالب تيم آبي و اناري، سعي و خطا؟ مي كرد به پايان راه؟ رسيده و آيا اصلا; ونگاليسم; توانست موج نويني در آيا; مكتب ونگاليسم; از آژاكس جوان ابتداي دهه نود آغاز شد. تيمي كه فوتبال معاصر به راه؟ اندازد; ونگاليسم; در امتداد تاريخ خود، رينوس ميشل، يوهان كرويف و لئو بين هاكر به دست ون گال سپرده شد. ون گال نسل نويني از لژيونرهاي هلندي را تربيت كرد كه به رغم بهره مندي از كمال فن و تكنيك هيچ يك ابرستاره نشدند: كلويورت، برادران دي بوئر، اوورمارس، رايزيگر، سيدورف، داويدز، كوكو و... او موج نويني در فوتبال هلند به راه انداخت اما اين طيف بديع و بي همتاي نارنجي هرگز آسمان فوتبال را تسخير هلند نكرد يورو 96 هلند جام جهاني 98 بارساي 99 و 2000 هلند ناكام يوروو 2000 هلند آشفته 2001 ون گال هيچ كدام به قله را بايد در نظريات ظاهرا پيشروانه جامعه فوتبال دنيا نرسيدند. ريشه هاي; ونگاليسم; كه جايگاه انسان آينده را تنها و تنها در زنجيره پايان ناپذير كار، شناساني جست وجو كرد كار، كار به رسميت مي شناسند. به همين خاطر مكتب; ونگاليسم; با شعارهايي نظير كار، كار، كار و تيم بدون ستاره فاقد; عنصراصيل انساني بود و مستقيما رودرروي مكتب فوتبال كلاسيك كه نمايشي است با حضورستارگان رنگ و وارنگ، قرار راز مي گرفت شكست محدود ماندن در دايره كار و فوتبال بود، چرا كه اين تيم هاي ون گال و مكتب; ونگاليسم; مكتب انگيزه هاي نامحدود و معنويت موجود در فوتبال كلاسيك با تمامي اسطوره ها و ستاره هايش را نفي مي كرد. آرش راهبر ضد بارسا دو هفته پيش، هنگام بازگشت شبانه بارسلونا از سفر تلخ گاليسيا كه با شكست دو بر صفر فردي بود كه از پلكان هاي هواپيما پا بر خاك مقابل سلتاويگو همراه بود، گاسپارت آخرين كاتالونيا گذاشت. او با همان ژست كلاسيك روزهاي شكست، با سري افكنده به سوي در خروجي در حركت بود و هواداران متعصب كاتالان از هر سو احاطه اش كرده بودند. گاسپارت با حالتي پريشان از ميان جمعيت خروشان راه باز مي كرد و در مقابل اعتراضات و فريادهاي گاه و بي گاه فقط سكوت اختيار كرده بود. ناگهان يك نفر خطاب به او فرياد زد: رئيس ضدبارسا آزولگرانا كه ديگرطاقت اش طاق شده بود، رو به صدا برگشت و مثل يك معلم مدرسه درمانده از دست شاگردانش گفت: ;نمي توانيد فقط يك لحظه من را به حال خودم رها؟ كنيد در تاريكي شب ناگهان دو هوادارغول پيكر درست در همان نقطه جلوي گاسپارت سبز شدند و او از ترس اينكه مبادا مورد هدف قرارگيرد به عقب پريد و در همان حال كه ماموران امنيتي احاطه اش مي كردنديكي از آن دو مرد به حرف آمد: نترس خوان! من نمي خواهم بزنمت. من يك آدم شريف هستم. فقطمي خواستم بگويم تو بايد استعفا دهي و بساطت را جمع كني بروي. اين مرد يك نمونه كامل از طرفداران اصيل بارسا بود برخلاف گاسپارت كه يك مدير غيرمعمولي است. گاسپارت پيش از هر چيز خود را يك تاريخدان و يك شخصيت فرهنگي كاتالان مي داند اما ديگران او را به چشم يك سياستمدار دغل باز نگاه مي كنند. او مي داند كه بايد برود اما در فوتبال يك هفته زماني طولاني است. در حالي كه گروهي از اعضاي هيات مديره باشگاه، وابسته به طيف مخالف گاسپارت طرح انتخابات زودهنگام را مطرح كرده اند، اين شاه لجوج به هر خانه اي فرار مي كندتا بلكه با تغيير روند نتايج و بازگشت به روزهاي خوب از مات شدن نجات يابد. اخراج ون گال و آوردن آنتيچ و بلافاصله خريد يك مهره بين المللي به نام خوان پابلو سورين فرصتي ديگر فراهم مي آورند تا گاسپارت بختش را بيازمايد. البته پس از نطق احساسي و اشكبار ون گال در جلسه خداحافظي مرد هلندي خود را تا حدودي تطهير كرد: ;مي دانم كه زمان تغييرات فرارسيده و من بايد بروم.; بدين ترتيب حالا همه حملات متوجه گاسپارت هستند. امير عليزاده خانواده بارسا به موازات ديدگاه هايي كه همه تقصيرات را به گردن ون گال مي اندازند، هستند نگاه هاي نگراني كه ريشه هاي بحران را در راهروهاي ساختمان اداري باشگاه جست وجو مي كنند. يكي از معضلات بزرگ بارسا در سال هاي اخير، تعداد زياد اعضاي تصميم گيرنده باشگاه و تصميمات ضد و نقيض آنهاست. در حال حاضر هيات مديره باشگاه بارسلونا 20 عضو ثابت و 6 عضو افتخاري را شامل مي شود اما عجيبتر از آن يك هيات مشاور 32 نفره است كه به موازات هيات مديره قرار گرفته. با چنين ساختاري بحران امروز بارسا چندان رازآلود به نظر نمي رسد چرا كه تقريبا همه فراكسيون هاي سياسي و گروه هاي ذي نفوذ كاتالونيا در باشگاه كرسي هايي دارند و روند تصميم گيري ها با منازعات پنهان و آشكار ميان آنها مختل مي شود. باشگاه هنوز براساس الگوي قديمي خانواده شاد و بزرگ بارسا Barca Del Gent اداره مي شود و همانند ساير باشگاه هاي بزرگ اروپا از ساختاري مدرن بهره مند نيست. در بسياري موارد حتي از دست گاسپارت هم كاري ساخته نيست. او در چنين سلسله مراتبي فقط يك هوادار بزرگ است كه به روياي ديرينش مبني بر رياست بارسا جامه عمل پوشانده، او در عمل مانند بسياري ديگر از مديران يا صاحبان باشگاه ها همان كاري را مي كند كه گروه هاي متنفذ و هواداران متعصب مي خواهند، نه كاري را كه به صلاح باشد. گاسپارت به جاي ايجاد تغييرات ساختاري و محدود كردن حجم كميته هاي اجرايي و هيات هاي مشاور به هر كسي اجازه مي دهد كار خودش را بكند. مردم كاتالونيا به سختي اين واقعيت را مي پذيرند كه مسبب وضعيت فعلي همان كساني هستند كه با نام نمايندگان مردم فرياد بحران، بحران و شرم بادا سر مي دهند اما در اصل به دنبال زد و بندهاي پشت پرده هستند. به نظر مي رسد كه بارسا قرباني سهم خواهي و قدرت گيري گروه هاي سياسي كاتالونيا شده است. در عصر شكوفايي سياسي اسپانيا بارسا نه تنها بهترين سكوي پرتاب سياستمداران است بلكه همزمان محبوبيت فراگير آبي و اناري ها هر حزب و جرياني را زير سايه براي مي برد اين افراد آسان ترين هدف اخراج ون گال بود. شيوا باباخاني تبعه مادريد اين صرب خوش قيافه نخستين كسي است كه در تاريخ فوتبال اسپانيا روي نيمكت سه قطب بزرگ رئال مادريد آتلتيكو مادريد و بارسلونا نشسته است. هفته گذشته و تنها 48 ساعت پيش از ديدار بارسلونا در مقابل آتلتيكو وقتي آنتيچ با لبخندي عريض و طويل در فرودگاه بارسلونا از هواپيما پياده شد اينكاداها _ هواداران متعصب بارسا _ آهي از سر افسوس كشيدند چرا كه آنها منتظر كسي مثل منوتي آرژانتيني بودند. اما تصميم گيرندگان باشگاه تجربه بالاي آنتيچ 54 ساله در لاليگا و به خصوص با تيم هاي در حال سقوط را بسيار مهم قلمداد كردند. رادومير آنتيچ كه در جواني يك ملي پوش يوگسلاو بوده تجربه مربيگري در پارتيزان بلگرد و ديناموزاگرب را دارد. اما مهم ترين بخش دوران مربيگري او در اسپانيا و بر نيمكت رئال مادريد، رئال ساراگوسا، آتلتيكو مادريد، رئال اوويه دو و حالا بارسلونا سپري شده. عمده شهرت آنتيچ به خاطر دوره هفت ساله مربيگري اش در آتلتيكو مادريد و قهرمان ساختن سرخپوست ها در فصل 9695 لاليگاست آن هم زيردست يك مدير نامتعادل مثل خسوس گيل كه به قاتل مربي ها شهره است. اما مسئله مهم سابقه منفي دو فصل پاياني كار آنتيچ در لاليگاست. او طي دو فصل متوالي نتوانست آتلتيكو مادريد و رئال اوويه دو را در لاليگا حفظ كند و به همين خاطر ها اينكادا از تاثيرگذاري او بر بارساي بحران زده نااميد هستند. با اين وجود آنتيچ يك روانشناس حرفه اي است كه سابقه كار در شرايط بحراني را دارد و برخلاف ون گال مي داند كه چه طور رابطه اي صميمانه با هواداران و مطبوعات و بازيكنان داشته او باشد به محض ورود به نوكمپ با چهره اي صميمي و لبخندي محوناشدني نهايت خرسندي خود از حضور در بارسلونا را ابراز كرد. اما در آستانه بازي حساس بارسلونا _ آتلتيكو مادريد روزنامه ماركا مثل هميشه در اقدامي موذيانه كارت عضويت رسمي رادومير آنتيچ در باشگاه آتلتيكو مادريد را به چاپ رساند كه بر بالاي آن شماره 11349 نقش بسته بود. جالب اينجاست كه سرگي بارخوان و لوئيس گارسيا _ زننده گل سوم آتلتيكو _ در آن عصر جهنمي در ويسنته كالدرون دو تن از بهترين بازيكنان آتلتيكو بودند در حالي كه اين دو هم هنوز كارت عضويت رسمي بارسلونا را دارند.