Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811120-60052S6

Date of Document: 2003-02-09

روزنامه انگليسي گاردين: آمريكايي ها ناچارند با ايران مذاكره كنند روزنامه گاردين كه سخنگوي چپ هاي ميانه رو انگليس است در مقاله اي به قلم سيمون تيسدال ستون نويس مشهور خود با تشريح موقعيت منطقه اي ايران به آمريكا هشدار داده است كه تهديد و تطميع در برابر جمهوري اسلامي كارساز نيست و آمريكا به هر حال ناچار به گزينش راه مذاكره با ايران است. نويسنده اين مقاله كوشيده است به هيچيك از طرفين مناقشه (ايران و آمريكا ) گرايش پيدا نكند، اما دست كم در دو مورد از تصويرسازيهاي آمريكا تاثير پذيرفته است. مورد اول درباره جمهوري هاي آسيايي مركزي است كه آنها را بيش از آنچه كه هستند به آمريكا نزديك نشان داده است و مورد دوم ادعاي اتحاد ايران و هند عليه پاكستان است كه هفته گذشته ايران رسما شايعه آن را تكذيب كرد اما مقاله نويس گاردين به آن توجه نكرده است. با لحاظكردن اين لغزشها و جهت گيري ها، اين مقاله براي علاقه مندان پيگيري روابط ايران و آمريكا مفيد خواهد بود. اگر جمهوري اسلامي ايران اين روزها اندكي احساس فشار كند، براي اين احساس خود دلايل خوبي دارد. نيروهاي نظامي قدرتمند آمريكا و انگليس در حال جمع شدن اطراف مرزهاي جنوبي اين كشور و در آستانه اشغال همسايه اين كشور، عراق هستند. در تركيه، در مرز شمال غربي ايران، آرايش نيروهاي نظامي متحدين در جريان است كه مركز آن پايگاههاي هوايي تركيه است. كمي نزديكتر، در مرز غربي ميان ايران و عراق، جدايي طلبان كرد كه علاقه اي به تهران ندارند خود را براي استفاده از موقعيت سقوط احتمالي صدام و رسيدن به روياي ديرينه استقلال آماده مي كنند. در مرزهاي شرقي، افغانستان در كنترل نيروهاي نظامي آمريكا و حامد كرزاي رئيس جمهور طرفدار غرب آن است. در شمال و شرق، كشورهاي آسياي مركزي واقع هستند كه پايگاههاي آنها توسط آمريكا و پيش از حمله به افغانستان در سال 2001 اشغال شده است. اين اشغال همچنان و عليرغم وعده هاي اوليه مبني بر موقتي بودن آن، ادامه دارد. در جنوب شرقي ايران، كشور پاكستان با اكثريت سني وجود دارد كه زماني به ايجاد طالبان كمك كرد. ژنرال پرويز مشرف حاكم پاكستان بعد از 11 سپتامبر مجبور شد كه طالبان را رها كند و از آن زمان به متحد آمريكا تبديل شده است. در اين شرايط نيازي به نزديكي با تهران احساس نمي كند. با توجه به همه اين موضوعات، تعجبي ندارد كه بسياري در تهران و حتي خارج از ايران بيم آن را دارند كه ممكن است بعد از عراق نوبت ايران باشد. ايران ممكن است نگران باشد اما سر تسليم فرود نمي آورد. در حال حاضر به نظر مي رسدايران استراتژي ديپلماتيك سه جانبه اي را در پيش گرفته است. يكي از جوانب آن به انگليس و اتحاديه اروپا مربوط مي شود. كريس پاتن كميسر روابط خارجي اروپا هفته گذشته براي گفتگو درباره توافقنامه تجاري ايران و اتحاديه اروپا در تهران بود. چنين تماس هايي بخشي از سياست اتحاديه اروپا براي همكاري انتقادآميز با ايران است. اروپايي ها اين سياست را به شيوه ستيزه جويانه آمريكا ترجيح مي دهند. پاتن در اين سفر مانند گذشته تصريح كرد كه بهبود روابط سياسي و اقتصادي با ايران مشروط به بهبود وضعيت حقوق بشر در اين كشور اتحاديه است اروپا همچنين، نگران موضوع تروريسم و فعاليت تسليحاتي ايران و به ويژه توليد موشك شهاب 3 است. همزمان با حضور پاتن در تهران، توني بلر نخست وزير انگليس در استقبال از كمال خرازي وزير خارجه ايران، فرش قرمز گستراند. اين ديدار يك جنبه نمادين داشت، اما اهداف عملي هم داشت. خرازي باور دارد كه بلر در واشنگتن نفوذ دارد و انگليس نقش مهمي در دوران بعد از جنگ در عراق خواهد داشت. بلر نيز مي خواهد كه ايران آنچه را براي عراق برنامه ريزي مي شود مانند افغانستان بپذيرد. او مي خواهد با تهران رابطه برقرار كند. بلر نمي خواهد جنگ ديگري در خاورميانه روي دهد چرا كه جنگ عراق به اندازه كافي در داخل براي او مشكلات ايجاد كرده است. روابط با روسيه بخش ديگري از استراتژي ايران است. ولاديمير پوتين در مقابل واشنگتن، فردي عملگرا است اما او هم مانند ايران نمي خواهد كه تحت فشار قرار گيرد و تسليم شود و تاكنون هم فشار آمريكا براي قطع رابطه با تهران را رد كرده است. بخش ديگري از اين استراتژي ديدار اخير محمد خاتمي از هند بود. در اين سفر توافق شد كه دو طرف به طور مشترك در برابر احتمال قدرت يافتن تندروهاي اسلامي در پاكستان مقاومت كنند. همچنين گفته مي شود در اين سفر توافق شده كه در صورت وقوع جنگ جديد ميان هند و پاكستان، دهلي از پايگاههاي نظامي ايران استفاده كند. اين موضع هند ضربه اي به واشنگتن است. عليرغم آنكه دهلي در ميان بهترين دوستان جديد واشنگتن در منطقه است، به طور تلويحي انتقاد آمريكا از سفر خاتمي را رد كرده است. هيچكدام از اينها بر نظر تندروهاي دولت بوش كه مشابه نظر خصمانه اسرائيل نسبت به ايران است، تاثيري ندارد و آنها همچنان ايران را در فهرست خود اما دارند آنها بايد يك نكته را در نظر داشته باشند. ايران رژيم پليسي ضعيفي مانند عراق نيست. ايران يك ديكتاتوري بدون دوست و تنها هم نيست. يك رژيم فقير مانند كره شمالي هم نيست كه بتوان آن را به راحتي خريد يا به تسليم واداشت. ايران مدت ها پيش از آنكه حتي بتوانند فكر آن را بكنند، كشوري مغرور، قدرتمند و غني از منابع بوده است. ايران براي بوش و مردان قلدرش، پل دور از دسترسي است. و چون چنين است آمريكايي ها بايد ژست گرفتن را كنار بگذارند و مذاكره را آغاز كنند.