Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811120-60049S1

Date of Document: 2003-02-09

پارادوكس جهل و قدرت علت خيزش موج مخالفت با آمريكا در سراسر جهان اعتراض كهنه سربازان آمريكايي در جنگ ويتنام عليه سياست هاي آمريكا غلامرضا رضايي نصير اين روزها آمريكايي ها حسرت سال گذشته را مي خورند كه از خود مي پرسيدند، چرا اعراب از ما متنفر هستند; امروز سوال اين است: چرا همه از ما [آمريكايي ها ]؟ متنفرند اخيرا نسخه اروپايي مجله تايم در يك نظرسنجي در سايت اينترنتي خود اين سوال را مطرح كرده است، كدام كشور بزرگ ترين خطر براي صلح جهاني در سال 2003 محسوب؟ مي شود از 318 هزار نفري كه به اين نظرسنجي پاسخ گفته اند هفت درصد كره شمالي هشت درصد عراق و 84 درصد ايالات متحده را بزرگ ترين خطر براي صلح جهاني دانسته اند10 شايد برخي مقامات آمريكايي كه كشور خود را بزرگ ترين تمدن تاريخ بشر و نگين تاج تمدن مي دانند، نتايج اين نظرسنجي را به دليل آنكه به صورت اينترنتي انجام شده چندان معتبر ندانند، اما كافي است اينان به خيابان هاي كشورهاي مختلف، مطبوعات و رسانه ها، سخنراني هاي روشنفكران و... نگاهي بيفكنند تا از ابعاد ضديت با سياست هاي كشورشان به وحشت افتند. شايد اين ضديت در جهان عرب و اسلام، به دليل حمايت بي قيدوشرط آمريكا از اسرائيل و ديگر رويدادهاي پس از 11 سپتامبر يا در كشوري مثل كره جنوبي كه سربازان آمريكايي در آنجا حضوري متكبرانه دارند و اخيرا كشته شدن دختري نوجوان توسط يك تانك آمريكايي موجي از اعتراضات و احساسات ضدآمريكايي را در اين كشور به غليان درآورد يا در افغانستان كه خود را به نوعي مستعمره آمريكا مي داند، قابل درك باشد. اما دامنه ضديت با آمريكا به اين محدوده ختم نمي شود و گستره آن تمامي جهان را فرا گرفته و اروپاي غربي متحد ] دوران جنگ سرد [آمريكا و حتي نزديك ترين متحد آن، يعني انگلستان را هم بي نصيب نگذاشته در است اين ميان موضع گيري روشنفكران اروپايي بسيار جالب توجه است. روزنامه فايننشال تايمز در شماره 31 ژانويه خود در مقاله اي تحت عنوان روشنفكران اروپا متحد شويد! به قلم جان لويد، به پديده ضديت با آمريكا در بين روشنفكران اروپايي پرداخته است. در اين مقاله آمده است: دو ماه پس از حمله به برج هاي دوقلو در نيويورك، فرانتس خاور كروئتس، هنرپيشه و نمايشنامه نويس محبوب آلماني در مصاحبه اي با هفته نامه اشترن درباره نيات آمريكا از حمله به افغانستان گفت: كشوري [آمريكا ] كه براي خدمت به منافعش ملتي را به گروگان مي گيرد، مرتكب جنايت عليه بشريت شده و خود يك جنايتكار جنگي است. بهره برداري از رنج هاي خلق افغانستان نيز چنين جنايتي است. طي چندين سال گذشته ايالات متحده آمريكا مرتكب جنايات سياسي بسياري شده است، از اينكه آمريكايي نيستم، خدا را شكر مي كنم. در همان زمان دانيلا دان نويسنده كه در كليساي گتسمان در برلين شرقي، يكي از سنگرهاي مقاومت در برابر رژيم كمونيستي سابق سخن مي گفت، اظهار داشت: ما نبايد دست روي دست بگذاريم و اجازه دهيم اين مرگ فروشان [آمريكايي ها ] خود را قهرمان ارزش هاي غربي معرفي كنند. گونترگراس، شهيرترين رمان نويس زنده آلمان در بيانيه اي كه اوايل ماه ژانويه براي آژانس مطبوعات آلمان فرستاد، فهرستي از اتهامات كلاسيك اروپايي را عليه آمريكا رديف كرد; اينكه در گذشته به عراق كمك كرده است; خود اين كشور (و البته كشورهاي ديگر ) سلاح هاي هسته اي دارد، پس چرا نبايد به آمريكا حمله كرد; و اينكه تنها علت واقعي حمله به عراق نفت است. گونترگراس بيانيه خود را چنين خاتمه مي دهد: رئيس جمهور آمريكا مظهر عيني خطري است كه همه ما را تهديد مي كند. 2 گراس آلماني; ژاك دريدا، فيلسوف فرانسوي; توني نگري، دانشمند علوم سياسي و انقلابي سابق ايتاليا; خوزه ساراماگو، رمان نويس پرتغالي و برنده جايزه نوبل; ديويد هار، نمايشنامه نويس انگليسي; همگي آمريكا را خطري بزرگ تر از صدام حسين مي بينند و عليه اين كشور فرياد برمي آورند. همه آنها آمريكا را كشوري امپرياليست، سلطه جو و حريص مي دانند. جالب اينجاست كه تنها روشنفكران چپ غيرآمريكايي كه از حمله به عراق دفاع كرده اند، كريستوفر هيكنز انگليسي و سلمان رشدي هندي - انگليسي هستند كه البته هر دو اكنون در ايالات متحده زندگي مي كنند30 همان طور كه قبلا گفته شد احساسات ضدآمريكايي به انگلستان، نزديك ترين متحد آمريكا هم كشيده شده است. كارول نارا روزنامه نگار آمريكايي كه 15 سال است در لندن زندگي مي كند در اين باره چنين مي نويسد: در روزهاي پس از وقايع 11 سپتامبر هر جا كه متوجه لهجه آمريكايي من مي شدند با احساسي از همدردي به من نگاه مي كردند و از مصايبي كه بر كشور من رفته است ابراز تاسف مي كردند. اما اين احساس همدردي ديري نپاييد و از زماني كه بوش كوبيدن بر طبل جنگ را آغاز كرده است، انگليسي ها با صداي بلند از هر چيز آمريكايي بد مخالفت مي گويند با آمريكا همه جا آشكار است، از برنامه هاي صبح راديو گرفته تا مباحثات پارلمان و گفت وگوهاي دوستان و آشنايان در رستوران. 4 بد نيست سري هم به كويت بزنيم، كشوري كه بيش از هر كشور ديگري در جهان عرب طرفدار آمريكا تلقي مي شود. در اين كشور شخصي به نام حكيم موطيري به اتهام نشر اكاذيب عليه كويت محاكمه مي شود; اما جرم واقعي او انتقاد از ايالات متحده آمريكا است. او در يك مصاحبه تلويزيوني گفته است: ما فكر مي كرديم كه آمريكا دوست كشور ماست، اما اينك مي بينيم كه با قدرتي استعماري سروكار داريم. 5 البته در كويت امكان برگزاري نظرسنجي هاي مستقل وجود ندارد تا بتوان ميزان انزجار مردم از ايالات متحده را دقيقا اندازه گرفت. اما صرف اين حقيقت كه چنين انزجاري اصلا وجود دارد و به سرعت رو به افزايش است، براي آمريكا كه تا چندي پيش قهرمان آزادي كويت از چنگ صدام محسوب مي شد، زنگ خطري است. از نظر بسياري از مردم كويت اينك به كشوري متجاوز و مداخله گرتبديل شده است. بنابه اعتراف روزنامه واشنگتن پست، امروز تنها محافظه كاران اسلامي نيستند كه پرچم مخالفت با سياست هاي آمريكا را برافراشته اند، حتي كويتي هاي ميانه رو و اصلاح طلب هم به دليل حمايت آمريكا از خانواده سلطنتي و وضعيت موجود، از آن رويگردان شده اند. اگر از يك اروپايي دليل مخالفتش با آمريكا را بپرسيد، به احتمال زياد از سلطه طلبي فرهنگي و اقتصادي آمريكا، تكبر و تبختر آمريكايي، از تنگ نظري و كوته بيني آمريكايي و عدم توجه آمريكايي ها به گرم شدن زمين، فقر جهاني و شرايط وخيم و معايب فلسطيني ها سخن مي گويندكارول 60 نارا در مقاله خود علت مخالفت با آمريكا را از زبان انگليسي ها چنين بيان مي كند: آمريكا به پروتكل هاي بين المللي گردن نمي نهد، ده ها سال سياست خارجي به لحاظ اخلاقي سوال برانگيزي را دنبال كرده است، اسرائيل حمايت مي كند، آمريكايي ها عاشق اسلحه هستند و آن قدر به نفت وابسته اند كه حاضرند به خاطر آن بجنگند. گاهي آمريكايي ها خود را در نقش قهرمان مي بينند، درست مثل گاري كوپر در فيلم صلات ظهر. آنها مي خواهند از مردم شهر دفاع كنند، چه مردم شهر بخواهند چه اما نخواهند واقعيت اين است كه آنها بر آنچه در جهان مي گذرد آگاهي ندارند. در تحقيقي كه اخيرا انجمن ملي جغرافيا در شهر نيويورك انجام داد معلوم شد كه از هر هفت نفر جوان 18 تا 25 ساله در خيابان هاي اين شهر تنها يك نفر مي تواند جاي كشور عراق را روي نقشه جغرافيا نشان بدهد. يعني حدود 80 درصد از جوانان آمريكايي نمي دانند كشوري كه رئيس جمهورشان قصد دارد آنها را به جنگ با آن بفرستد كجاست 70 از سوي ديگر تلاش آمريكا براي غالب كردن شيوه زندگي آمريكايي بر همگان، جهانيان را به خشم آورده است. عبدالرزاق شوئيجي، رهبر سياسي كويتي مي گويد: اكنون ضديت با آمريكا مسئله اي صرفا سياسي نيست. آمريكا روابط سنتي و شيوه زندگي ما را هدف قرار داده است. انگليسي ها كه چندين دهه است زير بمباران فرهنگي آمريكا قرار دارند، از سلطه جويي روزافزون آن به تنگ آمده اند. همين تركيب مرگبار قدرت فراوان و جهل وافر است كه از آمريكا چنين پارادوكس هراس آوري ساخته مخالفت است با يك مقام برجسته آمريكايي چنين پيشنهاد كرده است: همه چيز به برخورد كشور ما در سياست خارجي بستگي دارد. اگر كشور مستكبري باشيم، از ما متنفر خواهند شد اما اگر كشوري متواضع و در عين حال قدرتمند باشيم، از ما استقبال خواهند كرد. شايد باور نكنيد ولي اين سخنان جورج دبليو بوش در دوران مبارزات انتخاباتي دوره دوم رياست جمهوري اش است. ظاهرا دم گرم پدر در آهن سرد پسر تاثيري نداشته است. پي نوشت: نيويورك 1 تايمز 1 فوريه 2003 . فايننشال 2 تايمز 31 ژانويه 2003 . همان 3 . 22 4 گلوباليست ژانويه 2003 . 21 5 واشنگتن پست ژانويه 2003 . 27 6 تايم ژانويه 2003 . ديلي 7 ميرر 21 نوامبر 2002