Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811120-60041S2

Date of Document: 2003-02-09

كار از دلداري گذشت عباس فتاح زاده سقوط ارزش سهام در بازارهاي جهان بين سال هاي 2000 تا 2002 به ازاي هر يك نفر جمعيت كره زمين دو هزار دلار آمريكا ضرر پديد آورده است. ديگر طاقت خيلي از خونسردهاي اقتصادي هم سرآمده. اين روند موجب شده تا فشار بر سياستمداران هم بيشتر حالا شود اربابان سرمايه با صدايي بلندتر از هميشه از سياستمداران مي خواهند كه آرامش قبليشان را به آنها باز گردانند. در آلمان تعداد بيكاران به چهار ميليون و ششصد و بيست هزار نفر رسيده كه بالاترين سطح خود از زمان به قدرت رسيدن دولت حاكم يعني سال 1998 تاكنون است. تعداد شركت هاي ورشكسته در فرانسه رو به افزايش است و عليه سياست هاي اقتصادي رافارين در پاريس راهپيمايي مي شود. بلر هم كه مثل هميشه دنباله رو آن سوي آتلانتيك باقي مانده، مثل بقيه همتايان اروپايي اش با مشكلات اقتصادي دست و پنجه نرم حالا مي كند موضوعاتي مثل قيمت زمين و مسكن هم در انگلستان مشكل ساز مي شود. در چنين اوضاع و احوالي كالين پاول در شوراي امنيت سخنراني كرده و نوار و عكس به خورد جهانيان مي دهد. او مدرك پشت مدرك ارائه مي دهد و ادعا مي كند كه با اين اوصاف ديگر هيچ راهي به جز حمله به عراق نمانده است. به موازات چنين اقدامي هم مصاحبه هاي متعددي كه كارشناسان غربي پيرامون جنگ عراق با رسانه ها انجام مي دهند، مردم را در قبال اين جنگ با نوعي معما روبه رو مي سازد. عده اي از تحليلگران معتقدند كه پاي منافع اقتصادي در ميان است و عده اي ديگر هم جنگ عراق را نوعي سرمايه گذاري بدون توجيه اعلام مي كنند. دسته دوم مي گويند سود چنين سرمايه گذاري اي بسيار كمتر از ضررهاي بالقوه آن مي تواند باشد. همين اخيرا در خبرها داشتيم كه عراق اسكادراني متشكل از 50 خلبان را براي انجام عمليات انتحاري عليه نيروهاي متخاصم آماده مي كند. خيلي ها مي گويند صدام قابل پيش بيني نيست و همين غيرقابل پيش بيني بودن او ريسك هاي اقتصادي جنگ را به شدت بالا مي برد. دست اندركاران بازار جهاني نفت هم چنين چيزي را به خوبي احساس كرده اند، لذا افزايش توليد اوپك و ساير توليدكنندگان نفت هم نمي تواند به آن ها دلداري بدهد. از اين رو قيمت ها همچنان بالا مي روند. در اين برزخ اقتصادي، اروپا نيز اقتصاد خود را با يك دوراهي مهم و سرنوشت ساز روبه رو مي بيند. كشوري مثل آلمان كه خواستگاه يك معجزه اقتصادي بود حالا با چنان وضعيتي روبه رو شده كه روزنامه زوددويچه سايتونگ عنوان يك سلسله مقالات خود را كه به صورت ثابت مرتبا در اين روزنامه چاپ مي شود بيچاره آلمان! نام نهاده است. برلين به قدري دردسر اقتصادي دارد كه عملا بين مشكلات اقتصادي خويش و پرداختن به موضوع سرنوشت سازي مثل عراق در كش و قوس است. آلماني ها به اين نتيجه رسيده اند كه ضررهاي اقتصادي جنگ براي آن ها بيشتر است. فرانسوي ها هم لذا همين طور پيش بيني هاي ريچارد پرل درست از آب در پرل نمي آيد هنوز هم تاكيد دارد كه ائتلاف با آمريكا حتي براي كشورهاي فرانسه و آلمان چنان اهميت دارد كه آن ها نمي توانند با وجود برخي اختلاف نظرها به ايالات متحده بي توجهي كنند. در سال 2002 بازار بورس آلمان تنها 2 درصد سرمايه گذاري هاي جهاني را به خود اختصاص داد. اين رقم در مورد فرانسه هم فقط 4 درصد بود. ارقام مربوط به ژاپن سوئيس، انگلستان و آمريكا نيز به ترتيب هشت، سه، يازده و پنجاه و چهار درصد بود. ارقام فوق نشان مي دهند كه به رغم آنچه در مورد رقابت اروپا و آمريكا گفته مي شود و با وجود قدرت گرفتن يورو در قبال دلار هنوز هم قدرت اقتصادي سردمداران اروپا نظير فرانسه و آلمان نمي تواندتاثير محسوسي بر آمريكا بگذارد. حالا تصور كنيد كه قدرت اقتصاد آمريكا به يمن نفت عراق نقش تامين كننده شيره حياتي اروپا را هم ايفا كند. تازه ما از نيات مرحله پس از عراق سخن نمي گوييم، نياتي كه تسلط بر ساير كشورهاي نفت خيز را در قالب برنامه هاي آينده _ حداقل براساس شايعات _ قرار مي دهند.