Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811120-60040S3

Date of Document: 2003-02-09

حاشيه فرهنگ * جان رالز در نگاه نو نشريه نگاه نو در شماره اخير خود ( ) 55 مطلبي از عزت الله فولادوند دارد در مورد جان رالز با عنوان فيلسوف انصاف. فولادوند در اين مقاله به زندگي و انديشه جان رالز پرداخته اين است شماره نگاه نو همچنين مقاله اي را از خود جان رالز به ترجمه فولادوند چاپ كرده است با عنوان انديشه اصلي در نظريه عدالت كه به مفهوم محوري فلسفه سياسي رالز يعني عدالت به مثابه انصاف مي پردازد. اين مقاله برگرفته از كتاب نظريه عدالت است. از قرار كتاب نظريه عدالت رالز هم به فارسي ترجمه شده است و ظاهرا اين بار هم دو مترجم اين كار را كرده اند! رالز اين فصل را اين گونه آغاز مي كند: هدف من ارائه برداشتي از عدالت است كه نظريه مالوف پيمان يا ] [قرارداد اجتماعي را چنانكه مثلا در لاك و روسو و كانت ديده مي شود، تعميم بخشد و به حد بالاتري از انتزاع ارتقا دهد. براي اين كار، پيمان يا ] [قرارداد اوليه را نبايد پيماني تلقي كنيم به منظور ورود به جامعه اي خاص يا تاسيس شكلي خاص از حكومت، انديشه اي كه به راهنمايي آن پيش مي رويم اين است كه مقصود از توافق اوليه، اصول عدالت براي ساختار اساسي جامعه است. اصولي كه اشخاص آزاد و عاقلي كه در فكر پيشبرد منافع خويشند آنها را به عنوان مشخص كننده شروط بنيادي هم گروهي خود در يك موقعيت اوليه برابر مي پذيرند. اين اصول، كليه توافق هاي بعدي را تحت نظم و قاعده درمي آورد، و اقسام همكاري هاي اجتماعي را كه مي توان وارد آنها شد و شكل هاي حكومتي قابل تاسيس را معين مي كند. اين نحوه تلقي از اصول عدالت را من عدالت به معناي انصاف خواهم ناميد... در عدالت به معناي انصاف، موقعيت اوليه برابر مطابقت دارد با وضع طبيعي در نظريه سنتي پيمان يا ] [قرارداد اجتماعي، البته اين موقعيت اوليه وضع واقعي تاريخي، و به طريق اولي يكي از اوضاع و احوال بدوي فرهنگي، انگاشته نمي شود، بلكه وضعيتي صرفا فرضي تلقي مي گردد با اوصافي كه به برداشت معيني از عدالت بينجامد. يكي از ويژگي هاي اساسي وضعيت مذكور اين است كه هيچ كس از جايگاه خود در جامعه يا مقام طبقاتي يا منزلت اجتماعي خويش خبر ندارد، و هيچ كس از سهم خود از قوت ها و ضعف هاي طبيعي، يعني از هوش و نيرو و مانند آنها، مطلع نيست. من حتي فرض خواهم كرد كه طرف ها ي ] [قضيه از تصورات خويش از خير يا از گرايش هاي رواني ويژه خود، آگاهي اصول ندارند عدالت پشت حجابي از ناآگاهي يا بي خبري برگزيده مي شوند. با اين امر اطمينان حاصل مي شود كه در گزينش اصول مورد نظر، به هيچ كس از رهگذر پيامد اتفاقات طبيعي يا شرايط تصادفي اجتماعي سود يا زياني نرسد...