Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811120-60040S1

Date of Document: 2003-02-09

آموزگار تاويل گزارشي از سمينار ابن عربي در انجمن حكمت و فلسفه محمدجواد ادبي به باور بسياري شيخ اكبر محي الدين ابن عربي پدر عرفان نظري اسلامي است. او با دو كتاب ( فصوص الحكم ) و (فتوحات مكيه ) آن چنان بناي عظيمي را بنيان نهاد كه هيچ سالك معرفت آموزي را از ورود به آن راه روي بر تافتن نيست. ششم و هفتم بهمن ماه سال جاري همايش نكوداشتي به همت ستاد چهره هاي ماندگار، بخش فرهنگي سفارت اسپانيا، انجمن حكمت و فلسفه، خانه انديشه و هنر و انجمن آثار مفاخر فرهنگي، با حضور اساتيد داخلي و مدعوين دانشگاه هاي اسپانيا برگزار شد. آنچه در پي مي آيد، نيم نگاهي است به اين نكوداشت. همايش در مركز همايش هاي صدا و سيما با سخنراني دكتر لاريجاني افتتاح شد، وي در سخناني چند به ميراث گرانبهاي شيخ و تاثير آرا و افكار او در مشرب عرفان اسلامي پرداخت. وي تنها سخنران صبح اين بزرگداشت بود. بعداز ظهر همايش به انجمن حكمت و فلسفه منتقل شد. دكتر ابراهيمي ديناني اولين سخنراني بود كه به تاثير ابن عربي در حكمت متعاليه ملاصدرا پرداخت. وي با تطبيق و نقل قول هايي چند از اين دو بزرگ، پيرامون فصوص الحكم و ابواب آن به ايراد سخنراني پرداخت. آنتونيو آنتون از دانشگاه سويل اسپانيا محقق بعدي بود كه به موضوع سلسله پديدارشناسي و ارتباط بين ابن عربي و فلسفه رسمي عطف نظر كرد و عرفان نظري را با وجوه خاصش در كنار فلسفه رسمي و شاخصه هاي آن مورد مداقه قرار داد. دكتر محسن جهانگيري هم كه خود كتابي مستقل پيرامون ابن عربي در سال 1359 نگاشته بود به مقام زن در آثار ابن عربي و جايگاه ويژه زن در ديدگاه ابن عربي به عنوان يكي از برترين مظاهر تجلي خداوند پرداخت. دكتر ويكتور پالژا از دانشگاه بارسلونا آخرين سخنراني بود كه به بازتاب فرهنگ ايراني در ابن عربي و شناخت ايرانيان از او با استمداد از شواهد تاريخي مطالبي قابل توجه را بيان نمود. ميراث ابن عربي در سرزمين خودش به شكل تناقض گونه اي و نقدهاي بسيار كمتر مورد توجه اساسي قرار گرفت شديدي بر او و تعاليم اش وارد شد روز سه شنبه هم استاد محمد خواجوي همايش را با موضوع (وجود و اقطاب و افراد وجود در كشف ابن عربي ) در انجمن حكمت آغازيد و در باب فتوحات مكيه شيخ و به خصوص در معرفي باب هفتاد و سوم فتوحات مكيه مطالبي را بيان كرد و از وجود مطلق و مقيد تا ولايت مطلقه و مقيده به ايراد سخنراني پرداخت: حق مطلق عين خلق معين است، او عين هر موجودي است در مقام ظهور و تجلي و عين ذات موجودات نيست و از اين امر منزه است. پس از او دكتر كارمنا از دانشگاه مورسيا به ارزيابي ابن عربي در ميان علماي مسلمان و انتقادات شديدي كه كساني مثل ابن تيميه بر شيخ وارد مي كردند پرداخت: ميراث ابن عربي در سرزمين خودش به شكل تناقض گونه اي كمتر مورد توجه اساسي قرار گرفت و نقدهاي بسيار شديدي بر او و تعاليم اش وارد شد. با اين حال پيروان محي الدين توانستند با مقام ولايت محي الدين سپري بسازند در برابر اتهامات عنيفي كه بر شيخ روا مي داشتند. دكتر غلامرضا اعواني هم در بررسي انديشه ابن عربي در سمت و سوگيري نسبت به فرقه ملامتيه، محي الدين را ملامتي دانست و به تحليل تفاوت هاي ديدگاه هاي ابن عربي با نظريات ملامتي معروف (ابوعبدالرحمن مسلمي ) پرداخت: از نظر ابن عربي، ملامتيه به زمان و مكان خاصي تعلق ندارد، شيخ آنها حمدون قصار و بايزيد نيست بلكه ملامتيه ثروتمندان اهل طريق و حكماي قوم هستند، ملامتي كسي است كه نفس خود را در هنگام بيعت با خدا به خداوند مي فروشد... اولين سخنران بعدازظهر همايش هم دكتر دادبه بود كه به تحليل نامه ابن عربي كه به فخررازي نوشته شده بود، پرداخت و به نقد مطالب آن نامه در تبيين ديدگاه هاي فخر و اختلاف مشرب او با شيخ اكبر ايراد سخنراني كرد. سخنران بعدي هم دكتر محقق داماد بود كه به روش ابن عربي در تاويل و تفسير پرداخت. وي در سخنان خود به آيه 51 سوره شوري كه طمرق وحي را بيان مي كند عطف عنان كرد و گفت: محي الدين معتقد است (رسول ) در اين آيه جبرئيل نيست بلكه خود پيامبر است و بشر اينجا بشريت است و پاي گفت وگوي بشريت از طريق قرآن در ميان است. استاد دانشگاه شهيد بهشتي در ادامه سخنانش به اين موضوع پرداخت كه از ديدگاه محي الدين قرآن سخن مستمر و مستقيم خداوند است كه از حلقوم پيامبر شنيده مي شود. او پيشنهاد كرد كه با اين ديدگاه مي توان به تطبيق اين مفهوم پرداخت كه مقايسه نبوت در عقيده قرآني با نبوت در عقيده مسيحيت درست نيست بلكه بايد حضرت عيسي را به عنوان تجسد خداوند با مصحف و خود قرآن به عنوان تجسد و تجسم خداوند ( incarnated) در نظر گرفت. پس از سخنان وي و پرسش و پاسخ هايي پيرامون مسائل بيان شده محققان اسپانيايي و ايراني در جمعي صميمانه با فضايي معنوي به ميزگردي پيرامون نقش كنوني محي الدين و بهره گيري از او در تقابل با دنياي مدرن پرداختند و نقطه نظرات خود را به معرض نقد و نظر گذاشتند. در خاتمه كلام نيز دكتر ابراهيمي ديناني فصل الخطاب گفتمان را با اين سخن پايان داد كه: ما با ورود به عالم محي الدين و با سير و سلوك در گلزار پرگلش است كه مي توانيم به عالم معنا راه يابيم و نوشدارويي كارساز براي دردهاي امروزين بشر مدرن بيابيم وصف ترا گر كنند ور نكنند اهل فضل حاجت مشاطه نيست روي دل آرام را همايش نكوداشت شيخ اكبر ترجمان علوم رباني، صوفي بزرگ مرسيه اين چنين برگزار شد اما دهم تازه رويم هم خجل / هم شادمان هم تنگدل، زيرا اكرام شيخ مي بايست بسي فراخ تر انجام مي شد! برگزاري چنين نكوداشتي آن زمان موافق طبع مي آمد كه به لحاظ كمي و كيفي راهي را كه برمي گرفت به جايي دلالت مي شد! عدم تبليغات صحيح و در عين حال اطلاع رساني عجولانه باعث اين امر شد كه بازهم شيخ در مهجوريتش (جهاني نشسته در گوشه اي ) باقي بماند، در كشوري كه نواي طبل عرفان و معرفتش هيچ گاه از طنين در نيفتاده است چرا بايد مخاطبين همايش چنين عارف برجسته اي بس كم رمق ظاهر شوند، شايد اگر مدعوين داخلي و خارجي (اساتيد و دست اندركاران ) و دانشجويان انجمن حكمت را از ميزان حاضرين در همايش تفريق كنيم، عدد به بيست و سي هم بالغ نمي گرديد!! مگر دانشجويان و محققين عرفان در اين مرز و بوم يا حتي در همين شهر؟ كمند! (بخت خوابآلود ما بيدار خواهد شد؟ مگر) آيا عرضه آثاري كه تاكنون از شيخ به چاپ رسيده در كنار افتتاح پر دبدبه همايش در همان مركز همايش هاي صدا و سيما كاري سخت و دشوار؟ بود از اساتيد و علماي حوزه چرا خبري؟ نبود آيا شتاب در برگزاري مانع استقبال كم اساتيد و دانشجويان بود يا عدم اطلاع رساني و تبليغ؟ صحيح در اين همايش حتي كتابچه اي كوچك يا بروشوري اوليه براي معرفي جناب شيخ هم وجود؟ نداشت برگزاري چنين نكوداشتي با متولي شدن ستاد چهره هاي ماندگار و بقيه بخش هاي ذي ربط (بخش فرهنگي سفارت اسپانيا، انجمن آثار و مفاخر فرهنگي و... ) زيبنده بود كه بسي باشكوه تر برگزار هرچند مي شد كه تا همين حد نيز درخور قدرداني و دست مريزادي است! اما اي كاش كه در گلستان رنگ رنگ او درنگ بيشتري روا داشته مي شد! باشد كه در تجربيات بعديه، زانوي اشتر را با توكل بيشتري ببنديم و همايش هاي آتي را با قسمت خاطري درخور بگشاييم. نقش نامت كرده دل محراب تسبيح وجود تا سحر تسبيح گويان روي در محراب داشت