Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811120-60039S5

Date of Document: 2003-02-09

برش هاي كوتاه يك ظرف پر از كلوچه جرميا كيپ كمدي خارجي زيبا و جذاب اما كمي خنك و مرد آبكي بدون گذشته ساخته كارگردان فنلاندي آكي كوريسماكي كاري كاملا مدرسه اي است. فيلمي عجيب و غريب و تاحدودي هم بي مزه. دوست شدن قهرمان فيلم با يك سگ دوست داشتني كه تا پايان فيلم او را دنبال مي كند يكي از همكاران منتقد را حسابي از كوره به در برده بود. او شكايت داشت كه: اگر اين فيلم آمريكايي بود به خاطر آبكي بودن و تصنعي بودنش آن را مورد حمله قرار اما مي داديد چون يك فيلم خارجي است مي گوييد تاثرآور و رقت انگيز است. البته او حق دارد اما مردي بدون گذشته _ با شيرين كردن و حتي با دلنشين و جذاب نشان دادن اين وقايع _ توانايي فرار از اين برچسبها را دارد. زيرا كوريسماكي حس خطاناپذيري براي كنترل حال و هوا و فضاي فيلم دارد. هنرپيشه هاي كم حرف فيلم او مثل باستر كيتن با آن چهره سنگي اش در حومه پر از آشغال و كثافت هلسينكي ول مي گردند و منتظرند كه ببينند شانس و سرنوشت برايشان چه در چنته دارد. قهرمانان بي خانمان و بي پناه آن بازمانده هاي يكي از آن فيلم هاي كيتن و يا شايد چاپلين را به خاطر مي آورند (و بي شك نمونه بهتر آن فيلم هاي جيم جارموش هستند. ) سيگارهايي بي انتها مي كشند و بذله گويي هاي شيطنت آميزي را بين خود ردوبدل مي كنند. آنها گروهي از دلقك هاي بدون آينده، آواره و سرسختند. جو. م (نقش او را ماركوپتولتا بازي مي كند كه تا حدودي شبيه به بيل پولمن است. ) حافظه اش را از دست داده و مردي از طبقه كارگر است، به تازگي توسط ولگردهاي خياباني تا حد مرگ كتك خورده و قدم به قدم مراحل كشف دوباره خودش را طي جالب مي كند اينكه فيلم بدون كندوكاو در روح بيشتر به بررسي رفاقت هاي رو به رشد او با همسايه هايش مي پردازد: يك مالك و سرمايه دار پست و رذل كه كم كم ياد مي گيريم دوستش داشته باشيم، يك كارمند مهربان سپاه رستگاري (هنرپيشه هميشگي كورسيماكي يعني كتي اوتينن كه اين بار سرزنده تر و شادتر از شخصيت سرسخت و سردي كه در دختر كارخانه كبريت سازي بازي مي كرد ظاهر شده است ) و در آخر، سگ بامزه و دوست داشتني. هر چند كه مرد بدون گذشته درست مثل داستانش موضوعي تكراري و نخ نما دارد اما با فهرستي از هنرپيشه ها سعي در به دست آوردن جايگاه اش دارد و در نهايت رفته رفته مغلوبمان مي كند. البته رنگارنگي ليست هنرپيشه هاي آن به شيوه بازاري املي پلن نيست (آنها به شدت ساكتند ) بلكه، كيفيتي پراكنده اما صادقانه دارد كه از نكات برجسته آن است. به زودي تعدادي از شخصيت هاي جانبي سپاه رستگاري يك گروه موسيقي راكابيلي تشكيل مي دهند و كم كم عده آنها زيادتر مي شود. شايد بتوان به جاي مردي بدون گذشته آن را مردي بدون فايده ناميد.