Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811120-60038S4

Date of Document: 2003-02-09

گپ كوتاه با مهدي كرم پور كارگردان جايي ديگر سه نسل آرمان زده ميثم مولايي مهدي كرم پور متولد 1355 و فارغ التحصيل رشته هاي الكترونيك و كارگرداني سينما است. او تاكنون بيش از ده فيلم كوتاه ساخته. كرم پور از ابتداي امسال كارگرداني اولين فيلم بلند سينمايي اش جايي ديگر را آغاز كرد. به گفته كرم پور مسئولان ارشاد و بنياد سينمايي فارابي از مراحل ابتدايي اقدام براي پروانه ساخت تا آماده شدن فيلم پس از تدوين نهايي، كنترل دقيقي را روي پروژه داشته اند. چرا * تصميم گرفتيد فيلم بلند؟ بسازيد به اين خاطر كه فيلمنامه تان ظرفيت فيلم بلند را داشت يا فكر كرديد هرطور شده بايد فيلم بلند؟ بسازيد ببينيد من هم مثل خيلي از فيلمسازان ديگر مدت ها بود تلاش مي كردم تا فيلم كوتاه جدي گرفته شود. يك زماني در انجمن سينماي جوان كه آقاي صانعي مقدم هم عضو آن بودند، براي بررسي فيلم هاي كوتاه و نمايش آنها شورايي تشكيل داديم و در آن شورا فيلم كوتاه مهمي كه بعد از انقلاب ساخته شده بودند را ديديم و طبقه بندي كرديم تا شايد بتوان نمايششان داد كه به نتيجه نرسيد. همين طور تلاش كرديم در جشنواره فيلم فجر يك بخش به مسابقه فيلم هاي كوتاه اختصاص پيدا كند، كه خوشبختانه مثل اينكه امسال به نتيجه رسيده است. به هر حال مي خواهم بگويم فيلم كوتاه چون مهجور است، خوب عرضه نمي شود و مخاطبان كمي هم دارد. من دوست داشتم فيلمي بسازم كه امكان نمايش و عرضه آن براي عام وجود داشته باشد; به علاوه اينكه فيلمنامه جايي ديگر پتانسيل فيلم بلند را داشت و نمي شد در يك مدت كوتاه تعريفش كرد. به نظر من اصولا ايده يك فيلمنامه تعيين مي كند كه فيلم را بايد در بيست دقيقه جمع كرد يا نود دقيقه. ظاهرا * موضوع اصلي فيلم شما درباره مهاجرت است... در واقع موضوع درباره رفتن به جايي ديگر است! مي خواستم جايي ديگر درباره سه نسل آرمان زده يا آرمان خواه فعلي جامعه ما باشد. فكر كردم براي مطرح كردن اين نسل ها بهترين موضوع مهاجرت و رفتن به جايي ديگر است، چون همه ما دنبال جاي ديگري براي ادامه حيات مي گرديم. براي ترجمه انگليسي نام فيلم هم فكر كردم هيچ واژه اي غير از اتوپيا نمي تواند منظورمان را از جايي ديگر بيان كند. چون ماجرا درباره رفتن به يك جاي ديگر غير از اينجاست و نه فقط مهاجرت. يكي از تبعات اين رفتن مي تواند مهاجرت باشد. خيلي ها در اين دو دهه فكر كردند بايد آرمان و آمالشان را در اروپا يا آمريكا پيدا كنند و از سرزمين خودشان رفتند. بخش * قابل توجهي از فيلم هايي كه كار اول سازندگانشان بوده و در اين چند ساله توليد شده اند، از جنس سينمايي هستند كه معمولا كمترين مخاطب را دارند. خب آنها يك سري فيلم هاي ويتريني، كلكسيوني و اصطلاحا جشنواره اي هستند كه هيچ وقت مخاطب نداشته اند. اما من در ساخت اين فيلم اصلا به جشنواره ها فكر نمي كردم. اصلا هيچ وقت هم براساس شرايط توليدي كه به آن سينما ختم مي شود كار نكردم. اكثر عوامل فيلم هاي كوتاهم حرفه اي بودند، مثلا روي جاده نمناك را آقاي محمد آلادپوش فيلمبرداري كرد. اصلا نمي توانم قبول كنم براساس يك طرح يك صفحه اي يا يك ايده خام سر صحنه بروم و هميشه فيلمنامه كامل داشته ام. براي اين فيلم هم يك فيلمنامه كامل داشتم كه بار 58 بازنويسي شد موضوعي كه خيلي برايم اهميت داشت اتفاقا اين بود كه فيلم هرچه بيشتر مورد توجه مخاطب عام قرار به بگيرد همين خاطر از بازيگران حرفه اي استفاده كردم، خيلي هم به آن نوع رئاليسمي كه با نابازيگران و گاهي براساس زندگي خود آنها شكل مي گيرد اعتقاد ندارم. فكر مي كنم اين رئاليسم حتما بايد از صافي ذهن و فكر هنرمند عبور كند و خصوصا عنصر مهمي به نام تخيل هم به آن اضافه شود. براي * گرفتن پروانه ساخت هم مشكلي؟ داشتيد ما براي گرفتن پروانه ساخت طبق معمول نسخه هايي از فيلمنامه را به ارشاد و فارابي داديم. فيلمنامه جايي ديگر را مدير اسبق و مدير فعلي بخش فرهنگي فارابي _ وحيد طوفاني و محمود اربابي _ خواندند. عبدالله اسفندياري به عنوان مشاور عالي آقاي پزشك فيلمنامه را خواند، همين طور آقاي رئيسيان و صانعي مقدم، مدير كل اداره نظارت و ارزشيابي فيلمنامه را خواندند. خلاصه همگي كه فيلمنامه را خواندند و استوري بوردهاي من براي بخش هاي انيميشن فيلم را ديدند، پروانه ساخت گرفتيم. فيلمنامه * در اين دست به دست شدن ها تغييري هم؟ كرد اصلا به هيچ عنوان ما تا به حال تغييري در فيلمنامه نداده ايم. در واقع من به كار خودم مطمئن بودم و قصد نداشتم فيلم خيلي خاص و عجيب و غريبي كه سروصدا كند بسازم. جالب است كه در مرحله فيلمبرداري هم دو بار از بخش فرهنگي فارابي سر صحنه فيلم آمدند و بعد از فيلمبرداري راش ها را هم ديدند! بعد از راف كات آقاي اربابي خودشان با يك نفر ديگر كه من نمي شناختم آمدند فيلم را ديدند، فاين كات هم كه زديم نماينده ويژه فارابي را فرستادند كه فيلم را ايشان ببيند اول آمدند با ما دعوا كنند! اما بعدا كه فيلم را ديدند خيلي خوششان آمد و تا جايي كه من مي دانم گزارش خوبي هم نوشت و از فيلم تعريف كرد. ما فكر مي كرديم شايد تشويق مان هم بكنند. چون سعي كرده بوديم تا جايي كه مي شود در نوشتن فيلمنامه و در اجرا از تكنيك جذاب و تازه استفاده كنيم. اينكه * فيلمتان در جشنواره فجر حضور داشت، چقدر برايتان حائز اهميت؟ بود فقط به اين خاطر كه دوست داشتم فيلمم در ايران به نمايش درآيد و مخاطبان جشنواره فجر خيلي برايم مهم بودند، چون من فيلمم را براي ايران تصورم ساخته ام اين است كه فيلم براي آنها جذاب خواهد بود، چون من خيلي سعي كردم فيلم براي تماشاگراني كه نسبت به سينماي ايران به دليل وجود برخي فيلم هاي بي خاصيت بي تفاوت هستند و فيلم هاي اليور استون يا TV.M نگاه مي كنند هم جذاب باشد. به نظرم رسيد اگر كمي فكر كنيم مي توانيم مردمي را كه الان فيلم هاي خوب سينماي جهان را در خانه هايشان و با كيفيت هاي خوب مي بينند، دوباره به سينماها بكشانيم. من حداقل خواستم در جايي ديگر تلاشي در اين زمينه كرده باشم. تماشاگران جشنواره فجر از اين جهت برايم اهميت داشتند كه مخاطبان حساس تري هستند كه علاقه مند به سينمايند و فيلم مي بينند.