Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811119-60032S2

Date of Document: 2003-02-08

برخورد قرن بيست ويكمي گفت وگو با دومنيك هيل، كارگردان قصه زمستاني مهدي مقدم دومنيك هيل كارگردان اسكاتلندي كمپاني داندين رد است كه 12 سال به صورت حرفه اي در خدمت اين كمپاني بوده و نمايشنامه هاي بسياري را در داخل اسكاتلند و كشورهاي اروپايي كارگرداني كرده است. قصه زمستاني نمايش داده شده در سال 2001 ميلادي در تالار مخصوص كمپاني داندين رد كه تور داخل اسكاتلند نيز داشته براي اولين بار در يك كشور خارجي ( ايران ) به اجرا درآمده است. اين گفت وگو با همكاري دو مترجم پژمان موسوي و ليلا شهابي ممكن شد. *** * دليل انتخاب نمايشنامه قصه زمستاني شكسپير چه بوده و اين متن چه جذابيتي براي هيل داشته؟ است اكثر نوشته هاي شكسپير داراي كشمكش هاي زيادي بوده و فرق بين قسمت هاي تراژيك و كمدي كاملا مشخص است در صورتي كه در متن نمايشنامه قصه زمستاني اين گونه نيست و نمايش از يك تم آرامتري تبعيت مي كند و يك نوع رابطه عاشقانه آرامي را به تصوير مي كشد و اين دليل من براي انتخاب اين متن بوده است. لطفا * در مورد استفاده از عناصر موزون مثل نور، دكور و وسايل صحنه كمي توضيح دهيد. با توجه به اين موضوع كه ويليام شكسپير در چهارصد سال پيش مي زيسته من تلاش كردم كه با كمك گرفتن از ابزار مدرن زبان امروزي تري براي اين نمايش ارائه دهم تا نسل جديد بتواند بهتر از نمايش استفاده كند. چرا كه در انگليس هم مردم از درك مطالب مطرح شده توسط شكسپير مشكل حاد دارند پس ما تلاش كرديم كه با زبان ساده تر قصه را طرح كنيم. با * در نظر گرفتن مطالب فوق چرا شما به متن ادبي شكسپير وفادار مانده ايد، حتي در نمايش واژه هاي اصلي متن را حفظ كرده ايد. خيلي مسخره است كه من بخواهم متن شكسپير را به زبان امروزي به صورت محاوره اي دربياورم علت حفظ متن اصلي اين بوده كه عوامل مدرن به كمك گرفته بشوند تا متن روز را زنده نگاه دارند. مي خواهيم * شما تعريف دقيقي از مدرنيسم و عناصر آن را براي ما ارائه بدهيد و بعد تعريف دقيقي از نمايش كلاسيك را با عناصر و جزييات آن شرح دهيد تا ما ببينيم كه بين اين دو تعريف به زبان مشتركي دست پيدا كرده ايد كه باعث دقيق تر فهميدن متن توسط ما به عنوان تماشاگر شده است چرا كه ما فكر مي كنيم نه تنها اين موضوع اتفاق نيافتاده است بلكه درست عكس اين موضوع را شاهد بوديم. مخالفم، چون شما به عنوان يك كارگردان دنبال حسي هستيد كه آن را با عناصر مدرن ايفا كنيد چرا كه امروز در دنياي مدرن زيست مي كنيد و بايد همه چيز قابل فهم و درك باشد. چرا كه اصلا جالب نخواهد بود آن شخصيتي كه چهارصد سال پيش به آن فكر مي كرده را بخواهيد تصوير كنيد. هدف رسيدن به حسي است كه شكسپير چهارصد سال پيش به آن رسيده بوده و آن را با فضاي امروز بسط دهيم و آن را بيان كنيم. درواقع من همان كاري را كردم كه شكسپير انجام چرا داده كه خود شكسپير قصه زمستاني را خود از مردي شنيده و گرفته كه دويست سال پيش از او مي زيسته و آن را با عناصر قرن 16 انگلستان تطبيق داده و سازگار كرده است. دقيقا شكسپير نيامده اين متن را به زبان قديمي آن اجرا كند بلكه زبان را از قرن شانزدهم گرفته و عناصر عصر خودش را انتخاب كرده است. ما * به عنوان تماشاگر حق داريم بازيگراني را كه روي صحنه هستند باور كنيم و به عنوان كارگردان وظيفه داريد كه اين باور را به ما؟ بقبولانيد در حقيقت شخصيت هايي كه بازي مي كنند بستگي دارد كه چگونه ارتباط برقرار كنند و مفهوم را به تماشاگر برسانند و احساسشان را القا كنند. فرق * وجود دارد در شكست خوردن يك مرد قرن بيستمي و يك مرد قرن شانزدهمي چرا كه مرد امروز هيچ وقت در موقع شكست دائم زانو؟ نمي زند هدف من اين نبوده كه بخواهم به سبك ناتوراليسم كار كنم و آن چيزي كه شما مي خواهيد را به صورت ناتوراليستي نشان دهم درواقع چيزي كه من خلق كردم ميكس بين متن فضاي شكسپير و عناصر دنياي مدرن بوده و من سعي كردم كه فضا را با زانو زدن مرد حفظ كنم آمدن، راهبه ها و آوردن آن لوح سنگي عناصر مدرن را نيز با آنها تلفيق كردم. درواقع شكسپير نيز همين كار را كرده چرا كه در بوهمياي شكسپير در نمايشنامه مي دانيم كه اصلا بوهميا ساحل ندارد و واقعيت اين است كه شكسپير در متن ساحل به وجود آورده و از عوامل مختلف استفاده كرده تا منظورش را بيان كند. مسائل ضد و نقيض را در كنار هم قرار داده تا بتواند مفهوم را بيان كند همان كاري كه من كردم عناصر مختلف و متضاد را در يك جا جمع كردم تا دنياي خودم را خلق كنم. مي پردازيم * به ريتم حاكم بر نمايش; مي خواستم بپرسم كه چرا نمايش در پرده اول با ريتم كند دنبال مي شود كه البته اين خواست متن بوده ولي در قسمت دوم بعد از آنتراكت نمايش شتاب بيشتري به خود مي گيرد تا به پايان؟ برسد قسمت دوم نمايش در بوهيما اتفاق مي افتد كه سرزميني خيالي است و پر از شور و اشتياق و هيجان و سرعت و شادي است و من نمي توانستم آنها را با حركت آهسته و دراماتيك نشان دهم چرا كه اين امر با محتواي بوهمياي خيالي در تناقض و ضديت است. به * عنوان كسي كه از جامعه مسيحي و دموكراتيك وارد جامعه مسلمان شده ايد، نگاه تماشاگر ايراني را چگونه؟ ديديد آنها را افرادي حريص ديديد يا نه انسان هاي معتدل و؟ آرام مخصوصا در پرده اي كه در بوهميا اجرا مي شود كه عاشقانه تر؟ است به طور كلي مي توانم بگويم كه من به شخصه نمي دانم تماشاگر ايراني چه دركي از مذهب و اسلام دارد چرا كه نظرها متفاوت است و همين طور درك آنها از نمايش; چرا كه تصوير مشكوك و گفتار مشكوك تر همسر پادشاه بوهميا كه باعث برانگيخته شدن حس سوءظن و حسادت پادشاه نسبت به ملكه مي شود شايد اين سوءظن و حسادت پادشاه را تاييد كنند و شايد افراد ديگري نوع ديگري از روابط پادشاه و ملكه را كه در آخر همديگر را در آغوش مي كشند را تاييد كنند. ولي در كل نگاه تماشاگر ايراني را نگاه معتدل و آرامي درك كردم كه بسيار جست وجوگر است. اسكاتلند * به عنوان يك كشور داراي اسطوره وجه شباهت زيادي با كشور ما دارد آيا همانطور كه ما وايكينگ ها را مي شناسيم ايشان هم اسطوره هاي ما را؟ مي شناسند بله در اين چند روز با مولوي، فردوسي، عطار و نظامي آشنا شدم كه متون اين بزرگان مرا بسيار جذب كرد و علاقه مند هستم كه اين متون را بيشتر مورد مطالعه قرار دهم.