Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811119-60032S1

Date of Document: 2003-02-08

تابلوهاي پراكنده گفت وگو با رضا حداد كارگردان نمايش رضا حداد كارگردان جوان ايراني امسال با اجراي متن كسي نيست اين همه داستان ها را به ياد آورد از محمد چرمشير جسارت و نوگرايي ويژه اي را تجربه كرد. او كه پيش از اين رستم از شاهنامه رفت از منيرو رواني پور را اجرا كرده بود در اجراي اين اثر از تعاريف و شكل هاي كلاسيك در تئاتر فاصله زيادي گرفته و به زعم برخي منتقدان نيز در به دست آوردن فضا و جنس كار موفق عمل كرده. رضا حداد فارغ التحصيل رشته كارگرداني است و به تازگي گروه سايه را تاسيس كرده كه گفت وگوي زير درباره اجراي جشنواره امسال است. حامد صفايي اين متن ساختاري كلاژگونه داردتصويرچندپاره و قطعه قطعه اي است از وضعيت ما در جهان معاصر آقاي * حداد در مورد تحصيلات، كارهايي كه قبلا به صحنه آورديد و حضورتان در جشنواره هاي پيشين يك توضيح كوتاه بدهيد. كارشناس ارشد رشته كارگرداني تئاتر هستم و ليسانس ادبيات نمايشي دارم. از سال 72 كار نمايش را به طور جدي آغاز كردم. يكي از اولين نمايش هايي كه كار كردم نوشته مرحوم مجيد افشاريان بود، به نام آدمون و ارغوان در دانشگاه با محمد چرمشير آشنا شدم و يكي از نوشته هاي ايشان را به نام تعزيت اجرا كردم كه برداشت آزادي از شازده كوچولو اثر اگزوپري بود. بعد از آن متني از خانم رواني پور را اجرا كردم به نام رستم از شاهنامه رفت كه نگاهي به زندگي جهان پهلوان تختي داشت. در سال هاي بعد يك كمدي از مولير را روي صحنه بردم به نام نيرنگ هاي اسكاپن. در * جشنواره هاي قبلي هم حضور؟ داشتيد در جشنواره سنتي شازده كوچولو اگزوپري را كار كرده بودم. در جشنواره دو سال پيش هم كار خانم رواني پور را در بخش ويژه اجرا كردم. در * چه گروه هايي عضويت؟ داشتيد من عضو هيچ گروهي نبودم. فقط در شيراز با مرحوم افشاريان كار مي كردم. كمي * در مورد گروه سايه و كارگاه تئاتر ايران توضيح دهيد. گروه تئاتر سايه، گروه جواني است كه اولين تجربه حرفه اي آن، اجراي كسي نيست همه داستان ها را به ياد آورد در بيست و يكمين جشنواره تئاتر فجر بوده است. در مورد كارگاه تئاتر ايران هم بايد بگويم كه اين كارگاه به عنوان مركزي با هدف توسعه و گسترش تئاتر تجربي ايجاد شده است و در حال حاضر نشستگاه دو گروه تئاتر بازي و آفتاب است و طبيعتا به دليل گرايش گروه تئاتر سايه به تئاتر حرفه اي تجربي، اجراي نمايش كسي نيست همه داستان ها را به ياد آورد با همكاري و حمايت كارگاه تئاتر ايران صورت گرفته است. الان * اعضاي ثابت شما چه كساني هستند. آيا كارگردان گروه فقط شما؟ هستيد در مورد بازيگران چطور آيا بازيگران ثابت هستند يا عوض؟ مي شوند از نظر من داشتن يك گروه نمايش به معني داشتن يك گروه ثابت بازيگري نيست بلكه به معني داشتن يك تيم اجراي ثابت شامل گروه كارگرداني، نويسنده، دراماتورژ و طراح صحنه است و از بازيگران به فراخور متون متفاوت دعوت به همكاري خواهد شد. در * مورد متني كه اجرا شد توضيح دهيد; اينكه چرا اين متن را انتخاب و چطور آن را براي اجرا تحليل؟ كرديد يادم هست اولين باري كه متن چرمشير را خواندم به شدت شوكه شدم. شايد به اين دليل كه متن اصلا با قراردادها و تعاريفي كه من در مورد يك نمايشنامه در ذهن داشتم سازگار نبود و همين تفاوت باعث شد كه من به اجراي متن و كسب يك تجربه جديد نمايشي دست از بزنم نظر من، متن آقاي چرمشير متن ساختارشكني است كه در آن ساختار دراماتيك بديعي خلق شده است. ضمن اينكه جذابيت آن نيز تحت الشعاع غير متعارف بودن كار قرار نگرفته است. خيلي ها ممكن است اساسا نسبت به نمايش بودن اين متن و دراماتيك بودن آن مشكوك باشند و البته اين شك، بسيار شك خوبي است و طبيعي است كه در هر كار جسورانه اي هم پيش مي آيد. ولي نبايد آن قدر نگران بود كه از به وجود آمدن تجربه هاي جديد جلوگيري كرد. اين متن ساختاري كلاژگونه دارد. تصوير چند پاره و قطعه قطعه اي است از وضعيت ما، در جهان معاصر. جهاني كه سراسر كثرت و تنوع وضعيت است مخاطب در قبال اين متن، وضعيت بازديدكننده يك گالري است كه در تابلوهاي مختلف آن تمي از مرگ و ويراني ترسيم شده است. براي * اينكه يك انسجام و نگاه دروني يا روح كلي به اثر حاكم شود كه گسيختگي تابلوها باعث گسيختگي متن و اجرا نشود از چه راهكارهايي استفاده؟ كرديد من اصلا سعي نكردم كه به قول شما از هم گسيختگي موجود در تابلوها را تعديل كنم يا مثلا انسجام به وجود بياورم. اتفاقا برعكس. سعي فراواني شد تا اين از هم گسيختگي تشديد شود و شما در كل اجرا از نوع اصوات و موسيقي، نور و طراحي صحنه مي توانيد اين تشديد را احساس كنيد. علت هم اين بود كه اساسا متن نمايش از نظر من يك متن منسجم است كه به شكلي عامدانه در آن يك اغتشاش به وجود آمده و كار من به عنوان كارگردان تنها اين بود كه مناسبترين راهكارهاي نمايشي كردن اين اغتشاش را اجرا كنم. مكانيسم اجرايي اين نمايش در حقيقت محصول يك كار آزمايشگاهي يا بهتر بگويم كارگاهي است. ما سعي كرديم با ايجاد يك فضاي كارگاهي در گروه براي هر يك از تابلوها اتودهاي متفاوت و گاهي اوقات كاملا متضادي را آزمايش كنيم. اتودهايي كه در تمام آن تنها يك اصل را به عنوان قانون تعريف كرده بوديم و آن اصل اين بود كه با افزايش تاثير كنش هاي نمايشي در هر تابلو نوع تاثيرگذاري ديالوگ ها را كاملا متفاوت كنيم. فعلا تمايل زيادي به اينكه موضوع را تحليل كنم ندارم. بي صبرانه انتظار اجراي عمومي اين كار را مي كشم و بازخورد مخاطب بسيار برايم جذاب و حساس خواهد بود و گمان مي كنم بعد از اجراي عمومي و دريافت بازخورد تماشاگران فرصت مناسبتري براي تحليل كار باشد. در * بروشور اسم آقاي پسياني به عنوان يكي از مشاوران شما ديده مي شد، تاثير حضور آقاي پسياني به عنوان كسي كه پيش از شما با محمد چرمشير متن هاي ويژه اي شبيه گنگ خوابديده را كار كرده در روند دستيابي به اجرا چه؟ بود خوب آقاي پسياني يكي از مشاوران من بودند و اين تجربه براي من بسيار تجربه لذت بخش و جذابي بود. بايد بگويم آقاي پسياني نه تنها بر من كه بر تمام نسل جوان علاقه مند به تئاتر تجربي تاثيرگذار بوده اند و اين تاثير بيشتر ناشي از نگاه ويژه ايشان و جسارتي است كه در اجراي تئاتر تجربي دارند. روند * تمرين ها با بازيگران چگونه بود. تمرين ها بيشتر فردي بود يا؟ جمعي نكته ديگر آن كه شما از بازيگراني استفاده كرده بوديد كه بعضا حرفه اي بودند و از طرفي نقش ها خيلي كوتاه بود آيا خواستن اين موضوع از بازيگران كه فقط چند دقيقه در صحنه حضور داشته باشند و در طول نمايش گوشه صحنه بنشينند مسئله اي را ايجاد؟ نكرد عكس هاي اين نمايش: نيمابانكي متن را 63 جلسه تمرين كرديم كه فكر مي كنم مناسب هم بود و به تمام آن چيزهايي كه مي خواستم در تمرين رسيديم البته طبيعي است كه با يك عده از بازيگرها بيشتر تمرين شده و عده اي ديگر كمتر. با عده اي نيز به صورت فردي تمرين شده چرا كه اين جنس از بازي نياز داشت بيشتر خلاقيت هاي فردي بروز كند كه براي اين منظور تمرين هاي فردي بيشتري انجام دادم تا خلاقيت هاي نابشان را پيدا كنم. من كليدهاي مختلفي به آنها مي دادم، به يك عده مي گفتم كه فقط متن را اجرا كنند، از عده ديگر مي خواستم كه ضد متن كار كنند و مي خواستم كنشي را براي اين موضوعات انتخاب كنند كه اين كنش ها كاملا متن را از بين ببرد. مسئله ديگر اينكه چون ما قطعات كوتاهي را اجرا مي كرديم و همه چيز كنسرو شده بود بايد بازيگران توانايي را انتخاب مي كرديم. براي بازيگرها هم مهم اين بود كه كار خوب اجرا شود و مي خواستند كه يك تابلوي سه دقيقه اي را خيلي خوب و به يادماندني اجرا كنند. ضمن اينكه تجربه چنين كارهايي براي بازيگرها خيلي مهم بود. طبيعي است كه هر بازيگري دوست دارد تجربه اي جديد داشته باشد. فكر * مي كنيد كي اجراي عمومي؟ مي گيريد احتمالا در مرداد ماه. آيا * تغييري هم در اجرا داده؟ مي شود فكر نمي كنم تغييرات زيادي داشته باشيم. البته احتمالا در موسيقي تغييراتي داشته زيرا باشيم يكي از اين عناصري كه در ساختار كار اهميت بسياري دارد موسيقي است و طبيعي است كه ما به دليل شرايط خاص جشنواره و محدوديت هاي موجود نمي توانستيم به كيفيت صوتي مطلوبي دست پيدا كنيم اميدوارم در اجراي عمومي اين نواقص رفع شده باشد. فكر * مي كنيد جشنواره امسال به لحاظ كيفي چطور؟ بود من فقط تمرين هاي اول كار آقاي پسياني را ديدم و چند كار خارجي. متاسفانه از كارهاي ايراني چيزي نديدم به دليل اينكه خودم تا شبهاي آخر مشغول آماده سازي كار بودم ولي تنها چيزي كه حس مي كنم اين است كه جشنواره امسال نشان داد كه همه دوست دارند دست به تجربه هاي جديد بزنند، تجربه هايي كه شايد نتيجه اش خيلي مهم نيست ولي اتفاق افتادن آنها به پويايي تئاتر كشور كمك مي كند، خوشبختانه مسئولين تئاتر هم اين بستر را به وجود آوردند و اين موضوع در جشنواره امسال كاملا مشهود است. البته طبيعي است كه اين تجربه ها بدون حمايت مركز هنرهاي نمايشي به بار نخواهد نشست. به * نظر شما مركز حمايت جدي؟ مي كند حضور كارگردان هاي جوان در اين سطح و با اين تعداد نشانه وجود همين حمايت است. حمايتي كه من قلبا اميدوارم تداوم داشته باشد و تنها يك سياست مقطعي نباشد.