Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811119-60031S1

Date of Document: 2003-02-08

جادوگر نيس ماجراي زندگي گرنوت روهر آلماني فرانسوا دوفاي ترجمه: سهيلا قاسمي امه ژاكه معتقد بزرگي است كه خوبمي دانندزمين بازي از همه چيز مهم تر است آرامش او واقعا مرا تحت تاثير قرار داده هرچندكه در شخصيت او رمز و راز بسياري نهفته است تنها چيزي كه در وجود او به آلماني هاشباهت دارد خونسردي است آنقدرخونسرد كه وقتي بازيكنانش در برابر ضربه آزادديوار دفاعي تشكيل مي دهند ترجيح مي دهديك گل بخورنداما توپ به صورت بچه ها برخورد نكند ناجي جوجه عقابها، معجزه اي به وجود آورده است. تيم نيس همچنان در ليگ قهرماني فوتبال فرانسه (لوشامپيونا ) شگفتي خلق مي كند. با هم سري به اين باشگاه مي زنيم تا با اين آلماني دوستدار فرانسه بيشتر آشنا شويم. *** از پنجره دفتر كار گرنوت روهر، مستطيل سبز زمين هاي تمرين باشگاه نيس كاملا قابل مشاهده صداي است فرياد بازيكنان و بدنه فلزي خودروهايي كه سراسر حاشيه زمين را پر كرده، بيش از هر چيز ديگر جلب توجه مي كند. كلبه فلزي كوچكي كه در گوشه اي تعبيه شده، يادآور فيلم هاي نئوكلاسيك است. اينها اولين تصاويري است كه از باشگاه نيس در ذهن باقي مي ماند. باشگاهي كه هنوز جايگاه درست يك باشگاه دسته اولي ليگ فرانسه را به دست نياورده است. چه اهميتي دارد كه شرايط كاري مساعد نيست، در عوض ديوارهاي زردرنگ باشگاه را بريده جرايد مختلف تزيين كرده كه رويشان نوشته شده: گرنوت روهر، سرمربي نيس، واقعا مرد خوشبختي است. اين باشگاه كه از نظر بودجه، نوزدهمين باشگاه دسته اولي فرانسه محسوب مي شود، يكي از قدرتمندترين هاي اين دوره لوشامپيونا است و چندين بار توانسته در استاديوم فرسوده اش به تيم هاي قدر قدرتي چون المپيك مارسي و يا پاري _ سن _ ژرمن بخندد. نيس، اين شهر قديمي كه در نظر شهرهاي ديگر مترادف با پول و آشپزي است، هرگز در تاريخ تيمش _ كه كمترين حقوق ممكن را به بازيكنان پرداخت مي كند _ چنين بازيكنان جوان، پركار و همبسته اي را نديده است. همه چيز به يمن حضور اين اعجوبه آلماني به دست آمده، او است كه باعث شده نيس سري در ميان سرها داشته باشد. گرنوت نه تنها تيمش را از دسته هاي پايين تر بالا آورده، بلكه از بسياري تيم هاي بزرگ هم پيشي گرفته است. او به بازيكنانش بجنگند كه باشگاهشان از سقوط به دسته سوم، به دليل آموخته كه از پول بگذرند و آنقدر كسري بودجه، نجات پيدا كند. اواست كه به جوجه عقابها ياد داده با سازماندهي فولادين، انتقام خود را بگيرند. درعين حال هيچ گاه هم لبخند هميشگي اش را فراموش نمي كند. اين مرد اهل مانهايم، با آن لهجه اي كه در فرانسه صحبت كردنش دارد و با آن فيزيك بي نقص، هيچ شباهتي به آلماني ها ندارد. روهربيش از آنچه كه به تصور درآيد، مهربان است و فلسفه اش اين است كه ملايمت بيش از تحكم نتيجه بخش است. يك روزنامه نگار در مورد او نوشته: ;روهر عاشق ارتباط برقرار كردن با ديگران است و اين كار برايش يك بازي محسوب مي شود.; تنها چيزي كه در وجوداو به آلماني ها شباهت دارد، خونسردي است. آنقدر خونسرد كه وقتي بازيكنانش در برابر ضربه آزاد، ديوار دفاعي تشكيل مي دهند، ترجيح مي دهد يك گل بخورند، اما توپ به صورت بچه ها برخورد نكند! يكي از بازيكنان مي گويد: مربي ما خيلي سخت گير است، اما در عوض بسيار آرام و خونسرد با مسائل برخورد مي كند. او با باز كردن در رختكن ها به روي خبرنگاران و همچنين فراهم كردن موجبات سفر مردانش، حسن نيت و روابط عمومي بالايش را نشان مي دهد. وي در عين حال به خوبي مي داند كه اگر بازيكنان هدف اصلي را به فراموشي بسپارند، همه چيز از دست مي رود. وي مي گويد: بهترين حقوقي كه يك بازيكن نيس مي گيرد 23000 يورو در ماه است كه به اورسون برزيلي تعلق مي گيرد. در فوتبال امروز، اين مبلغ اصلا به حساب نمي آيد. با اين حال روهر هم مثل ساير بازيكنانش سوار جگوار مي شود. اين هديه توسط يكي از شركت هاي محلي واردكننده خودرو تقديم او شده تا شايد پاسخي به تلاش هايش باشد. اين مربي 50 ساله فرانسوي _ آلماني موفقيت ديرهنگامش را بدون هيچ انگيزه انتقامي جشن مي گيرد. او سال هاي سال در فوتبال فرانسه حضور داشت و زماني هم با بهترين هاي اين كشور هم بازي بود. حضورش در بوردو، در كنار ژيرس وتيگانا بهترين چيزي است كه در زندگي تجربه كرده، اما در عين حال اين دوران بدترين دوره زندگي اش هم بود، چرا كه شكست هاي متعدد و رفتارهاي احمقانه برخي افراد كه به دليل مليتش او را آزار مي دادند، غيرقابل تحمل شده بود. بعدها هم زماني كه مربي كرتل شد، جايگاه هاي خالي تماشاگران او را آزار مي داد، گويي هيچ كس دوست نداشت به تماشاي بازي هايي كه يك آلماني هدايت مي كند، بنشيند. هيچ يك از اين رفتارها موجب نشد در فرانسه دوستي او، ميراثي كه از والدينش بر جاي مانده بود خللي وارد شود. ماجراي پيوند خانواده روهر با فرانسه در سال 1945 در آرتوا و از پشت سيم خاردارهاي يكي از اردوگاه هاي زندانيان جنگي آغاز روهر شد پدر، كه آموزگار يكي از دبيرستان هاي عادي بود، با يونيفورم سبز مايل به خاكستري سربازان آلماني دستگير شده و به اين اردوگاه منتقل شد. در آنجا او تيمي تشكيل داد و مسابقات بين اردوگاه ها را برگزار كرد. گرنوت با لبخند شيطنت آميزي مي گويد: پدرم گفته بود برادر اسكار روهر بازيكن بين المللي آلماني است. اسكار در سال 1938 و با لباس استراسبورگ بهترين گلزن ليگ فرانسه شده بود. در حقيقت اسكار عموي پدرم بود. اين مسئله باعث شد كه پس از يك سال پدرم آزاد شود. گرنوت پا جاي پاي عموي بزرگش گذاشت و در دهه 70 زمان فرانتس بكن باوئر با پيراهن باشگاه بزرگ بايرن مونيخ ظاهر شد. از آن دوران هم تيمي هاي سطح بالا، آرامش، بازي جوانمردانه و شوخي ها و خنده هاي لذتبخش درون رختكن در خاطر او باقي مانده است. يك مصدوميت شديد، به سرعت اين روزهاي زيبا را از روهر گرفت و ناگزير راهي تيم ژيروندن بوردو از شد سال 1977 تا 1989 اين مدافع كه لقب سختي آلماني گرفته بود نگهبان دروازه باسك ها شد. او همانند هنرمنداني چون مارادونا و پلاتيني، وجهه اسطوره بزرگ دفاع را به دست آورد. يكبار رفتاري از خود نشان داد كه همه دوستداران بوردو حيرت كردند. او به آلن ژيرس، هم تيمي سابقش كه خيانت كرده و به مارسي پيوسته بود گفت: خيانت براي حفظ موقعيت، هيچ فرقي با از دست دادن موقعيت ندارد. امه ژاكه، به خاطر مي آورد: او بازيكن متوسطي بود كه با تلاش زياد روي ضعف هايش سرپوش مي گذاشت. او با سايرين همكاري بسيار خوبي داشت و به طرز عجيبي قادر بود حركات بازيكن حريف را پيشاپيش حدس بزند. عشق به حرفه مربيگري را از امه ژاكه آموخت. زماني هم مربيگري تيم جوانان ژيروندن را به عهده گرفت. پس از آن در راس تيم اصلي قرار گرفت و توانست زيدان، دوگاري و ليزارازو را تا فينال جام اروپا پيش ببرد. بازي فينال در برابر بايرن انجام شد و نتيجه به دست آمده باعث شد كه دوباره او را به تيم جوانان بفرستند. رولان كوربي هم جاي او در تيم اصلي را آيا گرفت اين مسئله باعث شد كه روهر مهربان احساس كند به شخصيتش توهين؟ شده خودش مي گويد خير، چون عشق او به جنوب غرب و زندگي خصوصي اش، آنقدر برايش مهم بود كه اصلا به اين مسائل توجهي نداشت: به خاطر خانه ام در لژ _ كاپ _ فره و براي تماشاي جزر و مد دريا و طلوع و غروب خورشيد در اينجا ماندم. نمي توانستم خودم را از تماشاي تصوير طلوع خورشيد در آركاشون محروم كنم. در سال 1998 از راين گذشت و مديريت باشگاه فرانكفورت را به عهده گرفت. گويي تقدير چنين بود كه مدام با شكست مواجه شود و در اينجا بود كه باز هم وضعيت ناخوشايند ديگري را تجربه كرد: مربي باشگاه، شيوه هاي كهنه و ناكارآمدي ارائه مي كرد و معتقد بود كه حتما بايد روش بازي سنتي آلماني را ادامه دهد. او مدام حرف مي زد و ناچار شدم كس ديگري را به جايش بياورم. مربي جديد هم به نوبه خود چنين روشي داشت بنابراين مجبور شدم استعفا بدهم. تيم نيس در اين فصل مدام در سه جايگاه بالاي جدول ليگ دسته يك حضور داشته و هفته ها نيز در راس آن جاي گرفته. براي روهر اين موفقيت، شيرين ترين و سالم ترين روش اعاده حيثيت بوده است. او در پنجمين شهر فرانسه، در عمارتي زندگي مي كند كه گردشگاه انگليسي ها است و تنها سوالي كه ذهنش را به خود مشغول داشته اين است كه آيا خواهد توانست به وضعيت ثابت و پايداري دست پيدا؟ كند احتمال دارد كه در پايان فصل، افراد طمعكار باشگاه هاي ديگر، بازيكنان خوبش را از او بگيرند. از سويي ديگر، باشگاه وضعيت به هم ريخته اي دارد. معاون اول شهردار نيس با اين باشگاه در جنگي دائمي است. ماريوس ترزور، هم تيمي سابق روهر مي گويد: گرنوت اگر پيشنهاد خوبي از باشگاه هاي ديگر دريافت كند، صددرصد روي آنها فكر خواهد كرد. او مردي اهل تجارت است و اينجا اصلا وضعيت مناسبي ندارد. البته ماريوس با اين حرف بيشتر به هتل روهر در كاپ _ فره اشاره او دارد با جايزه اي كه در جام يورو 1996 به دست آورده بود اين هتل را خريداري امه كرد ژاكه معتقد است: فوتبال تبديل به بازي تجارت شده، اما گرنوت از آن دسته مربيان بزرگي است كه خوب مي دانند زمين بازي از همه چيز مهم تر است. آرامش او واقعا مرا تحت تاثير قرار داده، هرچند كه در شخصيت او رمز و راز بسياري نهفته است. زماني كه از زادگاهش سخن مي گويد، افكار سياسي اش آرام آرام از اعماق فكرش بيرون مي آيند و در زبانش جاري مي شوند. مربي باشگاه نيس در مورد شرودر مي گويد: او چهره اي دوست داشتني است كه به فوتبال عشق مي ورزد. از نظر سياسي روهر، بيشتر طرفدار حزب دموكرات مسيحي است تا سوسيال دموكرات. ميتران رئيس جمهور سابق فرانسه مخالفت با اتحاد را مسخره مي كرد و مي گفت نبايد از آلمان واهمه داشت. اين آلماني ساده معتقد است: ما نسل پس از جنگ هستيم و بعد از همه اين ماجراها به دنيا آمده ايم، به همين دليل خود را محكوم نمي دانيم. سرانجام در سال 1998 اين حس در او رخنه كرد و تصميم گرفت براي گرامي داشت نيول فردي كه قرباني يكي از هوليگان هاي آلماني شده بود، مسابقه اي ترتيب دهد. تلويزيون هاي آلمان از اين فرصت استفاده كرده و آن را مناسبتي براي چهلمين سال معاهده فرانسه _ آلمان تعبير كردند. از نظر روهر اين دو كشور كه به طور بسيار منطقي با هم قرارداد صلح بسته اند، روابط خوبي دارند: اين دو كشور مثل دو زوج تكميل كننده هم هستند و يكديگر را تحسين مي كنند. او و همسر بوردويي اش به تازگي صاحب يك پسر شده اند. يك اروپايي كوچولو كه نام عموي بزرگ پدرش اسكار (Oskar) را رويش گذاشته اند. توپچي قهاري كه در فاصله بين دو جنگ جهاني، دفاع فرانسويان را درهم مي كوبيد و دروازه هايشان را فتح مي كرد. البته نام اين كوچولو به جاي K با C نوشته مي شود. لوپوئن