Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811119-60027S2

Date of Document: 2003-02-08

ارتش دموكراسي فرزانه روستايي ژنرال نجيب الصالحي نظامي ميانه رو ارتش عراق از عشيره بني جميل و قبيله صالحي، عضو كنگره ملي عراق و شوراي فرماندها ن در سال 1996 از عراق به اردن گريخت و پس از 4 سال راهي آمريكا شد. آخرين درجه نظامي او سرتيپ گردان تانك گارد رياست جمهوري بوده است. وي رئيس ستاد لشگر زرهي، مدرس كالج نظامي بغداد، افسر ارشد فرماندهي كل ارتش و رئيس ستاد واحد مكانيزه ارتش عراق بوده است. اين سرتيپ 51 ساله عراقي مدارك تحصيلي چندي از دانشكده هاي نظامي مختلف بغداد و مسكو دارد. برخلاف نظاميان كه جز با لوله تفنگ آشنا نيستند با قلم نيز نامانوس نبوده و كتابي به نام زلزال پيرامون قيام مردمي سال 1991 شيعيان عراق نوشته وي است عضو جنبش افسران آزاد عراق است كه حداقل در اوراق چاپي، خواستار برگزاري انتخابات آزاد، برقراري يك نظام دموكراتيك و احياي حق شهروندي پس از سرنگوني رژيم صدام است. در چارچوب چنين سوابقي ديدارهايي از كشورهاي منطقه از جمله ايران داشته و تنها افسر ارشد عراقي است كه با دعوت رسمي از كويت ديدار كرده است. در جامعه اي كه عرق و غرور قبيله اي از ملاك هاي انساني ظهور و سقوط حاكميت سياسي در سطح ملي منطقه اي و حتي محلي است تعلق وي به طايفه اي بزرگ كه جمعي از سياسيون با سابقه عراق نيز از آن بوده اند ملاكي نسبي است كه شانس وي را براي حضور در مدارهاي عاليه قدرت افزايش مي دهد. به خصوص كه جمعي از جمعيت وابسته به اين قبيله در سوريه و اردن و نيز در مجاورت مرز كويت زندگي مي كنند. صالحي ها هم عرب هستند هم كرد و هم تركمن. هم شيعه اند و هم سني. مركز اصلي قبيله مركز عراق حوالي بغداد و دياله و سليمانيه است. كردها و تركمن هاي صالحي در شمال عراق و در مناطق نفت خيز زندگي مي كنند. پراكندگي و تعلق خاطر صالحي ها در شكل هاي مختلف و در سراسر عراق ميكروفيلمي عيني از جامعه عراق است و برخلاف ديگر گروه هاي قبيلگي عراقي حاكي از ملي بودن صالحي هاست. همين عاملي است كه حضور يك افسر ارشد از ميان صالحي ها را با اهميت مي سازد. يكي از نويسندگان درباره اين قبيله مي نويسد كه ويژگي زندگي صحرانشين صالحي ها را چنان پرداخته كه از جنگ نمي هراسند زيرا همواره در معرض تهديد و غارت و مهاجرت قرار داشته اند. به اين ترتيب شايد هركس كه تعلق به اين قبيله داشته باشد را بتوان پلي بين تعلقات نژادي، قبيلگي، و مذهبي در عراق ناميد. حال بايد ديد در شرايطي همچون عراق كه در آستانه فروپاشي ساختار سياسي اقتصادي نظامي قرار دارد سال ها تحريم بين المللي را تحمل كرده، عملا به دو بخش شمالي و جنوبي و به عبارتي به سه بخش تقسيم شده است كه هر سه تجربه سال ها استبداد و سركوب و حتي قتل و غارت از سوي نظاميان را در پيشينه خود دارند و هر خانواده اي منفك از تعلقات قبيله اي اش، عضوي از خانواده را در جريان جنگ ايران و عراق، حمله عراق به كويت يا در اثر محروميت هاي غذايي، درماني و بهداشتي از دست داده است آيا اصلا هيچ عنصري مي تواند نقش وحدت بخش را برعهده بگيرد. عراقي ها بارها از شمال به جنوب، از جنوب به شمال، از مركز به حاشيه رانده شده اند. غارت اموال كساني كه اجداد ايراني داشته اند و تهديد آناني كه اقوامي در سوريه دارند يا پيروي آشكاري از قدرت حاكم ندارند و احساسات خود را به طرفداري از كاريزماي خود تراشيده به صراحت بيان نمي كنند قطعاتي از زندگي در كشوري به نام عراق است. با اين حال، بسياري با آمال خوش رنگ و لعاب براي آينده، برنامه ريزي مي كنند: اقتصاد آزاد، دموكراسي، انتخابات، جامعه چندصدايي مطبوعات آزاد و از به حاشيه راندن نظاميان سخن مي گويند. همانطور كه صدام حسين قبل از صعود به قدرت و قبل از اينكه ريشه خود را در كليه حوزه هاي خصوصي و عمومي مردم بدواند بر آن اصرار مي ورزيد. نجيبالصالحي نيز فعلا نقابي از شعارهاي جديد متناسب با استانداردهاي جهاني همراه دارد. در وجه اقتصادي خواستار نابودي مافياي اقتصادي است و تعريف او اين است كه مافياي اقتصادي منافع ملي را به جيب رهبران و اطرافيانش سرازير مي كند و با تسهيلات اقتصادي، سازمان هاي امنيتي و نظامي را زنجيري كاخ رياست جمهوري مي نمايند. از نظر سياست خارجي به اين اعتقاد دارد كه عراق بايد در جامعه جهاني حل شود، درگيري با همسايگان از راه هاي مسالمت آميز بايد به اتمام برسد. خواستار همكاري با همسايگان در بازسازي عراق در است برقراري روابط سياسي و اقتصادي اولويت را به كشورهايي مي دهد كه در بازسازي عراق ياري كنند. از نظر نظامي، ارتش متناسب با نيازهاي يك جامعه دموكراتيك را تبليغ فعلا مي كند معتقد است كه نظاميان نبايد در سياست دخالت كنند و حجم واحدهاي ارتش متناسب با نيازهاي واقعي يك عراق غير درگير بايد تنظيم گردد. از نظر حقوقي معتقد است جامعه عراق نبايد مبتني به نظام انتقام جويي قبيلگي تجديد ساختار شود. عفو عمومي بايد مورد ملاحظه قرار گيرد تا آلام قديمي بهبود يابد و امكان تحقق وحدت ملي بيشتر گردد. حال بايد منتظر شد و ديد آيا نظام صدام حسين با شمايلي جديد دوباره خود را باز توليد خواهد كرد يا توده هاي مردم فقير و عقب نگه داشته شده فرصت مي يابند از شر تبليغات كر و كوركننده مصون نمايند.