Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811119-60027S1

Date of Document: 2003-02-08

ارتش عليه ديكتاتور گفت وگو با رهبر جنبش افسران آزاد عراق عكس: رضا معطريان الصالحي: ساختار ارتش عراق بايد تغيير يابد و همه اقليت ها را تحت پوشش قرار دهد * گروه بين الملل، مهران كرمي علاء، رضايي: نجيب الصالحي؟ كيست من نجيبالصالحي اهل عراق هستم، از سال ها قبل، هنگام به قدرت رسيدن صدام مخالف رژيم حاكم شدم و به صورت سري در درون ارتش و جامعه عراق فعاليت هايي را عليه رژيم صدام انجام دادم و هسته اصلي جنبش افسران آزاد را تشكيل دادم. در سال 1995 مجبور شدم از عراق فرار كنم ابتدا به اردن رفتم و تا سال 2000 آنجا بودم. بعد حكومت اردن به من ابلاغ كرد كه ديگر توانايي حفظ جان مرا ندارد زيرا رژيم عراق در تعقيب من است و گفتند بهتر است از اردن خارج شوم. به ناچار به ايالات متحده رفتم. * در قيام 1991 بسياري از گروه هاي ارتش عراق در برابر قيام كنندگان تسليم شدند آيا سعي نكرديد كه آنها را به طرف خود جذب؟ كنيد نه، ارتش عراق تا اين حد تسليم نشده بود. درست است كه مخالفان رژيم موفق شدند قيام كنند ولي ارتش در آن دوره پراكنده شده بود و سازماندهي نظامي خوبي وجود نداشت. * هنگام قيام 1991 مسئوليت شما در ارتش عراق چه؟ بود من در آن دوره رئيس ستاد لشكر 6 زرهي سپاه سوم عراق بودم. مدتي در بصره بودم. ولي در طول آن دوران تا هنگامي كه در منطقه حضور داشتم هيچ يك از دستورات صدام را اجرا نكردم و دلايل مختلفي مي آوردم. افسران زيردست من هم دوست داشتند كه چنين گرايشي دامن زده شود و يا در قيام شركت ديدگاه كنند من نسبت به قيام مثبت بود. به هر حال از دستورات صدام سرپيچي مي كرديم تا اينكه مجبور شد ما را عوض كند و به ما گفت: دستورات را آنچنان كه بايد انجام نداديد. بعد از آن گارد ملي را جايگزين ما در آن منطقه كرد و آنها هم شروع به قلع و قمع مردم كردند. * رژيم حاكم بر عراق بعد از فرار شما عكس العمل شديدي از خود نشان داد تحليل شما در اين رابطه؟ چيست همانطور كه مي دانيد من اولين درجه داري هستم كه هنگام پيوستن به اپوزيسيون، يك سرلشكر نظامي بودم و در مناطق و جاهاي مختلفي با لباس فرم و درجه نظامي ظاهر مي شدم. همه مرا مي شناختند و من يك دفعه فرار كرده بودم. البته غير از من درجه داران ديگري نيز به اپوزيسيون، ملحق شدند ولي آنها بازنشسته بودند. ضمنا من از نسل درجه داراني هستم كه در حال حاضر در سازمان نظامي حاكم بر عراق مسئوليت دارند. * چه وقت وارد تشكيلات ارتش عراق؟ شديد سال. 1972 * با توجه به اين كه شما تصدي پست رياست ستاد لشكر ششم در سپاه سوم را برعهده داشتيد و هنگام قيام 1991 به دليل عدم توانايي رويارويي با رژيم حاكم مجبور بوديد بعضي از كارهاي صدام را توجيه كنيد و در آن سيستم باقي بمانيد، در شرايط كنوني اگر در آن موقعيت قرار مي گرفتيد چگونه عمل مي كرديد در حالي كه صدام بر ارتش و دولت تسلط كامل؟ دارد من اعتقاد دارم كه هر اقدامي به شرايط خاص آن بستگي دارد و در آن دوره نمي توانستيم فعاليت بارزي داشته باشيم. زيرا ارتش دچار پراكندگي شده بود و ارتباط ما با افراد سازمان مان سخت بود. درست است كه من فرمانده يك لشكر بودم ولي در حقيقت عده محدودي زير نظر من بودند و افسران من خسته بودند و در جنگ كويت شكست خورده بودند. اما در حال حاضر وضعيت فرق ارتش مي كند پابرجاست و موسسات و نهادهاي نظامي سازمان يافته است. من در سال مجبور 1995 بودم فرار كنم چون كه رفتن من ضروري بود چرا كه در غير اين صورت به سازمان ما ضربات سختي وارد مي شد و از هم مي پاشيد، پس ابتدا خانواده ام را به مناطق شمالي عراق منتقل كردم، بدون اينكه بفهمند اوضاع از چه قرار است. روز بعد به آنها ملحق شدم. منظورم اين است كه يك حالت اضطراري پيش آمده بود و اين حالت باعث شد سكوت را بشكنيم و به شكلي ديگر فعاليت هايمان را ادامه دهيم يا به صورت علني و با رويكردي سياسي فعاليت خود را شروع كرديم. * ارتباط شما در حال حاضر با سازمان نظامي ارتش چگونه؟ است از لحاظ روحي احساس مي كنم كه با ارتش عراق ارتباط زيرا دارم همان گونه كه قبلا اشاره كردم من هنگام فرار بازنشسته نبودم و از آن دوره تا به حال ارتباطاتم را قطع نكرده ام. در حال حاضر نيز به صورت مكاتبه اي ارتباطهايي دارم. ارتباطاتم كاملا سري است و به طور مستمر و مداوم صداي خود را به ارتش در داخل عراق مي رسانم البته ارتباط تشكيلاتي به آن صورت ندارم. ولي نمي توان گفت كه ارتباط ندارم. يعني اگر بخواهم بين بله يا خير يكي را انتخاب كنم، مسئله روشن است، ارتباط دارم. كمپ ساخته شده از ني عراقي ها * بعضي از شما به عنوان كسي كه ايالات متحده او را براي آينده عراق انتخاب كرده ذكر ارزيابي مي كنند شما در اين زمينه؟ چيست ما به دنبال اين هستيم كه ملت عراق به شكلي دموكراتيك رهبر آينده خود را انتخاب كند و هركدام از افراد ملت حق تعيين سرنوشت خود را داشته باشند. اينكه ايالات متحده مرا به عنوان رهبر آينده عراق انتخاب كند اين باعث خرسندي من نمي شود. در حقيقت آمريكا انتخاب نكرده ولي پيش بيني هايي مي شود و در اين باره خيلي ها مطرح هستند. چه نظامي و چه غيرنظامي كه ميزان موفقيت هركدام در واقع بستگي به مقبوليت آمريكا دارد. * چرا ايالات متحده شما را مطرح؟ مي سازد خصوصياتي كه در شما ديده؟ چيست در حقيقت يك سري مقالات و ديدگاه هايي از من به صورت رسمي در روزنامه ها چاپ شده. اما اينكه چرا من مطرح مي شوم، به نظر من آنها به مراحل اوليه عراق بعد از صدام مي انديشند و احساس مي كنند كه ابتدا بايد يك شيوه نظامي در آنجا اتخاذ اما گردد اين روش بايد با روش سابق تفاوت داشته باشد و نبايد نظامي صرف باشد. ضرورت دارد كه يك جنبه غيرنظامي نيز در آن لحاظ گردد. اما در مورد من، درست است كه من درجه دار هستم ولي ليسانس علوم اجتماعي دارم و يك سري تحقيقات سياسي انجام داده ام و كتابي چاپ كرده ام. مقالاتي كه از من چاپ شده شايد بيشتر از مقالات بعضي از سياستمداران باشد. * منظور شما كتاب الزلزال؟ است بله آنها (آمريكايي ها ) اهميت خاصي براي كتاب الزلزال قائلند و آن كتاب به دست آنها رسيده و آن را ترجمه كرده اند. البته فقط براي موسسات خاص خودشان چون وزارت امور خارجه، سيا و... درمورد بعضي از فصل هاي كتاب از من سوالاتي كردند در مورد يكي از فصول كتاب بيش از 50 سوال از من پرسيدند. به خصوص مواردي كه به قيام 1991 و جناياتي كه رژيم مرتكب شد برمي گشت و يا موضوع رابطه با ايران و خيلي تعجب كردند از اينكه من تنها كسي بودم كه گفته بودم قيام 1991 هيچ ارتباطي به ايران نداشت. در حالي كه ديدگاه ها و عكس العمل هاي زيادي در اين زمينه مطرح شده بود، مبني بر اينكه منشاء آن قيام ايران بوده است و ايراني ها از آن حمايت كردند. من در آن دوره شاهد بودم و در آن كتاب ذكر كردم كه آن قيام با حمايت ايران شكل درست نگرفت است كه يكسري نگراني هايي در مورد شيعيان و ارتباط آنها با ايران وجود دارد اما من به اين مسئله اعتقاد ندارم. زيرا در جنگ هشت ساله آنها رودرروي هم و عليه يكديگر جنگيدند. * هنگام جنگ با ايران مسئوليت شما در ارتش عراق چه؟ بود هنگام جنگ با ايران آخرين پستي كه در ارتش عراق برعهده داشتم فرماندهي گردان تانك بود. * در لشكر سوم؟ عراق خير، در گارد ملي فرمانده گردان بودم. * بحثمان را دنبال كنيم، شما اعتقاد داريد كه آمريكايي ها در پيش بيني هاي شان ذهنيتي از شما دارند مبني بر اينكه شما هم از لحاظ نظامي و هم از لحاظ غيرنظامي ويژگي هايي داريد كه ديگران مثلا نزار خزرجي و غيره؟ ندارند من نمي خواهم مسئله را شخصي كنم. در مورد نزار خزرجي بايد بگويم كه او فقط رئيس ستاد ارتش بود. فرق من با او در اين است كه من از همان روز اول كه از عراق خارج شدم به اپوزيسيون ملحق شدم چون قبلا فعاليت مخفي از داشتم سال 1995 هم كه از عراق بيرون آمدم تاكنون به طور مستمر به فعاليت خودم بر ضد رژيم عراق ادامه داده ام. * يعني ديگران اين صفات را؟ ندارند آنها [آمريكايي ها ] بسياري از مخالفان غيرنظامي رژيم عراق در خارج را مورد مطالعه قرار داده اند و نسبت به درجه داران عراقي حساس هستند. مسئله ديگري نيز وجود دارد كه آمريكايي ها از آن غافل نيستند. يعني از ديدگاه آنها شخصيتي كه در عراق بايد در راس حكومت قرار گيرد بايد از لحاظ مذهبي و قومي متوازن باشد يعني نبايد شيعه و يا سني صرف باشد، چرا كه در غير اين صورت نمي تواند مطلوب باشد و من وضعيت خاصي من دارم از قبيله اي هستم كه در اصل سني هستند ولي در واقع بسياري از افراد خاندان ما به تشيع گرايش پيدا كردند و شيعه شدند. بسياري از مردگان ما در نجف اشرف مدفون هستند و اين مسئله تا حدودي مي تواند تاثير داشته باشد. هرچند كه من بر آن زياد تاكيد نمي كنم و ممكن است سني ها از اين وضعيت خرسند نباشند. نكته ديگر اينكه بسياري از افراد قبيله من به شمال عراق مهاجرت كردند و كرد شدند در حالي كه نام خانوادگي من با بسياري از آنها يكي است. * شما چگونه مي توانيد در رژيم آينده عراق فعاليت داشته باشيد در حالي كه ساختار رژيم عراق به گونه اي ديگر بنا نهاده شده؟ است در آينده ما اين ساختار را تغيير خواهيم داد. يعني ما به عنوان يك اپوزيسيون نظامي يك سري مطالعاتي را انجام داديم مبني بر اينكه ساختار ارتش عراق چگونه بايد تغيير يابد. زيرا كه ارتش عراق داراي بخش هاي جداگانه اي است، از جمله: گارد ويژه، گارد امنيتي، و سپاه ويژه. همه اين تقسيمات بايد همراه صدام حذف شوند و ساختار آن بايد بازسازي شود و افسران شيعه و سني بايد وارد تشكيلات نظامي شوند يعني بايد نسبت حضور آنها در اين عرصه مساوي باشد. * يعني مطابق تصميمات كنفرانس لندن و كنفرانس صلاح الدين بايد عمل؟ كرد خير ما مي گوييم كه ساختار ارتش عراق بايد تغيير يابد و همه اقليت ها را تحت پوشش قرار دهد. * ولي اين زمان زيادي؟ مي برد خير زمان زيادي نمي برد. * پروژه تغيير ساختاري كه از آن ياد مي كنيد تا چه حدي فشارهاي خارجي از جمله فشارهاي آمريكا را مورد لحاظ قرار داده؟ است من قبل از اينكه آمريكايي ها را ببينم اين پروژه را به صورت مكتوب درآورده بودم. * يعني اين پروژه مخصوص شما؟ بود بله اين پروژه مخصوص من است. فكر * مي كنيد ارتش عراق آن را قبول خواهد؟ كرد بله قبول مي كند. * پروژه شما چه تضمين هايي را به همراه؟ دارد يك سري تضمين هاي واقعي دارد چون ما به اين حجم گسترده و وسيع ارتش احتياج نداريم و بايد ارتش كوچكي تشكيل دهيم كه با احتياجات دفاعي ما متناسب باشد. ما مي توانيم از طريق راه هاي مسالمت آميز مشكلات خودمان را با همسايگانمان حل كنيم. پس حجم و گستردگي ارتش بايد متناسب و معقول باشد. من اعتقاد دارم كه علاوه بر آن گروهك هاي جنايتكاري چون گارد ويژه و گارد ملي بايد حذف در شوند واقع همه مردم خواستار اين مسئله هستند. يك نكته معقول ديگري نيز مطرح است و آن اينكه اولا عراق بايد حجم ارتش خود را طبق قوانين بين المللي هماهنگ سازد. پس حجم ارتش عراق بايد تقليل يابد و اين يك واقعيت است. پس بايد اقدام به سازماندهي ارتش بر اين اساس كرد و در اين ميان فرصت هايي وجود دارد. در واقع اكنون هرم قدرت در عراق وارونه است و بايد آن را در جاي خودش قرار داد. * تصور آمريكايي ها از آينده ارتش عراق؟ چيست آمريكايي ها خواستار اين هستند كه ارتش عراق سالم بماند اما تعداد آن كم شود. * يعني بين شما و آمريكايي ها نوعي هماهنگي وجود؟ دارد خير ما با آنها هماهنگي نكرده ايم و پروژه اي كه من آن را ارائه كردم قبل از آنكه آنها ديدگاه هاي خودشان را در اين زمينه ارائه دهند مطرح ما بود قبلا به اين نتيجه رسيده بوديم و اين پروژه را قبلا در روزنامه الحيات در شماره 1812 در سال 1998 تحت عنوان آينده ارتش عراق و نقش آن در جامعه مدني منتشر كرديم. * يعني طبق پروژه شما ديگر شاهد جنگ نخواهيم بود و كشورهاي همسايه شما از اين بابت مطمئن خواهند؟ بود بله، قطعا اين گونه خواهد بود. البته در آن دوره هم ارتش عراق نمي خواست وارد جنگ با ايران شود ولي صدام اراده اش را تحميل كرد. * اگر آمريكا و نيروهايي كه در سرنگوني رژيم صدام شركت مي كنند تعريفي مغاير با تعريف شما از ارتش و نيروهاي نظامي ارائه دهند عكس العمل شما چه خواهد؟ بود ما خواهان اين هستيم كه اراده ملي مردم عراق تصميم گيري كند. ما براي بيداري افكار عمومي تلاش مي كنيم و جامعه عراقي در حال حاضر به طور كلي اين مسئله را درك كرده و گروه هاي اپوزيسيون نيز بر اين مسئله تاكيد دارند و در اين زمينه فعاليت مي كنند. * آيا فكر نمي كنيد كه موضوع حساس كم كردن حجم ارتش عراق بر مسئله رويارويي اعراب با اسرائيل تاثير منفي خواهد گذاشت هر چند كه اين تاثير روحي و غيرمحسوس؟ باشد بايد بگويم پروژه اي كه از آن صحبت مي كنم قابل اجرا است. چرا كه پس از سرنگوني صدام ما به يك حركت وسيع براي رسيدن به پيشرفت همه جانبه در زمينه هاي اقتصادي و اجتماعي احتياج داريم. ما ثروت و پتانسيل هاي بالقوه كشور را براي به ثمر رسيدن پروژه هاي اقتصاديمان به كار خواهيم برد، نه براي نظامي گري و خريد اسلحه. در عين حال بايد قدرت نظامي داشته باشيم. نمي گوييم كه ارتش ما بايد داراي حجم و تعداد بسيار كمي باشد ولي بايد به اندازه احتياج ما باشد. * گفته مي شود كه آمريكا براي عراق قانون كاملي تدوين كرده كه بسياري از امور از جمله امور نظامي را نيز شامل مي شود ارزيابي شما در اين زمينه؟ چيست آمريكايي ها براي آينده عراق قانوني تدوين نكرده اند بلكه عراقي ها قانون كشورشان را خود مورد بررسي قرار مي دهند. من فكر نمي كنم آمريكايي ها حوصله اين كارها از داشته باشند و وارد جزئيات شوند. آنها بدون شك مي خواهند حكومت بعدي به آنها نزديك و هم پيمان به باشد هر حال آنها هيچ قانوني را براي عراق تدوين نكرده اند و در واقع گروه هاي مختلف اپوزيسيون در آمريكا و جاهاي ديگر اين گونه مسائل را بررسي مي كنند. از جمله اين مسائل، سياست دفاعي عراق است. هدف اين بررسي ها رسيدن به آينده اي روشن در عراق بعد از صدام است و همه آنها عراقي هستند نه آمريكايي. * آيا اين بحث و بررسي ها شامل امور نظامي نيز؟ مي شود بله امور نظامي را نيز شامل مي شود و ما هم در همين چارچوب پروژه خودمان را مطرح ساختيم. * رابطه شما در حال حاضر با اپوزيسيون عراق چگونه با است توجه به اينكه شما در مجموعه رژيم حاكم بوديد و بعضي از اين گروه هاي اپوزيسيون در آن دوره با شما درگيرشده؟ بودند بايد توضيح دهم كه من در ارتش عراق افسر بودم ولي با اين وجود نظام حاكم را همراهي نمي كردم اين يك مسئله است. مسئله دوم اينكه من هنگام سركوبي قيام 1991 در هيچ يك از درگيري ها شركت نكردم و قبلا در اين مورد توضيح دادم. از طرفي من در آن دوره در شمال عراق بودم و در حال حاضر هيچ مشكلي با اپوزيسيون ندارم و من در داخل عراق فعاليت هايي را بر عليه نظام انجام دادم كه در آينده بيشتر روشن خواهد شد. * داشتن رابطه خوب با همه گروه ها مثبت و پسنديده است ولي قطعا اختلاف نظرهايي وجود دارد. چون بعضي از گروه هاي سياسي و ايدئولوژيك، اعتقادات و نظرهاي خاصي دارند. شما چگونه خودتان را با آنها هماهنگ؟ مي كنيد من نمي گويم اختلاف نظر وجود ندارد. اعتقاد دارم كه نحوه فعاليت در خارج به طور طبيعي اختلاف نظر را ايجاب مي كند. اين اختلافات به نظر من هم شخصي است. مثلا در حال حاضر هيچ كدام از گروه ها اختلافات ايدئولوژيك ندارند و همه دنبال نقطه مشتركي هستند و آن عراق دموكراتيك و تكثرگرا و يكپارچه است. هيچ كدام از گروه ها غير از اين مورد چيز ديگري را مطرح نمي كنند مثلا هيچ كس به دنبال روي كار آمدن نظام ديكتاتوري نيست. ما هم با اين گروه ها هماهنگ هستيم و اميدواريم كه رژيم صدام سقوط كند و نظامي دموكرات و تكثرگرا روي كار چيزي بيايد كه همه از آن حرف مي زنند. * اصولي كه در برقراري رابطه با اپوزيسيون عراق مد نظر داريد؟ چيست در واقع ما با گروه هايي كه عملا براي سرنگوني رژيم صدام فعاليت مي كنند همكاري داريم اما گروه هايي كه به نظريه پردازي و يا مسائل ديگر مي پردازند با آنها رابطه اي نداريم. * اگر بعد از سقوط رژيم صدام، اپوزيسيون دچار اختلاف شد شما فكر مي كنيد كه اختلافات در چه مواردي مي تواند؟ باشد ما اعتقاد داريم كه اگر رقابت به وجود بيايد اختلافات برطرف مي شود. * آيا شما وارد رقابت با ديگر گروه هاي اپوزيسيون خواهيد؟ شد در حقيقت بهترين راه براي عراق به وجود آمدن رقابت دموكراتيك است. انتخابات بايد به شكل مناسبي برگزار شود. زيرا انتخابات شرط اساسي رسيدن به دموكراسي در عراق است و انتخابات نيز معمولا با رقابت همراه خواهد بود. * آيا بعد از سرنگوني صدام شما به ارتش عراق خواهيد؟ پيوست خير به سمت ارتش نخواهم رفت. * يعني يونيفورم نظامي و درجه را كنار خواهيد؟ گذاشت بله. در حال حاضر هم به اين صورت فعاليت مي كنيم. * اگر در عراق پس از صدام از پست نظامي تان كناره گيري كنيد روابط شما با گروه افسران آزاد بر چه اساس خواهد؟ بود ما بعد از تغيير رژيم جنبش افسران آزاد را به صورت يك حزب ملي دموكرات تبديل خواهيم كرد. * يعني مي خواهيد به شيوه جمال عبدالناصر عمل؟ كنيد يعني اول افسران آزاد بعد فدراسيون؟ سوسياليست خير، من فكر مي كنم اسمي را كه براي اين جنبش انتخاب كرديم باعث شده كه اين طور تصور بكنيد. * چگونه مي خواهيد اين گروه را كه عمري به صورت نظامي فعاليت كرده وارد فعاليت هاي غيرنظامي؟ كنيد منظور من افرادي كه در حال حاضر فعاليت مي كنند نيست چرا كه هنگام تغيير نظام نقش آن ها تمام شود. بعد از آن هر كس خواست در ارتش باقي بماند، در اين صورت در امور سياسي دخالت نخواهد كرد. يا اين كه از مجموعه نظامي جدا و وارد فعاليت هاي سياسي خواهد شد. بستگي به اختيار خودشان دارد. * آيا شما در تهران با گروه هاي اپوزيسيون عراق ديدار داشتيد. با مقامات ايراني؟ چطور با بسياري از دوستان در مجلس اعلاي اسلامي عراق ديدار داشتم. همچنين با بعضي از برادران ايراني گفت وگو داشتم. اين ديدار و گفت وگوها به طور كلي در مورد پيش بيني مراحل آتي و پيش آمدهاي آينده و به خصوص موضوع اپوزيسيون بود. * آيا ديدار شما براي هماهنگي بود يا فقط براي بحث و؟ بررسي بعضي از ديدارها براي هماهنگي بود و بعضي عادي و عمومي بود. * با مسئولان ايران هم ديدار؟ داشتيد بله با بعضي از برادران ايراني ديدار داشتيم و آن ها با ديدگاه هاي ما آشنا شدند. * اين سفر را چگونه ارزيابي؟ مي كنيد اگر بگويم بسيار مثبت، مبالغه كرده ام ولي به هر حال مثبت آنچه بود را كه مي خواستيم محقق شد; با گروه هاي مختلف از برادران عراقي و مسئولان ايراني ديدار داشتيم. براي اولين بار نيز با خبرنگاران ايراني ديدار داشتم. اين اولين سفر من به ايران است. * عكس العمل ارتش عراق را در مقابله با حمله نظامي احتمالي آمريكا چگونه پيش بيني ؟ مي كنيد ارتش عراق از صدام دفاع و پشتيباني نخواهد كرد. * آيا فكر مي كنيد كه گارد ملي و تشكيلات ويژه نيز مقاومت نخواهند؟ كرد بله حتي گارد ملي هم مقاومت نخواهد كرد و آن ها در انتظار به وجود آمدن تغييرات اساسي هستند. * احساس شما نسبت به موضوع فلسطين و اسرائيل؟ چيست ما با ملت فلسطين همدرد هستيم و مسئله اشغال سرزمينشان و سركوب آن ها ما را متاثر مي سازد ولي به هر حال مسئله اساسي ما در حال حاضر عراق است و در آينده سعي مي كنيم بيشتر به مسايل و مشكلات عراق بپردازيم تا مسائل ديگر. * اگر شما در راس حكومت عراق قرار بگيريد سياست خارجي شما با موضوع فلسطين چگونه خواهد ؟ بود ما بيشتر سعي مي كنيم كه سياست حسن همجواري با كشورهاي همسايه را تقويت كنيم و اين مسئله بيشتر از مسئله اسرائيل براي ما اهميت دارد. اما به هرحال بعضي كشورها با اسرائيل گفت وگو دارند. * آيا شما هم مثل آن كشورها عمل خواهيد؟ كرد به اين صورت از من سوال نكنيد، من مي گويم كه كشورهايي وجود دارند كه رسيدن به صلح در فلسطين براي آنها حائز اهميت بوده و براي رسيدن به آن با اسرائيل گفت وگو مي كنند. مثلا سوري ها، مصري ها و اردني ها ممكن است در آينده با اسرائيل گفت وگو كنند. * شما به عنوان يك افسر عالي رتبه عراقي آيا قبول مي كنيد كه دستورات ژنرال هاي آمريكايي و تامي فرانكس را اجرا؟ كنيد دستورات; ولي خير هماهنگي چرا، با آنها هماهنگي خواهيم كرد. * فرق هماهنگي با دستور؟ چيست دستور يعني مثلا بگويند كه به فلان منطقه حمله كنيد و به اين شكل عمل كنيد ولي در هماهنگي وضعيت فرق مي كند. معمولا يك مسئله مشتركي وجود دارد كه براي رسيدن به آن همكاري مي شود. * آيا شما با سپاه بدر ارتباط؟ داريد به صورت مستقيم با سپاه بدر ارتباط ندارم و فقط با مجلس اعلاي اسلامي عراق ارتباط دارم. * آيا شما با نيروهايي كه آمريكا در قبرس آموزش مي دهد ارتباط؟ داريد بله با آنها ارتباط داريم. * آيا در فرماندهي و رهبري آنها نقش؟ داريد خير. تا به حال فرماندهي نداشته و در اين مورد نيز تصميمي اتخاذ نشده است. * آيا اين نيروها نقطه ثقل شما را براي سرنگوني رژيم صدام تشكيل؟ مي دهند خير ولي به هرحال اين نيروها نقش خواهند داشت. * با توجه به اينكه در طول هشت سال جنگ با ايران به عنوان فرمانده در ارتش عراق حضور داشتيد احساس شما نسبت به ايران؟ چيست ما اساسا نسبت به ايران احساس دشمني نداريم. يعني حتي هنگام جنگ نيز چنين احساسي نداشتيم و به نظر مي رسد احساس شما نيز نسبت به ما چنين باشد. جنگ در حقيقت يك بازي سياسي است كه بعد از پايان آن دو طرف دوباره دوست مي شوند. بايد اضافه كنم كه روابط تاريخي بين دو ملت ايران و عراق مستحكم تر و وسيع تر از پيامدهاي جنگ است.