Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811119-60026S3

Date of Document: 2003-02-08

موسيقي پاپ ميهمان ناخوانده وضعيت موسيقي كلاسيك در ايران 4 بنفشه سام گيس كامبيزروشن روان مي افزايد: در حال حاضر اركستر سمفونيك تهران كه سمبل موسيقي كلاسيك در كشور ما به حساب مي آيد، وضعيت خوبي ندارد و از مشكلات عديده اي چون كمبود تعداد نوازنده خوب و متبحر، تعداد ساز، سازهاي كهنه و از رده خارج شده، كمبود وسايل يدكي سازها و بودجه ناكافي رنج مي برد. در حالي كه اين مجموعه تنها اركستر سمفونيك كشور است و بسياري از افراد، موسيقي كلاسيك را با اين اركستر و با نام اين اركستر مي شناسند. به اعتقاد من، اركستر سمفونيك تهران در حال فروپاشي است و اگر فكر اساسي و برنامه ريزي جدي براي آن صورت نگيرد به زودي قديمي ترين و بزرگ ترين اركستر كشور را از دست خواهيم داد. وي در مقايسه ميزان توجه به موسيقي كلاسيك در سال هاي قبل و پس از انقلاب مي گويد: توجهي كه در سال هاي پيش از انقلاب به موسيقي كلاسيك و آموزش اين نوع موسيقي از سوي مسئولان ابراز مي شد به مراتب بيش از امروز بود. از آنجا كه موسيقي علمي و موسيقي هنري همواره بايد از سوبسيد دولتي استفاده كند و مورد حمايت دولت باشد، هر زمان كه اين حمايت قطع يا كم شود به همان نسبت هم ضعف در اجرا و ارائه ايجاد خواهد شد كه چنانچه از اين نظر، وضعيت سال هاي پيش از انقلاب را با امروز مقايسه كنيم در آن زمان اركستر اپرا و اركستر مجلس بسيار خوبي در ايران فعال بود و اركستر سمفونيك تراز اولي داشتيم كه مي توانست با اركسترهاي بزرگ دنيا رقابت كند و سوليست هاي بسيار توانا و گروه هاي كوچك و بزرگ موسيقي كلاسيك با بهترين نوازندگان در اينجا برنامه اجرا مي كردند و كنسرت هاي موسيقي كلاسيك به طور مستمر در طول سال اجرا مي شد كه امروز، هيچ نشاني از آنها وجود ندارد. دكتر شاهين فرهت آهنگساز و مدرس دانشگاه ضمن آنكه نسبت به وضعيت دائمي موسيقي كلاسيك در سطح جهان اظهار رضايت مي كند به اين دليل كه اين نوع موسيقي را داراي پايه مستحكمي مي داند كه هيچ گزندي به آن وارد نيست، رواج و توليد موسيقي پاپ را تهديدي براي موسيقي ملل مي شمارد كه در همين راستا مي تواند ميزان محبوبيت موسيقي كلاسيك را هم تا حدي به نزول برساند. وي راجع به وضعيت فعلي موسيقي كلاسيك در جهان چنين نظر مي دهد: وضعيت موسيقي كلاسيك در جهان نسبتا ثابت است. آثار آهنگسازان بزرگ و معروف مثل بتهوون، باخ، برامس، شوبرت و چايكوفسكي توسط بهترين نوازندگان و رهبران اركستر اجرا مي شود و اين روند نشان مي دهد كه در مغرب زمين به اين ميراث فرهنگي و هنري، ارج زيادي مي نهند. بنابراين موسيقي كلاسيك جايگاه خود را هميشه حفظ كرده اما بعضي اوقات، نسل جوان در اثر بروز عوامل و حوادث مختلف مثل دوران جنگ يا بحران هاي اقتصادي، از اين موسيقي كمتر استقبال كرده است. من طي 15 سال گذشته كه به طور مستمر با اروپا در تماس بوده ام متوجه شده ام كه استقبال مردم از موسيقي كلاسيك در 10 سال گذشته بسيار بيشتر از امروز بود. اما فكر مي كنيد كه طي 10 سال اخير چه نوع موسيقي جايگزين موسيقي كلاسيك ؟ شده اين موسيقي نوع جديدي از موسيقي پاپ است كه به خصوص طي 10 سال گذشته خيلي رونق پيدا كرده به طوري كه حتي اجراكنندگان موسيقي پاپ كه موسيقي شان ريشه ملوديك ملي داشته مثل شانسون هاي فرانسوي يا ايتاليايي يا موسيقي اروپاي شرقي هم نمي توانند با اين موسيقي رقابت كنند. اين موسيقي از آمريكا و انگليس كه در بعضي موارد فرهنگ مشتركي دارند در سراسر دنيا اشاعه پيدا كرده است و ريشه اين موسيقي را بايد در اوايل دهه 50 ميلادي جست وجو كرد كه با موسيقي راك اندرول آغاز مي شود و طي اين سال ها دچار تحول شده تا به امروز كه به انواع موسيقي پاپ و راك رسيده كه طبعا موج اين موسيقي به ايران هم رسيده است. 8 7 تا سال پيش توليدات اين موسيقي به صورت قاچاق وارد كشور مي شد و بعد توليدكنندگان ايراني فكر كردند كه چرا خودشان دست به كار نشوند و چنين موسيقي اي توليد ؟ نكنند بنابراين موسيقي اي كه امروز در ايران توليد مي شود، موسيقي عامه پسند است كه البته من با موسيقي عامه پسند مخالف نيستم و با هيچ نوع موسيقي مخالف نيستم به شرط آنكه در جاي خودش قرار بگيرد و رنگ اصيل داشته اما باشد آنچه كه در ايران جانشين موسيقي ايراني و ملي شده مي تواند نگران كننده باشد. البته موسيقي كلاسيك را در ايران هيچ چيز تهديد نمي كند. موسيقي كلاسيك قوي تر از اين است كه تهديد شود. در هيچ كجاي دنيا تهديد آنچه نمي شود كه الان باعث نگراني است اينكه كار به جايي برسد كه جوان ايراني از هيچ كنسرتي به جز كنسرت پاپ استقبال نكند. موسيقي كلاسيك هم در ايران به دليل ورود همين موسيقي تا حدي دچار خطرشده، بهتر بگويم دچار خطر نشده، محبوبيتش كم شده، ولي اتفاق ديگري كه مي تواند موجب نگراني باشد اين است كه عده اي از دوستداران موسيقي كلاسيك ديگر به كنسرت موسيقي در تهران نمي روند. چون فضاي موسيقي را مناسب نمي بينند. در شرايط عادي، دو گروه به تماشاي كنسرت هاي كلاسيك مي روند: افرادي كه مي خواهند با اين موسيقي به طور زنده آشنا شوند و اجراي زنده آن را ببينند و گروه ديگر كساني هستند كه تجربه بيشتري دارند و به كنسرت مي روند تا پيشرفتي ببينند و حضور در فضاي هنري را احساس كنند. به نظر من اين گروه دچار نااميدي شده اند. گروهي كه وقتي به كنسرت مي روند دلشان مي خواهد از آثار آهنگسازان كاري را براي اولين بار گوش كنند. ميزان آخر آينده روشن و دلخواهي پيش روي دوستداران موسيقي كلاسيك قرار مشكلات ندارد موجود كه موانع جديدتري را هم باعث خواهد شد، مي تواند بر دست اندركاران آموزش، توليد و اجراي موسيقي تاثير گذاشته و در ميانه راه، در هر نقطه اي آنان را از پاي درآورد. اين لحظه، دير يا زود فرا مي رسد. اما مثل هميشه، اين، دوستداران موسيقي هستند كه هم بي گناه قرباني شده اند و هم بدون آنكه راه ديگري در پيش داشته باشند، در بن بست رها مي شوند. اين لحظه، دير يا زود فرا مي رسد...