Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811119-60026S1

Date of Document: 2003-02-08

نسل ما دنبال ماديات نبود گفت وگو با مصطفي كمال پورتراب عكس: رضا معطريان با وجود آنكه عالي ترين دوره هاي آهنگسازي را ديده است اما خود را بيشتر معلم مي داند. كافي است به اسامي استادان كنوني موسيقي كه روزگاري در دوره هاي مختلف شاگردش بودند، نگاه كنيد تا متوجه شويد هرچند چندين موسيقي محكم و زيبا نوشته است، چقدر معلم است. مصطفي كمال پورتراب كسي است كه چند نسل از اهالي موسيقي با كتاب تئوري موسيقي او، آموزش موسيقي را آغاز كرده اند. خواندن گفت وگوي ايشان هم كلاس درس است، هرچند از بعضي ها گلايه دارد كه از زبان خودشان خواهيد شنيد. آرش نصيري * شما از كساني هستيد كه در موسيقي كلاسيك خيلي كار كرده اند. قبل از هر چيز درباره تاريخچه موسيقي كلاسيك در ايران بپرسم. اينكه از كي وارد ايران شد و؟ چگونه قبل از پاسخ به اين سوال بايد بگويم كه اصطلاح موسيقي كلاسيك مفاهيم مختلف دارد. نخست آنكه يكي از سبك هاي موسيقي كه بافتي هوموفونيك (Homophonic) دارد و ميان سال هاي 1750 تا 1820 در مغربزمين تصنيف مي شده سبك كلاسيك است. دوم آنكه موسيقي كلاسيك نوعي موسيقي است كه آهنگسازان مغرب زمين آثار موسيقايي خود را با استفاده از نت نويسي به شكلي مشخص مي نوشتند كه نوازندگان آن آثار تا حدود زيادي پي به خواسته هاي آهنگساز برده و آنها را مطابق خواسته و سليقه او اجرا نمايند. اين موسيقي البته مربوط به زمان معيني نيست. با موسيقي عاميانه، مردم پسند، محلي، جاز و غيره تفاوت دارد زيرا نت نويسي اين نوع موسيقي به شكلي نيست كه با موسيقي كلاسيك مطابقت سوم كند آنكه هر ملتي نوعي موسيقي به اصطلاح عاميانه ( Savant) دارد كه ممكن است در آن اصلا از نت نويسي استفاده نشود و به صورت شفاهي از استاد به شاگرد منتقل شود. اين موسيقي در كشور ما موسيقي سنتي نام دارد و از زمان هاي قديم به وسيله اساتيد به شاگردان آنها منتقل شد، نيز موسيقي كلاسيك ايراني نام دارد و از آنجا كه علم هم مراحل گوناگون دارد نوعي موسيقي علمي به شمار مي آيد كه اگر نت نويسي ندارد ولي در عوض ريزه كاري هاي دقيق اين موسيقي از طريق گوش به شنونده منتقل مي شود. به گمانم منظور شما از اين سوال تعريف دوم است كه با نت نويسي ارتباط مستقيم دارد. بنابراين بايد بگويم كه اين نوع موسيقي حدود سال 1316 شمسي با روي كار آمدن غلامحسين مين باشيان (يكي از نوازندگان برجسته ويولن ) و تشكيل هنرستان عالي موسيقي به صورت جدي شروع شد و نخستين اركستر سمفونيك با ورود استادان اروپايي كه به منظور تدريس آن در هنرستان دعوت شده بودند با اجراي آثاري از آهنگسازان بزرگشان اعم از موسيقي دوران باروك، كاليك و رمانتيك (در مدرسه دارالفنون تهران در برنامه اي به نام پرورش افكار ) مردم را با اين نوع موسيقي آشنا مي كردند. * مسئله نت نويسي و ورود موسيقي كلاسيك به ايران به چه اندازه در مكتوب شدن موسيقي ايراني موثر؟ بود از آنجا كه حافظه موسيقي دانان قدرت فراگيري كليه ويژگي ها و ريزه كاري ها را ندارد و به علاوه در سنين كهولت موسيقي دانان نمي توانند كليه محفوظات خود را ارائه دهند و حجم اطلاعات به تدريج تقليل مي يابد، واضح است كه نت نويسي مي تواند حجم منابع هنري را به صورت مكتوب درآورد، به طوري كه طي صد سال منابع عظيمي از موسيقي نت نويسي شده داريم. * بگذاريد از بزرگان موسيقي ايران بپرسم. مثلا آشنايي كساني چون ابوالحسن صبا با موسيقي كلاسيك چه تاثيري در جريان سازي ايشان؟ داشت موسيقي دانان برجسته ايراني با آشنايي با سيستم نت نويسي توانستند محفوظات خود را به روي كاغذ بياورند. به علاوه با چاپ آثار خود توانستند به افراد علاقه مند به موسيقي كه دسترسي به استادان نداشتند و همچنين به فرهنگ هنري كشور خدمت ارزنده اي ارائه دهند. * بحث موسيقي علمي هرچند وقت يك بار مطرح مي شود. آيا موسيقي علمي لزوما شكل مكتوب آن است و مثلا موسيقي ساختارمند سنتي ما كه به روش سينه به سينه نقل شده است نمي تواند علمي؟ باشد منشاء علم بشر ميل طبيعي او به شناختن موجودات جهان است كه علاوه بر ارضاي حس كنجكاوي براي او ايجاد رضايت مي كند و انسان را در رفع نيازهاي زندگي ياري علم مي دهد مراحل مختلف دارد كه نخستين آن معرفت حسي است كه شامل علم يا شناخت كودكان است. بعد از دوران كودكي بشر سعي مي كند قدرت انديشه خود را به كار انداخته و به مرحله معرفت يا علم سطحي وقتي برسد ذهن انسان از معرفت حسي امور تجاوز كرد و به علل واقعي و قوانين آنها دست يافت به مقام معرفت علمي نائل مي شود. بنابراين نمي توان گفت كه موسيقي شفاهي و سينه به سينه علمي نيست ولي مي توان گفت آشنايي موسيقي دانان با نت نويسي و قواعد ديگري كه به وسيله اساتيد بزرگ جهان تدوين شده و نتيجه تحقيقات و تجربيات آنهاست كمك بزرگي به پيشرفت موسيقي ملي و سنتي ملل جهان خواهد داشت. * وضعيت پيشرفت علم موسيقي را در ايران چگونه ارزيابي؟ مي كنيد موسيقي امروز ما با توجه به جوانان بااستعداد از موقعيت خوبي برخوردار است. ولي اگر مسئولان وزارت ارشاد فكري براي تربيت مدرسان موسيقي و همچنين كنترل بيشتري در مورد كتابهاي موسيقي كه به فراواني چاپ شده و جوانان را گمراه مي كنند، بكنند وضع به مراتب بهتر از اين خواهد شد. * كتابهاي موسيقي به وفور چاپ مي شوند و شايد بدون كنترل خاصي در دسترس قرار مي گيرند. نظر شما به عنوان پيشكسوت، نسبت به آثاري كه در باب علوم موسيقي توسط نويسندگان معاصر ايراني نوشته مي شود چيست و تحولات آن را چگونه ارزيابي؟ مي كنيد موسيقي دان يا نوازنده بودن و صلاحيت نويسندگي كتاب يا متد، با هم بسيار تفاوت دارد ولي مي توان گفت كتابهاي ارزنده در رشته موسيقي بسيار انگشت شمار است. مانند پيوند كلام و موسيقي آوازي اثر استاد دهلوي كه سال گذشته به عنوان كتاب سال معرفي شد. * شما بيشتر خودتان را آهنگساز مي دانيد يا محقق و مولف؟ موسيقي رشته اصلي من آهنگسازي است و مدت نه سال در دوره عالي هنرستان عالي موسيقي به تحصيل اين رشته مشغول بوده و يك سال هم در پاريس شاگرد ناديا بولانژه، استاد آهنگسازي و دو سال نيز نزد پروفسور توماس كريستين داويد كار كرده و قطعاتي هم تصنيف كرده ام. ولي از آنجا كه حرفه معلمي تحقيق را بيشتر دوست مي دارم فعلا در اين رشته ها كار مي كنم. * پس چرا هيچ كدام از آثارتان در سال هاي اخير اجرا نشده؟ است اين مطلب را بايد از زعماي موسيقي پرسيد. به خصوص كه آقاي منوچهر صهبايي كه حدود دو سال گذشته يكي از قطعات مرا به نام كاپريس ايراني چندين بار در خارج از كشور اجرا كرده و در ديسكي ضبط كرده و اين ديسك در ايران هم به وسيله موسسه فرهنگي هنري ماهور تكثير شده، چندين بار هم تقاضاي دريافت نت هاي يكي از آثار من به نام سوئيت هفت پيكر را براي اجرا و ضبط در تالار وحدت داشته ولي به تقاضاي او ترتيب اثر داده نشده است. * نسل شما در همه گونه هاي موسيقي برتر از دوره هاي بعدي است. چه در زمينه موسيقي سنتي و چه ملي و كلاسيك و غيره. فكر مي كنيد مشخصه عمده آن عصر طلايي؟ چيست بزرگ ترين تفاوت در مادي گرايي نسل جديد استادان است گذشته كمتر به فكر مسائل مادي بودند. آنها به هنر خود عشق مي ورزيدند و سعي مي كردند با تربيت صحيح، شاگرداني را تحويل اجتماع دهند كه جانشين آنها باشند به عنوان مثال استاد ابوالحسن صبا با عشقي كه به تدريس داشت شاگرداني مانند دكتر داريوش صفوت، فرامرز پايور، علي تجويدي، رحمت الله بديعي و ديگر هنرمندان صاحبنام را بدون چشم داشتي مادي تربيت كرد ولي متاسفانه امروز اكثرا انتظار دارند يك شبه ره صد ساله را بپيمايند تا بتوانند كليه وسايل زندگي امروز را از جيب پرفتوت شاگردان خود تهيه كنند. به خصوص كه اكثر اين افراد صلاحيت تدريس را هم ندارند. از طرف ديگر برنامه هاي تفريحي و ساير برنامه هايي كه در رسانه ها به ويژه تلويزيون براي جوانان وجود دارد باعث شده است كه آنها فرصتي براي تمرين و مطالعه نداشته و سخت كوشي نسل گذشته را كه شايد به علت كم بودن وسايل تفريحي بوده است نداشته باشند.