Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811119-60023S1

Date of Document: 2003-02-08

وقتي همسايه اروپاشويم ايران و تحولات تركيه نادر صديقي ما و ترك ها در يك تسابق همزمان ولي اعلام نشده در جهت بهره برداري از آوانتاژ بزرگي به نام اتحاديه اروپا به منظور تامين منافع ملي قرار داريم چند هفته قبل از انتخابات شگفتي ساز تركيه، تصادفا راديوي برون مرزي جمهوري اسلامي را گوش مي كردم كه براي تركيه پخش راديو مي شد مروري بر مقالات انتقادي روزنامه هاي تركيه داشت كه با توسل به استانداردهاي دموكراتيك اتحاديه اروپا بر عليه محدوديت هاي ناظر بر آزادي بيان موضع گرفته بودند. گوينده راديو از جمله مقاله اي از ملي گازته را خواند كه در آن آمده بود: آزادي انديشه هنوز هم در تركيه ممنوع است. نويسنده سپس با اشاره به توقيف برخي مطبوعات و تحديد آزادي بيان خطاب به مقامات اين كشور مي گفت: شما آزادي انديشه را محدود مي كنيد، اتحاديه اروپا هم مي گويد حالا حالاها براي ] عضويت در [اتحاديه منتظر بمانيد. عنوان برون مرزي راديو به طور طبيعي برايم الهام بخش اين سوال بود كه آيا توسل به موضوع دموكراسي و آزادي بيان و انديشه فقط مصرف خارجي؟ دارد آيا احتجاج عقلاني اسلام گرايان تركيه به استانداردهاي حقوق بشر و دموكراتيك اتحاديه اروپا كه در جهت دفاع از آزادي بيان، آزادي احزاب اسلامي و دفاع از شعائر هويتي اسلامي نظير روسري و امثال آن صورت مي گيرد فقط مسئله ترك ها؟ است گمان مي كنم آنچه كه اتخاذ رويكردي اين چنين دوگانه در قبال دموكراسي و حقوق بشر را ميسر مي سازد، غفلت و بي خبري از عمق رخدادهاي دوران ساز و فرصت ها و تهديدهايي است كه بيخ گوش ما پرسه مي زند و يا بر فراز آسمان ما گشت كافي مي زند است چشم بگشاييم و اندكي هم كه شده از زير سنگ و ديوار بسته و خيمه وار خود به بيرون سرك بكشيم تا ماهيت فرصت ها و تهديدها رخ بنمايد. شايد تا قبل از انتخابات و تحولات بنيادين تركيه به راحتي مي شد عامل قدرتمند و نوظهوري به نام اتحاديه اروپا به ويژه جوانب عميقا دموكراتيك و حقوق بشري آن را مسئله اي مربوط به همسايه دانست و جز مصرفي برون مرزي مصرف، ديگري براي آن قائل نشد، ولي امروز كه همان همسايه در پرتو تحولات اخير با گام هاي بلند به سوي عضويت در اتحاديه گام بر مي دارد، اينك مفهوم همسايگي در معرض قبض و بسط نويني قرار گرفته است دسامبر 120 گذشته اعضاي اتحاديه اروپا در كپنهاگ دور هم نشستند تا براي اولين بار در تاريخ ساله 40 اخير نسبت به عضويت و يا تاريخ مذاكره درباره عضويت تركيه تصميم بگيرند و اين يعني اين كه اتحاديه اروپا سرانجام درباره همسايگي با ايران تصميم خواهد رخدادي گرفت كه ناظران معتقدند دير يا زود تحقق خواهد يافت. بايد مفهوم همسايگي را با توجه به عمق استراتژيك و امنيتي آن در نظر گرفت تا اهميت ملي و فراسرزميني آن براي كشور ما روشن شود، مسئله به سادگي اين نيست كه با پذيرش عضويت تركيه در اتحاديه اروپا، اين نهاد فراسرزميني و قاره اي به طور قهري و اتوماتيك وار با ما همسايه خواهد شد، كاملا به عكس، اروپايي ها به ويژه طي سال هاي پيش از تحولات سال هاي اخير ايران، قبل از اين كه درباره عضويت تركيه تصميم بگيرند مسئله همسايه تركيه برايشان اهميت اساسي داشت و امروز نيز برخي محافل محافظه كار اتحاديه، جوانب غيرامنيتي همسايگي اروپاي جديد و گسترش يافته با ايران و عراق و سوريه را همچون پوئن منفي تركيه براي عضويت به حساب مي آورند. مدعاي اين مقال آن است كه: جنبه تهديدآميز و غيرامنيتي مقال همسايگي مي تواند در پرتو آنچه كه در دوم خرداد 76 ايران و سوم نوامبر 2002 تركيه به وقوع پيوست به يك عامل تاميني (به لحاظ استراتژيك ) و به يك فرصت بزرگ بدل شود اگر كه در هم تنيدگي اين دو رخداد بزرگ در نظر گرفته شود و اگر كه رويكرد ابزاري و دوگانه در قبال دموكراسي و حقوق بشر متوقف در گردد پرتو آنچه كه در سوم نوامبر و يا به اعتباري در دوم خرداد ترك ها رخ داد، مسئله استفاده از آوانتاژ دموكراسي و حقوق بشر اتحاديه اروپا، در جهت تحكيم موقعيت دموكرات _ هاي مسلمان تركيه به يك عامل استراتژيك و تاميني بدل شده است. مسئله اين است كه برآمد هويتي نوظهور به نام دموكرات _ مسلمان به فروشد هويت كهنه و عقبمانده لائيك _ كماليزم يعني ناسيوناليسم _ فوندمنتاليسم آتاتوركي راه مي برد. اين مسئله هنگامي مهابت و هيبت خود را نشان خواهد داد كه تحولات اخير تركيه را مسئله ترك ها ندانسته و نيم نگاهي عبرت آموز به مباحث داغ و هيجان انگيز بين روشنفكران ترك داشته باشيم. مي بايد نيم نگاهي به سوزوگدازها و اعلام هاي خطر عقب مانده ترين بخش ناسيونال _ فوندمنتاليسم ترك داشت و همزمان با آن بر نقش برآمد اسلام گرايان در تعميق شكاف بين سكولارهاي دموكرات (كه مي كوشند هسته هاي ايدئولوژيك آتاتوركيسم را وانهاده و پوسته اي تشريفاتي و نازك از همان ميراث را برگزينند ) و لائيك _ فوندمنتاليست هاي دو آتشه، مداقه نمود. به عبارت ديگر زيرتاثير نيرومند آن رخداد بزرگ، بخشي از سكولارهاي دموكرات و ديگرپذير، حساب خود را از كماليست ها منسوب ] به مصطفي كمال [آتاتورك جدا ساخته و لائيسيسم تمركزگرا، دولت مدار و ناسيونال _ توتاليتر، روزبه روز منزوي تر مي شود. دقيقا همين بخش عقبمانده ناسيونال _ توتاليتر است كه همچون همه اشكال توتاليتاريسم از موضعي توطئه باورانه بر عليه حقوق بشر و دموكراسي بيشتر موضع گرفت و مي پرسد كدام توطئه در كار است كه كشورهاي اروپايي از ما استقبال؟ مي كنند به عبارت ديگر سوال بخش عقب مانده فوندمنتاليسم ناسيوناليست و فاشيست مشرب اين است كه چرا اردوغان اين چنين در پايتخت اروپايي ها قدر مي بيند و بي آنكه نخست وزير رسمي كشور باشد بر صدر مي نشيند و همچون يك ليدر قدرتمند با استقبال اروپايي ها مواجه؟ مي شود به عنوان مثال يالچين باير نويسنده روزنامه حريت در مقاله اي با عنوان چرا اروپايي ها ما را؟ مي بوسند به مطلب فوق پرداخته و از جمله پاسخ زير را از دكتر تورقاي آلتيلار از لندن دريافت نموده است: ويژگي مشترك اروپايي بودن، انديشه آناليتيك ( تحليلي ) است. آن ها بدان خاطر طيب اردوغان رادر آغوش مي گيرند كه تمامي نتايج پيروزي ] [اردوغان همچون آوانتاژي به سودشان عمل مي كند. مي خواهند از طريق تاثيرگذاري بر عقل او، سياست خارجي را از طريقي آسان تغيير دهند. در گزارش مربوط به پيشرفت اروپا، از در اختيار گرفتن شخص مورد نظر [اردوغان ] سخن گفته مي شود. چون در وضعيت محتملي كه محكمه قانون اساسي اردوغان را از نخست وزيري به زير مي كشد، مي توانند دلايل جديدي براي راه ندادن ( تركيه ) به اتحاديه اروپا بيابند. خواهند گفت كه حق شخص منتخب را به او نمي دهيد. در صورت بروز كمترين اختلاف بين ارتش و حزب عدالت و توسعه از اين حزب حمايت كرده و مدعاي مشهور تاثير نظاميان بر ] [سياست مي بايست كم شود را به پيش خواهند كشيد. بحث پيرامون مقوله مسلمان دموكرات را باز كرده (و به وسيله آن ) اصول لائيسيسم را متزلزل خواهند كرد. مي دانند كه اگر چنين گشايشي بر ] روي مقوله مسلمان [ دموكرات صورت گيرد توازن داخلي به هم مي خورد اما ما را به مقولات اعجوبه شان همچون دموكرات مسيحي نزديك خواهد ساخت... آنچه كه در اين مقولات مرا بيش از هر چيز اندوهگين مي سازد اين است كه يك بنده خدايي يافت نمي شود كه بگويد متر و معيار ملي ماچيست... 1 به اين ترتيب لائيك هاي افراطي تا آن جا پيش رفته اند كه با اشاره به تقيد كادرهاي حزب عدالت و توسعه به شعائر اسلامي از تقيه و حتي نفاق آنان در قبال اصول آتاتوركي هشدار داده و مي گويند: در كشوري كه با اصول و انقلاب آتاتوركي سازگاري ندارد، پس چرا به دروغ دم از هماهنگي با اصول زده مي شود،... لطفا اين سوگند را تغيير دهيد و با اصول و انقلاب آتاتورك نفاق نورزيد. 2 در مقابل اين جنگ رواني نيرومند كه به هر حال تحريك بخش هايي از ارتش و بوروكراسي به كودتا را مدنظر دارد، اردوغان و كادرهاي حزب او در همان حال از پيوند همان دين با دموكراسي سخن مي گويند واين پيوند را جزو فرصت ها و آوانتاژهاي تركيه براي پذيرش عضويت اش در اتحاديه اروپا به حساب مي آورند. اردوغان به اروپايي ها مي گويد: تركيه كه اكثريت بزرگ خلق آن مسلمان است با ورود به اتحاديه اروپا متضمن يك پيام به دنياي مسلمان خواهد بود.. نگاه [مسلمانان ] به اروپا، نگاه به دنياي مسيحي را تغيير خواهد داد. تركيه به منزله مدلي كه چگونگي همزيستي اسلام و دموكراسي را نشان مي دهد، الگويي بسيار مهم خواهد بود. به طور خلاصه اين، نه به تنازع مدنيت ها بلكه به نزديكي مدنيت ها و همگرايي بين آن ها راه خواهد برد. 3 بنابراين همان جداسازي كه اردوغان در پاسخ به شبهات وارده از سوي منتقدين داخلي بر آن تاكيد مي كند، در خارج كشور و به ويژه در گفت وگو با مخاطبين اروپايي پذيري اش جمع با دموكراسي مورد تاكيد قرار مي گيرد و اين همان نقطه اتصال اسلام گرايان با روشنفكران ديني مرسوم به عثمانيان جوان است كه در ثلث آخر قرن نوزدهم واژه جمع را به همان شكل عربي خود در توصيف پيوندپذيري بين اسلام و دموكراسي به كار مي بردند. به اين ترتيب فرمول سه وجهي روشنفكران مسلمان در سال هاي پاياني قرن نوزدهم و آغاز قرن بيستم يك بار ديگر، پس از يك واژگوني و محاق طي يك قرن دوباره به قاعده نخستين خود مي نشيند: يك روشنفكر مسلمان قفقازي به نام علي بن حسين زاده كه درست پيش از برآمدن تركان جوان ( ) 19081895 و پس از فرو شد عثمانيان جوان ( ) 18951870 در صحنه سياسي استانبول و باكو ظاهر شد ضمن جمع بندي كوشش نسل پيشين روشنفكران ديني (سيد جمال، نامق كمال و علي سعاوي و. ) فرمول، تركي شدن، اسلامي شدن، اروپايي شدن را مطرح ساخت و هويت نشريه فيوضات باكو در سال 1906 را با آن فرمول سه وجهي تعريف نمود. به تعبير دقيق تر و با واژگاني كه خود او به كار مي برد، هويت سه بعدي روشنفكران آن دوره عبارت بود از متحسس به حس تركي، متدين به دين اسلام، متمدن به تمدن اروپايي. اين مرحله اي است كه سه فرهنگ اسلامي، ملي و اروپايي همچون موزائيك هاي همجوار ولي غير متداخل درهم به همزيستي خود ادامه مي دهند ولي از پس آن بر بستر گذار تركان جوان از مشروطيت و پارلمان و قانون اساسي عصر جديدي متولد مي شود كه مشخصه اصلي آن ناسيونال _ توتاليتاريسم و ادغام همه مولفه هاي سه فرهنگ در يك فرهنگ است. به عبارت ديگر مرحله پويايي انديشگي و جوشش فكري روشنفكران مسلمان جاي خود را به تحجر و بلورشدگي دوره بعدي مي دهد كه همبسته تمركزگرايي ناسيوناليسم نظامي است. وقتي سه جويبار فرهنگ ديني، ملي و اروپايي در سنگستان ناسيونال _ فوندمنتاليسم منجمد مي شود، جهشي واحد، منجر به عبور توامان از پارلمنتاريسم مشروطيت و از اسلام گرايي مي گردد: به ميزاني كه اين آگاهي [ملي ] به بلورشدگي مي گرايد، ماهيت و هدف اين جنبش ملي كه ديگر به حد تبلور خود رسيده، سيماي آشكار خود رايافته، ازتاثير اسلامي خارج شده و چهره ملي ترك به خود مي گيرد. زيرا ديگر مدت ها بود كه وجدان جمعي ماهيت اسلامي خود را ترك كرده و در مناسبات اجتماعي، وابستگي به دين جاي خود را به وابستگي به زبان سپرده بود. متاسفانه به اين ترتيب كنار گذاشتن مولفه اسلامي منجر به جايگزيني پارلمان و يا حاكميت قانون اساسي نمي شود بلكه چيزي به نام زبان جاي آن را مي گيرد كه اسم مستعار يك سلسله عمليات خشونت بار است: ادبشناسان ترك و عرب و آرياپرست در جلد ژاندارم ها رفته و به شناسايي عناصر نفوذي در زبان، تاريخ و كشور مي پردازند. ادبشناسي ترك مي گويد: عناصر فارسي و عربي در زبان ادبي ترك هاي تركيه، تاتارهاي حوزه ولگا و... نفوذ كرده است. ادبشناسي 5آرياپرست كه هر چه مي گردد اثري از نفوذ زبان تركي در ادب فارسي نمي يابد، خود ترك ها را در معرض تهاجم ژاندارم مابانه قرار مي دهد و رد پاي نفوذي هاي عنصر ترك و عنصر تازي را در تاريخ جست وجو مي كند: در حقيقت از اولين روزي كه عناصر ترك در اين تمدن نفوذ كرده اند ضعف اخلاقي و عقلاني ريشه بسته است. 6 ادبشناسي ناسيونال _ استالينيسم نيز به همان نتيجه اي رسيد كه پيشتر ناسيونال _ فاشيست هاي ترك و آرياپرست رسيده بود و او نيز به نوبه خود حفظ نفوذ را در معرض شناسايي پليس گفتاري قرار مي دهد: در زمان حيات نظامي گنجوي... اين افراد با نفوذ در دستگاه هاي لشكري و ديواني و نيز با نفوذ در داخل كاخ ها تلاش مي كردند به تدريج زبان و مليت مردم آذربايجان را از بين ببرند و به جاي آن زبان و فرهنگ بيگانه فارسي ] و [عربي را در آذربايجان متمركز كنند. 7 پروژه خودي _ سازي بيگانه كه ابتدا در سطح زبان ظاهر شده بود به تدريج به قلمرو سياست منتقل مي شود و زمينه ساز بيگانه سازي از عنصر تازي و عنصر ترك و عنصر محبوس مي گردد و سرانجام در انتهاي قرن بيستم ميراث قاريان قرائت فاشيستي از مليت به كساني مي رسند كه قرائت فاشيستي را در دستور كار خود قرار داده بودند و بر مبناي همان قواعد در قبال خط نفوذ انديشگي هشدارهاي پليسي و امنيه وار اكنون مي دادند پس از يك قرن تجربه اندوهبار و آزمون و خطاهاي بي شمار و خونبار، در فضاي سوم كاسيم ( نوامبر، ماه تركي ) تركيه، نسيم تازه اي از تحولات وزيدن گرفته و همكاري سه فرهنگ ديني، ملي و اروپايي مي رود تا راهگشاي همجواري نويني بين همسايگان باشد. يك بار ديگر ديالوگ انتقادي با اروپا كه اصلاح انديشان مسلمان در ثلث آخر قرن نوزدهم اتخاذ كرده و بر اساس آن حساب تمدن و فرهنگ و پارلمان و قانون اساسي را از حساب تهاجم و تجاوز استعماري تفكيك مي كردند، مد نظر قرار مي گيرد و مقابله با جنگ افروزي آمريكايي در كنار همزيستي با اتحاديه اروپايي و ديالوگ با اروپا مي نشيند. پويايي انديشگي و كرداري در هر دو سوي مرز، توازي شگفتي آوري در طرد جريانات افراطي نشان مي دهد: در آن سوي قضيه دموكرات هاي آزاد انديش ترك حساب خود را از لائيك هاي بنيادگرا و ناسيونال تفكيك كرده و بر عليه درك توتاليتر از جمهوريت [آتاتوركي ] 8 و لائيسيسم بيمارگونه موضع 9 مي گيرند و روشنفكراني كه در جانب حزب اقليت مجلس قرار دارند مي گويند جنبه اسلامي حزب عدالت و توسعه را نبايد خطر به حساب آورد بلكه اين غناي تركيه و يا فرصت تركيه است. (روزنامه مليت ). در اين سوي قضيه نيز اگرچه هنوز تداخل و درهم رفتگي معيني بين قاريان قرائت فاشيستي از مليت با ناسيونال دموكرات هاي متعلق به اقشار سكولار به چشم مي خورد ولي افراط و افراطي گري و نابگرايي و هويت پردازي غيرستيز، در مجموع خود و در همه اشكال خود به زير سوال رفته اكنون است نوبت آن فرا رسيده تا موج سوم اسلام گرايي در تركيه را به رسميت بشناسيم و ديالوگي تازه با آن آغاز نماييم، موجي كه يك نويسنده متاله و روشنفكر ترك آن را به تفكيك از موج نخستين ( اصلاح انديشان، ثلث آخر قرن نوزدهم در عثماني ) و موج دوم (اسلام راديكال ) چنين معرفي مي كند: گرايش سوم كه به ويژه از دهه 90 متعين شدگي خود را آغاز نمود در ايران با خاتمي و عبدالكريم سروش، در لبنان با فضل الله، در مصر با حسن حنفي، در فاس با جابري و امثال آن ها مشخص مي شود... اين گرايش سوم در تركيه با كنفرانس بين المللي اسلام و مدرنيسم و تجربه فضل الرحمان كه به ابتكار شهردار وقت رجب طيب اردوغان برگزار گرديد، آغاز شد و خطوط فكري آن در مقدمه اي كه اردوغان بر مباحث همان كنفرانس و بر كتاب محمد اقبال نوشته مشخص شده محمد است آيدن استاد فلسفه و رئيس همان همايش و مترجم كتاب بنيادي اسلام اثر فضل الرحمان، كه امروز به نمايندگي مجلس انتخاب شده، ديگر نماينده اين گرايش سوم در تركيه به شمار مي رود. 10 بحثي كه به گمان من روشنفكران ديني كشورمان مي توانند با نمايندگان گرايش پيشگفته از موج اسلام آغاز نمايند به مقوله جمهوريت و پيوند آن با اسلاميت برمي گردد. اين مبحثي است كه به نوبه خود جمهوريت گرايان معتدل و آزادانديش ترك را از تبديل احترام به ايدئولوژي كماليزم آتاتورك چي ] گري افراطي و [فوندمنتال به شدت پرهيز دارند، درگير نمايد. نمونه اي از بحث مودبانه و قانونمند را اخيرا پس از سوم نوامبر ديديم كه به دنبال طرح مسئله حجاب از يكسو طه آك يول ژورناليست برجسته و طرفدار حزب اقليت مجلس در سالگرد فوت آتاتورك از آنچه كه كماليزم چپ و راست مي ناميد فاصله گرفت و از روسري به عنوان يك پوشش كاملا مدرن دفاع كرد، از سوي ديگر عبدالرحمن ديلي پاك; روشنفكر اسلام گرا كه تقيد او به شريعت مشهور است، در پاسخ به آتاتورك چي هاي دو آتشه و حجابستيز نوشت: اگر آتاتورك بر ضد تستر (حجاب بانوان ) و روسري بود چرا قبل از هر كس از والده اش زبيده خانم و يا همسرش لطيفه خانم شروع؟ نكرد آتاتورك مي توانست ابتدا حجاب آن ها را بگشايد و به اين ترتيب الگوي جامعه بشود، اما چنين نكرد. پس كساني كه براي آتاتورك غش مي كنند چه؟ مي گويند... ممكن است پاسخ بدهند درست است كه آتاتورك چنين نكرد اما خواهان ارتقاي سطح مدنيت كشور به سطح مدنيت و فرهنگ معاصر بود. بسيار خوب اما اين اروپايي كه امروز قرار است ما به سطح آن ها برسيم از ما طالب فرارويي و ارتقاي استانداردهاي دموكراتيك نهادينه، كردن اولويت حقوق توسيع، حقوق بنيادي ناظر بر آزادي و آزادي بيان است كه احترام به باورها در راس آن قرار دارد. 11 به اين ترتيب اسلام گرايان تركيه در جريان يك سلسله مجادلات استدلالي و عقلاني با مخالفين خود نشان مي دهند كه ارتقاي استانداردهاي دموكراتيك كه اتحاديه اروپا طالب آن است هيچ منافاتي با باورهاي ديني و شعائر اسلامي نظير حجاب ندارد و كاملا در تلائم با آن قرار مي گيرد. به اين ترتيب ملاحظه مي شود كه مباحث داخلي در سطح روشنفكران ترك چقدر آشنا به نظر مي رسد و علاوه بر آن روشن مي گردد كه ما و ترك ها در يك تسابق همزمان ولي اعلام نشده در جهت بهره برداري از آوانتاژ بزرگي به نام اتحاديه اروپا به منظور تامين منافع ملي قرار داريم. اسلام گرايان، آوانتاژي بيروني به نام اتحاديه اروپا و نقش هژمونيك آن در تاثيرگذاري بر فرآيندهاي دموكراتيك و حقوق بشري را چنان داخلي و دروني كرده اند كه مخالفانشان مي گويند: حزب عدالت و توسعه حزبي است كه حسابي اسلامي دارد. اين قلمرو نيز در تركيه با تنگناي قانوني مواجه است. مناسبات با اتحاديه اروپا در جهت رهايي از اين محدوديت هاي قانوني عمل مي كند. به همين خاطر بخش مذكور مي تواند حتي اگر هم در برنامه فرهنگي و ارزشي كم بياورد به بهاي الحاق به اروپا خود را از وضعيت محدودكننده پيشگفته رها نمايد. مضافا بر اين كه، آگاهي اسلامي نه مسئله ملي بلكه منافع امت را فراروي خود قرار داده است. 12 به عبارت ديگر اسلام گرايان تركيه با توسل به گفتمان دموكراسي و حقوق بشر كه اتحاديه اروپا ناسيونال _ فوندمنتاليسم ترك را به خاطر عدم رعايت آن تحت فشار قرار داده به مصاف بنيادگرايي ملي و لائيك رفته و مدعي هستند آنچه كه جمع آن با دموكراسي ناممكن است، حجاب و روسري و ديگر شعائر ديني نيست، بلكه اين دقيقا خودبنيادگرايي و تمامت پرستي در همه اشكال آن است كه استعداد هماهنگي با دموكراسي را ندارد. روشنفكران مسلمان ترك كه در طول دهه هاي متمادي با سياست همانندسازي ( ايسميلاسيون ) مليت گرايانه آشنا هستند اكنون در موقعيتي قرار گرفته اند كه همه اشكال همانندسازي آمرانه و ديكتاتورمنشانه را به زير سوال ببرند. تا آن جا كه حتي روشنفكر ديني همچون عبدالرحمن ديلي پاك كه طي يك دهه اخير همواره در معرض اتهاماتي نظير احياي خلافت و برقراري حكومت شرعي قرار گرفته خطاب به مخالفان حجاب مي گويد: ما بايد خودمان باشيم. در ] طول اين سال هاي [متمادي انسان ها از بيگانه زيستن با خود خسته شده اند، از زندگي در شرايط ترس و واهمه اي كه آنان را وادار به استفاده از ماسك ها مي كند خسته شده اند و مي خواهند خودشان باشند و تجربه زيسته خودشان را داشته باشند. من مجبور نيستم شبيه ديگري باشم و علاوه بر آن نمي خواهم به زور كس ديگري را شبيه خودم بكنم. من به همان اندازه كه ديگران را تحمل مي كنم و به شدت مخالف آن هستم كه ديگري را به زور شبيه خودم بكنم، آن ها هم نبايد در شيوه زندگي من دخالت آيا كنند 13كساني كه به ارزان ترين بهانه ها و ناشيانه ترين شيوه چهره اي ضد دموكراتيك و ضدحقوق بشري از اسلام در منظر افكار عمومي داخلي و منطقه اي ترسيم مي كنند به طور ناآگاهانه به سست كردن زير پاي جريانات متنوع اسلام گرايي در آن سوي مرز و در جهان اسلام مشغول؟ نيستند پي نوشت: - 1 يالچين باير; روزنامه حريت; /2 22 نوامبر 2002 - حريت; /همانجا 3 - اردوغان مصاحبه با ترك CNN نقل از يني شفق; /4 25 نوامبر - ميرزا بالا محمدزاده جنبش ملي آذربايجان 1937 /5 23 ص - كاتانوف; منتخب آثار; انتشارات ترك تبار آنكارا ص 224 /6 2000 چاپ _ دكتر قاسم غني /_ 7 محمد سعيد اردوبادي; باكو /8 1948 - نشريه زمان; چاپ تركيه 20 نوامبر 2002 سوم نوامبر و مشروعيت /دموكراتيك 9 - /پيشين - 10 احسان آلي آچيك; روزنامه زمان 16 نوامبر 2002 تركيه / 11 _ عبدالرحمن ديلي پاك 26 نوامبر سرمقاله نشريه واكيت تركيه /_ 12 احمد تاش گيترن AKP و مسئله ملي يني شفق 15 /نوامبر 13 _ عبدالرحمن ديلي پاك پيشين.