Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811119-60016S7

Date of Document: 2003-02-08

سينما بدون رنگ طراحي صحنه در سينماي ايران همان قدر كه موسيقي مهم است طراحي هم اهميت دارد ديالوگ، گريم لباس و... دربازي بازيگرتاثيرمي گذارند طراحي لباس سريال ولايت عشق ساخته مهدي فخيم زداه ليلا نقدي پري جايگاه مهم طراحي صحنه و لباس را نمي توان در فيلم فراموش كرد. شخصيت پردازي و هويت بخشي به شخصيت نوشته شده در فيلمنامه و بعد از آن طراحي مكاني كه يك اتفاق در آن شكل مي گيرد به عهده طراح است كه به ايده و ذهنيات كارگردان در راستاي هدف اصلي فيلم عينيت مي بخشد. يك طراحي درست يا غلط مي تواند در برداشت بيننده از محتواي فيلم و شخصيت ها تاثيرگذار طراح باشد بايد بتواند با يك تحليل روانشناسانه از هويت اشخاص و فضايي كه در آن زندگي مي كند و با آگاهي از معماري محيط و رنگ حاكم بر آن به پيشبرد درست فيلم كمك كند. متاسفانه در سال هاي اخير با به وجود آمدن سينماي متفاوت و خاص و به پيروي از آن كم كم طراحي صحنه و لباس جايگاه اصلي خود را از دست داده و سير نزولي را طي مي كند. براساس آمار فيلم هاي وارد شده به بخش مسابقه و ميهمان بيست و يكمين جشنواره فيلم فجر اكثر فيلم ها يا توسط طراحان جوان طراحي شده و يا اصلا خود كارگردان بنا به ضرورت طراحي كرده طراحان است پيشكسوت تقريبا هر يك فقط يك فيلم دارند يا به هيچ وجه ندارند. گاهي افرادي غيرحرفه اي _ نه به معناي پيشكسوت _ به عنوان طراح معرفي شده اند. اين اتفاق درست مثل اين است كه يك صدابردار فيلمبرداري كند و يا بالعكس با اين اتفاقات يك سري سوالات مطرح مي شود كه در اين راستا با تني چند از هنرمندان طراح و فيلمساز به گفت وگو نشسته ايم. تهمينه * ميلاني: از ظرايف طراحي صحنه آگاهم ميلاني كه براي طراحي آخرين فيلمش _ واكنش پنجم _ از حضور كيوان مقدم كه يك طراح جوان است استفاده كرده است، مي گويد: يك فيلم حاصل فعاليت يك جمع متخصص است. بنابراين كمبود هريك از اين تخصص ها تاثير منفي در فيلم خواهد داشت. براي من طراحي صحنه همانند فيلمبرداري، صدابرداري و گريم اهميت بسيار بالايي دارد و از آنجا كه پيش از شروع كارگرداني، در چند فيلم طراح صحنه بوده ام، با ظرايف و تاثيرات اين رشته تخصصي آگاه هستم. گاهي پيش مي آيد كه با يك طراح صحنه حرفه اي بحث هاي عميق سليقه اي مطرح مي شود، اما با يك طراح جوان چنين شكلي وجود ندارد. آنها انعطاف بيشتري براي پذيرش نظريات، و حوصله و انرژي بيشتري براي حضور در تك تك صحنه ها كه براي من امري بسيار ضروري است، دارند. در مورد همكاري با كيوان مقدم بايد بگويم، ايشان دستيار آقاي ايرج رامين فر در فيلم نيمه پنهان بودند. با شناختي كه از آقاي مقدم در آن فيلم داشتم و نظرخواهي از آقاي رامين فر ايشان را براي همكاري در واكنش پنجم دعوت كردم. از همكاري با ايشان و گروه هم خوشحال و راضي هستم. مهدي * نوربخش: بودجه كافي نداشتيم مهدي نوربخش تهيه كننده و مدير توليد سابق، امسال با فيلم _ راي باز _ كه به صورت DV تصويربرداري شده، اولين حضورش را در سينما اعلام كرده است. او خودش كار طراحي فيلمش را انجام داده و معتقد است: به نظر من همه چيز در فيلم در راستاي هم اهميت دارند. همان قدر كه موسيقي مهم است، طراحي هم اهميت دارد ديالوگ، گريم، لباس و... در بازي بازيگر تاثير مي گذارند. من با افرادي كار مي كنم كه شناخت كافي در موردشان داشته باشم. مثل دوستان و يا كساني كه با هم قبلا كار كرده و سليقه هاي مان به هم نزديك است. يك آدم حرفه اي ممكن است بخواهد نظرش را به من تحميل كند. من به اين دليل خودم فيلمم را طراحي كردم كه فيلم ما يك كار ارزان بود و ما بودجه كافي نداشتيم، ضمن اينكه يك فيلم خياباني نبايد اكيپ زيادي داشته باشد. همين طور من نمي توانستم كسي را بيابم كه به سليقه من نزديك باشد. در واقع ما اكثر فيلم را در مكان هاي واقعي كار كرديم. اگر لازم بود من خودم طراحي مي كردم، البته ما از مشاوره شاهرخ فروتنيان هم استفاده كرديم. پرويز * شهبازي: خودم بهتر مي توانم كار كنم شهبازي، سازنده فيلم نفس عميق كه وارد بخش مسابقه جشنواره شده، خودش فيلمش را طراحي كرده است. او پاسخ ما را به طنز مي دهد و معتقد است كه تمام ايرادات من به كار او صحيح است. مي گويد: به اين دليل كه فيلم من از واقعيت برداشت شده، احساس كردم كه خودم از عهده طراحي اش برمي آيم. اگر قرار باشد طراح صحنه اي داشته باشم، بايد به او مهلت بدهم تا فيلمنامه را بخواند و اگر از آن خوشش آمد و طي صحبت درباره آن به اين نتيجه رسيدم كه فضاي فيلم را خوب مي شناسد، با او كار مي كنم، ولي در كارهايم، فكر مي كنم خودم بهتر مي توانم كار كنم. هرچند كه با وجود طراح صحنه و لباس در فيلم موافقم. طراحي دكور فيلم شايد وقتي ديگر امير * اثباتي: طراح صحنه هزينه زا است امسال از امير اثباتي در فيلم هاي بخش مسابقه جشنواره اسمي نمي بينم. او طراح فيلم _ دوئل _ به كارگرداني محمدرضا درويش است. اين طراح صحنه سينماي ايران نظرش را اين گونه مطرح مي كند: من سه دوره قبلي فيلم هاي جشنواره فجر را با هم مقايسه كردم. ما از طراحان عضو انجمن در فيلم هاي سال اول چيزي حدود 50 درصد و سال گذشته 40 درصد به داشتيم نظر مي رسد امسال كم تر هم شده باشند. در حاشيه تعداد فيلم هايي كه با نگاتيو كار نشده و يا خارج از حدود حرفه اي اند نيز بيشتر شده است. بعد از انقلاب، سينما تحت نظارت دولت داشت به استانداردهايي مي رسيد و صدابرداري و طراحي صحنه هم رواج پيدا كرده بود. تا اينكه در سال هاي 76 _ 75 كه دولت نظارت خود را كمتر كرد و سينما از شكل گلخانه اي خارج شد و شكل طبيعي خود را ادامه داد. ولي اين اتفاق يك پيامد ديگر هم داشت. يعني اينكه تهيه كنندگان سعي كردند هزينه ها را پايين بياورند. يكي از موارد هزينه ساز هم حضور طراح صحنه است كه البته اصلا درست نيست. چون برعكس نظر آنان من فكر مي كنم يك طراح خوب مي تواند سهم مهمي در پايين آوردن هزينه ها داشته باشد. ولي آنها براي پايين آوردن هزينه طراح صحنه حرفه اي و باسابقه را حذف و افرادي بي تجربه يا كم تجربه يا افرادي غيرطراح مثل فيلمبردار را به كار گرفتند. اين كار آنها باعث شد كه سطح فيلم ها نزول پيدا كند. شايد همين مسئله باعث شد كه فيلمسازان حرفه اي به اهميت كار كردن با طراح حرفه اي پي ببرند. البته فيلمسازاني هم بودند كه با نگاهي ساده به توليد و فيلمسازي به نوعي از طراحي روي آوردند كه با اين نگاه و سليقه متناسب است. ولي وقتي اين تفكيك به وجود مي آيد بيننده به تدريج بعد از مدتي مي فهمد كه چقدر روي يك فيلم كار شده و خوبي و بدي كار را مي فهمد. امسال اين مسئله بحراني تر شده است. شاهرخ * فروتنيان: حرفه تازه اي در راه است فروتنيان به طور غيررسمي و به دليل اينكه مشغول كار در فيلم _ آبادان _ ماني حقيقي بوده است، مشاورت طراحي فيلم _ راي باز _ مهدي نوربخش را به عهده داشته و معتقد است كه چون كارگردانان جواني كه مي خواهند فيلم اولشان را بسازند، درگير فشارهاي تهيه كننده مبني بر پايين آوردن فشار مالي كار مي شوند، سعي مي كنند خودشان طراحي را هم برعهده بگيرند. در فيلم هاي حرفه اي تر هم ممكن است اين اتفاق بيفتد و كارگردان مجبور شود كارهاي توليدي و غيرتوليدي را خودش انجام دهد. اينكه كسي مثل علي حاتمي در فيلم هايش بدعت مي گذارد، به اين دليل است كه خودش اطلاعات وسيعي در زمينه طراحي داشت. هر چيزي كه او مي گفت، از روي يك پشتوانه فرهنگي مي آمد. او تمام نقطه نظراتش را از روي مسائل مستند استخراج امروز مي كرد مي بينيم كه يك طراح، رنگ را نمي شناسد و بدون هيچ آگاهي رنگ هايي را كنار هم مي گذارد كه هيچ ربطي به هم ندارند. يك تهيه كننده با بودجه محدود نمي تواند طراح خوب سركارش بياورد. من چند بار پيشنهاد كرده ام كه اگر فيلمي بودجه اش كم است بايد بتواند از يك حرفه جديد تحت عنوان مشاور هنري از يك سري دانشجوي خلاق كه تجربه عملي ندارند به عنوان مدير صحنه استفاده كند. من فكر مي كنم خيلي از دوستان طراح حاضرند به كارگردان ها مشاوره هم بدهند. بهزاد * كزازي: مي خواستم تغيير شغل بدهم كزازي سال گذشته فيلم باران را طراحي كرد. بين آخرين فيلمش _ پدر _ و اين فيلم فاصله اي طولاني ايجاد شده بود. خودش مي گويد كه مي خواستم تغيير شغل اما بدهم امسال دو فيلم در كارنامه كاري اش دارد. صنوبر به كارگرداني مجتبي راعي كه به قول خودش تمام صحنه فيلم به جز آسمان دكور است و فيلم _ اينجا چراغي روشن است _ دومين فيلم بلند رضا ميركريمي. كزازي با بحث ما مخالف است و مي گويد: من چنين مسئله اي را حس نكردم. اتفاقا من با كساني مواجه شدم كه قبلا از حضور طراح استفاده نمي كردند ولي براي فيلم جديد خود اصرار داشتند كه طراح صحنه داشته باشند. شايد به اين دليل كه به اين نتيجه رسيده بودند كارگردان بايد شش دانگ حواسش متوجه كارگرداني اش باشد و نمي تواند خودش را روي مسائل ديگر متمركز كند. البته من فكر مي كنم اين به خاطر تجربه كارگردان است كه تصميم مي گيرد بخشي از كار را برعهده كسي بگذارد كه تخصصش به شكل درست در خدمت فيلم باشد. شايد شكلي كه براي ساير كارگردان ها به وجود آمده اين است كه برخي همكاران ما طراحي را مجزا از فيلم مي بينند و فقط به فكر امضاي خودشان در فيلم هستند كه اين خودبه خود باعث ايجاد درگيري بين كارگردان و طراح مي شود. اگر طراحي در خدمت فيلم باشد، كارگردان ها هم دلشان مي خواهد باري را از دوش خودشان بردارند. ما در فيلم صنوبر كل دكورها را بالته و يونوليت و... ساخته ايم ولي اصلا ديده نمي شود. سميرا * سينايي: عرصه براي فعاليت جوانان بازتر است آخرين فيلم هايي كه سينايي كار كرده فيلم _ گيزلا - و - ميان سايه و نور _ ساخته پدرش خسرو سينايي بوده است. فيلمي كه از او در جشنواره و بخش مسابقه حضور دارد _ روز كارنامه _ ساخته مسعود كرامتي است. او مي گويد: به نظر من حضور طراح در فيلم خيلي مهم و موثر است. چون علاوه بر اينكه به عنوان همفكر با كارگرداني همكاري مي كند مي تواند بخشي از مسئوليت طراحي تصوير را از دوش فيلمبردار بردارد. من فكر مي كنم باعث خوشحالي است كه عرصه براي فعاليت جوان ترها هم باز شده و به آنها اعتماد مي شود. براي من خيلي مهم است كه طراحي همراه با ذهنيت كارگردان نباشد. ولي بايد بتوانيم از طريق تهيه كننده حمايت شويم و به اين دليل كارگردان هم بايد پشت سر ما بايستد. از مزاياي پيشكسوت شدن اين است كه كمتر دچار اين تنگنا مي شويم. البته آنها هم قبلا بهاي گزافي را همان پرداخته اند طور كه به ما كم تر اعتماد و امكانات داده مي شود لابد براي آنها هم در گذشته همين طور بوده است. در مورد اينكه برخي كارگردان ها خودشان طراحي را انجام مي دهند بايد گفت كه بعضي از فيلم ها به دليل نوع گزارش گونه و مستند بودشان فكر مي كنند طراحي بايد حذف ولي شود من معتقدم به يك جفت چشم براي ساختن و ديدن فضا و قضاوت در مورد فضاي متناسب با كار نياز داريم. جوان ترها شايد به اهميت اين مسئله آگاه نيستند. طراح صحنه با حضورش مي تواند مسائل را ريزتر و با تيزبيني بيشتري ببيند. امير اثباتي در حال طراحي لباس داريوش ارجمند در فيلم كشتي آنجليكا حسين * مجد: برايشان چندان مهم نيست مجد در حال حاضر دستيار امير اثباتي در فيلم _ دوئل _ است. او سال گذشته دو فيلم مستقل را طراحي كرده بود ولي امسال هيچ فيلمي ندارد. تجربيات او در زمينه دستياري شايان توجه است. وي دليل اين مسائل را در حرفه طراحي اين مي داند كه طراحان حرفه اي اگر فيلمنامه اي را دوست نداشته باشند قبول نمي كنند. ضمن اينكه چون دستمزدشان بالاست، همه فيلم ها توانايي مالي پرداخت اين هزينه را ندارند و البته برايشان چندان هم مهم نيست كه طراح به فكر كارگردان، حداقل در طراحي ميزانسن و درست چيدن بازيگرها كمك كند، تا تصوير زيباتري ارائه شود. آنها فكر مي كنند كه فقط چيدن وسايل مهم است، كه از عهده خودشان هم برمي آيد و به اين مسئله كه ممكن است يك رنگ يا يك وسيله حاضر در صحنه به شخصيت پردازي و يا بازي بازيگر كمك كند، فكر نمي كنند. به اين دليل گاهي، مي بينيم در يك فيلم كنتراست رنگ ها يكي است و يا يك رنگ بدون هيچ دليل و منطقي در صحنه خودنمايي مي كند. چرا كه تهيه كننده براي پايين آوردن هزينه يا از كمد شخصي بازيگر براي فيلم استفاده مي كند و يا يك چيزي را به صرف شيك بودن بر تن بازيگر مي پوشاند. يكي از مشكلات سينماي ما اين است كه طراحي و اينكه چه جايگاه مهمي مي تواند در زيبايي شناسي تصوير داشته باشد و بتواند براي بازيگر چيزهايي آماده كند كه طي بازي اش از آنها استفاده كند جا نيفتاده است. بعضي وقت ها آدم هاي يك فيلم حركات بيهوده اي دارند كه با يك طراحي درست مي توان اين حركات را حذف كرد. گاهي كارگردان در دكوپاژ، فقط به دليل علاقه شخصي وسيله اي را اضافه مي كند كه هيچ معني خاصي ندارد و وظيفه طراح اين است كه او را توجيه كند. ايرج * رامين فر: وقتي سينما سقوط مي كندهمه عواملش را هم با خودش مي برد بالاخره بعد از چند سال فيلم _ عشق فيلم _ كه رامين فر آن را طراحي كرده بود، آماده نمايش شد. امسال در بخش مسابقه مي توان اين فيلم و فيلم ديگر او _ ديوانه اي از قفس پريد _ به كارگرداني احمدرضا معتمدي - را ديد. او مي گويد به اين مسئله بايد واقع بينانه نگاه سينما كرد يك كار گروهي است، مثل نقاشي نيست كه بتواني در يك آتليه خصوصي براي دل خودت كار كني. پس نياز به مشاركت عده اي آدم براي ساخت دارد. وقتي كه طراحي جايگاه خود را در سينماي پس از انقلاب پيدا كرد، لازم بود كه اين حرفه پيشرفت كند كه البته شما معتقديد نكرده و من هم با شما موافقم. چرا كه ما از سينماي هنري _ كه البته يك سينماي تجاري خوب ساخته شده هم مي تواند باشد _ دور شده ايم. ما هيچ وقت نمي توانيم طراحي صحنه را جدا از سينما تحليل كنيم. چون هر دو سرنوشتي مشترك دارند. وقتي سينما دارد سقوط مي كند، همه عواملش را نيز با خود مي برد. وقتي ما به طرف سينماي ارزان و پول برگردان مي رويم كارگردان تصميم مي گيرد طراح طراح شود پول مي گيرد، پول خوبي هم مي گيرد. به نظر من غيرحرفه اي ترين حرف در محدوده سينما اين است كه يك كارگردان بگويد من بهتر از هر كسي فيلمم را مي توانم طراحي كنم. به اين شكل آن معني واقعي كه براي يك طراح در فيلم وجود دارد كم كم لوث مي شود. شايد هم آن قدر حركت خوب در سينما انجام نشده كه بهانه اي در دست تهيه كنندگان و فيلمسازان قرار داده به است هر حال تهيه كنندگان كه اغلب خودشان كارگردان هم هستند، مي خواهند از هزينه ها كم كنند و چون ممكن است يك طراح با يك جابه جايي كوچك وسايل خرج روي دست تهيه كننده بگذارد، آنها فكر مي كنند كه خودشان هم مي توانند همين كار را انجام دهند. در نتيجه فيلم هاي كوچكي كه فكر و ايده و داستان كوچكي دارند و به فضاي خارق العاده احتياجي ندارند در همان محدوده فضاي كوچك و محدود و مهجور _ بي فكر و ايده _ خودشان باقي مي مانند. البته اين در رابطه با سينماي متفاوت و جديد مثل سينماي كيارستمي مصداق پيدا نمي كند. هرچند كه اين فيلم ها مطابق با سليقه من نيستند ولي من سينماي كيارستمي را به عنوان يك سينماي مولف واقعي دوست دارم. اين نوع سينما هم امكانات خاص خودش را مي خواهد.