Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811119-60016S1

Date of Document: 2003-02-08

جزئيات، دردي را دوا نمي كند گفت وگو با احمدرضا معتمدي حامد صرافي زاده عكس: رضا معطريان اصولا كار طراحي، دكوپاژ و ميزانسن به طور طبيعي در كنار فيلمنامه انجام مي شود فيلمنامه خوب همان فيلمنامه آهنين است جاي دو چيز حتي يك شي بايد از همان اول روشن شود شخصيت ها در موقعيت عمق مي يابند و زمينه هاي منطقي چنين تركيبي را فراهم مي كنند تقريبا بيشتر تماشاگران جدي سينما و كساني كه خبرهاي توليد فيلم هاي جديد را تعقيب مي كنند با ديدن خبر ساخت، عوامل و بازيگران فيلم ديوانه اي از قفس پريد در مطبوعات مشتاق بودند تا نتيجه كار را روي پرده سينما ببينند. پارسال هنگامي كه پرويز پرستويي در مراسم افتتاحيه جشنواره محلي صحبت هاي كوتاهي از بازي در كنار عزت الله انتظامي و علي نصيريان با عنوان تجربه اي فراموش نشدني ياد كرد، اشتياق براي ديدن فيلم بيشتر شد. اولين فيلم احمدرضا معتمدي _ هبوط _ به مذاق خيلي ها خوش نيامد و جبهه گيري هاي زيادي بر عليه آن شد. فيلم دومش _ زشت و زيبا _ با اينكه جوايز متعددي را از جشن خانه سينما ربود و كانديداي بسياري از رشته هاي جوايز فيلم فجر بود قرباني مناسبات پخش و اكران فيلم ها واقع شد و تقريبا روي پرده سينما ديده نشد (البته فيلم از دو سال بعد از شبكه اول و چهارم سيما پخش شد ).احتمالا اين عوامل و چيزهاي ديگري - كه معتمدي بازگويي آنها را به زماني ديگر واگذار كرد - باعث شدند تا او با جديت فراواني فيلمنامه سومين فيلمش را بنويسد (فيلمنامه اي كه گويا براي برگردان انگليسي اش جهت زيرنويس شدن خيلي ها را با مشكل روبه رو كرده است ) و با وسواس فراواني آن را كارگرداني معتمدي كند در اين گفت وگو چيز زيادي از حال و هواي فيلمش به ما نگفت البته به گفته خودش نمي خواست تعليق آن را بالا ببرد بلكه مي خواست پس از نمايش فيلمش به گفت وگو بنشينيم. هنگامي كه گفت وگوي با او در عروج فيلم به پايان رسيد و تهمينه ميلاني كه از ميز تدوين فيلمش چند لحظه اي را براي رفع خستگي بلند شده بود به ما پيوست و پس از چند دقيقه گفت وگو و بحث و جدل هاي فمينيستي و اعلام نارضايتي از مطبوعات نسل مرا نسل بي اخلاقي دانست و بعد احمدرضا معتمدي كمي درباره اخلاق كانتي و اخلاق در دوران معاصر و وجوه فلسفي اخلاق و... با او به بحث پرداخت و فكر مي كنم ديگر مي توانيد پيش بيني كنيد سرانجام اين بحث به كجا انجاميد. حال خودمانيم آيا واقعا فيلمي كه در آن چهار سوپراستار سينماي ايران - عزت الله انتظامي، علي نصيريان، پرويز پرستويي و نيكي كريمي - بازي مي كنند و كارگردانش هم دغدغه هاي فلسفي فراواني دارد، شما را تحريك به ديدنش؟ نمي كند *** وقفه * طولاني مدتي بين كار دوم شما يعني زشت و زيبا تا كار سوم شما ديوانه اي از قفس پريد وجود دارد علت اين وقفه چه بوده؟ است و در اين 4 سال چه كار؟ مي كرديد اصولا اين گونه وقفه ها در كارهاي من طبيعي است. من براي ساختن هر 3 فيلمم 3 الي 4 سال به فيلمنامه چند پرداختم سال درگير هبوط بودم از سال 72 تا 76 درگير زشت و زيبا و از سال 77 تا 80 هم درگير ديوانه اي از قفس پريد. در هر صورت اين چند سالي كه وقفه افتاد به دليل مقدمات فيلمنامه بوده است. پس * شما سه سال تمام بر روي فيلمنامه كار؟ مي كرديد تا به حال زياد درباره فيلمنامه زشت و زيبا صحبت كرديم، ولي درباره فيلم هبوط اصلا كسي از ما سوال نكرد كه چه اتفاقي افتاد و فكر مي كنم براي نسل هاي آينده بماند، گرچه چند مرتبه از دانشكده هاي هنر براي رساله هاي كارشناسي و كارشناسي ارشد آمدند ولي فرصت نداشتم كه راجع به هبوط صحبت كنم. هبوط ترجمان فلسفه امروز غرب بود، و حتي بدبيني ها را من از فلسفه غرب گرفتم، شما مي دانيد فلسفه هاي جديد اگزيستانسيال و همچنين پست مدرنيسم با نگاه بدبينانه اي به عالم امروز نگاه مي كنند. ولي زشت و زيبا نگاه مثبت تري به قضيه دارد. در اين فيلم بحث هاي اگزيستانسياليسم غربي را با بحث هاي اصالت وجودي خودمان آميخته ايم. فيلم اخير در دنياي اجتماعي معاصر خودمان مي گذرد ولي وسواس من نسبت به فيلمنامه باعث شد كه سه سال كامل بر روي فيلمنامه، قصه، ديالوگ و فضاسازي كار كنيم. چه * طور شد كه فضاي معاصر را انتخاب؟ كرديد واكنش هايي كه نسبت به دو فيلم قبلي شما صورت گرفت چقدر تاثير گذاشت. بر روي فيلم سوم تان كه به فضاي معاصر رو؟ آورديد دو دليل متفاوت وجود دارد ولي من تا قبل از پخش شدن فيلم ترجيح مي دهم كه فقط يكي از اين دلايل را بگويم بعد از اينكه شما فيلم را ديديد، آن وقت فرصت بيشتري پيش مي آيد كه راجع به محتواي فيلم صحبت كنيم. يكي از دلايل اين است كه واقعا سينماي ما، مطرح شدن بعضي مسائل را برنمي تابد مثلا فيلم زشت و زيبا در جشن خانه سينما بيشترين جوائز را نسبت به فيلم هاي آن سال گرفت و انتخاب پنجم تماشاگرها شد. طبيعي است كه اگر فيلم پرفروش پنجم آن سال نشود حداقل فيلم دهم بشود. ولي وقتي به شما در ماه اسفند سال بعد كه يك سال از عمر فيلم گذشته است و فيلم بيات شده است و در فضايي كه بعد از جشنواره است و اهل سينما هم اشباع شده اند، آن هم يك سينما و فقط 2 هفته فرصت مي دهند شما به چه نتيجه اي؟ مي رسيد به اين نتيجه كه چنين سينمايي با چنين فضاهايي موضوعيت ندارد كه دنبالش برويد تا اينكه زمان، شرايط و... فراهم شود. بنابراين به طور طبيعي، به موضوعي مراجعه كردم كه بتوانم با اين جهتش مقابله كنم. آن فيلم مخاطب خودش را داشت و مخاطب وسيعي هم بود، چون بعد از اينكه فيلم از سينما تلويزيون 4 پخش شد من تلفن هاي متعددي داشتم و متوجه شدم كه طيف گسترده اي زشت و زيبا را ديده اند و حتي در قطعه كوچك هم فيلم ديده شده است و فكر مي كنم مردم ما چنين فيلم هايي را دوست دارند. آيا * در اين سه سال براي پيدا كردن تهيه كننده هم مشكل پيدا؟ كرديد خير مشكلي چون نداشتم فيلم زشت و زيبا را تقريبا اهل فن ديده بودند و معتقد بودند كه مي توانيم با مخاطب ارتباط برقرار كنيم. اتفاقا از جانب آقاي زم به حوزه دعوت شدم و ايشان خيلي تمايل داشتند كه من كار بعدي ام را آنجا انجام دهم البته پيشنهاد مسئوليت دانشكده سينما را هم داشتند كه من عذرخواهي كردم و مشغول نوشتن فيلمنامه شدم كه متاسفانه بعد از بستن قراردادها و مخارج زيادي كه متحمل شديم و پرداخت نكرده بوديم، مديريت بعدي حوزه انصراف داد و ما به نوعي با سوابق فرهنگي كه داشتيم توانستيم، هزينه فيلم را فراهم كنيم. ولي خيلي از جهت تهيه كننده مشكلي نداشتيم و در كارگاه فيلمنامه نويسي مختصر اصلاحاتي بر روي فيلمنامه انجام داديم. البته بازنويسي هاي من هميشه بعد از تصويب فيلمنامه در ارشاد و فارابي و در سيما فيلم بود. مثلا چندين باري كه زشت و زيبا را بازنويسي كردم همه پس از تصويب آن در ارشاد بود. ديوانه اي * از قفس پريد را چند بار بازنويسي؟ كرديد ديوانه اي از قفس پريد حدودا چهار الي پنج مرتبه بيشتر بازنويسي ولي نشد ميزان مشورت هايي كه راجع به اين فيلمنامه شد از فيلم قبلي خيلي بيشتر بود. ارتباط من با مجموعه بازيگران اصلي از نسخه اول بود. يعني از همان ابتدا فيلمنامه اول در اختيار آقاي انتظامي، آقاي نصيريان، آقاي پرستويي و خانم كريمي قرار در داشت هر نوبت با اين طيف، همچنين مجموعه منتقدين و كارشناسان سينما به اضافه هنرمنداني كه اهل ادبيات نمايشي بودند در ارتباط بوديم. بنابراين از مشورت هاي بيشتري استفاده كرديم. قصه * و فضاي فيلم چگونه؟ است به نظرم فيلمي ساخته ام كه احتياج به هيچ گونه توضيحي ندارد. از آن سبك فيلم هايي است كه هر توضيحي بدهم به منزله توضيح واضحات خواهد بود و بعدا خود شما من را شماتت خواهيد كرد. سوالي * كه فكر مي كنم ممكن است براي خيلي ها پيش بيايد نام فيلم است. نظر شما نسبت به اين نام؟ چيست آيا حس خوبي؟ داريد خير حس خوبي ندارم. در تاخير، آفت هاي بسياري وجود دارد من فكر مي كنم كه نام فيلم من هم دچار تاخير آفات شده است. فيلمنامه ما، قهرمان خانمي دارد به نام يلدا اسم، اين فيلمنامه هم قبلا شب يلدا بوده. شب يلدا نه به معناي شب يلدا كه بلندترين شب سال است بلكه منظورمان يلداي قهرمان قصه است در برشي از زندگي كه از روز به شب كشيده مي شود. ولي متاسفانه چون فيلم شب يلداي آقاي پوراحمد مطرح شد، با گرفتن پروانه ساخت مواجه شديم و مي بايست يك روزه اسم فيلم را مشخص مي كرديم. راستش را بخواهيد به دليل اينكه مطبوعات مرتبا نوشتند و گفتند، ما هم ديگر عادت كرديم ولي مي دانم كه نام مناسبي نيست البته اين موضوع را بگويم كه اسم اوريجينال است چون آن فيلم كه موردنظر شماست عنوانش پرواز بر فراز آشيانه فاخته است; ولي در ايران ديوانه اي از قفس پريد شناخته شده است. در * اين 32 سال اخير ما با تعداد زيادي فيلمنامه روبه رو شديم كه اسم هاي مناسبي نداشتند و اكثرا وامدار فيلم هاي خيلي مشهور خارجي بودند. به هر حال فكر مي كنيد كه اسم فيلم شما حداقل براي زمان اكران تغيير بكند يا؟ خير براي فيلمنامه، اسم پيشنهاد مي شود، منتها كساني كه اهل فيلمنامه هستند نظر مي دهند كه آيا اسم متناسب با اين فيلمنامه هست يا؟ خير فيلمنامه، فيلمنامه مشكلي است حتي اسم پيدا كردن براي اين گونه فيلمنامه ها مشكل است، منتها ما اسم اوريجينال فيلمنامه را از دست داديم و معمولا ذهن نويسنده هم به يك اسم عادت مي كند و مشكل است كه خودش بخواهد اسم انتخاب كند. در * خبرها داشتيم كه براي ساختن فيلم هايتان وسواس زيادي به خرج مي دهيد، گويا پلان ها چندين برداشت؟ داشتند برداشت هايمان با توجه به مصرف نگاتيومان، برداشت هاي عادي بوده منتها من در كارهايم زيادي وسواس دارم. اين فيلم فيلم شخصيت ها و موقعيت ها است. اگر چه حداقل 2 سال با شخصيت هاي بازيگران مان ارتباط داشتيم و بسيار هم با هم تمرين منتها مي كرديم من در مورد اين كار خيلي سختگيري كردم، البته دانش بالاي بازيگري مجموعه بازيگري هاي اين فيلم بسيار به ما كمك كرد. من واقعا از همه اساتيد باسابقه طولاني و درخشان تئاتري كه در مجموعه ما كار مي كردند تشكر مي كنم كه به ما كمك كردند كه شخصيت هاي فيلم را به خوبي بسازيم. البته سختگيري من فقط در مورد بازيگران نقش اول نبود بلكه من حتي در مورد بازيگران نقش دوم هم مثل آقاي (اوسيوند و سعيدي ) وسواس بسياري به خرج دادم. يعني حتي درباره يك شخصيت مثلا فرعي و مكمل در فيلم هم فكر شده بود و من واقعا خودم را مقيد مي دانستم كه آن فكرها اعمال شود. البته به جز 6 بازيگر نقش اول و دوم بقيه بازيگران فيلم از هنرمندان محترم بودند كه من فرصت تمرين با آنها را نداشتم. در هر صورت ما تمرين كرديم، با سختي و فشردگي ولي خب، فيلم مان را هم ساختيم. عملا * شما در اين سه سال علاوه بر نوشتن فيلمنامه كار دكوپاژ هم؟ مي كرديد بله، اصولا كار طراحي، دكوپاژ و ميزانسن به طور طبيعي در كنار فيلمنامه انجام مي شود. فيلمنامه خوب، همان فيلمنامه آهنين است. جاي دو چيز حتي يك شي بايد از همان اول روشن شود. زماني * كه مشغول نوشتن فيلمنامه بوديد، بازيگران را در ذهن داشتيد، يعني كاملا مي دانستيد كه براي چه كساني فيلمنامه را؟ مي نويسيد بله، همه فيلم هايم اين گونه بوده است مثلا در فيلم اولم شخصيت ها كاملا فكر شده و حساب شده بودند، آقاي ارجمند، آقاي الماسي، خانم سجاديه، كار بعدي هم باز آقاي پورصميمي، مهدي فتحي، اصغر همت و... همه بدين شكل بوده است. چون بضاعت كساني كه مي خواهند اين بار را حمل كنند مهم است. ما بايد بدانيم واقعا در چه سطحي مي خواهيم كار كنيم. شما * فيلمي را كارگرداني كرده ايد كه 4 نفر از سوپراستارهاي سينماي ايران در اين فيلم نقش هاي اصلي را برعهده داشتند خودتان چه حسي؟ داشتيد آيا در ضمن كار با اين 4 ستاره سختي كار را روي شانه هايتان حس؟ مي كرديد هر كدام از اين بازيگران دنيايي از تجربه و شم بازيگري هستند البته نه فقط شما بازيگري، در نظر بگيريد، آقاي انتظامي قبل از انقلاب، يك كارگردان برجسته تئاتر بودند و بسياري از متن هاي نمايشي بزرگ دنيا را به عنوان كارگردان كار كرده اند; آقاي نصيريان خودشان از نويسندگان برجسته هستند. آقاي پرستويي از دانش بالايي در حوزه تئاتر برخوردارند، عالم خاصي كه خانم كريمي در بازي هايشان داشتند به اضافه تجربه 1817 فيلم با كارگردان هاي بزرگ مثل آقاي مهرجويي و حتي بازيگراني مثل آقاي رضا سعيدي كه كوله باري از تجربه در تئاتر دارند. بخشي ديگر از سنگيني كار با اين مجموعه، تفاوت هاي شيوه بازيگري و تركيب آنها در يك مجموعه واحد بود. آيا * بازيگران از همان ابتدا كه فيلمنامه را خواندند قبول كردند كه بازي؟ كنند بله، نسخه اول را كه خواندند، پذيرفتند و توانستند با نقش شان ارتباط برقرار كنند. ما هم كار را ادامه داديم. چه * طور شد كه آقاي آلادپوش را به عنوان فيلمبردار انتخاب؟ كرديد من تجربه قبلي فيلم زشت و زيبا را با ايشان داشتم و كار ايشان هم به اتفاق آرا در جشن خانه سينما جايزه گرفت يعني آنجا كه اهل فن نظر مي دادند به اتفاق آرا به ايشان راي دادند، شايد اين بالاترين جايزه اي بود كه از سينماي ايران گرفتند. آقاي آلادپوش دانش لازم كار خود را دارد و با زيبايي شناسي تصوير بيگانه نيست. فضاي * فيلمبرداري و لوكيشن هاي قصه، بيشتر در مكان هاي بسته است يا؟ باز بيشتر در فضاي بسته است ولي در فضاي باز هم فيلمبرداري كرده ايم. ولي در اين فيلم، تاكيد عمده كارمان روي نور و رنگ بود تا ميزانسن و دوربين. چه * طور شد كه آقاي خرقه پوش را انتخاب؟ كرديد قبلا كارهاي آقاي خرقه پوش را ديده بودم و احساس مي كردم كه او ذهن متناسب با اين كار را دارند يعني در حال حاضر حتي نسخه 120 دقيقه اي كه داريم بسيار روان است و باز هم به دلايلي ديگر ممكن است اين 120 دقيقه را كم كنيم. و اصلا هيچ مشكلي ايجاد نمي كند همين الان بدون افكت و موسيقي همه فيلم را مي بينيد ولي ما تا جشنواره سعي مي كنيم كه روتوش نهايي كنيم و ممكن است زمان فيلم را به 115 دقيقه برسانيم. آقاي خرقه پوش ريتم را مي شناسد و مهم تر از آن با ادبيات نمايشي و فيلمنامه آشناست. فيلمبرداري * چقدر طول؟ كشيد جلسه. 70 يعني * چند؟ ماه ما سه ماه كار داشتيم منتها 15 روز دير شروع كرديم. يعني اوائل 15 روز معطل بوديم به دليل تعويض تهيه كننده پنج شش روز هم تعطيلي عيد داشتيم يعني از 3 ماه ما فقط 70 جلسه فيلمبرداري داشتيم. آيا * فيلم در زمان بندي خاص خودش تمام؟ شد بله زمان بندي هاي ما 65 جلسه بود 5 جلسه هم معطل ابر و آفتاب بوديم. تدوين * فيلم چقدر طول؟ كشيد تقريبا 3 ماه. ساختار * روايي فيلم چگونه؟ است چون برمي گرديم به فيلمنامه، ترجيح مي دهم كه جواب به اين سوال را به بعد موكول كنم. منتها سعي كردم كه هر شخصيتي منطبق بر يك موقعيت باشد. شخصيت ها در موقعيت عمق مي يابند و زمينه هاي منطقي چنين تركيبي را فراهم مي كنند. چقدر * از دغدغه هاي فلسفي شما در فيلم وجود؟ دارد اي برادر تو همه انديشه اي مابقي خود استخوان و ريشه اي. تقريبا دغدغه هاي فلسفي ما به طور طبيعي حضور دارند، حالا ما مي توانيم با حرف بگوييم، با شعر بگوييم يا با فيلم ساختن بگوييم، به هر حال هر كسي فكر و فلسفه اش هميشه همراهش است و قابل تفكيك هم نيست. درباره * سياست هاي جشنواره امسال صحبت كنيم نكته 20 به صورت المان اصلي بيان شده يكي از اين نكات كم شدن جوايز فني است نظرتان را درباره اين قضيه؟ بفرماييد من هيچ وقت درباره سياست هاي دوستان در ارشاد يا خانه سينما، اظهارنظر چون نكردم به نظرم مي رسد كه يك اصل كلي در مجموعه سياست گذاري ها فراموش شده و پرداختن به اين جزئيات دردي را دوا نمي كندو اگر يك روزي آمادگي لازم فراهم بود كه در مورد كليات فراموش شده فرهنگ و معرفت شرقي و ملي خودمان در سينما صحبت كنيم، حرف هايي وجود دارد كه فعلا حوصله آن را ندارم. نكته * دوم، اينكه امسال بنا شده سياست جشنواره اين گونه باشد كه بيشتر به فيلم هايي بها داده شود كه علاوه بر ارتقاي فرهنگي رو به مخاطب عام داشته باشد و تيتري هم كه بر آن گذاشته اند عرصه تجربه و عمل است. به نظر شما آيا فيلم ديوانه اي از قفس پريد در اين عرصه؟ مي گنجد اگر واقعا اين ادعا درست باشد فكر مي كنم فيلم ديوانه اي از قفس پريد مصداق كامل همين عنوان باشد. از همين الان دست هنرمند برجسته اي كه جايزه اين بخش را تقديم مي كند به گرمي مي فشارم. اولين * اكران فيلم شما قرار است در جشنواره باشد. خود شما تماشاگر را به ديدن چه نوع فيلمي دعوت؟ مي كنيد يك فيلم جذاب و در عين حال تكان دهنده. * فكر مي كنيد بعد از اكران اين فيلم شايد دوباره موقعيتي براي شما فراهم بشود كه فضاهايي مثل هبوط يا زشت و زيبا را بخواهيد تجربه؟ كنيد آيا تمايلي داريد كه دوباره به آن فضاها؟ برگرديد طبيعتا، اگر هر ژانري در سياست گذاري هاي فرهنگي سينماي ما جاي خودش را داشت. هر كسي به آبشخور خودش مراجعه مي كرد. اما متاسفانه اين گونه نيست. مثلا اينجا موج فيلم فيلمفارسي مي آيد و مي گيرد، موج جشنواره مي آيد، مي گيرد، موج فلان مي آيد، مي گيرد و اين گونه نيست كه يك عده امنيت كاري داشته باشند. ولي در كشورهاي ديگر مثلا در ايتاليا، آقاي فليني شناخته شده است و كار خودش را انجام مي دهد و هميشه عده اي هم هستند كه از سينماي ايشان حمايت مي كنند، چه فيلم اش فروش برود و چه فيلم اش فروش نرود. موسسات دولتي هستند، موزه ها هستند، بانك ها هستند بنابراين از اين هنرمند و از تفكرش حمايت مي شود اما اينجا معمولا چنين اتفاقي نمي افتد. در ايران اگر نخواهي با جريان موج شنا كني نابود مي شوي، ما چند مرتبه استخوان هايمان لاي چرخ دنده شكسته شده است تا ياد بگيريم كه چگونه بايد فيلمسازي كنيم. * به عنوان سوال آخر، اگر خودتان توضيح ديگري درباره ديوانه اي از قفس پريد داريد و مطلب كلي تر و بيشتري را اگر مي خواهيد اضافه كنيد بفرماييد. اميدوارم پس از اين نمايش فيلم شرمنده تماشاگر ايراني نباشم. يك نگاه يك كارگردان ديوانه اي از قفس پريد كارگردان: احمدرضا معتمدي نويسنده فيلمنامه: احمدرضا معتمدي مدير فيلمبرداري: محمد آلادپوش تدوين: مصطفي خرقه پوش موسيقي: مجيد انتظامي طراح گريم: مهرداد ميركياني طراح صحنه و لباس: ايرج رامين فر تهيه كننده: محمدرضا تخت كشيان بازيگران: عزت الله انتظامي، علي نصيريان، پرويز پرستويي، نيكي كريمي، عليرضا اسيوند، رضا سعيدي و آرش تاج درباره فيلم: مستوفي عموي ناتني يلدا او را وادار به طلاق از همسرش مي كند كه در دوران دانشجويي ماجرايي عاشقانه مرحله داشته اند بعدي نقشه مستوفي باز كردن پاي يكي از دوستانش به اين ماجراست.