Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811119-60014S8

Date of Document: 2003-02-08

گدار از روبه رو ترجمه: سهيلا قاسمي ژان - لوك گدار نابغه سينماي فرانسه روز سوم دسامبر 1930 در پاريس متولد شد. پدرش پزشكي متبحر و مادرش دختر يكي از بانكدارهاي ثروتمند بود. تحصيلات ابتدايي اش را در نيون سوئيس آغاز كرد و سپس به دبيرستان بوفون در پاريس رفت. تمام دوران جواني اش بين سوئيس و فرانسه در رفت و آمد بود و همچنان در تفاوت طبقاتي ميان والدينش و تناقض آنها دست و پا مي زد. (مادرش جزو بورژواهاي ثروتمند بود و پدرش يك شهرنشين متوسط به حساب مي آمد. ) در زمينه نقاشي، ادبيات، قوم شناسي و سينما به مطالعه پرداخت و در دوره هاي موسسه فيلم شناسي دانشگاه سوربن هم شركت اكثرا كرد عضو كلوپ سينمايي كارتيه لاتن (محله دانشجويي فرانسه ) بود و در آنجا بود كه با ژاك ريوت، اريك رومر و فرانسوا تروفو آشنا شد. از سال 1950 شروع به مقاله نوشتن در لاگازت دوسينما كرد كه توسط ژاك ريوت پايه گذاري شده بود. در سال 1952 به واسطه مادرش با ژاك دونيول - والكروز كه با همكاري آندره بازن كايه دوسينما را راه اندازي كرده بود، آشنا شد و براي نخستين بار با نام مستعار هان لوكا مقاله اي براي اين مجله نوشت (شماره هشتم ژانويه ). 1952 ژان - لوك گدار در سال 1952 به سوئيس بازگشت تا خدمت نظام وظيفه را انجام ندهد و بعد به همين دليل ناچار شد سوئيس را هم ترك كند و به آمريكاي جنوبي، جامائيكا، برود. به هنگام بازگشت به سوئيس، در تلويزيون فرانسه زبان سوئيس مشغول به كار شد. در آنجا بود كه مقداري پول دزديد و به همين دليل مدت كوتاهي را در زندان پس گذراند از آن هم مدتي را در آسايشگاه رواني سپري كرد و زير نظر مستقيم پدرش تحت درمان قرار گرفت. در سال 1954 پس از مرگ مادرش در يك سانحه رانندگي نخست فيلم كوتاهش يعني عمليات بتون ريزي را ساخت. موضوع اين فيلم بيست دقيقه اي ساخت سد ديكسانس بود. در آن زمان 24 سال سن داشت و نخستين فيلمش از نظر مالي، سود خوبي برايش به ارمغان آورد. سپس دست به ساخت چهار فيلم كوتاه با موضوعاتي خصوصي زد: نشانه (برگرفته از اثر موپاسان كه گدار در سوئيس آن را كارگرداني كرد ) زن عشوه اي ) 1955داستان فيلم مربوط به زني است كه نامه اي به دوستش مي نويسد و در مورد اينكه شوهر او را با يك تازه وارد اشتباه گرفته و به اغواي او پرداخته توضيح مي دهد ) اسم همه پسرها پاتريك است ) 1957ماجرا مربوط به حوادثي است كه دو دوست پشت سر مي گذارند ) و داستان آب (اين فيلم به طور مشترك توسط گدار و تروفو ساخته شد. تروفو از سيل هاي سال 1958 فيلمبرداري كرده بود و گدار به تدوين و توضيح اين فيلم ها پرداخت ) آشنايي اين كارگردان با تهيه كننده اي به نام پير برونبنگر كمك زيادي به تهيه اين فيلم هاي كوتاه در كرد اين فيلم ها او از دوستانش هنرپيشه ساخت: اريك رومر در شارلوت و محبوباش ( ) 1953 و ژاك ريوت در پاريس به ما تعلق دارد ( ) 1958 به ايفاي نقش پرداختند. در سال 1960 پس از فيلمبرداري از نفس افتاده با آناكارنينا ازدواج كرد. آنا بانوي الهام بخش او در فيلم هاي بعدي بود. در سال 1964 آنها با هم خانه فيلمسازي اختصاصي اي تاسيس كردند. و نام آن را آنوشكا فيلم گذاشتند. مدت كوتاهي پس از فيلمبرداري پي يرو خله در سال 1965 اين دو از هم جدا شدند. سال 1966 آناكارنينا براي آخرين بار در فيلم گدار ظاهر شد. فيلم پيشدستي افسانه اي، بود كه در پايانش آنا، نگاه دردناكي كه معناي تلخ وداع داشت به دوربين انداخت. سال 67 با بازي آن ويازمسكي نوه فرانسوا مورياك فيلم زن چيني را ساخت اين دو نفر همان سال در پاريس با هم ازدواج كردند. سال 1967 گدار به شمال ويتنام سفر كرد تا در كاري گروهي دور از ويتنام را بسازد. در سال 1968 براي نخستين بار با تلويزيون همكاري كرده و دانش طربانگيز را فيلمبرداري كرد، اما اين فيلم روي آنتن نرفت و در نهايت سفارش دهندگان، فيلم اين كارگردان را رد كردند. پس از اينكه مخالفت خود با عزل آنري لانگلوا، مدير سينماتك فرانسه را ابراز كرد، با همراهي ژان - پير گورن، ژرار مارتن، ناتالي بيار و آرمان ماركو يكي از مبارزين ماركسيست و طرفدار پروپا قرص لنين، گروه ژيگاورتوف را تشكيل داد. به دنبال حوادث ماه مه 68 اين گروه چندين سال به سينماي سياسي و مسائل اجتماعي مهم پرداخت. سال هاي سياسي زندگي گدار تا سال 1972 به طول انجاميد. سال 1979 زمان بازگشت او به سينماي حقيقي بود. او به همراهي ديان كيتون و روبر دونيرو پروژه اي را آغاز كرد كه هرگز به سرانجام بازگشت نرسيد واقعي او به سينما با نجاتي ممكن براي زندگي آغاز سناريوي شد اين فيلم 35 ميلي متري به طور مشترك توسط آن - ماري مييويل و ژان - كلود كاريه نوشته شده بود. پس از فيلمبرداري هوس به فيلمي با شخصيتي به نام كارمن پرداخت. ايزابل آجاني كه براي ايفاي اين نقش انتخاب شده بود، پس از چند روز كار را رها كرد و ماروشكا دتمرز جايش را گرفت. در سال 1984 پس از پايان فيلمبرداري مشكل به شما درود مي فرستم ماري گدار فيلمي سفارشي را پذيرفت كه كارآگاه نام اين داشت فيلم با بازي خوب جاني هاليدي، ناتالي بي و كلود براسور در جشنواره كن هم حضور پيدا كرد و پس از آن تبديل به يكي از مشهورترين آثار گدار پس شد از آن چند كار ويدئويي را آغاز كرد و فيلم هاي كوتاه متعددي مثل موج نو و گارد راست ات را بالا بگير را ساخت. در كنار همه اين كارها در سال 1998 براي بيان مفهوم سنديت در فيلم و به منظور رقم زدن بزرگترين حماسه سينمايي، تاريخ (هاي ) سينما را روي پرده برد. دو پرده نخست فيلم به سال 1988 تعلق داشت و او از ميان آرشيوهاي متعددش آنها را بيرون كشيده بود. اين فيلم موجب شد كه گدار در مراسم سال 98 مفتخر به دريافت سزار افتخاري شود. در ستايش عشق پس از پنج سال غيبت او از سالن سينما