Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811119-60014S6

Date of Document: 2003-02-08

وايكينگ ها به سبك قديم مي تازند گاري دوفين ترجمه: ياسمن صوفي جان مك تيرنان در فيلمي خنده دار كه خيلي به طول انجاميده و شايعات زيادي در موردش سرزبان ها بوده است، ماجراي وايكينگ سيزدهمين جنگجو خوش پرداخت است، اگرچه اوريجينال نيست و در مايه هاي خوراك فيلم اكشن است. اساسا از آن دست فيلم هاي از مدافتاده درباره نظامي هايي است كه آدمي غيرنظامي ناآزموده گير اين آدم هاي كپك زده مي افتد. سيزدهمين جنگجو از رمان مرده خواران مايكل كريچتون كه بازگويي واقع گرايانه Beowulf است. فيلم با حالت نيمه مرموز تاريخي مناسبي با يك شخصيت واقعي به اسم احمدبن فهذان (با بازي پراشتياق آنتونيو باندراس ) آغاز مي شود شاعر عرب قرن دهم كه به سفارت در مناطق غيرمتمدن شمال اروپا مامور شده است. تبعيد او به اين منطقه سياحت سرگرداني براي شناخت راه هاي محلي است تا اين كه افراد محلي به رهبري مرد موبلندي به اسم بولي ويف (ولاديمير كوليچ با چشمان سنگوار ) از فرمانرواي ديگري براي مقابله با خطري مرموز تقاضاي كمك دريافت مي كند. او بلافاصله يازده جنگجو را آماده كارزار مي كند و چون يك ساحره به او مي گويد كه جنگجوي سيزدهم نبايد از مردان شمال اروپا باشد، احمد را به دنبال خود راه مي اندازد. با توجه به برخوردي كه مكررا به طور ظالمانه در فيلم هاي اكشن هاليوودي نسبت به اعراب مي شود، ماجراهاي احمد حالت تر و تازه اي به اين فيلم بخشيده است. (البته بايد گفته شود كه بسيار جاي تاسف دارد كه هيچ هنرپيشه مرد عربي كه بتواند نقش اول را بازي كند، وجود نداشته و به نظر مي رسد كه بايد هزار سال به عقب برگرديم تا بتوانيم از اكثر اين شخصيت سازي هاي باسمه اي معاصر اجتناب بورزيم ) برخلاف آنچه كه به طور سنتي سينما از بدويت شريف به دست مي دهد احمد كه باسواد و خوش قيافه است با ديدگاهي متمدنانه به اين مردمان رنگ پريده شمال اروپا مي نگرد كه انسان هاي خشن، بي سواد و سطح پايين در اروپا بوده اند. وقتي احمد به دهكده در معرض خطر آن ها در شمال اروپا مي رسد، شگفت زده مي شود كه هنوز انسان مي تواند در چنين شرايط ابتدايي زندگي كند، اما وقتي اين گروه با دشمن خود (يك گروه از آدم خواران دوران نوسنگي ) با شمشير مي جنگد متوجه مي شود اين گروه به يك موضوع بسيار وارد است و آن آدم كشي است. توانايي او در استفاده از شمشير هلالي (كه اين مردمان آن را چاقوي دخترانه مي خوانند ) باعث مي شود كه اين مردان او را به خود بپذيرند و تبعيد او به اين سرزمين به صورت مبادله دانشجو در قرون وسطي در مي آيد. احمد از قهرمان بازي در آب و هواي سرد و فنون رزم چيزي مي آموزد و به بولي ويف دانش مردمان باهوش يعني خواندن و نوشتن و يكتاپرستي را آموزش مي دهد. داستان سيزده جنگجو ملغمه اي است از موضوعات مختلف _ در هم آميختن نيروهاي فوق طبيعي و تحريكات فرمانروايان _ اما نكات پرداخت نشده زيادي در آن وجود دارد كه با سكانس هاي خوش پرداخت جنگ پوشانيده شده و صحنه هاي قهرماني و مرگ بسيار موثر از آب در آورده شده (به هر حال از نظر من يا كسي كه افسانه هاي تولكين و شاه آرتور را دوست دارد، موثر از آب درآمده است ) و نهايتا اين كه بزرگ ترين سرمايه و مشكل فيلم نابهنگام بودن آن است _ به سراغ اين واحد حماسي و مردانه رفتن هيجان انگيز است اگرچه حتي اين فيلم به اين نكته اشارت داشته باشد كه تا چه پايه فيلم هاي حادثه اي خسته كننده شده اند. همان گونه كه يكي از مردان شمالي به احمد مي گويد: اين شيوه قديمي است، از اين پس هرگز آن را نخواهي ديد و اگر چه فيلم سيزدهمين جنگجو نمي داند كه قصد دارد ژانر خود را ستايش كند يا حيات دوباره ببخشد جالب اين است كه حرف اين مرد درست است.