Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811119-60014S3

Date of Document: 2003-02-08

آينده اي بدون گذشته مارتين گلن ويل ترجمه: فرناز اشراقي اكي كوريسماكي كه به ظن قوي معروف ترين كارگردان فنلاندي است (شايد تنها نام ديگر در كنار او رني هارلين باشد ).اين بار هم چنان كه انتظار مي رفت، با يك كمدي بدبينانه ديگر بازگشته است. شخصيت اصلي فيلم كه با عنوان ام معرفي شده به دنبال يك درگيري وحشيانه در پارك، طوري مجروح مي شود كه در بيمارستان او را مرده فرض مي كنند اما ام به طرز معجزه آسايي به زندگي باز مي گردد، با اين تفاوت كه هيچ چيز از گذشته به ياد نمي آورد. او با چهره اي باندپيچي شده خود را از بيمارستان مرخص كرده و در جمع خانواده فقيري كه در يك كانتينر كشتيراني تغيير شكل يافته زندگي مي كنند، پذيرفته مي شود. ام با گذشته اي تهي تصميم مي گيرد آينده جديدي براي خودش بسازد. مرد بدون گذشته اثر باشكوه و توداري است از كوريسماكي كه داستاني دلگرم كننده، در تقابل با وضعيت اقتصادي به هم ريخته مملكتش را روايت مي كند. چنان كه بيش از اين هم در سال 1996 در Cleuds Drifting همين كار را انجام داده صحنه هاي بود ايستا و اغلب نمايشي از حركات و ديالوگ هاي موجزي كه بداقبالي هاي هميشگي ام را ثبت مي كنند، به شكل مسخره اي انعكاس پاسخ هاي گنگ و مبهم او هستند. تصميم و اراده بي حالت او در برخورد با هر يك از بدشانسي هايش، وقتي نهايتا با يك سيگار و شانه بالا انداختن با آن برخورد مي كند. به شكل فزاينده اي مسخره به نظر چنان مي آيد كه وقتي مشكلات سرانجام به نوعي حل مي شوند، ام واكنش چندان متفاوتي ارائه نمي دهد. ماركو پلتولا مثل فراموشي ناهنگامش، مظهر شكيبابي بدون كلام است. او با افكار زيادي كه به سختي به عمل درمي آيند (تا جايي كه مي توانست او را به هنرپيشه موفق فيلم هاي صامت تبديل كند ) سايه هايي از كيتون (البته منظور باستر است و نه مايكل را در خود دارد، به ويژه در صحنه اي كه چاي يك بار مصرف استفاده شده را در ليوان آبجوش مجاني كه سفارش داده است، مي اندازد. كوريسماكي با مرد بدون گذشته يك بار ديگر نمونه برجسته اي از سينماي بي نظير اروپايي خود را ارائه داده است.