Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811119-60012S2

Date of Document: 2003-02-08

سياست هاي بازار كار را دريابيم اصولا سياست هاي بازار كار با هدف بهبود كارآيي و انعطاف پذيري بازار كار، افزايش برابري فرصت هاي شغلي و بهبود وضعيت اشتغال، طراحي سازمان مي گردند بين المللي كار (ILO) اين سياست ها را به دو گروه سياست هاي منفعل ( passivel) و سياست هاي فعال (Active) تقسيم بندي كرده است. سياست هاي منفعل، كم و كيف حمايت هاي مالي دولت از بيكاران را مورد توجه قرار مي دهد و سه نوع مهم آن، اصلاح سيستم مقرري بيكاري، پرداخت يارانه به دستمزدهاي پايين و معافيت هاي مالياتي است. درحالي كه سياست هاي فعال به مجموعه اي از برنامه ها و اقداماتي اطلاق مي شود كه براي رفع مشكل بيكاران دريافتن شغل و نيز بهبود كاركرد تطبيقي بازار كار طراحي مي شوند و سه نوع مهم آن، ايجاد مستقيم شغل، آموزش هاي مهارتي و ضمن خدمت و بهبود وظيفه تطبيقي بازارهاي كار است. طبق بررسي هاي ILOسياست هاي، فعال و منفعل غالبا به صورتي مكمل به يكديگر كمك مي كنند تا جايي كه بيشتر سياست هاي فعال تنها با توجه به سياست هاي منفعل موثر واقع مي شوند. به عنوان مثال، براي آن كه ايجاد مستقيم شغل يا آموزش هاي مهارتي بيكاران به نحوي مطلوب انجام شود، بايستي روش هاي مناسبي براي پرداخت به بيكاران در پيش گرفته شود. سازمان مذكور، ارتباط دادن موثر سياست هاي منفعل با سياست هاي فعال را فعال سازي سياست هاي منفعل ناميده است. در اين يادداشت قصد آن را داريم كه به بحث پيرامون يكي از انواع مهم سياست هاي فعال، يعني آموزش هاي مهارتي بپردازيم. اصولا مهارت آموزي هنگامي مطرح مي شود كه دانش و مهارت نيروي كار از دانش و مهارت مورد نياز براي شغل مربوطه كمتر باشد. در اين شرايط، دولت براي ايجاد هماهنگي كيفي و كمي ميان اشتغال و سيستم آموزشي، بنگاه هايي را براي افزايش بهره وري كاركنان و تامين سرمايه انساني مورد نياز براي توسعه فناوري ايجاد مي كند و افراد براي رهايي از بيكاري احتمالي ناشي از تغيير تكنولوژي و نيازهاي مهارتي، اقدام به سرمايه گذاري در مهارت آموزي مي كنند. روش هاي دخالت در توسعه اين سرمايه گذاري سياست هاي مهارت آموزي گفته مي شود. دولت براي توسعه طرح هاي مهارت آموزي، كارآموزي را طراحي و به اجرا مي گذارد. هدف اين گونه طرح ها تكميل و بهبود سطح مهارت و دانش در افراد مختلف براي مشاركت مطلوب در سيستم اشتغال است. افراد مشمول اين گونه طرح ها به سه گروه تقسيم مي شوند: اول جواناني كه از نظر اقتصادي غيرفعال هستند، دوم افرادي كه در جست وجوي كار مي باشند و سوم افرادي كه اخيرا بيكار شده يا احتمال زيادي براي بيكار شدن آنها وجود دارد. اين طرح ها يا در داخل بنگاه هاي اقتصادي اجرا مي شوند و يا در خارج از بنگاه توسط موسسات آموزشي رسمي و مراكز مهارت آموزي به مورد اجرا گذاشته مي شوند. طرح ها معمولا در چارچوب قرارداد بين سه طرف كارآموز، كارفرما و دولت منعقد مي شود و كارآموزان معمولا دستمزد يا كمك مالي دريافت مي كنند. منابع اين كمك ها از طريق دولت تامين مي شود، هرچند در برخي موارد از طريق كارفرمايان نيز كمك هايي صورت مي گيرد. سياست هاي مهارت آموزي داراي نقش حياتي در توسعه سيستم اشتغال و هماهنگي آن با سيستم آموزشي است. كارشناسان ILO عقيده دارند نقش حياتي كارآموزي و توسعه منابع انساني در مولفه هايي نظير كمك به رشد مستمر اشتغال، ايجاد مزيت هاي نسبي و رقابتي و بهبود سازگاري بين قابليت هاي نيروي كار مورد تقاضاي در حال تغيير بنگاه ها، متجلي مي شود. براي نيل به نقش هاي مذكور، نهادهاي كارآموزي و نهادهاي بازار بايستي پيوند منطقي با يكديگر و با سيستم توليد در حال پيشرفت داشته باشند.