Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811118-60010S2

Date of Document: 2003-02-07

همدم روزهاي دلتنگي ترجمه: كيوان فيض اللهي من احساس مي كنم شما دلواپس هستيد چيزي هست كه بتوانم كمك كنم بچه روبوت فيلم لقاح مصنوعي را فراموش كنيد. نيلا بخان ساركار (Sarkar. N) و كريگ اسميت ( Smith. C) محققان، دانشگاه وندربيلت، ايده اي عملي تر و واقعي تر در سر دارند. به گفته اسميت، دانشيار روان شناسي و توسعه انساني ما سعي نمي كنيم به يك روبوت احساس ببخشيم بلكه تلاش مي كنيم آنها را نسبت به احساساتمان حساس كنيم. انديشه آنها ساخت نوعي جمعه روبوتي (اسم خدمتكار رابينسون كروزوئه ) است كه در مقاله اينترنتي شناسايي فشار روحي با استفاده از نشانه هاي روان فيزيولوژيكي در همكاري مجازي انسان و روبوت، تشريح شده است. در واقع اين روبوت يك خدمتكار شخصي است كه مي تواند دقيقا خلقيات اربابان انساني اش را احساس كرده و به نحوي شايسته واكنش نشان دهد. در مقاله اي كه در ماه دسامبر در مجله روبوتيكا چاپ شد گزارش از اولين گام هاي آنها براي جامه عمل پوشاندن به اين رويا، ديده مي شود. به گفته ساركار، دانشيار مهندس مكانيك تحقيقات روان شناختي نشان مي دهند كه بسياري از روابط انساني ما مجازي هستند بهترين نوع شناخت شخصي دركي از حالت روان شناختي آن فرد است. بنابراين انگيزه اصلي تحقيق ما تعيين اين موضوع است كه آيا يك روبوت مي تواند حالت روان شناختي انساني را احساس كند يا دير نه يا زود روبوت ها در همه جا خواهند بود. با روزافزون شدن حضور عادي روبوت ها آنها بايد تعاملي طبيعي تر با انسان ها داشته باشند. اسميت اقرار مي كند كه زماني كه اولين بار ساركار براي پيشنهاد همكاري در اين پروژه به وي مراجعه كرد، بسيار شكاك بود. اسميت مي گويد: من انتظار داشتم تا پس از شنيدن پيشنهاد او برايش تشريح كنم كه چرا انديشه او هرگز عملي نخواهد شد اما اين مهندس به دو علت وي را متعجب كرد. ميزان آگاهي وي در مورد روان فيزيولوژي احساسات و درك وي از اين موضوع كه هيچ سيستم شناسايي احساسي نمي تواند همگاني باشد و بايد آن را بر مبناي الگوهاي انفرادي استوار كرد. اين پروژه از دو بخش اصلي تشكيل مي شود كه هر دوي آنها بلندپروازانه هستند. اولي ساخت سيستمي است كه بتواند با تجزيه و تحليل خروجي سنسورهاي روان شناختي حالت روان شناختي شخص را دقيقا معين كند. دومي پردازش اطلاعات در آن واحد، اگر چنانچه امكان پذير باشد، و تبديل آنها به شكلي است كه قابل پردازش براي كامپيوتر يا روبوت باشد. به گفته اسميت از آغاز قرن گذشته روان شناسان بدون هيچ موفقيتي كوشيدند تا الگوهاي همگاني واكنش روان شناختي را شناسايي كنند تمامي اين كوشش ها نشان داده است كه چنين الگوهاي همگاني اي وجود ندارند. اسميت افزود: حقيقت دشوار اين است كه افراد مختلف احساساتي مشابه ابراز مي كنند تا متفاوت. اما من فكر مي كنم ما شدني بودن رهيافت مشخصات فردي را به اثبات رسانده ايم و در اين زمينه شانس خوبي وجود دارد كه بتوانيم موفق شويم. روش مورد استفاده محققان دانشگاه وندربيلت مشابه چيزي است كه در سيستم هاي تشخيص دست خط و صدا اتخاذ شده است. آنها در حال جمع آوري اطلاعات پايه اي در مورد هر شخص و تجزيه و تحليل آنها براي شناسايي واكنش هاي مرتبط با شرايط روحي مختلف هستند. امتيازي كه اين محققان از آن برخوردارند. پيشرفت هاي اخيري است كه در زمينه فناوري سنسور صورت گرفته است. به گفته ساركار: سنسورهاي بي نهايت كوچكي ساخته شده اند كه كاملا ساده هستند و از سرعت كافي براي كاربردهاي فوري و در آن واحد برخوردارند اولين آزمايش هاي آنها بر تعيين سطوح بالا و پايين تشويش با استفاده از يك نمايشگر تعداد ضربان قلب در واحد زمان، تمركز يافته است. آنها در مقاله خود در مجله روبوتيكا تاييد كردند كه تكنيك هاي پيشرفته تشخيصي پزشكي وجود دارند كه مي توانند فشار روحي را در بيمار تعيين كنند. اما افزودند تمام آن تكنيك ها كند، گران قيمت و از هم مهم تر براي افراد در حال حركت يا كار نامناسب هستند. در اين مورد محققان براي تحت فشار گذاشتن و تحريك فشار روحي افراد از بازي هاي تصويري استفاده كردند. آنها با تغيير ميزان دشواري بازي ها توانستند سطح فشار روحي ناشي از آن را تغيير دهند. آنها در خلال يك دوره شش ماهه اطلاعات الكتروكاردياگرامي (ثبت ضربان قلب به وسيله برق ) را از چندين نفر در حال انجام بازي تصويري به دست آورند. ساركار و تيم تحقيقاتش براي تجزيه و تحليل اطلاعات مربوط به ضربان قلب از تكنيك هاي پيشرفته پردازش سيگنال مثل آناليز امواج كوچك و منطق نادقيق استفاده كردند. آنها به طور دقيق تغييرات وقفه بين ضربان هاي قلب را كه يك مقياس عمومي از تغييرپذيري ميزان ضربان است، مورد توجه قرار دادند. آنها دو باند فركانس را شناسايي كردند كه همان طور كه انتظار مي رفت با تغيير سطوح فشار روحي دگرگون مي شوند. اين باندها با بخش هاي سمپاتيك و پاراسمپاتيك سيستم عصبي خودكار مرتبط هستند. سيستم پاراسمپاتيك ميزان ضربان قلب را كاهش مي دهد و تمايل دارد آن را تحت عادي ترين شرايط كنترل كند. در مقابل سيستم سمپاتيك به ترس و هيجان واكنش نشان مي دهد و تمايل دارد ميزان ضربان قلب را در موقعيت هاي غيرمنتظره افزايش به دهد گفته ساركار در تمام آزمايش هاي انجام شده دريافته ايم زماني كه شخص تحت فشار روحي قرار مي گيرد سطح فعاليت سمپاتيكي افزايش و سطح فعاليت پاراسمپاتيكي كاهش مي يابد. از آنجايي كه ساركار و تيم تحقيقاتش اندازه گيري هايشان از ميزان ضربان قلب را با اندازه هاي به دست آمده از ميزان هدايت پوست (ناشي از تغييرات ميزان تعريق پوست دست ) و فعاليت ماهيچه هاي صورت (چين و چروك هاي پيشاني و به هم فشردن فك ها ) تكميل كرده بودند، توانستند با تركيب اين اطلاعات يكسري قوانين وضع كنند كه به روبوت امكان مي دهد با اطلاعات مربوط به حالت احساسي شخص واكنش نشان دهد. آنها از اين قوانين براي برنامه ريزي يك روبوت كوچك متحرك استفاده كردند. در ابتدا روبوت وظيفه دارد مشغول گشت زني در اتاق بنابراين شود روبوت به طور تصادفي شروع به حركت در كف اتاق مي كند. سپس اطلاعات روانشناختي فردي كه متحمل سطح بالايي از تشويش و اضطراب شده است به يك پردازشگر فرستاده مي شود كه آن هم پس از تعيين سطح تشويش روبوت متحرك را راهنمايي مي كند تا به نقطه خاصي برود و بگويد من احساس مي كنم شما دلواپس هستيد. چيزي هست كه بتوانم كمك؟ كنم اسميت براي به دست آوردن حالت هاي روان شناختي بيشتر سه كار ساده طراحي كرده است. تشكيل لغت يا جمله اي از درهم ريختن كلمات يا لغات جمله ديگر، تشخيص صدا و مسائل رياضي كه به طور حساب شده اي ميزان دشواري آنها افزايش مي يابد در واقع آنها مخصوصا طوري طراحي نشده اند تا بازيگر را كسل و نااميد كنند همچنين آنها سنسورهاي بيشتري نيز خواهند افزود مثل موج نگار امواج مغزي و اندازه گيري هاي بيشتري از فعاليت ماهيچه هاي قلب گام بعدي پيش روي محققان يافتن راهي براي تشخيص بين سطوح بالاي تشويش و مشغله هاي كاري است. اين دو حالت با واكنش هاي روان شناختي بسيار نزديك به يكديگر همراه هستند. به گفته اسميت به راستي اين يكي از مشكلات بزرگ است اين تحقيقات توسط كمك هاي بنياد علوم ملي، انستيتو مفاهيم پيشرفته ناسا و دانشگاه وندربيلت حمايت مي شود. Dec;Daily 2002 Science