Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811118-60007S3

Date of Document: 2003-02-07

روياي آمريكا، كابوس آمريكا نگاهي به آثار توماس پينچون _ 4 مالكوم برادبري ترجمه: شهريار وقفي پور پينچون اين مضمون تصادف ] و عدم [تعين را در سال 1966 با رماني كاملا متفاوت و شديدا موجز ادامه داد. رمان حراج جنس 49 ( Lot of Crying The 49 ) در كاليفرنيا مي گذرد و از نظر سبكي يك كمدي ( فارس ) تراژيك است. اين رمان داستان اوديپاماس، يك زن متاهل كاليفرنيايي و از نظر اجتماعي حاشيه نشين است و همان طور كه از نامش برمي آيد با مسئله جست وجوي معنا و هويت روبه رو است 10 اوديپا در چشم انداز متلاشي و تجزيه شده روياي آمريكايي زندگي مي كند; چشم اندازي كه ممكن است همان كابوس آمريكايي باشد. او در لبه پرتگاه و ساحل مرده اقيانوس آرام و در جامعه اي زندگي مي كند كه به شدت تكنولوژيك است و با سيستم هاي چندگانه ارتباطي و فرهنگي پرسروصدا، تصادفي، كثرت گرا و شديدا درماني پر شده است. (كاليفرنياي پينچون مديون شماري از داستان هاي سوررئال مربوط به كاليفرنيا است از ناتانائل وست گرفته تا تري سوثرن مولف جرقه و مليله دوزي ( ) 1958 و فيلمنامه دكتر استرنجلاو. او مجبور است آرزوي معشوق قبلي خود را رمزگشايي و به آن عمل كند. نام معشوق او پيرس اينوراريتي 2 (Inverarity Pierce) است كه نامش در آن واحد ارائه دهنده حقايق و دروغ ها است. اوديپا به شهر سان نارسيو مي رود كه شبيه مداري چاپ شده است، جايي كه نوعي مكاشفه رخ داد، درست پس از گذشتن از آستانه معنا. اين طور به نظر مي رسد كه اينوراريتي به گونه اي رازآلود در بعضي امور مخفي اي هم دست بوده است كه مجموعه اي از توطئه زيرزميني و سيستم پست خصوصي است و حقايقي كه او را به اين كار وا داشته عميق تر از آن بوده كه امر صريح قادر به بيان آن باشد; ما هيچ گاه كاملا نمي فهميم كه آيا جست وجوي اوديپا براي معنا و مكاشفه نوعي پارانوياي برآمده از اقناع نفس است يا حركتي به سمت فهم عميق تر _ اينكه آيا ما از مصالح زندان خودشيفته وارمان ( narcissistic) فرش دنيا را مي بافيم، يا به سمت حس و معناي دلالت اين جهان حركت مي كنيم. كاوش اوديپا براي برقراري پيوندي مابين بافت ظاهرا تصادفي نشانه ها و نمادهايي كه پيش رو دارد، قرين وعده اي است كه ممكن است تنها از آن او باشد. كاوش هاي اوديپا او را به تعمق و جست وجو در ترانه هاي كودكان، تعاليم كيمياگري، قصه ثرن و تاكسيز (Taxis und Thurn) و نمايشي ژاكوبي، تراژدي قاصد مي كشاند كه پينچون نقيضه اين آخري را به زيبايي پرداخته است. بايد به اين نكته اشاره كرد كه نقش اوديپا در اين كتاب به عنوان رمزگشاي قصه برجسته است و او سعي دارد كه معناي اين كتاب را بنا كند و نظم ببخشد. در نهايت او به يك حراجي تمبر مي رسد جايي كه احتمالا راز حراج جنس 49 آشكار مي شود. در اين لحظه، كتاب به پايان مي رسد، در حالي كه معمايش حل ناشده است; راز مخفي و احتمالا فراماسوني راز باقي مي ماند. وجه ديگري از معنا پس امر آشكار است، شايد هم نه. زبان، نشانه و عمل رمزگشايي در اين كتاب كمابيش شبيه آن كاري است كه خود آمريكا انجام مي دهد، در حالي كه به امكان داشتن اشاره دارد، هرگز به حكميت و اطمينان نمي رسد، امكان به دست آوردن نوعي معناي زيرزميني از فضاي گسترده و درياي بي روح، از سروصداي تكنولوژيك و بي نظم، و از جست وجوي دروني براي معنا، از خلال وفور و نفوذ پنهاني كه جهان را آلوده است، و البته، وفور و تكثري كه خود كتاب را نيز بي نصيب نگذاشته است. يكي از آخرين رمان هاي پينچون پوچ آباد ( Vineland) ( ) 1990 نام دارد كه در شهر كاليفرنيا در 1984 و در سال هاي رياست جمهوري ريگان مي گذرد و در مورد منازعه مابين بازماندگان سياسي از عصر راديكال دهه شصت و نيروهاي قدرت دولت مدرن است. اما اين رمان به جاي آنكه در صف كتابهاي سرگرم كننده سياسي معاصر قرار گيرد، نظير كارهاي اوليه پينچون رمان سيبرنتيك ناميده شده است; يعني رماني در مورد سيستم ها و تكنولوژي هاي مدرن و توازي ها و مشابهت هايي با آثار ديگر نويسندگان دارد، مثلا در بعضي داستان هاي جان بارت و رمان هاي تجربه گراي ويليام گديس بازشناسي; 1955 JR 1976; گوتيك كارپنتر 1985. رمان هاي سيبرنتيك پينچون طنين و شرايطي تاريخي دارند و نظير دنياي معاصر و تكنولوژي هايش، بيش از حد تبحر اطلاعات توليد مي كند و فزون از قابليت ما در دريافت و نظم دادن پيام و سيگنال مي فرستد. پي نوشت: _ 1 اوديپا از نظر ظاهري مونث اوديپ است كه نماد سرگشتگي و جست وجو براي يافتن هويت هويت ] [قاتل است و در اين جست وجو خود را مي يابد. جواب او به معماي ابوالهول نيز در آن واحد مسئله معنا و مسئله هويت را مطرح مي كند _ م. _ 2 Pierce به معناي آزردن و به درد آوردن قلب است و Inverarity مي تواند يادآور Veracity به معناي صدق و صداقت باشد كه با توجه به in اول كلمه هم مي تواند يادآور درون و اصل صداقت و هم ضد آن ( -in به عنوان پيشوند متضادكننده ) باشد.