Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811118-60006S4

Date of Document: 2003-02-07

نوبليست ها كارل ورنر هايزنبرگ فيزيكدان آلماني ( ) 19761901 Heisenberg Werner Karl فيزيك مكانيك ماتريس 1933 هايزنبرگ همچنان به پيش مي رفت. او قصد داشت تا محدوديت هاي عدم قطعيت را از طريق رياضي محاسبه كند. در X معامله مزبور مقدار خطا اعمال شده در تعيين موقعيت شي در مسير مقرر نيز Pو مقدار خطا در تعيين اندازه حركت شي در همان مسير است. با توجه به آنكه h ثابت جهاني پلانك است معادله فوق گوياي آن است كه حاصلضرب خطاها در يكديگر هميشه چيزي در حدود ثابت جهاني پلانك بود و هيچ گاه به طور كلي برطرف نمي شود. و هر كوششي براي كاهش ميزان خطا يكي از مولفه ها با افزايش خطا در تعيين مولفه ديگر روبه رو مي شود و بدين ترتيب پيش بيني دقيق موقعيت بعدي ذره نشدني است. از اين رو هايزنبرگ نيز همچنان ماكس برن ( Born. M) ضرورت ورود يك ابهام بنيادي به جهان فيزيك را دريافت. توجه هايزنبرگ پس از آن دستاوردهاي سترگ درخصوص نظريه كوانتوم در دهه 1920 به سوي نظريه ذرات بنيادي جلب شد. او در 1932 اندكي پس از كشف نوترون توسط جيمز چادويك ( Chadwick.J) فيزيكدان، انگليسي، پيشنهاد كرد كه هسته اتم از ذراتي به نام نوترون و پروتون تشكيل مي شود. او در ادامه چنين استدلال كرد كه نوترون ها و پروتون ها در واقع حالت هاي مختلف يك ماده بنيادي موسوم به نوكلئون اند. از آنجا كه با استفاده از نيروهاي هسته اي فرق بين آن مشخص نمي شود، وي آنها را ايزوتوپ هاي با جرم هاي تقريبا مساوي در نظر گرفت. اين ذرات با توجه به خاصيتي كه وي آن را ايزوسپين ناميد از هم باز شناخته مي شوند. هايزنبرگ برخلاف بسياري از دانشمندان آلمان، در دوره حكومت نازي ها و جنگ جهاني دوم همچنان در آلمان ماند. بي شك عدم ترك وطن از جانب او به خاطر طرفداري از نازي ها نبود. بلكه از ديدگاه او ماندن در آلمان و حفظ ارزش هاي علمي آن براي نسل هاي آينده بسيار ضروري مي نمود. او حتي در پاره اي از موارد مورد قهر و غضب نازي ها قرار گرفت تا جايي كه كرسي آرنولد سامرفيلد ( ASommerfield) استاد، دانشگاه مونيخ، در نتيجه دشمني هاي گروه فشار از وي دريغ شد. سرانجام اين مقام به مولر (Muller. W) رسيد كه در مقايسه با هايزنبرگ از شهرت بسيار كمتري برخوردار بود. با طغيان آتش جنگ در 1939 هايزنبرگ براي هدايت برنامه اي براي ساخت بمب اتمي به برلين فراخوانده شد. نقش واقعي هايزنبرگ در اين برنامه تنها يكي از طرفين گفت وگو بود. بنا به گفته خود وي، او هيچ گاه هدف واقعي از ساخت چنين بمبي را دنبال او نمي كرد بعدها اعلام كرد كه اگر نقش وي تا بدان اندازه كليدي مي بود كه مي توانست اخلالي در كار ايجاد كند از آن فروگذار نمي كرد. وي تا بدان جا پيش رفت كه در ملاقاتش با نيلز بور (Bohr.N) در كپنهاگ در سال 1941 چنين تفكراتي را به وي منتقل ساخت و خاطرنشان ساخت كه اليس ( Allies) نيز بايد چنين سياستي را در پيش گيرد. اليس، افسر برجسته اي بود كه طي جنگ جهاني اول اسير و در اردوگاه اسراي جنگي با جيمز چادويك، كاشف نوترون، آشنا شد. براي وقت گذراني چادويك شروع به ياد دادن واقعيت هاي فيزيك هسته اي به اليس كرد. پس از جنگ اليس به عنوان دانشجو وارد دانشگاهي شد كه چادويك در آنجا تدريس مي كرد. وي شماري از دانشمندان را در خانه اي ميكروفون گذاري شده واقع در نزديكي كمبريج دورهم جمع كرد و به مدت شش ماه گفت وگوهاي آنها را ضبط كرد. هنگامي كه خبر بمباران هيروشيما در تاريخ 6 آگوست 1945 به هايزنبرگ رسيد نخستين واكنش او ناباوري بود. او ضمن گفت وگوهاي بيشتر خاطرنشان ساخت كه هيچ گاه تصورش را هم نمي كرد كه ساخت بمب اتمي تا پيش از پايان جنگ كامل شود. اما واقعيت اين بود كه آمريكا سريع تر از آلمان به اين سلاح مخرب دست يافت و يكي از تاسف بارترين فجايع بشري را رقم زد. چند سال بعد او يادداشتي منتشر ساخت كه بحث مبسوط و مهمي از كارهاي چادويك بود. يكي از توضيحات ممكن براي وجود طيف انرژي پيوسته اشعه بتا مي توانست اين باشد كه ذرات بتاي گسيل شده از جسم مولد خود، انرژي شان را در حدود وسيعي از دست مي دهند. در اين راستا اليس آزمايش هوشمندانه اي طرح كرد كه در آن تمام اشعه بتايي كه از جسم راديواكتيو صادر مي شد، در تكه اي سرب جذب مي شد. طي دوران جنگ جهاني دوم اليس شماري از دانشمندان از جمله هايزنبرگ را در خانه ميكروفون گذاري شده دورهم جمع كرد.