Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811118-59998S4

Date of Document: 2003-02-07

اين هنر مردمي و متفكرانه به بهانه پخش نشدن تله تئاتر از تلويزيون رضا آشفته برگزاري بيست و يكمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر و حضور پررنگ مردم در جشنواره نشان از علاقه خاص آنان به هنر تئاتر است. اگر تئاتر به معناي واقعي آن در تالارها اجرا شود كه لياقت مردم را داشته باشد، مطمئنا به مرور مخاطب خاص خود را مي يابد. بنابراين هيچ تئاتري بي تماشاچي نمانده و نمي ماند. اما از آن جا كه تالارهاي تئاتر تهران محدود به تئاتر شهر (با 7 تالار ) وحدت هنر سنگلج، مولوي، نياوران و چند فرهنگسرا مي شود، به هيچ وجه نمي تواند جوابگوي نياز مخاطبان باشد. تلويزيون هم در اين سال ها اصلا روي خوشي به تئاتر نشان نداده است، براي آنكه در حد بسيار پاييني _ تعدادي تله تئاتر توليد مي كند كه هم اكنون فقط چهارشنبه شبها عموما ساعت بيست و دو و سي دقيقه از شبكه 4 پخش مي شود درست ساعتي كه اصلا مناسب تئاتر ديدن نيست. در صورتي كه شبكه هاي يك تا پنج مي توانند بخشي از برنامه هاي هفتگي خود را به تئاتر اختصاص بدهند و بنابر تعريفي كه براي مخاطبان خود دارند، تئاتر توليد كنند. مثلا از شبكه يك تئاترهايي با مضاميني اجتماعي و روزمره از شبكه 2 با مضامين آموزشي و انتقادي از شبكه 3 با مسايل خاص جوانان از شبكه 4 با مضامين فلسفي و عرفاني و سياسي و از شبكه با 5 مضامين خاص خانواده ها تئاتر توليد تئاتر شود هنري است وسيع كه امروز هم مي تواند تاثير لازم را براذهان عمومي بگذارد. بنابراين با ساخت و پخش تله تئاترهاي مطلوب و ديدني كه به لحاظ كيفي در حد بالايي باشند، مي توان بي آنكه ضرري بر ساختار تئاترهاي عمومي وارد شود، با جذب مخاطبان به فكر اين هنر متفكرانه و مردمي بود. در عين حال تله تئاتر بهتر از اين سريال هاي 90 قسمتي است كه گاهي از جنبه سرگرم كنندگي موفق مي نمايند و گاهي اصلا به درد وقت هدر دادن هم نمي خورند. چرا بايد مهران غفوريان بودجه تلويزيون را صرف ساخت و پخش لاطائلات كند، بي آنكه نتيجه اي عايد تماشاچي؟ شود مگر تماشاچي تلويزيون مجبور به ديدن نمايش هاي احمقانه؟ است يا سرگرم كنندگي تماشاچي به چه قيمتي بايد رقم؟ بخورد مگر او چه گناهي كرده است كه مدام بايد شاهد نازل ترين برنامه ها باشد كه به لحاظ زيبايي شناختي، نشانه شناسي، معناشناختي، و.. كاملا تهي هستند. در هر حال اگر مسئولان شبكه هاي تلويزيوني چشم اندازي به فرهنگ سازي داشته باشند، بايد بدانند كه تله تئاترهاي سنگين و با كيفيت به تدريج پتانسيل فرهنگ سازي بالايي دارد. بايد به خود بقبولانيم كه تبادل انديشه در تمامي زمينه ها، حتي مضاميني ديني و مذهبي، از طريق هنر تئاتر ممكن و تاثيرگذار خواهد بود. حتي سرگرم كنندگي تله تئاترهاي كمدي صدها برابر اين شوهاي شبانه است كه ديگر به اوج بي مزگي و شلختگي رسيده بايد باور داشته باشيم كه هر آدمي بنابر ظرفيتهاي دروني خود، محدود است و پيش از آن ظرفيت موجود قابليت هنرنمايي ندارد. امثال مهران غفوريان امروز بيش از حد توانايي خود در صحنه حاضر بوده اند و نوبتي هم كه باشد بايد اين فرصت سبز را در اختيار ديگر جوانان مستعد، البته با تعريف هاي صحيح و قابل باور از هنر قرار به داد هر جهت تلويزيون رسانه مردمي است و اگر نتواند انتظارات خاص مردم را بر آورده سازد باعث خواهد شد كه مردم بي خيال به تماشاي برنامه هاي تكراري و كليشه اي بشوند و به گونه اي ديگر كه چندان هم به مذاق مسئولان تلويزيوني خوشايند نيست وقت خود را پر كنند. در پايان مي توان به بودن هنرمندان با ذوق و استعدادي اشاره كرد كه در صورت داشتن امكانات و موقعيت اجرايي از پس توليد بهترين تله تئاترها برخواهند آمد. البته توليد اين تله تئاترها مشروط به نظارت كارگردان هاي پيشكسوت است تا با برنامه ريزي دقيق معايب نسبي آنان بر طرف شود و در نهايت با اصلاح كامل تله تئاترها از شبكه هاي تلويزيوني پخش و مورد استقبال عمومي قرار گيرند. تا اين جا بايد به اين نظريه در حد خيال نگاه كرد و تا عملي شدن آن بايد اميدوار بود كه چنين چيزي دور از دسترسي نيست. فقط بايد مسئولان شبكه هاي تلويزيوني در برنامه خود براي تله تئاتر هم اولويتي قرار دهند و با اطمينان به نتيجه بهتر آن دلخوش سازند.