Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811118-59998S1

Date of Document: 2003-02-07

همه جا آشفته بود گفت وگو با محمدعلي گلپايگاني گلريز ما اصلا راحت كار نكرديم كار خيلي مشكل بود حتي يادم هست كه اولين سرودها را گروهي مي خوانديم چون راستش را بخواهيد جرات تك خواني نداشتيم نمي دانستيم كه تك خواني در جامعه پر شور و تنش آن روزها چه بازتابي خواهد داشت با پيروزي انقلاب اسلامي دگرگوني وسيعي در ساختار فرهنگي كشور به ويژه موسيقي ايجاد شد. تمام اركسترها تعطيل شدند و همه هنرمندان خانه نشين.. اگر چه هنرمنداني مثل استادان اديب خوانساري، تاج اصفهاني، منصور صارمي، حسن كسايي، بنان، قوامي، شهيدي و... سال ها پيش از اين رويداد يعني اوايل دهه پنجاه در اعتراض به وضعيت نامناسب هنري صحنه موسيقي را براي هميشه ترك كرده و خانه نشين شده بررسي بودند سير تحولات موسيقي در سال هاي پس از انقلاب مستلزم مرور خاطرات پيشگامان اين بخش از هنر است. محمدعلي گلپايگاني كه او را به عنوان هنري گلريز مي شناسيم يكي از همين پيشگامان است. وي موسيقي را ابتدا نزد پدرش كه از خوانندگان مذهبي هفتاد سال پيش بود آموخت سپس براي تكميل اندوخته هاي هنري اش آن را نزد برادرانش حسن و اكبر گلپا ادامه داد و سر آخر هم به مكتب استاد اديب خوانساري رهنمون با شد بيماري و كناره گيري استاد اديبخوانساري، گلريز نزد استاد شجريان رفت و رديف هاي آوازي را نزد او تكميل او كرد در ابتدا يعني سال 1355 همكاري اش را با راديو و تلويزيون پيش از انقلاب با گروه هاي موسيقي عارف و شيدا و سماعي آغاز كرد و پس از انقلاب نخستين هنرمندي بود كه به طور رسمي به كارش ادامه داد. او اولين كسي است كه چهره اش از سيماي جمهوري اسلامي نشان داده شد و تنها هنرمندي است كه نزديك به بيست و پنج سال هر روز صدايش از راديو و بعضا تلويزيون پخش مي شود. فروغ بهمن پور &.. پس از انقلاب با دگرگوني هاي وسيعي كه در كليه نظام هاي مملكت پيش آمد تكليف هنرمندان موسيقي مشخص نبود. هيچ كس نمي دانست چه بايد بكند و از كجا شروع كند... اتفاقا تكليف هنرمندان موسيقي از همه مشخص تر بود. همه آن ها اخراج شدند. & منظور من هنرمنداني بود كه توانسته بودند با انقلاب خودشان را وفق بدهند و بمانند. آيا در آن زمان اساسنامه اي در اين زمينه وجود؟ داشت خير هيچ چارچوب خاص يا قانون تدوين شده اي وجود نداشت. همه آن هايي كه مي خواستند كار كنند دچار يك سردرگمي بودند. يادم مي آيد نخستين روزي كه تصميم به كار گرفتيم و به اداره راديو رفتيم همه جا آشفته بود. تمام شيشه هاي سازمان شكسته بود. كف راهروها آغشته به خون بود. هيچ كس سر جاي خودش نبود. خلاصه با همين شرايط غيرعادي و سخت كار را شروع كرديم. & چه كساني در شروع كار با شما همراه؟ بودند حميد سبزواري، احمد علي راغب، مجتبي ميرزاده و چند نفر ديگر. & همان موقع حمل و نقل يا حتي نگهداري ساز و كاست و... جرم بود. شما با حمايت و پشتيباني چه كساني مي توانستيد آزادانه به كارتان ادامه؟ بدهيد ما اصلا راحت كار نكرديم. كار خيلي مشكل بود. حتي يادم هست كه اولين سرودها را گروهي مي خوانديم. چون راستش را بخواهيد جرات تك خواني نداشتيم. نمي دانستيم كه تك خواني در جامعه پر شور و تنش آن روزها چه بازتابي خواهد داشت. & با توجه به از بين رفتن امكانات ضبط و پخش موسيقي و تعطيل شدن اركسترها چگونه سرودها را ضبط؟ مي كرديد آن زمان همه چيز انقلابي بود. كمبود امكانات وجود داشت اما هنرمندان انقلابي با جان و دل كار كارها مي كردند خيلي سريع پيش مي رفت. & اولين سرودي كه از راديو جمهوري اسلامي پخش شد چه نام؟ داشت سرودي با عنوان معلم كه تجليل از مقام شامخ حضرت آيت الله طالقاني خوانده بودم. البته ناگفته نماند كه اولين سرود پس از انقلاب ايران، ايران بود كه با صداي علي رضا رويگري و از يك راديوي انقلابي و غيررسمي در خيابان ايران (مركز فعاليت هاي انقلابي ) پخش شد. & شعر و آهنگ از چه كساني؟ بود شعر را حميد سبزواري و آهنگ را احمد علي راغب ساخته بودند. البته اغلب سرودها كار اين دو هنرمند بود. همان طور كه پيش تر گفتم وضع آن قدر نامعلوم بود كه در اجراي سرود به صورت سلو ( تك خواني ) ترديد داشتم به همين خاطر اين سرود با صداي شاعر و آهنگساز و بنده اجرا شد. & توليدات صدا و سيما در خصوص موسيقي آن قدر زياد بود كه عده اي تا همين امروز بر اين باورند كه اين سرودها باقيمانده آثار اجرا نشده پيش از انقلاب بودند كه با تغييراتي در ملودي و شعر توسط شما اجرا مي شدند. در اين خصوص چه؟ مي گوييد اين حرف اصلا درست نيست. همه سرودها بعد از انقلاب و با همين تيم ساخته و اجرا مي شد. آن قدر هيجان ما زياد بود كه بعضي وقت ها روزانه سه يا چهار سرود مي ساختيم و اجرا مي كرديم. فقط يك سال اول حدود هفتاد سرود خواندم. & با توجه به شتابي كه در كار داشتيد اغلب آثار آن روزها از لحاظ فني و موسيقايي اشكال عمده اي نداشتند. (البته برخلاف آثاري كه امروزه از توليدات صدا و سيما مي شنويم ) بيشتر بله، اين امر را مرهون تنظيم هاي زيباي استاد مجتبي ميرزاده هستيم. البته همه هنرمندان آن روزها از صميم دل و با ذوق و شوق بسيار كار مي كردند... & آن موقع هيچ كس ناظر بر فعاليت هاي شما؟ نبود مثلا، چه؟ كسي & شوراي شعر و موسيقي و مميزهايي كه امروزه هستند. خير در ابتدا ما كار را ارائه مي داديم و منتظر واكنش مي نشستيم البته آرام آرام كه سازمان صدا و سيما در حال انسجام بود شوراي موسيقي هم شكل گرفت. & چه كساني عضو شورا؟ بودند استاداني مثل احمد علي راغب، حميد سبزواري، علي معلم، محمود شاهرخي و فريدون شهبازيان. شهيد حداد عادل هم سرپرست بودند. & اگر اشتباه نكنم اولين سرودي كه به صورت سلو اجرا شد سرودي بود كه پس از شهادت آيت الله مطهري اجرا؟ كرديد بله. آن موقع كه استاد مطهري به شهادت رسيد اين سرود به دليل علاقه زيادي كه حضرت امام به استاد داشتند بسيار موفق شد. & الان نزديك به بيست و پنج سال است كه صداي شما از راديوي سراسري پيش از ساعت دو بعدازظهر كه پرمخاطبترين ساعت است پخش مي شود. سرود بانگ آزادي. قرار بود اين آهنگ سرود ملي شود. چرا اينگونه؟ نشد بله اين سرود در برنامه راه امام كلام امام پخش مي شود و همين طور كه شما گفتيد قرار بود سرود ملي شود كه البته به خاطر افتادگي و متانت ايشان اين اتفاق نيفتاد كه اگر اينگونه مي شد با روحيه ايشان منافات ايجاد مي شد كه هيچ كس تا به امروز چنين اجازه اي به خود نداده است. & نخستين كنسرت پس از انقلاب به همت شما برگزار چه شد خاطره اي از آن برنامه؟ داريد به دعوت دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي قرار شد كه كنسرتي برگزار كنيم. شرايط خيلي مشكل بود و ما مجبور بوديم با امكانات محدودي كار را به انجام برسانيم. به ناچار از يك ساز استفاده كرديم. ساز عود كه يك ساز عرفاني بود، تازه آن را هم بايد با دسته گل استتار مي كرديم. شعري از حافظ خواندم در دستگاه ماهور. دكتر شيخ الاسلام كه رئيس دانشگاه بود به همراه جمعي از روحانيون سرشناس در كنار دانشجويان نشسته بودند كه در آن زمان اين موضوع براي ما خيلي اهميت برنامه داشت كه تمام شد همه مدعوين ايستادند و ما را تشويق كردند. همانجا به اين نتيجه رسيديم كه جامعه اسلامي هيچ گاه با يك برنامه موسيقي سالم مشكلي ندارد. & باز هم اولين گروهي كه براي اجراي برنامه به خارج از كشور اعزام شد گروه گلريز بود. اين برنامه به دعوت چه كسي انجام شد و كدام يك از هنرمندان همراه شما؟ بودند اوايل دهه 60 يعني در بحبوحه جنگ براي اجراي برنامه به ژاپن رفتيم. يك گروه ورزش باستاني هم همراه ما مجتبي بودند ميرزاده، هادي آزرم، حسن ناهيد، جمال جهانشاد و شهريارفر يوسفي همراه ما بودند. به خاطرم مي آيد كه مجلات آن زمان به عنوان يك رويداد مهم هنري برنامه ما را تحت پوشش قرار دادند. براي آنها خيلي مهم بود كه ايران اسلامي و درگير با جنگ آن موقع از هنر و موسيقي هم غافل نمانده كنسرت است ما از جنبه تبليغات مثبتي كه براي مملكت به همراه داشت انگيزه اي شد براي مديران موسيقي كه به كنسرت هاي اين چنيني اهميت بيشتري بدهند. & پس از شما كدام يك از خواننده ها به ميدان؟ آمدند هنرمندان ديگري مثل حسام الدين سراج، رشيد وطن دوست، اسفنديار قره باغي و مهرداد كاظمي. & به نظر مي رسد كه موسيقي امروز ما با آن چه كه در ابتداي انقلاب مطرح بود فاصله بسياري دارد. تقريبا تمام معيارها تغيير كرده است. با اين تغييرات چگونه كنار؟ آمديد من كار خودم را مي كنم. آن موقع چون كس ديگري نبود مسئوليت بيشتري حس مي كردم به همين خاطر تمام وقت خودم را به خواندن سرود مي گذراندم ولي امروزه فرصت بيشتري براي رسيدن به خواسته هاي دروني خودم پيدا كرده ام كه همان خواندن آواز است. چون همان طور كه مي دانيد تخصص و تحصيل من در زمينه آواز است و هميشه آوازخواندن آرزوي من بود در حالي كه سرود خواندن وظيفه من بود. وظيفه اي كه جامعه انقلابي آن زمان به من محول كرد و توفيقي بود كه نصيب من شد...