Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811117-59995S4

Date of Document: 2003-02-06

بازي در تشييع جنازه پدرم گفت وگو با پيتر فابريج، بازيگر نقش مكبث اصغر يزداني پيتر فابريج با بازي در نمايش مكبث به كارگرداني سهيل پارسا در نقش مكبث توانست در بيست و يكمين جشنواره تئاتر فجر نظر بسياري را به سوي خود جلب كند. آشنايي پيتر با سهيل پارسا از دانشگاه يورك آغاز شد كه آنها پس از فارغ التحصيل شدن يك كمپاني تئاتري به نام عصر جديد ( Moderntimes) راه اندازي كردند. او علاوه بر بازي در اين گروه، به عنوان هنرپيشه آزاد با گروه هاي تئاتري كانادا و ديگر كشورها همكاري كرده است. فابريج همچنين به كار نويسندگي و فيلمسازي مشغول است كه تقريبا دو ماه پيش فيلم مستندي درباره فقر در ميان كودكان جامائيكايي ساخته است. او به عنوان متخصص در نمايش هاي شكسپير بازي مي كند، و با گروه عصر جديد تاكنون در نمايش هاي هملت، مكبث، سلندر، چهار صندوق، مرگ يزدگرد و... بازي داشته و در ترجمه متن هاي بيضايي به پارسا كمك كرده است تا ريتم زباني اين متون با زبان انگليسي مطابقت پيدا كند. با پيتر درباره نمايش مكبث و بازيگري گفت وگو كرده ايم: *** براي * اولين بار چگونه پي برديد كه يك هنرپيشه؟ هستيد براي اين سوال دو داستان دارم. اول اينكه، دانش آموز دبيرستان بودم كه قرار شد داستان باغ وحش ادوارد آلبي را اجرا كنيم. وقتي كه روخواني نمايش را شروع و تكرار كرديم، متوجه شدم كه چقدر هيجان زده مي شوم و چقدر بر من تاثيرگذار است. يكي از دلايل دنبال كردن بازيگري همين روخواني هاي تاثيرگذار بود. دومين داستان مربوط به تشييع جنازه پدرم مي شود. وقتي كه در مجلس ختم اش سخنراني مي كردم و شرح حال پدرم را مي گفتم، يكهو متوجه شدم كه چقدر تماشاچي مجذوب كارم مي شود. من دريافتم كه چقدر آنها را تحت تاثير قرار مي دهم و احساس كردم چقدر مي توانم آنها را به بازي بگيرم، و به گريه يا خنده بيندازم شان. يك لحظه دريافتم كه من اين مريضي را دارم كه بازيگر بشوم. بعد * از اينكه كشف كرديد كه توانايي بازيگري داريد، چه مراحلي را طي كرديد تا تبديل به يك بازيگر حرفه اي؟ شديد نمي خواهم نان قرض بدهم بلكه بدون اغراق و تملق بايد بگويم كه آشنايي من با سهيل پارسا در دانشگاه يورك مرا به سوي تئاتر حرفه اي سوق داد و در زندگي هنريم تاثير گذاشت. اگر من پارسا را نمي ديدم، مثل هركس ديگري شايد الان يك غيرتئاتري بودم. چيزي در پارسا پيدا كردم كه خيلي در روحيه ام تاثيرگذار بوده است. مي دانم كه در اين رابطه چقدر دانش تئاتر و فرهنگ ايراني پارسا در من تاثير گذاشته است. غنا و ظرافتي كه در هنر بازيگري ام وجود دارد، مطمئنا در اين ارتباط دوستانه ريشه دارد. الان كه دو سال است با نمايش هاي آرش و مكبث به ايران مي آيم، بيشتر به هويت و فرهنگ غني و ريشه دار ايراني پي مي برم كه قبلا آنها را در وجود پارسا ديده بودم. مي خواهيم * بدانيم كه به عنوان يك بازيگر چه كارهايي كرده ايد كه اين قدر توانمند و زيبا بازي مي كنيد. اولين عامل آموزش است، در زندگي حتي براي يك لحظه هم از آموزش و فراگيري غافل نبوده ام. من بازيگري را از دانشگاه يورك به طور جدي دنبال كرده ام، و مدام در ورك شاپ هاي گوناگون كه در سراسر دنيا برگزار مي شود شركت مي كنم. حتي يك كلاس 5 هفته اي را با پارسا رفتم. مدام در نمايش هاي شكسپيري بازي مي كنم و سعي مي كنم كه بيشتر اين نابغه تئاتري دنيا را بشناسم. همچنين در كارگاه هاي بدن بازيگر شركت مي كنم و از حركات موزون مدرن چشم نمي پوشم. ضمن اين برنامه ها مدام در حال سفر كردن هستم و از ديدن فرهنگ هاي ديگر ملل لذت مي برم، و نكته هاي جالبي را مي آموزم. من حتي گاهي ترجمه مي كنم، براي آنكه بيشتر درباره بازيگري اطلاعات جمع آوري كنم، حتي فيلم مستندي كه در جامائيكا ساختم باعث شد كه درباره بازيگري اطلاعاتم افزوده شود. بايد بگويم كه مدام در حال حركت هستم، و از آنجا كه هنرپيشه هستم تا دم مرگ پيرو گفتار فرزانه ايراني _ ز گهواره تا گور دانش بجوي، بايد در حال فراگيري باشم. چرا * شما علاقه خاصي به شكسپير داريد، امروز به عنوان يك بازيگر متخصص در اين زمينه فعال هستيد. شكسپير برايم يك نمونه كامل تئاتري است، او مرا درگير خود مي سازد. او اين قدرت را دارد كه هميشه برايم چالش فكري ايجاد كند، و برايم چندان ساده نيست كه او را كشف كنم. وقتي وارد دنياي شكسپير مي شوم، درمي يابم كه اين دنيا بسيار عظمت دارد. اينقدر زيبايي دارد كه هميشه چالش بزرگي براي هر هنرپيشه ايجاد مي كند. شما * در 4 متن بيضايي نويسنده بزرگ ايراني بازي داشته ايد و در ترجمه آنها به پارسا كمك نظرتان كرده ايد درباره هنر و فرهنگ ايراني؟ چيست براساس آن 4 متن نظر دادن كافي نيست براي آنكه تجربه من درباره ايران بيشتر از اين منابع در است عين حال برايم خيلي سخت است كه درباره فرهنگ و هنر ايراني تحليلي ارائه بكنم. ولي آنچه درباره ايران مي دانم، يك تلاش شخصي براي شناخت بيشتر اين منطقه از دنياست. در عين حال مي دانم كه با همه تلاش هايي كه داشته ام، فقط ذره اي از اين فرهنگ عميق، بزرگ و ريشه دار را مي شناسم. من فقط توانسته ام يك برشي بر اين آينه حقيقت نما بزنم، و شناختم كم دو است سال است كه به ايران مي آيم، و هربار كه آمده ام بيشتر اين فرهنگ و مردم را حس كرده ام. مي دانم كه اين فرهنگ خيلي عميق است، هرچند كه در هاله اي از ابهام و ايهام غرق شده است.