Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811117-59995S1

Date of Document: 2003-02-06

وزوز خرمگس ها گفت وگوبانصرالله قادري كارگردان گاهي نمايش اوقات براي زنده ماندن بايد مرد نصرالله قادري امسال با نمايش گاهي اوقات براي زنده ماندن بايد مرد در جشنواره بيست و يكم تئاتر فجر شركت كرد كه موضوع اين نمايش درباره قتل زني است كه با سه نگاه متفاوت اين قتل روايت مي شود. از قرار معلوم اين نمايش طبق روال سال هاي قبل براي اجرا در جشنواره تئاتر هندوستان دعوت شده است. با قادري درباره حضورش در جشنواره گفت وگو بخشي كرده ايم، از اين گفت وگو را مي خوانيد. رضا آشفته اما به لحاظ كيفي متاسفانه پيشرفتي نداشته ايم به لحاظ كمي ما پيشرفت زيادي كرده ايم هر دايرالمعارف تئاتري را باز بكنيد اين قضيه را روشن مي كند بنا * به چه ضرورت يا تصميمي كارتان را در بخش مسابقه جشنواره تئاتر فجر قرار؟ داده ايد ما در جامعه اي زندگي مي كنيم كه حق انتخاب نداريم بلكه انتخاب مي شويم. من مي خواهم تئاتر كار كنم، براي من فرقي نمي كند كه در بخش ويژه باشم يا در بخش مسابقه يا در... به من گفته اند كه در بخش مسابقه باش، گفته ام باشد. حتي اگر به من مي گفتند كه برو تئاتر كار كن و لازم نيست كه از جشنواره به اجراي عمومي بروي، آن وقت باز هم مي پذيرفتم. مسائلي * قبل از رسيدن كار شما به جشنواره به وجود آمده بود، فكر مي كنم بيشتر مسائل مالي بود. علاوه بر آن با چه موانعي روبه رو؟ شده ايد مشكل عمده اي كه ما در تئاتر داريم، مسئله مالي است كه به مركز هنرهاي نمايشي بودجه كافي داده نمي شود. من هنوز قسطهاي كار قبلي ام آه، مريم مقدس را نگرفته ام. متاسفانه بازيگرها فقط كارگردان را مي شناسند و اين در حالي است كه من يك تهيه كننده دارم و او هم يك رئيس بالاتر از خودش دارد كه بايد پول را در اختيارش بگذارند تا بازيگران حقوق خود را دريافت مي خواستيم كنند موسيقي براي كار جديدم ضبط كنيم كه احتياج به پول داشتيم، از يك مربي بوكس دعوت كرده بوديم كه مي بايست به او پول مي دادم و اين مربي خيلي محبت كرد كه براي دريافت دستمزدش حوصله كرد. نداشتن پول و برخوردي كه در شوراي ساخت با مريم مقدس شد، به شدت آزرده ام كرد و تصميم گرفتم كار نكنم. ولي در شرايطي هستيم كه آنها هم پول ندارند، بنابراين كار را با همه كمبودها ادامه دادم. اگر * نمايش تان رد مي شد، براي شما چه اتفاقي؟ مي افتاد حقيقتش وقتي شما وارد يك بازي مي شويد، بايد قاعده بازي را رعايت كنيد و من قاعده بازي را رعايت مي كنم. من سه سال پيش، زماني كه حسين سليمي رئيس مركز بود، نمايش غم عشق را تمرين به مي كردم دليل اينكه احتمال حمله به سالن وجود داشت، گفتند كه نبايد كار نكنم. من هم رفتم و در خانه نشستم، بعد از چند روز خودشان دوباره زنگ زدند كه بيا و كارت را ادامه بده ولي در اين مدت اصلا جار و جنجال خاصي نداشتم. خود مسئولين آمدند و كار را ديدند و گفتند چنين اتفاقي من نمي افتد وارد يك بازي شده ام، وقتي كه وارد يك بازي مي شوي بايد به مفهوم اصيلش آن را رعايت كني. من الان از مرز چهل سالگي و عقل گذشته ام، الان كارم تئاتر است و معلم اين كار هستم. سعي مي كنم كه اصول را رعايت كنم. حتي اگر از لحاظ تكنيكي ايراد بگيرند، خيلي ساده خودم را كنار مي كشم تا وقتي نوبتم فرا برسد. با * توجه به اين شرايط از حدود 140 كار تعداد محدودي را انتخاب كرده اند اگر تعدادي بيايند و از شما سوال كنند كه كار شما قبول شده است ولي در مقابل آن كارهاي بهتري رد شده و حق آنان تضييع شده است، شما براي آنان چه پاسخي خواهيد؟ داشت قضيه برايم خيلي روشن است، متاسفانه در اين مملكت به شما اجازه مي دهند كه اگر آمپول زني بلد نباشيد، آمپول از بزنيد اين تعداد كاري كه آقايان در مرحله اول پذيرفته بودند; اولين سوال من از مسئولين تئاتر اين است كه چه ضابطه اي براي كارگرداني يك تئاتر وجود؟ دارد آيا در سينما كه نزديك به تئاتر است، اين اجازه را به افراد حتي با تحصيل مي دهند كه فيلم بسازند. آنها بايد يك دوره اي را طي بكنند تا به مرحله كارگرداني برسند. اما در تئاتر چنين ضابطه اي را نداريم هر كس از راه مي رسد كارگردان است. وقتي چنين الگويي داريم، چنين حقي را به او مي دهند، مدعي و طلبكار براي باشد آنكه مدعي است كه من هم وارد اين بازي شده ام. طبيعتا همه ماكارمان را عالي مي دانيم، يعني فكر مي كنيم كه ما به بهترين شكل كارمان را انجام داده ايم و ديگران نه! اين سوال را بايد هيات گزينش جواب بدهد كه از ميان كارهايي كه ديده اند، اگر مثلا كارم ضعيف تر از كار بقيه بوده است، چرا انتخاب؟ كرده اند كار ساده اي نيست كه بتوانم جواب بدهم چون همه كارها را نديده ام. اما يك چيز را خوب مي فهمم و آن اين است كه چطور مي شود نسل جديدي كه با دنيا ارتباط ندارد، يعني در جشنواره هاي خارجي شركت نكرده است در اينجا هم ارتباطي با نسل گذشته اش ندارد، چطوري تئاتر را ياد گرفته كه مي تواند بهتر از نسل گذشته كار؟ بكند مگر اينكه اعجازي صورت بگيرد، و نبوغي در اين مملكت به وجود آمده باشد كه من باورش ندارم. در گذشته اصلا اين طوري نبود، شما وقتي مي خواستي وارد اداره تئاتر بشوي، بايد با يكسري ضابطه ها وارد مي شدي و اتفاقا اين كار درستي است. وقتي كه اين ضابطه ها برداشته شده يا جوان گرايي شعارمسلكي ارائه مي دهند، خيانت ما مي كنند خيلي پايين تر از اينها شروع كرديم، يعني از كارگر صحنه شروع كرديم تا آمديم به اينجا رسيديم. علاوه بر اينكه معلم اين كار هستم و درس اين كار را خوانده ام. حالا اصلا چنين ضابطه اي را رعايت نمي كنند. وقتي چنين باشد، آنها حق دارند كه اين سوال را بكنند. اما اگر از من سوال بكنند كه كار ما از تو قوي تر بود، من فكر مي كنم كه يك امكان برابري براي آن آدم بگذارند كه چنين قاعده اي را خودشان وضع كرده اند. من هرگز باور ندارم كه با استادهاي خودم برابر هستم، من يك چيزي را از آنها ياد گرفته ام. يكي از من پرسيد كه چطور شما كار معلم هايت را نقد و نفي نقد مي كني يك جايگاه حرفه اي برايم دارد، به عنوان يك حرفه به آن نگاه مي كنم همان طور كه در مقام كارگردان قرار من مي گيرم نمي گويم كه كارش را بلد نيست، من در آنجا فقط كارش را نقد مي كنم. اگر من مدعي بشوم كه استادم كارش را بلد نيست، قطعا من دارم خودم را دست پس مي اندازم من اين هنر را از كي ياد گرفته ام، من از نسل گذشته خودم ياد گرفته ام. بنابراين در يك رويارويي مشترك كار من و كار آن كسي كه مدعي است از من بهتر كار كرده، تماشاچيان راي عادلانه اي در اين زمينه صادر خواهند كرد. يك عده آدم هستند كه تئاتري به شمار مي آيند، همين افراد مي توانند درباره كارم قضاوت و داوري كنند. شما * سال ها به عنوان كارگردان، منتقد، مدرس و نويسنده در زمينه تئاتر فعال بوده ايد. مي خواهم بدانم كه در اين 20 سال جشنواره فجر باعث رونق تئاتر كشورمان شده است يا؟ خير ما در سطح كلان براي تئاتر يك برنامه مدون و دراز مدت نداريم، نه تنها در صحنه اجرا بلكه در حيطه آموزش هم همين طور است. يك دانشجوي تئاتر با پتانسيل بالايي وارد دانشگاه مي شود و به شكل فسيل و لهيده شده پس از فارغ التحصيلي وارد اجتماع مي شود. چرا براي آنكه او از جايي فارغ التحصيل مي شود كه آينده كاري ندارد. براي آنكه ما به تعداد لازم دانشجو نگرفته ايم. بلكه صد برابر ظرفيت دانشجو گرفته ايم و بدون آنكه كاري برايشان داشته باشيم آنها را فارغ التحصيل مي كنيم. اگر تئائر در تمام طول سال، در كشور جريان داشت، اين تعداد خيلي كم است آيا ما به اين تعداد دانشجوياني كه داريم همانند كارگردان هايي كه مدعي هستند، در مورد استادها هم همين ادعا را داريم آيا به همين تعداد استاد داريم كه اين همه دانشجو مي پذيريم. چرا كه هر كسي به محض اينكه فارغ التحصيل شد، مجوز تدريس مي گيرد. اين اتفاق به اين دليل است كه ما برنامه مدون و درازمدت براي تئاتر نداريم. با آنكه باور داريم تئاتر مترادف با فرهنگ است، وقتي چنين برنامه اي در سطح كلانش وجود ندارد جشنواره هم تابعي از كل برنامه فرهنگي جامعه است اينكه ما امكان داشته در جشنواره كلاوس پيمان را ببينيم، و اين امكان را داشته ايم كه كارهايمان را به خارج از كشور ببريم، اين دو امكان دستاورد بسيار بزرگي براي تئاتر كشورمان است، به شرطي كه از آن طرف به قضيه نگاه كنيم مثلا ورود يك گروه خارجي به كشورمان چقدر سخت است. آوردن دكور آنها، اجرا كردنش، رعايت ضابطه ها براي آنكه يك تجربه را به ما منتقل بكند. يا فرستادن يك گروه به آن طرف مرزها چقدر مشكل است كه به آن طرف برود و چند تئاتر ببيند. از اين منظر ما پيشرفت كرده ايم. به لحاظ كمي ما پيشرفت زيادي كرده ايم اما به لحاظ كيفي متاسفانه پيشرفتي نداشته ايم. هر دايرالمعارف تئاتري را باز بكنيد، اين قضيه را روشن مي كند. در اين بيست و چند ساله انقلاب و پيش از انقلاب هيچ نامي از هيچ كارگردان ايراني در هيچ دايرالمعارف تئاتري نيست.؟ چرا براي اينكه ما اسلوب و سبك نداريم، گروه ثابت و برنامه مدوني نداريم، اگر قرار باشد كارم رد بشود، فرقي نمي كند من كار ديگري را انجام مي دهم. اما در هيچ كجاي دنيا اين جوري نيست، يك كارگردان از جايي شروع مي كند تا به جايي برسد. او داراي چشم انداز و هدفي است. به اين جهت از لحاظ كيفي هيچ تغييري نكرده ايم براي آنكه بخشي از آن مربوط به 7 گانه شدن كانال هاي تلويزيوني است كه بازيگرها را مي ربايد، و آنجا آنها را لهيده مي كند و خلاقيت، قدرت هنري و همه چيزشان را مي گيرد. اين بازيگر وقتي دوباره به تئاتر برمي گردد، ديگر آن قداست تئاتري را از ياد برده است، و ديگر توجه اي به تمرين بيان و بدن ندارد. يادش مي رود كه يك تمرين تئاتري كمتر از 8 ساعت نيست. در سالن هايي كه ما تمرين مي كنيم مثل حمام نمره به گروه يك زمان مشخص مي دهند كه پس از آن زمان بايد سريع خارج بشوي تا گروه بعدي وارد آن شود.