Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811117-59994S1

Date of Document: 2003-02-06

آن روز هم شاه رفت عكس ها: علي كاوه علي ميرزايي تيم شاهين 3 گل وارد دروازه تاج كرد شاه هم تاب نياورد و برخلاف در 35 دقيقه اول رسم و رسوم خشم خود راآشكارا اين طور نشان دادكه پس از ورود گل سوم به دروازه تاج همراه شهبانو جايگاه و ورزشگاه امجديه راترك كرد و رفت /5 /1342 17 قرار پنجشنبه است براي نخستين بار مسابقات قهرماني كشور (در تمام رشته هاي ورزشي آن روز ) در تهران برگزار شود و طبق برنامه، اين مسابقات با بازي دوستانه شاهين و تاج آغاز خواهد شد. من 14 ساله ام و عاشق شاهين. با خواهر كوچكم مي رويم به ورزشگاه امجديه (شيرودي امروز ) و در سكوهاي مقابل جايگاه مي نشينيم. از ظاهر امر بر مي آيد كه امروز با روزهاي ديگر فرق دارد. پليس خيلي زياد است و رفت و آمد در جايگاه نيز از هميشه بيشتر است _ دو تا صندلي استيل بزرگ هم در جايگاه ديده مي شود. آفتاب مردادماه - آن هم درست روي صورت تماشاگراني كه در سكوهاي مقابل جايگاه مي نشينند - حسابي حال و روزمان راجا آورده است. ولي عشق بازي شاهين _ تاج بر همه چيز غلبه مي كند. در آن روز من احساس ديگري هم داشتم. حضور خواهر كوچكم سبب شده بود كه براي ورود به ورزشگاه بليت بخرم. قيمت بليت 20 ريال بود و من و خواهرم با يك بليت 20 ريالي اجازه پيدا مي كنيم كه آرام و متين وارد ورزشگاه بشويم. دفعه هاي قبل، يا از ديوار مي پريدم! يا از وسط ميله ها وارد مي شدم يا خودم را داخل صف مي كردم و با استفاده از روش دو نفر با يك بليت مجاني به امجديه وارد مي شدم. ولي اين دفعه حضور خواهرم 20 ريال خرج برداشت. خوب يادم هست كه دو عدد بستني يخي هم خريديم و خورديم و كيف كرديم. ساعتي به انتظار گذشت. تا اين كه بلندگو اعلام كرد مراسم افتتاح مسابقات در حضور شاه و شهبانو برگزار مي شود. تازه آن وقت بود كه فهميدم چرا اين قدر بگير و ببند هست و چرا پليس در ميان مردم نشسته است (مخفي هايش را كه نمي ديديم! ) خوب به يادم هست كه چمن سبز سبز بود. تور نو به دروازه ها انداخته بودند و ورزشگاه با پرچم هاي رنگارنگ تزيين شده بود; و بالاخره شاه و همراهان اش آمدند. رژه تيم هاي استان ها شروع شد. هزار و هشتصد نفر رقمي بود كه براي شركت كنندگان اعلام شد. شاه هم با گفتن اين جمله مسابقات را افتتاح كرد: با كمال خوشوقتي مسابقات قهرماني ايران را افتتاح مي كنم. او هنوز آن قدر خود بزرگ بين و مغرور و آريامهر نشده بود كه بگويد: .. افتتاح مي كنيم. ولي بعدها، هيچ وقت از ضمير شخصي مفرد استفاده نكرد! او، يك نفره، ما بود! مسابقاتي كه شاه افتتاح كرد مسابقات سراسري كشوري بود در همه رشته ها، ولي افتتاحيه اش را بازي دوستانه شاهين _ تاج گذاشته بودند و اين خيلي عجيب به نظر مي آمد. اما امروز كه به 39 سال و 6 ماه پيش فكر مي كنم برايم روشن است كه چرا اين مسابقه را گذاشته بودند: باشگاه تاج سوگلي شاه بود. نام اين باشگاه كه پايه گذارش سرگرد پرويز خسرواني ( سرهنگ، سرتيپ، سرلشكر و سپهبد بعدي ) بود، ابتدا نام باشگاه دوچرخه سواران بود. اعضاي اين باشگاه به علت پشتيباني از شاه در كودتاي آمريكايي 28 مرداد 1332 عليه دولت ملي دكتر محمد مصدق و شركت فعال در تخريب منزل مسكوني دكتر مصدق و حضور خشن در تظاهرات خياباني به همراه دارودسته شعبان جعفري (معروف به شعبان بي مخ ) بعدها مورد لطف و تفقد شاهانه قرار گرفتند. نام باشگاه از دوچرخه سواران شد تاج و هر سال از محل بودجه رسمي كشور كه در مجلس به تصويب مي رسيد، مبالغ هنگفتي به اين باشگاه كمك مالي مي شد. به هر حال امروز برايم روشن است كه حركت عجيب و غريب سازمان تربيت بدني در 17 مرداد ماه سال 1342 علتي جز اين نمي توانست داشته باشد كه قصد داشتند نزد شاه خود شيريني كنند و تاج _ تيم مورد علاقه شاه _ شاهين را كه رقيب اصلي تاج بود شكست بدهد و از اين طريق موجبات رضايت خاطر خطير شاهانه را فراهم علت آورند ديگري نمي توانست داشته باشد. علي القاعده بايد مسابقات را با مسابقه اي رسمي (مثلا خوزستان _ آذربايجان، يا تهران - ( خوزستان ) شروع مي كردند. درست مثل حالا كه جام جهاني با يك مسابقه رسمي شروع مي شود. هميشه همين طور بوده است; ولي آن ها قصد شاد كردن ذات اقدس شهرياري! راداشتند. به هر حال، دو تيم به داخل زمين آمدند. شاهين با تمام نيرو براي آن بازي حاضر شده بود و با تقويت تيم خود با دكتر صفويان از شاهين تبريز و حميد جاسميان از شاهين آبادان در مقابل تاج ايستاد. نتيجه هم خيلي عجيب بود. در 35 دقيقه اول تيم شاهين 3 گل وارد دروازه تيم محبوب شاه كرد. شاه هم تاب نياورد و برخلاف رسم و رسوم، خشم خود را آشكارا اين طور نشان داد كه پس از ورود گل سوم به دروازه تاج، همراه شهبانويش جايگاه و ورزشگاه امجديه را ترك كرد و رفت. بازي هم متوقف شد. كسي نمي دانست پس از رفتن شاه چه بايد بكند. ما، تماشاگران طرفدار شاهين، سر از پا نمي شناختيم. دو تيم به رختكن رفتند و ديگر هم برنگشتند! تماشاگران در انتظار ادامه بازي بودند، ولي نه بازي آغاز مي شد و نه كسي دليلي براي ادامه پيدا نكردن بازي اعلام مي كرد، تا اين كه علتي بسيار مضحك و غيرواقعي عنوان كردند: بازي دنبال نمي شود چون نور كم است و هوا روشن نيست! در حالي كه در مرداد ماه بوديم و هوا كاملا روشن بود. در واقع كسي نمي خواست (نمي توانست! ) بگويد كه شاهين در 35 دقيقه گل 3 به تاج زد شاه عصباني شد و رفت و پس از رفتن او ديگر ادامه بازي معنا نداشت. چون اين بازي را براي خوشامد و خوشايند او گذاشته بودند، اما نتيجه درست عكس آن شده بود كه انتظارش را داشتند. در آن روز دهداري، بهزادي و شيرزادگان عالي بازي كردند و اين سه تفنگدار جاودانه شاهين، تيم تاج و عوامل سازمان تربيت بدني و شاه و شهربانو را مات كردند و عصباني به خانه هايشان فرستادند. جاسميان هم عالي بازي كرد. او بعدها به تهران آمد و در لباس هاي مختلف با شاهين و شاهيني ها ماند تا با لباس پرسپوليس با فوتبال وداع كرد. آن روزها روزنامه ورزشي نداشتيم. هفته نامه كيهان ورزشي را داشتيم كه روزهاي شنبه منتشر در مي شد كيهان ورزشي /5 /1342 19 روز هيچ اشاره اي به خشم و غضب شاه نشده است. اشاره اي هم به اين نشده است كه شاه پس از دقيقه 35 كه شاهين 3 بر صفر جلو افتاده بود ورزشگاه را ترك كرده است. حتي در لفافه هم اشاره اي به اين موضوع نكرده بودند.