Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811117-59993S1

Date of Document: 2003-02-06

مقام معظم رهبري: بايد توليدنظريه وفكر تبديل به يك ارزش عمومي در حوزه و دانشگاه شود آزادي تفكر، قلم و بيان نه، يك شعار تبليغاتي، بلكه از اهداف اصلي انقلاب اسلامي است رهبر معظم انقلاب اسلامي با تاكيد بر لزوم توليد تبديل نظريه و فكر به يك ارزش عمومي و ضرورت تجليل از نظريه سازان و نوآوران، حوزه و دانشگاه را به تشويق و نهادينه كردن جنبش پاسخ به سئوالات، مناظرات علمي و نظريه پردازي روشمند فراخواندند. حضرت آيت الله خامنه اي با پاسخ مثبت به پيشنهاد جمعي از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علميه تصريح كردند آن روز كه سهم آزادي، اخلاق و منطق يكجا و در كنار هم ادا شود آغاز روند خلاقيت علمي و تفكر بالنده ديني در جامعه است. در نامه جمعي از فضلاي حوزه علميه به رهبر فرزانه انقلاب، با اشاره به رهنمودهاي اخير حضرت آيت الله خامنه اي در مورد ضرورت ايجاد نهضت علمي و آزادانديشي، پيشنهاد شده است براي طرح منطقي ايده ها، رواج بازار نظريه پردازي و نوآوري روشمند مناظره هاي، علمي، قانونمند، نتيجه بخش و فارغ از غوغاسالاري، نهادسازي براي اجابت پرسشهاي جديد و در نتيجه توليد نرم افزار علمي و ديني، كرسي هاي آزاد علمي با حضور هياتهاي منصفه علمي و تخصصي در دانشگاه و حوزه ايجاد شود. متن پاسخ رهبر معظم انقلاب اسلامي به اين شرح است: بسم الرحمن الرحيم فرزندان و برادران عزيز با همه مضمون نامه شما موافقم و از شما و همفكرانتان در حوزه و دانشگاه مي خواهم كه اين ايده ها را تا لحظه عملي شدن و ثمردادن، هر چند درازمدت، تعقيب كنيد. نه مايوس و نه شتابزده، اما بايد اين راه را كه راه شكوفايي و خلاقيت است به هر قيمت پيمود. اين انقلاب بايد بماند و برنامه تاريخي و جهاني خويش را به بار نشاند و همين كه اين عزم و بيداري و خودآگاهي در نسل دوم حوزه و دانشگاه نيز بيدار شده است، همين كه اين نسل از افراط و تفريط رنج مي برد و راه تلقي و تكامل را نه در جمود و تحجر و نه در خودباختگي و تقليد بلكه در نشاط اجتهادي و توليد فكر علمي و ديني مي داند و مي خواهد كه شجاعت نظريه پردازي و مناظره در ضمن وفاداري به اصول و اخلاق و منطق در حوزه و دانشگاه، بيدار شود و اراده كرده است كه سئوالات و شبهات را بي پاسخ نگذارد، خود في نفسه يك پيروزي و دستاورد است و بايد آن را گرامي داشت و آنگاه كه نخبگان ما نقطه تعادل ميان هرج و مرج و ديكتاتوري را شناسايي و تثبيت كنند، دوران جديد آغاز شده است. آري، نبايد از آزادي ترسيد و از مناظره گريخت و نقد و انتقاد را به كالاي قاچاق و يا امري تشريفاتي، تبديل كرد چنانچه نبايد بجاي مناظره، به جدال و مراء گرفتار آمد و بجاي آزادي، به دام هتاكي و مسئوليت گريزي لغزيد. آن روز كه سهم آزادي سهم، اخلاق و سهم منطق همه، يكجا و در كنار يكديگر اداشود، آغاز روند خلاقيت علمي و تفكر بالنده ديني در اين جامعه است و كليد جنبش توليد نرم افزار علمي و ديني در كليه علوم و معارف دانشگاهي و حوزوي زده شده است. بي شك آزاديخواهي و مطالبه فرصتي براي انديشيدن و براي بيان انديشه توام با رعايت ادب استفاده از آزادي يك، مطالبه اسلامي است و آزادي تفكر، قلم و بيان نه، يك شعار تبليغاتي بلكه از اهداف اصلي انقلاب اسلامي است. من عميقا متاسفم كه برخي ميان مرداب سكوت و جمود با گرداب هرزه گويي و كفرگويي، طريق سومي نمي شناسند و گمان مي كنند كه براي پرهيز از هر يك از اين دو، بايد به دام ديگري افتاد. حال آنكه انقلاب اسلامي آمد تا هم فرهنگ خفقان و سرجنبانيدن و جمود و هم فرهنگ آزادي بي مهار و خودخواهانه غربي را نقد و اصلاح كند و فضايي بسازد كه در آن، آزادي بيان مقيد، به منطق و اخلاق و حقوق معنوي و مادي ديگران و نه به هيچ چيز ديگري، تبديل به فرهنگ اجتماعي و حكومتي گردد و حريت و تعادل و عقلانيت و انصاف، سكه رايج شود تا همه انديشه ها در همه حوزه ها فعال و برانگيخته گردند و زاد و ولد فرهنگي كه به تعبير روايات پيامبر اكرم (ص ) و اهلبيت ايشان ( عليهم السلام ) محصول، تضارب آراءو عقول است، عادت ثانوي نخبگان و انديشه وران گردد. بويژه كه فرهنگ اسلامي و تمدن اسلامي همواره در مصاف با معضلات جديد و نيز در چالش با مكاتب و تمدنهاي ديگر، شكفته است و پاسخ به شبهه نيز بدون شناخت شبهه، ناممكن است. اما متاسفانه گروهي بدنبال سياست زدگي و گروهي بدنبال سياست زدايي، دائما تبديل فضاي فرهنگي كشور را به سكوت مرداب گونه يا تلاطم گردابوار، مي خواهند تا در اين بلبشو، فقط صاحبان قدرت و ثروت و تريبون، بتوانند تاثيرگذار و جريان ساز باشند و سطح تفكر اجتماعي را پائين آورده و همه فرصت ملي را هدر دهند و اعصاب ملت را بفرسايند و درگيري هاي غلط و منحط قبيله اي يا فرهنگ فاسد بيگانه را رواج دهند و در نتيجه صاحبان خرد و احساس، ساكت و مسكوت بمانند و صاحبدلان و خردمندان، بر كنار و در حاشيه مانده و منزوي، خسته و فراموش شوند. در چنين فضايي، جامعه به جلو نخواهد رفت و دعوي ها، تكراري و ثابت و سطحي و نازل مي گردد، هيچ فكري توليد و حرف تازه اي گفته نمي شود، عده اي مدام خود را تكرار مي كنند و عده اي ديگر تنها غرب را ترجمه مي كنند و جامه و حكومت نيز كه تابع نخبگان خويش اند، دچار انفعال و عقبگرد مي شوند. چنانچه در نامه خود توجه كرده ايد، براي بيداركردن عقل جمعي، چاره اي جز مشاوره و مناظره نيست و بدون فضاي انتقادي سالم و بدون آزادي بيان و گفتگوي آزاد با حمايت حكومت اسلامي و هدايت علما و صاحبنظران توليد علم و انديشه ديني و در نتيجه، تمدن سازي و جامعه پردازي، ناممكن يا بسيار مشكل خواهد بود. براي علاج بيماري ها و هتاكي ها ومهار هرج ومرج فرهنگي نيز بهترين راه، همين است كه آزادي بيان در چارچوب قانون و توليد نظريه در چارچوب اسلام، حمايت و نهادينه شود. بنظر مي رسد كه هر سه روش پيشنهادي شما يعني تشكيل ) 1 كرسي هاي نظريه پردازي ) 2 كرسي هاي پاسخ به سئوالات و شبهات و) 3 كرسي هاي نقد و مناظره روشهايي عملي و معقول باشند و خوب است كه حمايت و مديريت شوند بنحوي كه هرچه بيشتر، مجال علم، گسترش يافته و فضا بر دكانداران و فريبكاران و راهزنان راه علم و دين، تنگ تر شود. بايد توليد نظريه و فكر تبديل، به يك ارزش عمومي در حوزه و دانشگاه شود و در قلمروهاي گوناگون عقل نظري و عملي، از نظريه سازان تقدير به عمل آيد و به نوآوران جايزه داده شود و سخنانشان شنيده شود تا ديگران نيز به خلاقيت و اجتهاد تشويق شوند. بايد ايده ها در چارچوب منطق و اخلاق و در جهت رشد اسلامي با يكديگر رقابت كنند و مصاف دهند تا جهان اسلام اعاده هويت و عزت كند و ملت ايران به رتبه اي جهاني كه استحقاق آن را دارد بار ديگر دست يابد. من بر پيشنهاد شما مي افزايم كه اين ايده چه در قالب منظره هاي قانونمند و توام با امكان داوري و با حضور هيئت هاي داوري علمي و چه در قالب تمهيد فرصت براي نظريه سازان و سپس نقد و بررسي ايده آنان توسط نخبگان فن و در محضر وجدان علمي حوزه و دانشگاه، تنها محدود به برخي قلمروهاي فكر ديني يا علوم انساني و اجتماعي نيز نماند بلكه در كليه علوم و رشته هاي نظري و علمي (حتي علوم پايه و علوم كاربردي و.. )و در جهت حمايت از كاشفان و مخترعان و نظريه سازان در اين علوم و در فنون و صنايع نيز چنين فضايي پديد آيد و البته براي آنكه ضريب علمي بودن اين نظريات و مناظرات، پائين نيايد و پخته گويي شود و سطح گفتگوها نازل و عوامانه و تبليغاتي نشود، بايد تمهيداتي انديشيد و قواعدي نوشت. اينجانب با چنين طرحهايي همواره موافق بوده ام و از آن حمايت خواهم كرد و از شوراي محترم مديريت حوزه علميه قم مي خواهم تا با اطلاع و مساعدت مراجع بزرگوار و محترم و با همكاري و مشاركت اساتيد و محققين برجسته حوزه براي، بالندگي بيشتر فقه و اصول و فلسفه و كلام و تفسير و ساير موضوعات تحقيق و تاليف ديني، و نيز فعال كردن نهضت پاسخ به سئوالات نظري و عملي جامعه تدارك، چنين فرصتي را ببينند. از شوراي محترم انقلاب فرهنگي و بويژه رياست محترم آن نيز مي خواهم كه اين ايده را در اولويت دستور كار شورا براي رشد كليه علوم دانشگاهي و نقد متون ترجمه اي و آغاز دوران خلاقيت و توليد در، عرصه علوم و فنون و صنايع و بويژه رشته هاي علوم انساني و نيز معارف اسلامي قرار دهند تا زمينه براي اين كار بزرگ به تدريج فراهم گردد و دانشگاه هاي ما بار ديگر در صف مقدم تمدن سازي اسلامي و رشد علوم و توليد فناوري و فرهنگ، قرار گيرند. بي شك هر دو نهاد از طرحهاي پيشنهادي فضلاي دانشگاهي وحوزوي و از جمله طرح شما استفاده خواهند كرد تا با رعايت همه جوانب مسئله جنبش پاسخ به سئوالات، مناظرات علمي و نظريه پردازي روشمند را در كليه قلمروهاي علمي حوزه و دانشگاه، نهادينه و تشويق كنند. اميدوارم كه مراحل اجراي اين ايده، دچار فرسايش اداري نشده و تا پيش از بيست و پنجمين سالگرد انقلاب، نخستين ثمرات مهم آن آشكار شده باشد. والله المستعان. والسلام عليكم و رحمت الله /11 /81 16