Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811117-59991S4

Date of Document: 2003-02-06

گلوگاه _ 6 لبه تاريكي ادوارد ويلسون ترجمه: طاهره رنجبر ركود موجود در اين سيستم هنوز، آن قدر هست كه خوشبيني محافظه كارانه را توجيه كند. زنان با توجه به شيوه هاي دست يافتني و حساب شده ضدآبستني كنترل تولد را در دست گرفته اند. در حدود 130 كشور جهان تا سال 1996 يارانه هايي را به سرويس هاي تنظيم خانواده اختصاص دادند. بيش از نيمي از كشورهاي در حال توسعه به منظور همراهي با خط مشي هاي اقتصادي و نظامي شان، سياست هاي جمعيتي رسمي را اتخاذ كردند. ايالات متحده كه در آن با مسايلي از اين دست به منزله تابو برخورد مي شود در اين بين استثناي شگفت آوري است. دلخوشي ناشي از كنترل جمعيت توسط كشورهاي در حال توسعه خيلي طول نمي كشد و سرنوشت محيطزيست جهان نهايتا در دستان آن ها خواهد بود. آن ها اكنون مسئول رشد جمعيت جهان اند و بي وقفه به سوي دستيابي به سرانه مصرف بالاتر پيش مي روند. پيامد نيروي توليد مثلي آنان چند جانبه و عميق است. هم اكنون مردم كشورهاي در حال توسعه بسيار جوان تر از مردم كشورهاي صنعتي اند و همچنان روبه سوي جوان تر شدن مي روند. خيابان هاي لاگوس، مانائوس، كراچي و ساير شهرهاي كشورهاي در حال توسعه دريايي از بچه هاست. براي ناظري كه از اروپا يا آمريكاي شمالي قدم به چنين جاهايي مي گذارد، ازدحام جمعيت يادآور مدرسه اي غول آسا است كه درهايش گشوده شده اند. دست كم در 68 درصد از اين كشورها بيش از 40 درصد جمعيت را افراد زير پانزده سال تشكيل مي دهند. كشوري فقير كه عمدتا از بچه ها و نوجوانان كم سن و سال تشكيل شده و با آن ها شروع مي كند در روند تهيه حتي حداقل خدمات بهداشتي و آموزشي براي مردمش از پا در خواهد آمد. وفور كارگران غيرماهر و ارزان در اين كشورها گرچه پاره اي از فوايد اقتصادي را در پي دارد اما با كمال تاسف براي نابساماني هايي همچون درگيري هاي قومي و جنگ نيز خوراك فراهم مي آورد. چنان چه جمعيت ها تا مرز انفجار پيش روند و آب و زمين هاي حاصلخيز كميابتر شود، كشورهاي صنعتي نيز پيامدهاي آن را به شكل افزايش مهاجران درمانده و خطر گسترش تروريسم بين المللي لمس خواهند كرد. سال ها پيش هنگامي كه با مشاور علمي رئيس جمهور درباره محيط طبيعي بحث مي كردم به من پندي داد كه حالا آن را درك مي كنم: سياست خارجي پشتيبان شماست. اگر زمين تا حداكثر گنجايش اش تحت فشار قرار گيرد چند نفر از ما را مي تواند در خود نگاه دارد. گرچه مي توان پاسخي تقريبي به اين پرسش داد اما بسته به شرايط موجود پاسخ مذكور تغيير مي يابد: اين كه تا كي انتظار مي رود زمين از ما حمايت كند، چگونه منابع به طور يكسان توزيع مي شود و كيفيت زندگي مورد انتظار اكثريت انسان ها؟ چيست به عنوان مثال غذا را كه اقتصاددانان عموما از آن به عنوان شاخص ظرفيت تحمل استفاده مي كنند، در نظر بگيريد. در حال حاضر توليد جهاني غله كه كالري مورد نياز اكثريت مردم جهان را تامين مي كند در حدود 2 ميليارد تن در سال است. اين مقدار غله از لحاظ نظري براي تامين خوراك مورد نياز 10 ميليارد نفر از ساكنان مالزي و اندونزي كه عمدتا از غلات تغذيه مي كنند و ميزان مصرف گوشت آن ها بسيار كمتر از استانداردهاي غربي است، كفايت اما مي كند همين مقدار غله تنها /2 5 نياز ميليارد آمريكايي را برطرف مي سازد. زيرا آن ها بخش اعضم غلاتشان را صرف نگهداري از دام و طيور مي كنند. غير از رسيدن به من نيست، تنها دو راه ديگر براي توقف وجود دارد. نخست آنكه مردم كشورهاي صنعتي با رژيم غذايي گياهخواري به زنجيره غذايي بپيوندند و يا اين كه محصولات زراعي زمين هاي حاصلخيز سرتاسر جهان بيش از 50 درصد افزايش يابد. حد و حدودهاي زيست سپهر ثابت اند. گلوگاهي كه در حال عبور از آنيم نيز واقعي است. تمامي كساني كه همچنان در هذيان سرخوشانه خود فرو رفته اند بايد بدانند كه انسان چه بخواهد و چه نخواهد ظرفيت زمين براي حمايت از گونه ما به لبه مرز نزديك مي شود. ما در حال حاضر 40 درصد از موادآلي توليد شده توسط گياهان سبز را به خود اختصاص داده ايم. چنان چه همه با رژيم غذايي گياهخواري مواق باشند و محصولات زراعي صرف پرورش دام و طيور نشود آن وقت /1 4 وجود ميليارد هكتار زمين حاصلخيز خوراك مورد نياز 10 ميليارد نفر را تامين مي كند. اگر انسان بتواند از تمامي انرژي به دام افتاده توسط فرآيند فتوسنتز چه در خشكي و چه در آب چيزي در حدود 40 تريليون وات به عنوان غذا استفاده كند آن وقت سياره ما تاب تحمل 16 ميليارد نفر را خواهد داشت. اما مدت ها پيش از آنكه زمين به مرزهاي نهايي اش نزديك شود به مكاني جهنمي براي موجودات تبديل خواهد شد. البته احتمالا دريچه هاي گريزي هم هست. شايد بتوان ذخاير نفتي را به غذا تبديل كرد تا جايي كه تمام شوند. مي توان از انرژي هم جوشي هسته اي براي توليد نور استفاده كرد. بدين ترتيب مي توان بدون نياز به انرژي خورشيدي به پرورش گياهان پرداخت و حتي به مقادير بيشتري از خوراك دست يافت. شايد انسان روزي به جايي برسد كه اخترزيست شناسان آن را تمدن ثانوي مي نامند و همه انرژي خورشيد را براي ادامه حياتش روي زمين به خدمت گيرد و در همه سيارات منظومه شمسي ساكن شود. اما بي ترديد اين ها تازه ترين يافته هاي علمي نيستند كه به اعتبارشان همچنان به حماقت