Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811117-59991S1

Date of Document: 2003-02-06

ويروس هاي همانندساز ذهن ريچارد داوكينز; زندگي و نظريه ها _ 3 مايكل شريج ترجمه: كاوه فيض اللهي آنچه در چنگ و دندان طبيعت اهميت داردرمز همانندساززير پوست جاندار است تكامل در واقع داستان همانندسازهاست حتي اين هم كافي نبود. ماجراجويي فكري داوكينز از رفتارشناسي ژن و مم فراتر رفت تا بينشي بسيار افراطي تر به ماهيت ديناميك تكاملي ببخشد. اين ايده نيز به طرز حيرت آوري ساده بود اما چارچوب فكري نيرومندي براي درك تازه اي از حيات به عنوان فرآيند اطلاعات فراهم مي كند. نقطه مشترك ژن ها و مم ها؟ چيست داوكينز پاسخ مي دهد: هر دوي آنها همانندساز (replicator) هستند. آنها از طريق سيستم هاي رمزي گوناگون اما مشخص توليدمثل مي كنند; آنها در دنياي اطرافشان طوري تغيير به وجود مي آورند كه بتوانند تكثير شوند، درست مانند ويروس ها در شكل ديجيتالي يا آلي. مهم ترين اصل ديدگاه داوكينز آن است كه واحد تكامل نه فرد، نه ژن نه مم بلكه همانندساز است. از نظر تكامل دانان دارويني كه به عنوان يك اصل جزمي اعتقاد دارند، ديناميك انتخاب طبيعي تنها به شايستگي فرد جاندار اهميت مي دهد و نه مطلقا هيچ چيز ديگر، اين عقيده داوكينز يك ارتداد به شمار مي آيد. اما از سوي ديگر داوكينز مي گويد آنچه واقعا در چنگ و دندان طبيعت اهميت دارد رمز همانندساز زير پوست جاندار تكامل است در واقع داستان همانندسازهاست. داوكينز با حالتي تهاجمي اين مفهوم همانندساز را تكامل مي دهد. او اشاره مي كند كه بحث تكامل پرندگان بدون جدي گرفتن تكامل لانه هايشان يا بحث تكامل سگ آبي بدون توجه به تكامل سدهايي كه مي سازند در وهله اول مضحك است. وجود هريك از آنها براي بقاي ديگري ضروري است. اين تركيب پرنده و لانه، تركيب سگ آبي و سد است كه به جانوراني كه آنها را مي سازند، اثري رقابتي نه مي بخشد تنها بدن يك جاندار طبق دستورات ژن هايش شكل مي گيرد، بلكه مصنوعاتي كه آن جاندار مي سازد يا به كار مي برد نيز چنين مي كنند. در اين نگاه، تخم از جوجه و لانه براي ساخت تخم ديگري استفاده مي كند و بر اين اساس لانه نيز بسط تكاملي تخم است. در زيست شناسي، ژن هاي موجود در تخم، ژنوتيپ آن ناميده شده و بيان ظاهري آن ژن ها كه همان جوجه باشد، فنوتيپ ناميده مي شود. داوكينز اين پيوند جاندار و مصنوع را فنوتيپ بسط يافته ناميد كه عنوان دومين كتاب اوست كه در سال 1982 به چاپ رسيد. داوكينز كه هنوز مشغول بسط دادن مرزهاي ايده همانندساز بود، از اين مفهوم فنوتيپ بسط يافته استفاده كرد تا نگاهي به فراسوي فرد و مصنوع بيندازد تا خانواده جاندار، گروه اجتماعي اش، ابزارها و محيطي كه ايجاد مي كند را نيز در بر اينها گيرد بخشي از بازخواني فيزيكي ژن ها يا فنوتيپ بسط يافته رمز همانندساز هستند. بنابراين مي توان گفت كه رمز نامرئي موجود در ژن ها، در مفهومي كاملا واقعي، بخش بزرگي از دنياي مرئي را براي كسب امتيازهاي خودخواهانه شان دستكاري مي كنند. البته ما انسان ها _ با مجموعه عظيم و پيچيده تكنولوژي هايمان _ فنوتيپ خود را بيشتر از هرگونه كنوني ديگر بسط داده ايم. درست مانند لانه پرنده، سد سگ آبي يا مجموعه پيچيده تونل هاي زيرزميني خوك زميني (آردوارك ) تكنولوژي، نيز اكنون يك جزء مكمل از شايستگي تكاملي ماست. در پرتو كارهاي داوكينز، امروزه دانشمند بودن و صحبت كردن از تكامل انسان بدون توجه به تكامل تكنولوژيك ديگر تكامل بي معناست انسان اكنون در حقيقي ترين و بنيادي ترين مفهوم خود به طور تفكيك ناپذيري با تكامل تكنولوژيك گره خورده است. ايده داوكينز، چنانچه نتيجه طبيعي آن را در نظر بگيريم، آن است كه نوع بشر در واقع همراه با مصنوعاتش تكامل مي يابد; ژن هايي كه نتوانند از عهده اين واقعيت جديد برآيند، تا هزاره سوم باقي نخواهند ماند. هنگامي كه واحد مشاهده تكاملي ما همانندساز باشد بر سر حيات _ و حيات مصنوعي _ چه ؟ مي آيد داوكينز با قرار دادن حيات و تكامل آن در بستر همانندسازها و شبكه هايي از همانندسازها، كل زيست شناسي را وادار ساخته كه در پيش فرض هاي خود درباره مكانيك بنيادي موجودات زنده تجديدنظر كند. آيا تكنولوژي صرفا همان چيزي است كه ژن هاي ما مي خواهند، يا نتيجه زدوبند فرهنگي ژن ها و مم هاي؟ ماست آيا فن سپهري (technosphere) كه ساخته ايم و در آن زندگي مي كنيم تحت كنترل DNA انسان؟ است اينكه گاز عصبي و ريزپردازنده ها بسط ژن هاي خودخواهند چه معنايي؟ دارد به اعتقاد داوكينز، اين پرسش ها _ درست مثل زيربناي ژنتيكي جنين شناسي و فيزيولوژي اعصاب _ آن نوع پرسش هايي هستند كه تكامل دانان اكنون بايد به آنها بپردازند. كار داوكينز براي رسيدن به تعريف تازه اي از حيات چنان ضروري است كه منصفانه است اگر او نام يكي از كتابهايش را (به پيروي از عنوان كتاب داروين _ م ) درباره منشا همانندسازها بگذارد و انتظار داشته باشد كه به شديدترين شكل از زمان داروين تاكنون در علم انقلابي پديد آورد. اما داوكينز به خاطر احترامي كه براي اصول انتخاب طبيعي قائل است، حاضر نيست خطر اين نوع تقليد از داروين را قبول كند. اما هم اكنون معلوم مي شود كه اين طرز فكر يك مم فوق العاده نيرومند است كه به سرعت در ذهن انسان همانندسازي مي كند. هنگامي كه در سال 1987 از داوكينز براي سخنراني در نخستين كنفرانس حيات مصنوعي در لوس آلاموس واقع در نيومكزيكو دعوت به عمل آمد، او مقاله اي درباره تكامل تكامل پذيري ارائه كرد. در اين مقاله مطرح شده بود كه تكامل پذيري صفتي است كه مي تواند در فرآيند تكامل نيز انتخاب شود (و شده است ). توانايي دادن پاسخ ژنتيكي به محيط، از طريق مكانيسم هايي مثلا نظير جنسيت، روي شايستگي تكاملي يك فرد تاثير عظيمي داشته است. مقاله داوكينز در ميان پژوهشگران حيات مصنوعي يكي از متون پايه به حساب مي آيد. رويكرد چندرشته اي و ميان رشته اي او و تسلط بر رشته هايي گوناگون از رفتارشناسي گرفته تا نرم افزار، از او كسي ساخته است كه نه تنها طرفداران كتابهاي عمومي اش بلكه همكاران علمي او نظير استفن جي گولد، ماروين مينسكي و راجر پنروز ( Penrose. R) به شدت متوجه او هستند. داوكينز كه اكنون 54 سال دارد خودش تعداد كمي دانشجو دارد كه با او كار مي كنند (اين مقاله متعلق به 8 سال پيش است و داوكينز 62 ساله اكنون استاد تمام دانشگاه آكسفورد در زيست شناسي تكاملي است و دانشجويان بسياري به او مراجعه مي كنند _ م. ) او بزرگ منشانه اعتراف مي كند اهميتي نمي دهد كه استاد اول آكسفورد در تكامل تلفيقي شود. (او به طور جدي چشم به راه آدم نيكوكاري است كه از ماجراجويي هاي فكري حمايت كند و چنين كرسي اي را در اختيارش قرار دهد. ) داوكينز براي انگيزه بخشيدن به نوآوري و خلاقيت در حيات مصنوعي علاقه مند است كه هرازگاهي به طور نيمه جدي جايزه پولي تعيين كند. يك دهه پيش (در حدود _ 1985 م ) هنگامي كه برنامه بيومورف او منتشر شد اعلام كرد 1000 دلار آمريكا از پول خودش به كسي خواهد داد كه بتواند تصوير دقيق جام مقدس شام آخر را پيدا اين كند تصويري بود كه حين پژوهش هايش به آن رسيده بود. در عين شگفتي داوكينز در كمتر از يك سال يك نفر با استفاده از حقه هاي نرم افزاري مدعي جايزه شد. داوكينز ايده جديدش را در يك اي ميل به اين شكل تشريح كرد: جايزه من به يك دنياي جذاب مانيتوري تعلق خواهد گرفت كه در آن اشكال حياتي روي صفحه نمايش كامپيوتر، ريخت شناسي ديداري و ترجيحا سه بعدي داشته باشند. آنها بايد علاوه بر سازش يافتن به عوامل بي جان نظير هوا (كه قابل پيش بيني است ) به ساير اشكال حياتي در حال تكامل نيز سازش پيدا كنند. با آنكه سفر مخاطره آميز داوكينز به تكامل چندرسانه اي خلاقانه است، اما به نظر مي رسد عنصري حياتي در آن گمشده است: رياضيات پيشرفته. ادوارد ويلسون، در زندگي نامه خود نوشت خويش كه به تازگي منتشر شده است، يك عمر اديسه همكاري هاي فكري را توصيف مي كند. ويلسون دريافت كه مهارت هاي رياضي او به طور تاسف باري ناكافي است. از اين رو با تعدادي از آماردانان زيستي و رياضيدانان ارتباط نزديكي به وجود آورد تا در ساخت مدل هاي دقيق از زيست شناسي جمعيت ياريش در دهند عوض، داوكينز كمي پشيمان است اما تمايلي ندارد كه براي فرمول بندي ايده هاي انقلابي اش در مورد تكامل به شكل الگوريتم هاي دقيق كه ممكن است در جامعه عملي، توجه رياضيدانان برجسته را جلب كند، از مهارت هاي كنوني خويش در برنامه نويسي آماتور و ادبيات فوق العاده فراتر رود. او نيز همكاراني داشته است اما هيچ يك از آنها تاكنون عملا با انباشته ساختن آثار او از محاسبات عددي به آنها ظاهري خشك و رسمي نداده داوكينز است مرد استعاره هاست نه رياضيات. در واقع داوكينز در يك اي ميل با قاطعيت از بحث كردن درباره رياضيات نوين همانندسازها پرخاشگرانه طفره مي رود. او مي نويسد: معادلات زبان من نيستند، بلكه زبان شماست و اين شما بوديد كه مرتب گفت وگو را به معادلات مي كشانديد. من نمي گويم كه اين شيوه مهمي براي نگرش به حيات نيست. فقط مي گويم كه شيوه من اين نيست و من نمي توانم به پرسش هاي مربوط به آن پاسخ دهم. منظور اين نيست كه داوكينز براي آنكه همچنان رهبر فكري حوزه حيات مصنوعي كه به سرعت در حال تكامل است بماند بايد متخصص ماشين هاي خودكار سلولي يا رياضيات نوين ديناميك غيرخطي شود. اما درست همان طور كه رشته هايي مانند فيزيك و شيمي روز به روز بيشتر به نمايش هاي رياضي وابسته شده اند، به نظر مي رسد كه ناگزير حيات مصنوعي نيز در ابعاد مشابهي جهش خواهد يافت. شايد به همين دليل بيومورف هاي رنگي دوست داشتني و حلزون هاي رنگي كه او در كامپيوتر مكينتاش خود پرورش داده است اكنون در مقايسه با باغ وحش ها و گلخانه هايي كه توسط پرورش دهندگان حيات مصنوعي نظير كارل سيمز ( Sims.K) وتام ري ( Ray. T) ايجاد مي شود _ كه از الگوريتم هاي فشرده محاسباتي دركي بي نظير دارند _ كمي كهنه به نظر مي رسند. درحالي كه سيمز با استفاده از يك ماشين ارتباطي مي تواند موجوداتي سه بعدي و ديجيتال پرورش دهد كه با ديناميسم حيات مانند مي درخشد، حلزون مجازي داوكينز بيشتر شبيه آن نوع حلزون هايي است كه در موزه پيدا مي شوند. در آينده از داوكينز به عنوان يك ماجراجوي فكري كه مجموعه اي از الگوريتم هاي حيات مصنوعي را ايجاد كرده كه مثلا قابل مقايسه با حساب ديفرانسيل و انتگرال نيوتن است نام برده نخواهد شد. اما پيشكش شايسته اي خواهد بود اگر آن الگوريتم ها هنگامي كه ايجاد شدند، نام مردي را بر خود داشته باشند كه مم هايش اين اكتشاف را امكان پذير ساخت. org.think 2