Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811117-59990S2

Date of Document: 2003-02-06

جنگ يكي از گزينه ها دكتر حسين دهشيار مبناي وجودي نظام هاي دموكراتيك به گونه اي است كه عملكرد رهبران سياسي در حيطه بين المللي مي بايستي در چارچوب مفاهيم تعريف شده، هنجارهاي تثبيت شده، اجماع همگاني و اصول كلي شكل دهنده استراتژي جهاني كشور باشد. همچنين از ويژگي هاي نظام هاي دموكراتيك اين است كه ساختار حاكم در شكل دادن به اهداف سياست خارجي و تعيين خطمشي هايي كه برخاسته از ضرورت كنترل منتخبين مردم در شكل دادن به سياست خارجي است اولويت قائل است. ناممكن بودن خودمحوري رئيس قوه مجريه در تعيين موضوع جنگ و صلح و تعديل محرك هاي جنگ طلبانه رهبران سياسي از ديگر ويژگي هاي بارز يك نظام دموكراتيك است. قاطعيت جورج دبليو بوش و توني بلر در ضرورت خلع سلاح عراق و به تبع آن حذف صدام حسين بيش از آنكه بازتاب اجماع در دو كشور باشد برآمده از نگاه ارزشي و فردي دو رهبري است كه متعلق به دو قطب غيرمتقارن طيف سياسي هستند. هر چند كه اين يك واقعيت آشكار است كه خلع سلاح عراق و در حد مطلوبتر سقوط صدام حسين در جهت تامين منافع جهاني آمريكاو انگلستان است، اما حركت به سوي جنگ براي تحقق اين دو هدف اجتنابناپذير نيست. جورج دبليو بوش در چارچوب الزامات ساختاري صحنه سياست خارجي آمريكا به اين سهم نائل شده است كه به تعديل اين الزامات در قالب تحميل ارزش هاي فردي و اولويت هاي شخصي خود بپردازد. درك مذهبي او از مسئله و تاكيد او بر وجود دو گزينه مبارزه با شر و همكاري و معاضدت با خير سبب شده است كه توسل به جنگ به ارزشي فراتر از تامين منافع ملي تبديل گردد. حضور توني بلر نخست وزير انگلستان در كاخ سفيد براي تعيين زمان نهايي حمله به عراق و همسان نمودن سياست هاي دو كشور در صحنه جهاني براي ترغيب افكار عمومي مخالف جنگ حكايت از اين دارد رهبراني كه اعتقاد راسخ به ارزش هاي حاكم بر ذهنيت خود دارند و از نظر تئوريك قادر به درك جهان بر اساس اين ارزش ها هستند از اين توانايي نيز برخوردارند كه عملكرد ساختارها را به شدت محدود سازند و در كوتاه مدت به سمت و سويي حركت كنند كه كاملا شكل گرفته بر اساس اولويت هاي شخصي و فردي باشد. توني بلر كه به قول نلسون ماندلا رهبر اقتدارستيز سابق آفريقاي جنوبي نقش وزير خارجه آمريكا را اين روزها بازي مي كند با وجود اينكه از نظر سياسي به جناح چپ ميانه اروپا متعلق است اما به جهت پاي بندي و صراحت رئيس جمهور آمريكا كه از نظر سياسي به جناح راست ميانه آمريكا تعلق دارد با لهجه اي خشن تر خواهان اين است كه خلع سلاح عراق به فوريت انجام شود. اين صراحت ارزشي دو قطب تعيين كننده جهاني در دو سوي آتلانتيك، كشورهاي ديگر اروپايي مخصوصا آلمان و فرانسه را در موقعيتي قرار داده است كه گويي با وجود حركت كشورهاي اروپاي شرقي و مركزي به سوي سرمايه داري هيچ يك داراي نقش تعيين كننده در صحنه جهاني نيستند. جورج دبليو بوش با درك اين گفته وزير دفاع آمريكا كه آلمان و فرانسه قدرت هاي فرتوت اروپايي; هستند بيان داشته است كه خلع سلاح عراق اجتنابناپذير است و آمريكا در صورت نياز هر زمان كه تشخيص دهد به قدرت نظامي متوسل مي شود. حضور نزديك به يكصدوپنجاه هزار سرباز آمريكايي و چهار ناو هواپيمابر در منطقه نشان دهنده اين است كه رئيس جمهور آمريكا برخلاف خواست رهبران فرانسه و آلمان به جنگ به عنوان آخرين راه حل نگاه نمي كند بلكه به عنوان يكي از راه حل ها نگاه مي كند و در صورتي كه هزينه هاي اعمال اين راه حل كمتر از توسل به گفت و شنود و ديپلماسي باشد از توسل به آن خودداري نخواهد كرد. در نظام هاي دموكراتيك هر چند كه رهبران مي بايستي به ضرورت هاي ساختاري و خواست مردم احترام بگذارند اما در صورتي كه مجهز به چشم انداز ارزشي باشند و دنيا را در قالبهاي متضاد خوب و بد بنگرند اين امكان را به دست مي آورند كه اولويت ها را شكل دهند و روش ها را تعيين كنند. توني بلر و جورج دبليو بوش بعد از حضور در شوراي جنگ در كاخ سفيد در روز جمعه اعلام كردند كه اگر عراق مبادرت به خلع سلاح نكرده و اعلام نكند كه درصدد محو تمامي سلاح هاي كشتارجمعي است حتي اگر هم بعد از گزارش چهارده فوريه هانس بليكس رئيس بازرسان تسليحاتي سازمان ملل، جهان مخالف با سياست هاي آمريكا باشد، آمريكا و انگلستان مستقلا به عراق حمله خواهند كرد. از نظر اين دو صدام حسين از سال 1991 تاكنون با رفتارها و سياست هاي خود نشان داده است كه درصدد خلع سلاح نبوده و نيست بنابراين صحبت از قطعنامه دوم به عنوان مكمل قطعنامه 1441 سازمان ملل در اين خصوص كارگر نمي افتد بنابراين، توسل به جنگ بهترين گزينه براي تحقق سياست خلع سلاح است. هر چند كه رهبران بسياري از كشورها از جمله چين، فرانسه، آلمان و روسيه صحبت از دادن زمان بيشتر به عراق براي تحقق اين مهم دارند، اما رهبران آمريكا و انگلستان دلايل آنان را قانع كننده نمي يابند. كالين پاول وزير امور خارجه آمريكا در اين رابطه اعلام كرد آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد مسئله زمان نيست بلكه اين است كه صدام حسين حقيقت را نمي گويد. با توجه به اينكه وزير خارجه آمريكا در زمره كبوترهاي سياست امورخارجي آمريكا در بين بسياري از رهبران سياسي جهان محسوب مي شود و او هم جنگ را مطلوب مي يابد، مي توان درك كرد كه چرا رهبران ارزشي، با گرايش هاي مذهبي با تقسيم دنيا به دو جبهه خير و شر مي توانند از قدرت متقاعدكنندگي بالايي برخوردار باشند. آمريكا از ابتدا اعلام كرد كه خواهان تغيير رژيم در عراق است چرا كه به دنبال اين اقدام به طور طبيعي خلع سلاح هم به وقوع خواهد پيوست در حالي كه رهبران بسياري از كشورهاي قدرتمند اروپايي و جهاني در ابتدا خواهان خلع سلاح از طريق سازمان ملل هستند و چندان دغدغه اي راجع به حضور و عدم حضور صدام ندارند. مشكلي كه صدام حسين با آن مواجه است اين واقعيت است كه رئيس جمهور آمريكا به تفسير و استنباط ارزشي - مذهبي از واقعيات جهاني متوسل شده است، تفسيري كه جدا از خواست جهاني حضور صدام حسين را بر سرير قدرت به جهت تعلق او به جبهه شر، غيرممكن مي سازد.