Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811117-59988S1

Date of Document: 2003-02-06

زبان فارسي را قرباني نكنيم گفت و گو با دكتر مجتبي منشي زاده 1 قاسم طولاني دكتر مجتبي منشي زاده استاد دانشگاه شهيد بهشتي از جمله كساني است كه طي سال هاي اخير براي علمي كردن آموزش زبان فارسي به غيرفارسي زبانان گام هاي بلندي برداشته است. او علي رغم مخالفت هاي فراوان - از سوي استادان ادبيات فارسي - سرانجام موفق شد رشته آموزش زبان فارسي به غيرفارسي زبانان را در دانشگاه شهيد بهشتي داير كند. دكتر منشي زاده مدتي نيز در كشورهاي اروپايي به تدريس زبان فارسي اشتغال داشته است. وي هم اكنون نيز با نهادها و سازمان هاي فعال در زمينه آموزش زبان فارسي همكاري دارد. آنچه مي خوانيد ماحصل گفت وگويي است كه در اوايل دي ماه در دفتر كار دكتر منشي زاده در دانشگاه شهيد بهشتي با ايشان انجام شده اولين است سوال ما در مورد اهميت آموزش زبان فارسي به خارجي ها است. *** شما * به عنوان يك كارشناس كه در اين زمينه تجربيات فراوان داريد، نظرتان را در اين مورد؟ بفرماييد منشي زاده: من فكر مي كنم كه بحث مان را بايد اين گونه آغاز كنيم كه اساسا به خود پديده زبان نگاه ديگري داشته باشيم و زبان را از اين ديدگاه بررسي كنيم كه زبان هر جامعه اي نوعي ابزار يا وسيله و يا به قول زبان شناسان آينه تمام نمايي است از فرهنگ همان جامعه و اگر به فرهنگ ايراني برگرديم، مي بينيم كه ما از ديرباز از فرهنگ غني و پرباري برخوردار بوده ايم و اين گستره فرهنگي در سراسر جهان پراكنده است. اگر به گذشته برگرديم فرهنگ ما از اين سوتا به چين و از آن سوتا به كشورهايي، كه جزء اتحاد جماهير شوروي بودند و از آن طرف تا كشورهاي عربي حتي كشورهاي اروپايي پراكنده بوده است و اساسا بايد از ديرباز آن را بررسي كنيم. بنابراين پديده اي به عنوان زبان فارسي همواره در تمام دوره هايي، كه تا به امروز پشت سر گذاشته ايم، مطرح بوده است و اهميت آن براي غيرايرانيان نيز شناخته شده بود. براي درك بهتر و اهميت بالاي آموزش زبان فارسي مي توان به مراكز ايران شناسي در تمام كشورهاي اروپايي اعم از اروپاي غربي، شرقي و اروپاي مركزي اشاره كرد، كه قدمت آنها بعضا به چند صد سال پيش برمي گردد. حتي به عنوان نمونه در اروپاي غربي بررسي زبان فارسي و گستره اين زبان و تحقيقات ايراني از گذشته هاي دور دامنه داشته و تا به امروز هم دامنه دارد. به عنوان مثال اروپايي ها روي لهجه هاي زبان فارسي كار كرده اند. روي ادبيات پيش از اسلام هم بسيار كار شده است. بسيار باعث تاسف است كه ما خودمان را در اين زمينه ناتوان مي بينيم. زيرا كارهاي با اهميت و سترگي توسط اروپاييان در گذشته انجام گرفته است و امروز ما مي توانيم به آن تحقيقات در مراكز آموزشي و علمي به راحتي دسترسي داشته باشيم. بنابراين آموزش زبان فارسي يا مطالعات ايراني چيز جديدي نيست. آموزش زبان فارسي و مطالعات ايراني همواره در طول تاريخ جريان داشته و امروز خود را در شاخه اي از زبان متبلور كرده است. زبان تبلوري از افكار جامعه، فرهنگ جامعه و اگر بخواهيم اصطلاح دقيق تري به كار بريم، نوعي قوام ملي ما را تشكيل مي دهد. يعني انسجام ملي و قومي ما را زبان فارسي تضمين مي كند. پس اهميت موضوعي به نام زبان از همين جا ناشي مي گردد. در كشور بزرگ ما ايران با اين همه تنوع خرده فرهنگ ها اعم از كرد، لرد، ترك، گيلاني، مازندراني و بسياري از خرده فرهنگ هاي ديگر و گويش هاي زباني ديگر اين زبان فارسي است كه همه را حول يك محور جمع مي كند و نوعي قوام ملي را پديد مي آورد و بنابراين ما مي توانيم اين قوميت ها را با هم به صورت مشترك ببينيم و به تبادل آرا و افكار يكديگر هم بپردازيم. عكس: محمدرضا شاهرخي نژاد * اجازه بدهيد به گونه اي تخصصي تر در مورد اهميت آموزش زبان فارسي صحبت كنيم. اصولا واقعيت كنوني آموزش زبان فارسي به غيرفارسي زبانان را چگونه ارزيابي؟ مي كنيد همان طور كه مستحضريد امروزه براي آموزش همه زبان ها از شيوه هاي نوين و روش هاي زبان شناختي استفاده مي شود و طبيعي است كه زبان فارسي هم نبايد از اين قاعده مستثني باشد. به ديگر سخن در هر يك از كشورهاي اروپايي مركزي به عنوان آموزش زبان داير است كه افراد متخصص و متبحر در آنجا مشغول فعاليت هستند و از امكانات ويژه - امكانات آموزشي و كمك آموزشي - برخوردارند. اين افراد به طور مشخص هر شش ماه يا يك سال يك بار بازآموزي مي شوند. روش هاي جديد در آن جا مطرح مي شود و به كار تاليف و تدوين كتابها و روش هاي نوين مي پردازند. به هر حال اين مراكز از رونق خاصي برخوردار است و از نظر پشتوانه علمي و آموزشي هم همواره تابع دانشگاه ها است بنابراين اگر فرضا در جامعه ما مركزي به نام مركز آموزش زبان فارسي در قالب ملي مطرح شود، كه نياز هم است، يقينا بايد از كادر و پشتوانه علمي - آموزشي دانشگاه ها برخوردار باشد - و چه بهتر كه چنين مركزي، در يكي از دانشگاه هاي بزرگ در مركز ايران برقرار شود، تا بتواند بهتر به كار خود بپردازد. كار چنين مركزي در واقع ارتباط با همه كشورهايي است كه زبان فارسي و يا به تعبير بزرگ تر بررسي هاي ايران شناختي در آنها جريان دارد. هر يك از اين حوزه ها كار مفصلي را در پي خواهد داشت، تخصص مي خواهد، كارشناس لازم دارد، از كامپيوتر بايد استفاده كرد، اينترنت لازم است. روابط بين الملل مي خواهد، رفت و آمد مي خواهد، اعزام دانشجو مي خواهد، پذيرش دانشجو مي خواهد، اعزام استاد و تبادل اساتيد و بسيار مسائل ديگر كه امروز كم رونق است. بنده اين مطالبي را كه عرض مي كنم، با توجه به تجربياتي است كه در زمينه آموزش زبان فارسي در كشورهاي اروپايي داشته ام. براي ما جاي بس تاسف است كه خودمان به امر زبان، مسئله زبان و آموزش زبان با شيوه هاي نو لااقل كمتر اهميت مي دهيم و كمتر در پي فرا گرفتن شيوه هاي نوين آموزش به هستيم هر حال اين مسئله چندان كه شايسته است، مورد توجه قرار نگرفته است. * البته ما شنيده ايم كه مراكزي همچون موسسه دهخدا و حتي مركزي در وزارت ارشاد در زمينه آموزش زبان فارسي وجود دارد. بله. در ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي مراكز متعددي متولي گسترش زبان فارسي شدند. * قبل از انقلاب وضعيت چگونه؟ بود قبل از انقلاب در دانشگاه تهران بخشي تحت اين نام وجود داشته اما است امروزچندين مركز و موسسه دولتي، خود را متولي گسترش و ترويج زبان فارسي مي دانند. يكي از اين مراكز وزارت علوم و فناوري است. ديگري وزارت امور خارجه بود، كه امروز نيز بخش هايي در اين وزارتخانه به اين امر مي پردازند. ديگري وزارت ارشاد است بخشي از وزارت ارشاد در سازمان ارتباطات اسلامي متمركز است و همه اين مراكز در اين زمينه گام برمي دارند، ولي به گمان من اگر همه اين مراكز به صورت منسجم و يكپارچه عمل كنند، موفقيت بيشتري به دست خواهد آمد. من مي خواهم نكته اي عرض كنم و آن اينكه كاري كه اكنون انجام مي شود كار دولتي است و هنوز بخش خصوصي آنچنان كه شايسته است در اين عرصه فعال نشده و اين تاسف بار است. برخي افراد كه خود توفيقي در اعزام به خارج يا تدريس در اين رشته نداشته اند، در مصاحبه هاي خود گفته اند، چه ضرورتي دارد، ما استادان خوب خود را براي تدريس به خارج از كشور اعزام كرده و دانشگاه هاي خود را از وجود اين افراد خالي مي كنيم. من در اين باره بايد بگويم، اولا استادان ادبيات فارسي بايد تنها براي تدريس ادبيات در سطح عالي اعزام شوند و آموزش زبان را به كارشناسان آموزش زبان واگذار كنند. البته برخي ازكشورهاي اروپايي از استادان زبان و ادبيات فارسي تنها براي تدريس ادبيات استفاده مي كنند و آموزش زبان را به دست افراد متخصص مي سپارند. چرا كه آنها به اهميت آموزش علمي زبان واقف هستند. * ببخشيد، استاداني كه هم اكنون از سوي وزارت علوم اعزام مي شوند چه ويژگي هايي دارند و از چه تخصصي؟ برخوردارند اغلب استاداني كه تا به امروز اعزام شده اند، از اساتيد محترم زبان و ادبيات فارسي بوده اند و معدودي از آنها نيز زبان شناس بوده اند. * آيا آنها در زمينه آموزش فارسي تخصص؟ دارند نمي توان گفت كه آنها در زمينه آموزش زبان تخصص دارند. براساس بررسي هاي انجام شده، زبان شناسان از استادان ادبيات در آموزش زبان موفق تر بوده اند. البته بايد توجه داشته باشيم كه زبان آموزان خارجي به ادبيات معاصر ايران علاقه بيشتري از خود نشان مي دهند و متاسفانه استادان ما در اين زمينه اطلاعات و آگاهي چنداني ندارند. * آيا منظور شما اين است كه هدف از آموزش زبان فارسي آموزش ادبيات معاصر (يا كهن ) فارسي؟ است من هم معتقدم كه بايد ميان آموزش زبان و ادبيات فارسي تمايز قائل شد. زبان ابزاري است كه ادبيات از آن استفاده مي كند. اول بايد ابزار را گسترش داد تا ادبيات فارسي گسترش يابد بنابراين ما بايد ابتدا زبان فارسي را بسط دهيم تا علاقه مندان به ادبيات فارسي در سراسر جهان بتوانند از گنجينه غني ادبيات فارسي استفاده كنند.