Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811117-59986S1

Date of Document: 2003-02-06

نگاه چپ با لوموند فارسي فرشاد محمودي پاريس. خيابان شماره 75013 دوسو در برژ. اينجا تحريريه ماهنامه اي است سياسي كه هيات ظاهري اش براي ايراني ها يادآور ارگان داخلي يكي از تشكل هاي داراي گرايش چپ است. لوموند ديپلماتيك كه شايد عنوان اثرگذارترين نشريه چپ جهان سزاوارش باشد بيش از 48 سال است كه منتشر مي شود و از اين لحاظ يعني مدت زمان انتشار كمتر شباهتي به نشريات ايراني نمي برد اما كم كم براي پيدا كردن مخاطبان ايراني تلاش مي كند. ماهنامه لوموند كه به زبان ما معني جهان دارد با نگارش فارسي از اواخر دي ماه امسال بر روي شبكه اينترنت قرار گرفته است و ديرزماني نخواهد كشيد كه انتشار آن به صورت نشريه چاپي نيز آغاز خواهد شد و در كنار ساير نشريات ايراني روي دكه ها خواهد رفت. در لوموند ديپلماتيك كه هر ماه در 32 صفحه منتشر مي شود از جهان سياست از كتابهاي منتشر شده در ماه گذشته و حتي هنر سياسي مي توان لوموند خواند در يكي از شماره هايش مطلبي دارد درباره اينكه آيا مي توانيم كسي را كه براي هيتلر موسيقي ساخته است، تحسين ؟ كنيم حتي آگهي هاي اين ماهنامه نسبت زيادي با مسائل علمي و سياسي دارد مدرسه عالي مطالعات علوم سياسي پاريس دانشجو مي پذيرد... در اولين شماره لوموند ديپلماتيك فارسي مقالاتي درباره جهان پس از يازدهم سپتامبر و نوشته هايي در مورد جنگ آمريكا در خليج فارس منتشر شده است كه از مهمترين آنها مي توان به مبارزه اجتماعي، زنده باد برزيل، وسايل ارتباط جمعي و دست نشاندگي و آسياي جنوب غربي در مركز تهاجم آمريكا اشاره كرد. در آخرين مقاله به قلم پل ماري دولاگور نويسنده كتاب دوگل سياست هاي احتمالي آمريكا در منطقه بررسي شده نويسنده است مي گويد كه امر اساسي براي سياست آمريكا، تسلط بر آسياي جنوب غربي و دو مولفه آن يعني ايران و جمهوري هاي مسلمان نشين آسياي مركزي است. دولاگور در مقاله خود نوشته است كه اولويت جورج بوش براي جنگ با عراق نبايد موجب فراموش شدن اين امر شود كه ايران در مركز طرح هاي واشنگتن قرار دارد. رئيس جمهوري آمريكا با قرار دادن ايران به همراه عراق و كره شمالي در فهرست كشورهاي محور شرارت ناظران بسياري را عليه خود مسئله دار كرده است. نويسنده فرانسوي لوموند ديپلماتيك معتقد است كه در جنگ عليه طالبان، ايران با ارائه امكانات مالي به نيروهاي هزاره عضو اتحاديه شمال افغانستان، همراه جامعه جهاني بود. اين همكاري، محافل ديپلماتيك، اقتصادي و حتي پارلماني را در آمريكا به دفاع از سياست نزديكي با تهران واداشت ولي اين گزينه بعدها كنار گذاشته شده است. نويسنده مقاله با بيان تحليل ديدگاه هاي آمريكا نسبت به ايران نتيجه گرفته كه جنگ با عراق نيز ايران را به سوي واكنش هاي سريع تر با نتايجي قابل پيش بيني خواهد كشاند. دولت ايران به كمك صدام حسين نخواهد رفت ولي اگر آمريكا كه نيروهاي نظامي اش در خليج فارس، پاكستان، آسياي مركزي و تركيه حضور دارند سرانجام بتواند عراق را به تصرف خود درآورند، احتمال دارد ايران با كمك كردن به جنبش هاي مخالف در افغانستان و پاكستان از خود واكنش نشان دهد. همزمان ايران مي تواند با تاثيرگذاري بر اقليت شيعه در عراق مانع قرار گرفتن بي چون و چراي دولت آينده اين كشور در هماهنگي با سياست هاي منطقه اي آمريكا شود. ماهنامه لوموند ديپلماتيك در فرانسه و بلژيك به زبان فارسي و البته پرغلط ترجمه مي شود و بر روي سايت اينترنتي قرار مي گيرد تا پس از 48 سال انتشار در كنار 42 زبان ديگر دنيا مخاطبان ايراني خود را نيز پيدا كند. انتشار نخستين شماره لوموند ديپلماتيك به سال 1954 باز مي گردد. زماني كه هوبر بورمري بنيانگذار و مدير روزنامه لوموند تصميم به انتشار ماهنامه لوموند ديپلماتيك گرفت. در آن زمان هدف، ارائه تحليل هاي ژرف نگر در مورد مسائل اقتصادي و روابط بين المللي براي محافل ديپلماتيك و به طور كلي دست اندركاران امور مربوط به سياست خارجي بود چرا كه به قول گردانندگان لوموند جهان دوران دگرگوني هاي سريع را طي مي كرد: كنفرانس ژنو در ارتباط با مسئله هند و چين، تصويب نشدن قراردادهاي اتحاديه اروپا، آغاز جنگ الجزاير، مسلح شدن دوباره آلمان، عقبنشيني نيروهاي انگليسي از كانال سوئز و... لوموند ديپلماتيك را همراه با نخستين سردبيرش به سوي كسب هويتي مستقل كشاند. در فضاي حاكم اختلافات شرق و غرب و اوج جنگ سرد، لوموند با پرهيز از ورود به اين درگيري ها، از نزديك تحولات اندونزي و جنبش غيرمتعهدها را دنبال مي كرد و به طور ويژه بررسي و تحليل مسائل مردم آمريكا، آسيا و آمريكاي لاتين را در دستور كار خود قرار داد. سال 19 پس از انتشار لوموند هنگامي كه سردبير تازه اي اداره ماهنامه را به دست گرفت تيراژ لوموند از 5 هزار نسخه به 50 هزار نسخه رسيد. وقتي كه كلودژولين پس از 20 سال صندلي سردبيري را ترك كرد تيراژ ماهنامه به 120 هزار نسخه رسيده بود. مسئولان لوموند ديپلماتيك معتقدند كه راز چنين موفقيتي در اين امر نهفته بود كه لوموند ديپلماتيك با حفظ جهت گيري جهان سومي، خود مرتبا عرصه فعاليت هايش را گسترش داده بود. اوج گيري جنگ سرد مسائل اقتصادي و مالي، موازنه استراتژيك نيروها در سطح جهان و بحران تمدن ها از جمله موضوعات تازه اي بود كه به تدريج جاي خود را در ميان صفحات ماهنامه باز كرد. سياست دوري از هوچي گري نيز به مدد سردبير آمده بود. تحليل هر موضوع با روحيه تن ندادن به وضعيت موجود مي آميخت. بحران خليج فارس در ميانه سال 1990 و 1991 كه ايران را نيز عليرغم بي طرفي درگير خود كرد با دو چرخش براي لوموند ديپلماتيك همراه سردبير بود نشريه به فرانسوي تازه نفسي سپرده شد و تجزيه و تحليل از ماهيت جنگ طلبانه سياست آمريكا نسل تازه اي از خوانندگان را به خود جذب كرد. نسلي كه به تعبير لوموند ديپلماتيك شيفته انقلاب انفورماتيك بود. در ميان جنگ خليج فارس فروش نسخه فرانسوي ماهنامه از مرز 220 هزار نسخه هم گذشت و در پايان جنگ به 250 هزار رسيد. به اين تعداد بايد يك ميليون و صدهزار شماره لوموند به زبان هاي غيرفرانسوي را نيز افزود. تداوم در دنبال كردن درگيري هاي مهم جهان، مشخصه اصلي لوموند است. طبق نظرسنجي هايي كه در اوايل دهه نود انجام شد، مسئولان لوموند مطمئن شدند كه قطع كلاسيك ماهنامه نيز در جلب مخاطب نقش اساسي دارد همچنان كه چاپ آخرين آثار نقاشان جهان، مجسمه سازان و عكاسان هنري به جايگاه غيرسياسي لوموند وزن مي دهند. برطبق مفاد موافقتنامه اي كه در سال 1989 ميان آندره فونتن مدير لوموند و كلود ژولين سردبير لوموند ديپلماتيك به امضا رسيد استقلال نشريه تضمين و در سال 1996 از طريق تشكيل شركت سهامي خاص لوموند ديپلماتيك، اين استقلال از نظر حقوقي، مالي و تشكيلاتي كامل شد. كمك بلاعوض يك ميليون دلاري يك مبارز ضد فاشيست آلماني به نام گونتر هولتزمن كه قبل از جنگ جهاني دوم به بوليوي تبعيد شده بود، به كاركنان اداري و اعضاي هيات تحريريه امكان خريد دسته جمعي سهام شركت جديدالتاسيس را داد. بخش ديگري از سهام از سوي خوانندگان نشريه كه در انجمن دوستان لوموند ديپلماتيك گردهم آمده بودند، خريداري شد. نتيجه آنكه 49 درصد سهام شركت از پايان سال 2000 در مالكيت كاركنان ماهنامه و اعضاي انجمن ياد شده قرار گرفته است. اين رقم بيش از آن چيزي است كه در قانون شركت ها اقليت بازدارنده نام دارد و حافظ و حامي هيات تحريريه و استقلال خطمشي نشريه است. اينك لوموند ديپلماتيك فارسي نيز براي استفاده فارسي زبانان بر روي شبكه اينترنت قرار گرفته است. شايد از اين جهت گردانندگان معتبرترين ماهنامه چپ جهان دست به كار هوشمندانه اي زده اند، چرا كه تا فراهم شدن امكان چاپ لوموند فارسي ديپلماتيك در ايران، ايراني ها با اين ماهنامه آشنايي بيشتري پيدا مي كنند و فروش ماهنامه از اين راه بيشتر تضمين مي شود. چند سال پيش نيز موضوع ترجمه اين ماهنامه به فارسي مطرح شد اما گويا لوموند هرگز نتوانست موسسه يا بنگاهي براي نشر آن در ايران پيدا كند و راه را در اين ديد كه از ابزار اينترنت استفاده كند. يك استاد دانشگاه پاريس درباره انتشار لوموند به فارسي مي گويد: به نظر مي رسد كه دست اندركاران لوموند ديپلماتيك معتقدند كه ايراني ها چه در داخل و چه در خارج از كشور نسبت به مسائل بين المللي علاقه دارند، بنابراين انتشار لوموند ديپلماتيك را شايد بتوان از زاويه تعميق روابط ايران و اتحاديه اروپا و همچنين تحولات اخير در منطقه كه گويي تا مدت ها هم ادامه دارد، ارزيابي كرد. فرانسوي ها همانند انگليسي ها از ديرباز به فرهنگ و سياست ايران و تحولات و دگرگوني هاي آن توجه نشان داده اند و دست كم در تاريخ ربع قرن اخير ايران، از اثرگذارترين كشورها بوده اند. چه آن هنگام كه به بنيانگذار جمهوري اسلامي (ره ) در شرايطي رواديد دادند كه كشورهاي اسلامي حاضر به اين اقدام نمي شدند و چه آن هنگام كه مهمترين ميزبان اروپايي محمد خاتمي شدند و براي نخستين بار در تاريخ كاخ اليزه به احترام خاتمي شراب را از برنامه تشريفات حذف كردند. در هنگامه انقلاب ميشل فوكو فيلسوف فرانسوي به تهران آمد و گزارش هاي بسياري از ايران نوشت كه برخي از آنها در لوموند ديپلماتيك چاپ شد. اين سلسله گزارش ها خود اهميت ايران را براي فرانسوي ها نشان مي دهد. تهران. تهران را يك محور افقي به دو نيمه مي كند. شهر ثروتمند در دل كارگاه هاي ساختماني و اتوبان هاي در دست احداث، آرام آرام از شيب رشته كوه بالا مي رود. اين شهر روبه طراوت مي رود، ويلاها با باغ هايشان در دل ديوارها و پشت درهايي از آهن يكپارچه محصورند. در جنوب، بازار، مركز قديمي شهر و حومه هاي فقير قرار دارد. در حاشيه شهر تا چشم كار مي كند آلونك هاي پست است كه در ميان غبار با بيابان يكي كمي مي شود آن سوتر شهر وارونه مي شود: در طول قرن ها حفره هاي عظيمي كنده اند تا با خاك آن تهران را بسازند. پانصد، ششصد متر پايين تر از كاخ سلطنتي و هتل هيلتون، شهر پوكه خالي خود را به جا گذاشته بر است فراز چاله ها، پرده هاي سرخ و سياهي كشيده اند تا سرپناهي به وجود آورند. آنجا كه شهر پايان مي پذيرد و بيابان كم كم احساس مي شود، دو موج در دو جهت مخالف با هم موج مي آميزند روستايياني كه شكست اصلاحات ارضي از روستا فراريشان داده و موج شهري هايي كه پيروزي هاي شهرسازي آنها را از شهر بيرون رانده است. اين پديده اي است به مقياس سراسر ايران; ..امروز مثل همه جمعه ها، دو نيمه شهر كه در طول هفته در كنار هم زندگي مي كنند از هم جدا شده اند. شمالي ها به سوي شمال تر به ويلاهاي كنار درياي مازندران رفته اند و جنوبي ها راهي شهرري و مزارع قديمي اي كه يكي از نوادگان امام حسن ( ع ) در آن آرميده است شاه شده اند سعي كرده است شاخابه اي از اين رود را به سوي خود بكشاند. در همان نزديكي مقبره اي براي پدرش برپا كرده است. خيابان عريضي كشيده و به جاي صيفي كاري هاي پيشين، سكوهايي از بتون احداث كرده است. او در اينجا جشن ها به پا كرده و هيات هاي خارجي را به حضور پذيرفته اما بيهوده. در ميان خفتگان در خاك، هر جمعه زائران زيارت كننده بر پدر شاه پيروز مي شوند. بر سر اين گوشه كوچك جهان است كه زمين و زيرزمين آن، ميدان بازي استراتژي هاي جهاني است. براي مردمي كه روي اين خاك زندگي مي كنند جست وجوي چيزي كه ما غربي ها امكان آن را پس از رنسانس از دست داده ايم چه معني دارد: جست وجوي معنويت؟ سياسي هم اكنون صداي خنده فرانسوي ها را مي شنوم، اما من مي دانم كه اشتباه مي كنند، مني كه آگاهي ام از ايران بسيار ناچيز است. (لوموند ديپلماتيك اكتبر) 1978