Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811117-59984S1

Date of Document: 2003-02-06

ياد ماندگار به مناسبت برگزاري مراسم نكوداشت يحيي شيدا، شاعر و نويسنده معاصر آذربايجاني در تبريز اشاره: مراسم تجليل از استاد يحيي شيدا شاعر، نويسنده و پژوهشگر تبريزي روز سه شنبه پانزدهم بهمن ماه، با شكوه فراوان در مجتمع فرهنگي هنري تبريز برگزار شد. در اين مراسم، از خدمات شش دهه اي استاد شيدا در عرصه مطبوعات و فرهنگ و هنر آذربايجان تجليل به عمل آن چه آمد در پي مي آيد نوشته اي است تحليلي كه در اين باره فراهم آمده است. دكتر حسين محمدزاده صديق نخستين نگاشته يحيي شيدا داستان بلندي است كه در سال ش 1319 وقتي وي بيش از 17 سال نداشت با عنوان پسرخان در 90 صفحه در تبريز چاپ شد. نشر آن فراتر از تحمل مسئولان محلي آذربايجان در عهدرضاخان بود و به تعقيب و آزار نويسنده جوان انجاميد. شيدا در بيستم ارديبهشت سال شمسي 1303 به دنيا آمده و نخستين آموزگارش پدرش بوده است. همزمان با تحصيل در مدارس اعتماديه و ادب در تبريز، پيش او كليله و دمنه، گلستان، قابوسنامه و نصابالصبيان را تحصيل كرده از است كودكي ذهني نقاد داشته است و چكامه ها را با چند بار خواندن از بر مي شد. اكنون نيز مخزن گوياي قصائد غرايي به عربي و فارسي و تركي از خاقاني و فضولي است. كمتر اتفاق مي افتد كه شعري از ديواني بشنود و دنباله آن را بيان ندارد. مطالب تذكره هاي فارسي و تركي را از تا لبابالالباب مجمع الصفحا، همه از حفظ دارد. از ديوان هر شاعري از او سوال شود، مي تواند نمونه هايي از اشعار او را برخواند و مقام شعري او را بازنمايد. وي سه سال در جواني در حوزه علميه طالبيه در تبريز طلبگي كرده و سپس به موسيقي روي آورده و ويولن نواز ماهري شده پنج است سال اول دهه بيست، دوران طلايي فعاليت ادبي او بود، عضو فعال مجلس شعرا بود، اشعار و آثارش يكي پس از ديگري چاپ مي شد و قبول خاطر اما مي يافت به يكباره از پائيز 1325 به اين سوي ماجراهاي سياسي جورواجوري را از سر گذراند، اما خانه نشين و زمينگير نشد، به مطبوعات روي آورد، در راديو كار كرد، به تدوين آثار قدما پرداخت. در تبريز او را پركارترين روزنامه نگار منطقه مي شناسند. بعد از انقلاب، توانست ده ها كتاب تحقيقي خود و متون انتقادي آثار شاعران كهن را چاپ كند كه از جمله مي توان به شئريم قولي، اورك سوزلري، اودلي سوزلر، اودلار وطني، بياتي ها و.. اشاره كرد. براي نخستين بار ديوان اشعار تركي شهريار را تدوين ساخت و جلد اول و دوم ادبيات اوجاغي را به صورت بسيار دقيق و نفيس چاپ كرد كه در آن دو جلد، بيش ازتن 600 از تركي سرايان آذربايجان ضيافت داشتند. شيدا، خود شعر مي گويد و نغمه مي سرايد. در شعر فارسي، در نوع كهن، صائبي سرا است و در شعر نو پيرو مكتب نيما و ساهر است. بيش از پانزده هزار بيت شعرش برجاي است. شعري به لطافت ابرنيسان: تا در رگ جان، نور ز پيمانه درخشيد خون شفق از باده در اين خانه درخشيد بگرفت چو ساقي به كف آن جام بلورين، هر ذره چو خورشيد زميخانه درخشيد آن ماه كه شد مايه ور از پرتو جانم، افسوس به خلوتگه بيگانه درخشيد از ياس تنت، عطر دلاويز بهاران، چون گنج به كاشانه ويرانه درخشيد از فيض صمد بود كه بشكست صنم ها اسلام چو خورشيد ز بتخانه درخشيد در ظلمت نامردي آن جلوه جاويد فرزند علي بود كه مردانه درخشيد شيدا كه به هر بزم ز وصف تو سخن راند در دهر سحر گشت و چو افسانه درخشيد گونه صائبي سرايي از اين دست را، شادروان ملك الشعرا، در ديباچه خود بر ديوان شهريار، مكتبي خاص نام نهاده است كه شهريار خود آن را بعدها سبك آذربايجاني ناميد و شيدا سياسي سرايي را به شعر نو واسپرد و در شيوه كهن شعر فارسي، عرفانيه سرود و شعر تعليمي سرداد. و در گستره شعر معاصر تركي آذربايجاني، شايد بتوان ادعا كرد كه مردمي ترين شاعر ما اكنون، يحيي شيداست، با كوله باري از تجارب ادبي و تسلطي استادانه و ماهرانه به ظرايف و دقائق شعر آذربايجاني و اشرافي رشك انگيز بر صنايع و بدايع هنري، تا بدانجا كه دهها سروده اش در داخل و خارج از سوي خواننده ها و ها عاشيق ترنم شده است: سيل گوزوندن آخان ياشي، سن آغلاسان، من آغلارام گوينر اوره گيمين باشي، سن آغلاسان، من آغلارام ترجمه ]:سرشك از گونه بزداي كه مويه هايت اشك من سرازير سازد و قلبم مجروح و دردآگين [كند. سن گولنده، چمن گولر، قرنفيل ياسمن گولر ائللر گولر، وطن گولر، سن آغلاسان، من آغلارام ترجمه ]:گلخنده هايت بر روي شكوفه زاران مي لغزد، قرنفل و ياسمن را به تبسم وامي دارد، ايل و تبارم و ميهن من نشاط مي گيرد و مباد كه مويه هايت اشكم سرازير سازد. [ يحيي شيدا چهره ماندگار آسمان شعر و ادب آذربايجاني است. اراده دولتي براي نكوداشت مقام ادبي وي، سپاس ما را به دنبال دارد و مانا كه از اين پس در تبريز، مسئولان محلي به جاي باج دادن به سرسپردگان رژيم شاهنشاهي و تهيه تنديس از آنها و تاسيس مراكز پژوهشي براي نوچه هاي كسروي، به تكريم شخصيت هاي مردمي برخيزند، در برابر والامنشي كريمانه آنان زانو زنند و سپاس بينوايان شهر و روستا را نصيب خود سازند كه ياد ماندگار همين، است. * * * خانم مريم معتمدي در جايي از پايان نامه فارغ التحصيلي خود كه در موضوع يحيي شيدا و آثارش از آن دفاع كرده است، مي نويسد: او شاعري است شيداي وطن و آب و خاك و به زبان مادري خود ارزش بسزايي قائل است و تحت هيچ شرايطي حاضر نيست زبان مادري خود را ترك گويد و آن را در زير خروارها خاك مدفون سازد.. (ص ) 260 .. عشق به آذربايجان و تاريخ آن در سرتاسر آثار شيدا به چشم مي خورد. تاريخ و زبان آذربايجان در نظر او آئينه حكمت و عبرت است. او مي گويد: ... استاد شهريار از ميان ما رفته است. اما، وجود استاد شيدا به عنوان استوانه ادبيات معاصر آذربايجان، روح آن شاعر فقيد و بلندآوازه را شاد مي گرداند... (ص ) 14 * * * خانم معتمدي كه در حضور اينجانب در سال از 1377 پايان نامه خود دفاع كرده است پانزده هزار بيت شعر فارسي و بيست هزار بيت شعر تركي از يحيي شيدا را احصا كرده و آرشيو خصوصي او را گنجينه بي نظير فرهنگ آذربايجان ناميده است. من، پيشنهاد مي كنم كه اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي تبريز، در كنار نكوداشت بجا از وي، به نام او مركز پژوهش تاسيس كند، آرشيو او را به آن مركز انتقال دهد و افتتاح آن را نيز به دست پرمهر و محبت وي بسپارد. ايدون باد!