Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811117-59983S1

Date of Document: 2003-02-06

رسم قشنگ خوب ماندن پروردگارا; آرامشي، عطا فرما تا بپذيرم آن چه را نمي توانم تغيير دهم، شهامتي كه تغيير دهم آن چه را كه مي توانم و دانشي كه تفاوت آن دو را بدانم. زير حرف نگاه، پرچيني از صبر ساخته اند و شهامت ايستادن در برابر باد را مي شناسند، چون طوفان ديده اند! نه لرزشي در صدايشان موج مي زند و نه اشكي از چشمان شان سرريز مي شود. آنان سد ناباوري را شكسته اند و جاري شده اند تا دريا... در اين پهناي آبي دريايي، دستان خود را در دستي مي فشارند كه عشق مفهومي غير از آن چه كه ما مي دانيم مي يابد، آنان نه همراه با باران و نه دمساز با باد كه از تبار سفري هستند كه ظرف خالي تنهايي شان را پر كرده اند از صداقت و شهامت. اينان از خود مي گويند در برابر عرياني كلامشان، صداقت معناي گنگي دارد! و شنونده حس احترام در پذيرش آنان را در خود مي يابد و ديگر نه طردشان مي كند و نه مجرمشان مي پندارد: آدم هايي كه خود را گمنام ناميده اند و مي خواهند گمنام باقي بمانند! و با استواري ظريفي در كلام از آن چه كه بوده اند، از آن چه كه كرده اند بگويند و حالا مي خواهند به گونه اي باشند و بدانند باورشان داريم! اما.. اگر تو همشهري عزيز فقط براي يك بار از نزديك آنها را ببيني، از خود مي پرسي آيا اين انسانها نياز به باور شدن؟ دارند به راستي نياز به باور چه كساني؟ دارند وقتي در بين شان هستي خيلي زود درمي يابي غريبه نيستي، از تو با صميميت استقبال مي كنند و تورا در جمع شان پذيرا هستند. اينان ساده تر از اين حرفها گروه نام دارند، يك گروه سازمان يافته براي رسيدن به اهداف معين خود... پذيرش بطور داوطلبانه است اما روابطشان با يكديگر رسمي است. نشست هاي ايشان در مكاني تشكيل مي شود كه حضوري گرم در بين شان حس مي شود، در جمعي كه جلسه باز نام دارد، به عنوان يك شهروند در بين شان مي نشيني و گوش مي سپاري، به شرط آن كه شنونده خوبي باشي! و من سعي كردم شنونده خوبي باشم و همين باعث شد تا به ياد آورم كه چرا ارسطو انسان را ذاتا حيواني اجتماعي مي دانست و از زمان او به بعد در مباحث روان شناسي و جامعه شناسي تعريف گروه جاي خود را پيدا نمود به تصورم در قرن 19 بود كه تاريخچه گروه درماني اول بار به وسيله جوزف پرات مطرح گرديد و واژه روان درماني نيز توسط مورنيو در سال 1931 و روان درماني گروهي در سال 1932 عنوان شد. اما، مفهوم گروه آنقدر حائز اهميت بود كه بسياري از دانشمندان در حوزه روان شناسي اجتماعي و جامعه شناسي نظريه هاي گوناگوني را در اين خصوص ارائه دهند. يكي از آنان لوين بود كه بعدها به پدر پويايي گروه شهرت يافت وي اولين كسي بود كه مفهوم پويايي گروه را مطرح كرد. همچنين مارگارت ماهلر كه راهنمايي گروهي را فعاليت سازمان يافته اي دانست كه از ايجاد مشكل، پيشگيري خواهد كرد و البته جامعه شناساني بزرگ چون دوركيم نيز تعلق فرد به گروه را موجب رضايت خاطر و رشد شخصيت دانست. با اين وصف گروه را بايد به عنوان يك سيستم اجتماعي تلقي نمود تا كليه تئوريهاي سيستم در آن رعايت گردد و همين منطق موجب گشت تا اين فرآيند به طور خاص در رساندن مفهوم خود از طرف نظريه پردازان مورد توجه عموم قرار گيرد، برهمين اساس انواع گروه طيف وسيعي را در تعاريف از آن خود نمود مثل گروه باز كه عضويت در آن به سادگي صورت مي گيرد و ورود و خروج از آن تابع شرايط خاصي نيست. در كناره گروه، انجمن هايي هم تشكيل شد كه همان گروههاي سازمان يافته اي هستند كه به تدريج مفهوم خود را بازيافتند. انجمن ها براساس تحقق اهداف معيني تشكيل مي شوند و عضويت در اين گروه داوطلبانه است و روابط افراد با يكديگر رسمي است كه در اين مكان گردهم آمدند. گروه نام گرفتندگروهي سازمان يافته براي رسيدن به اهداف معين كه همان بهبودي است! اما بهبودي از چه چيز... كلام رئيس مرا جلسه، از تصورات وافكارم بيرون آورد، او در شروع خود را محمد معتاد در حال بهبودي معرفي مي كند و از تمام حضار مي خواهد كه يك دقيقه سكوت كنند، براي كساني كه بيرون از اين جلسه هنوز از بيماري اعتياد خود رنج مي برند و يا در اثر آن زندگي را بدرود گفته اند. اين يك جلسه باز است جلسه باز معتادان گمنام و حضور در آن براي عموم آزاد است. محمد مي گويد، بايد بر اين امر اعتقاد داشته باشيم همان بار اولي كه بعد از ترك دوباره به سوي مصرف مواد برگردي انگار همان روز اولي است كه شروع كردي! به عبارتي يك بار مصرف براي ما بسيار زياد است و هزاران بار مصرف كم! محمد همانطوري كه در اكثر جلسه هاي بازمرسوم است به شرح حال گذشته خود و درگيري اش با مشكل اعتياد و رسيدن به انتهاي راه و چگونگي شروع رهايي از اعتيادش مي پردازد، در اين جاست كه كساني كه متاثر از عواقب ناشي از اعتياد هستند به نوعي احساس همدلي با او كرده و خود را تنها نمي بيند. در پايان جلسه تمام حضار زنان در يك طرف و مردان در طرفي ديگر اين دعا را زمزمه مي كنند: پروردگارا آرامشي، عطافرما تا بپذيرم آن چه را كه نمي توانم تغيير دهم، شهامتي كه تغيير دهم آن چه را كه مي توانم و دانشي كه تفاوت آن دو را بدانم. هجوم كساني كه تازه وارد هستند و جواب گرفتن پرسش هايشان از محمد به من فرصت كمتري مي دهد تا با او گفت وگو كنم، اما عليرغم وقت كم، به تعدادي از سوالاتم با بردباري پاسخ مي دهد. * معتادان گمنام چيست و چه كساني؟ هستند - معتادان گمنام يك انجمن غيرانتفاعي مركب از زنان و مرداني است كه اعتياد به مواد مخدر مشكل اصلي زندگي شان بوده ما است معتاداني هستيم كه در حال بهبودي مي باشيم و اكنون به طور مرتب گردهم مي آئيم تا به كمك هم پاكي خود را حفظ كنيم. * برنامه شما در اين فرآيند چگونه اجرا؟ مي شود - ما يك برنامه پرهيز كامل از هرگونه مواد مخدر داريم، كه مركب از اصولي است بسيار ساده كه مي توانيم آن را در زندگي روزمره خود به كار بنديم و نكته بسيار مهم در آن عملي بودن اين برنامه است. * از نظر انجمن شما معتاد، چه تعريفي؟ دارد - براي پاسخ به اين پرسش احتياج به فكر كردن نيست، چرا كه زندگي ما تماما در مواد مخدر خلاصه شده بود، معتاد زن يا مردي است كه زندگي اش را مواد مخدر كنترل مي كند ما كساني هستيم كه در چنگال بيماري مزمن و پيشرونده گرفتاريم. * چطور اين كنترل را به دست؟ مي آوريد - با دنبال كردن برنامه بهبودي عاطفي و رشد معنوي، كه اگر غير از اين باشد به طور حتم سر از زندان، تيمارستان و در نهايت مرگ در انتظارمان خواهد بود. *** Anonymous يا Alcoholics الكلي هاي گمنام كه به AA معروف است در سال 1935 ميلادي پديد آمد. بنيان گذار انجمن جهاني كه در اثر يك تجربه عميق روحاني، از وسوسه اعتياد به الكل رها شده بود به تجربه دريافت كه فقط با در ميان گذاشتن تجربه بهبودي خود، قادر به حفظ آن مي شود. گسترش ابعاد اين كشف اكنون حدود دويست و پنجاه انجمن خودياري در زمينه هاي مختلف اعتياد و نابهنجاري رواني است كه اين روش به نام دوازده قدمي معروف شده است. كه AA اكنون بيش از دو ميليون نفر عضو بهبود يافته در جهان دارد. Anonymous Narcotic يا همان معتادان گمنام در سال 1935 كه به NA معروفند تاسيس گرديد كه اكنون داراي بيش از يك ميليون نفر عضو بهبود يافته در سراسر جهان است. اما اين انجمن در ايران چگونه شكل گرفت: در سال 1369 دوبرادر كه در خارج از كشور با كمك از انجمن بهبود يافتند و به ايران آمده بودند اولين جلسه معتادان گمنام را در مركز بازپروري قرچك برگزار نمودند. اين جلسات به مدت يك سال ادامه داشت، اما به دليل عدم ديدگاه مناسب نسبت به بيماري اعتياد، گروه اين دو برادر از هم پاشيد. چند سال بعد در سال 1372 دو نفركه از طريق انجمن سلامتي خود را بازيافته بودند با يكديگر به طور اتفاقي آشنا مي شوند و تصميم مي گيرند به ياري هم پيام بهبودي را به معتاداني كه در مركز بازپروري قرچك به سر مي برند برسانند. در اين بين، يكي از اعضاي نسبتا با سابقه و فعال انجمن در خارج از كشور به جمع آنان اضافه شد و پس از آن شكل گيري انجمن معتادان گمنام در ايران شتاب بيشتري به خود گرفت و بالاخره آنها در سال 1373 موفق شدند نظر مسئولين بهزيستي را كه در آن هنگام مركزقرچك زير نظر آن سازمان اداره مي شد به برگزاري جلسات هفتگي جلب نمايند. اين انجمن به تدريج نظر نهادهاي اجتماعي را به نحوه عملكرد مثبت خود جلب نمود بطوري كه شهرداري ها برخي از امكانات موردنظر انجمن را در اختيار آنان قرارداد و پس از 8 سال اينك همه روزه جلسات متعددي در تهران، مراكزاستانها و شهرستانهاي كشور قادر به برگزاري جلسات خود شدند. ناگفته نماند كه در اين ميان همكاري مردم محله هاي مختلفي كه اين جلسات در آن برگزار مي شود قابل تقدير است چرا كه با توجه به شركت عده كثيري در جلسات ازدحام اين جماعت را تحمل مي كنند. فخرالسادات كهنداني چگونه مشكلات را تحمل كنيم؟ مسائل اجتنابناپذير در سال هاي مياني ازدواج ازدواج، اتحاد زوج هاست وآنان نياز دارند در زندگي مشترك برابري را ايجاد و حفظ كنند. فقط همسرتان و شما مي توانيد برابري را معني كنيد. مفهوم شراكت در مقاطع مختلف زندگي نظير ورود فرزند جديد به زندگي، تغيير شغل، مراقبت از سالخوردگان خانواده، انتقال به مكان جديد تغيير مي كند. مسئوليت ها و انتظارات زوج ها به طور مداوم بايد ارزيابي بدين شود طريق همسرتان و شما با هم صحبت مي كنيد و مي توانيد از اختلافات غيرضروري كه ممكن است در آينده بوجود آيد جلوگيري كنيد. براي كمك به شما و همسرتان براي شروع صحبت، سوالات زير را پيشنهاد مي كنيم. كه مي توانيد بر اساس برنامه منظم هفتگي يا ماهانه از خودتان و همسر بپرسيد: - 1 احساس تان در مورد برابري در روابط؟ چيست برابري در روابطتان چه مفهومي ؟ دارد - 2 اگر فرزند داريد يا قرار است كه صاحب فرزند شويد آيا شما يا همسرتان در منزل براي مراقبت از فرزند؟ مي مانيد آيا او را به مهد كودك مي فرستيد و هر دو كار؟ مي كنيد كدام يك را در تربيت فرزند موثرتر؟ مي دانيد - 3 اگر براي نگهداري از فرزند كارتان را كنار بگذاريد آيا همسرتان مي پذيرد كه كار شما در منزل مانند كار او در بيرون با ارزش است و وظيفه شما را دست كم؟ نمي گيرد آيا مي پذيرد كه خرج شما را؟ بدهد خودتان چه احساسي؟ داريد - 4 در مورد تقسيم مسئوليت وظايف منزل و كارهاي بيرون از منزل چه احساسي؟ داريد - 5 چه مبلغي براي مخارج ماهانه كافي؟ است چه مبلغي براي پس انداز لازم؟ است - 6 از كارتان راضي؟ هستيد مشكلات و تغييرات كار را چگونه حل؟ مي كنيد - 7 نظرتان در مورد تغيير محل سكونت؟ چيست - 8 چه احساسي نسبت به ادامه تحصيل مجدد همسرتان؟ داريد اين تغيير چه تاثيري بر وظايف و انتظارات مالي و فردي؟ مي گذارد با مرور زمان، رويدادها، روابط و مسائل مختلف زندگي تغيير مي كند، پاسخ و پرسش هاي شما نيز به نوبه خود عوض صحبت هاي مي شود ابتدايي را ادامه دهيد. جوابهايتان را با جوابهاي همسرتان مقايسه كنيد. با حفظ اين ارتباط، راه ها باز و رشته هاي ارتباط قوي تر مي شود و مي توانيد مشكلاتي را كه در مسير زندگي مشترك ايجاد مي شود تحمل كنيد. برگرفته از: اينترنت مترجم: الهام مودب