Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811117-59980S9

Date of Document: 2003-02-06

بر مزار رويا عشق فيلم ساخته ابراهيم وحيدزاده عشق فيلم از همان تيتراژ افتتاحيه جذاب و جالب آغاز گرچه مي شود خيلي سريع به ذهن تماشاگر القا مي شود كه قرار است فيلمي كمدي ببيند ولي عملا تا اواسط فيلم با هيچ صحنه خنده داري روبه رو نمي شويم. فيلم با موضوعي تلخ شروع مي شود و لحظه به لحظه بر ميزان تلخي آن افزوده مي شود. شخصيت هايي كه ابراهيم وحيدزاده در فيلم به ما معرفي مي كند همگي صددرصد تيپ هستند. اين تيپ ها كه سمبل قشرها و افراد نام آشنايي هستند در پيشبرد داستان و برقراري ارتباط تماشاگر فيلم كمك موثري به شمار مي آيند. از زماني كه فيلم وارد مقولات مربوط به فيلمسازي مي شود شوخي هاي وحيدزاده آغاز مي شود و كم كم اين شوخي ها حالتي هجوآلود به خود مي گيرند. شوخي هاي پياپي با آدم هاي مشهور، بازيگران و.. كم كم حالتي سوررئاليستي به خود مي گيرد. مشابه آنچه كه قبلا در ناصرالدين شاه آكتور سينما ديده بوديم. فيلم با اتكا بر همين حوادث جالب فانتزي و حتي دور از ذهن لحظات واقعا خنده دار و جالب را ايجاد مي كند. اما واقعيت هايي از زندگي كارگردان و فضاي نسبتا عصبي كننده تيمارستان، طنز بسيار تلخي مي آفريند و همانطور كه اشاره شد اين تلخي افزايش مي يابد. شكست عشقي كارگردان، لو رفتن فيلمنامه و... حتي به تدريج طنز موجود در اثر را هم تحت الشعاع خود قرار مي دهند. صحنه هاي شلوغ و آشفته انتهايي فيلم كه به پاياني سوررئاليستي ختم مي شود، اوج تلخي عشق فيلم به شمار مي روند. همين كاهش تدريجي طنز فيلم تاثير ابتدايي اثر را كماوبيش تحت تاثير خود قرار مي دهد به طوري كه در انتهاي فيلم به نظر مي رسد كارگردان دچار نوعي بلاتكليفي شده است. شروع و ادامه جالب و روان فيلم در خاتمه دچار سكته اي ناخوشايند انگار مي شود كه فيلمساز نمي دانسته در نهايت قرار است با چه چيزي فيلم را ختم شايد كند اگر اين داستان 5 6 سال قبل تر ساخته مي شد تاثير آن به مراتب بيشتر و بهتر بود. اتفاقي كه البته قرار بود سال ها قبل در فيلم آرزوي بزرگ بيفتد و نيفتاد. اي كاش ابراهيم وحيدزاده سينماي امروز ايران را هم زير تيغ نقد خود مي برد.