Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811117-59980S8

Date of Document: 2003-02-06

فيلمي با موضوع نيم خطي نگاهي به زيستن ساخته رضا سبحاني عليرضا آشوري فيلم زيستن موضوعي دارد كه بارها و بارها قبلا نمونه اش را در سينماي ايران ديده ايم كه معروف ترين آن هم طبيعت بي جان ساخته سهراب شهيد ثالث است. زيستن دقيقا بر مبناي همان الگوي مذكور حركت مي كند. الگويي كه تغيير يافته آن چندين بار در آثار جليلي استفاده شده است. به هر حال زيستن با موضوعي نيم خطي شروع مي شود. پيرمرد عكاس كه كنار ريل راه آهن زندگي مي كند صبح به صبح با صداي وحشتناك قطار از خواب برمي خيزد، كند و سنگين و آرام لباس مي پوشد، دوربين قديمي و كهنه اش را برمي دارد و به پارك مي رود و تا عصر آنجا مي ماند و عكس مي گيرد و در عين حال اتفاقات پراكنده و نه چندان جالب دوروبرش را ملاحظه مي كند. اين ماجرا از اول تا به آخر فيلم چيزي حدود 8 بار به طور متناوب تكرار مي شود و جز يك تغيير فضا و موقعيت روي راوي حوادث تغيير نمي كند: مشكل اصلي فيلم اين است كه موضوع فيلم كشش يك فيلم سينمايي 85 دقيقه اي را شايد ندارد داستان فيلم فقط براي يك فيلم كوتاه 35 _ 30 دقيقه اي مناسب باشد. به هر حال با توجه به اين عدم تناسب كارگردان ناچار است تا زمان فيلم را طولاني ولي كند اين طولاني كردن بدون افزودن ماجراها و شخصيت هاي فرعي صورت مي گيرد. مسئله اي كه معضل بزرگي براي فيلم ايجاد مي كند; تماشاگر از تكرار مكرر حوادث بي ربط و پراكنده و كشدار فيلم واقعا كلافه مي شود. فيلم عملا ديالوگ ندارد، موسيقي بسيار كم حجمي دارد و ميزانسن ها آنقدر ايستا و كند هستند كه تحملشان را به كاري دشوار بدل مي كند. ظاهرا كارگردان براي انتقال حس زندگي و روزمرگي اين ريتم كند و كشدار را برگزيده است. تنها عناصري كه در فيلم حركتي سريع دارند فقط قطار است و دختركي اسكيت سوار، ولي تقابل اين حركات و آن كندي وحشتناك صرفا كندي فيلم را بيشتر به رخ مي كشد و كمكي به پيشبرد فيلم نمي كند. يكي از نكات جالب توجه فيلم استفاده دقيق از صداهاي زمينه است. صداها بسيار پرحجم هستند. ولي اين نكته قوت، جاي مناسبي در فيلم نمي يابد.