Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811117-59980S7

Date of Document: 2003-02-06

رقص يك روايت صادقانه گفت وگو با اصغر فرهادي كارگردان رقص در غبار حامد صرافي زاده قصه رقص در غبار شبيه همان قصه هايي است كه با يكي بود يكي نبود شروع مي شود اصغر فرهادي متولد 1351 كار فيلمسازي را در نوجواني با سينماي جوان استان اصفهان آغاز كرد. نمايشنامه نويسي براي راديو و نگارش فيلمنامه براي مجموعه هاي تلويزيوني از جمله پزشكان قسمت ) ) 9 ماه مهربان و روزگار جواني همواره در قياس با فعاليت هاي تئاتري در اولويت دوم بودند، نگارش و ساخت چند مجموعه تلويزيوني از جمله داستان يك شهر باعث شد تا دوباره در عرصه فيلمسازي متمركز شود. به موازات ساخت مجموعه هاي تلويزيوني، نگارش چند فيلمنامه سينمايي از جمله ارتفاع پست (نگارش مشترك با ابراهيم حاتمي كيا )، رقص در غبار (نگارش مشترك با محمدرضا فاضلي، عليرضا بذرافشان ) زمينه تلاش بيشتر براي حضور در سينما را ايجاد كرد و اكنون يكي از همان فيلمنامه ها اولين ساخته سينمايي اوست رقص در غبار. رقص در غبار ادامه همان نگاهي است كه طي دو مجموعه داستان يك شهر آن را تجربه كرد. نگاهي واقع گرا به مسائل اجتماعي كه عامه مردم با آن درگيرند. *** چند * وقتي بود كه دغدغه فيلم 35 ميلي متري چطور داشتيد شد كه بالاخره امسال شروع ؟ كرديد وقتي درگير كارهاي تلويزيوني بودم كه برايم جدي بود و دوستشان داشتم خيلي بين سينما و تلويزيون فرقي نمي گذاشتم مثلا در طول مجموعه داستان يك شهر از اينكه آن قصه ها را در تلويزيون كار مي كنم بيشتر راضي بودم (عليرغم همه سختي هايي كه براي آن كار متحمل شدم )به هر حال آن قصه ها را بايد طيف وسيعي از مردم مي ديدند، تعداد مخاطب براي آن كار مهم بود. پس تلويزيون را ترجيح مي دادم ولي وقتي طرحي داشتم كه تلويزيون به دليل شرايط خودش نمي توانست آن را كار كند وسوسه سينما به سراغم مي آمد، به هر حال هر دو مقوله را جدي مي دانم. فيلمنامه رقص در غبار قالبي سينمايي را مي طلبيد و همين باعث شد تا براي ساخت آن تلاش كنم، خوشبختانه زمان زيادي طول نكشيد تا اين كار به مرحله اجرا درآيد. از موقعي كه شروع به نگارش كرديم تا اكنون كه در مرحله مونتاژيم يك سال و چند ماه زمان برد. چقدر * وقت صرف نوشتن فيلمنامه؟ كرديد طرح اين كار را يا بهتر بگويم ايده اين فيلمنامه را آقاي محمدرضا فاضلي داد، فكر مي كنم 4 الي 4 ماه و نيم مشغول نگارش آن بوديم اما بعد از نگارش آخرين ورسيون نيز به طور پراكنده روي فيلمنامه كار شد. تا روز آخر فيلمبرداري تلاش كردم باز روي فيلمنامه كار كنم، گاهي سر صحنه چيزي به ذهن مي رسد كه پيش از آن اصلا در فيلمنامه نيامده، كوشيدم هر آنچه به روايت صادقانه فيلم كمك مي كند تا لحظه آخر در فيلمنامه لحاظ كنم. مي شود * يك مقدار در مورد قصه و حال و هوايش صحبت؟ كنيد قصه در واقع داستان يك عشق پاك و صميمانه است بين پسري آذري زبان و دختري از طبقه فرودست جامعه كه به دليل شرايط محيط به سرانجام نمي رسد. فيلم پايان خوشبينانه اي ندارد اما فضا و حال و هواي حاكم بر فيلم اساسا سياه و تلخ نيست، به دليل ويژگي هاي شخصيت پسر آذري زبان و سادگي اش، نوع ارتباط او با آدم هاي اطراف باعث تلطيف فضاي خشن محيط مي شود. با * فضاي تلخي روبه رو؟ هستيم شايد اين تصور شما به دليل بعضي قصه هاي مجموعه داستان يك شهر است، نه، با آن شدت كه در آن مجموعه همه چيز تلخ بود اينجا روبه رو نيستيم. اساسا آن ميزان تلخي در مجموعه داستان يك شهر بيشتر ناشي از واكنش من بود به جريان مجموعه سازي در تلويزيون. فكر مي كردم براي اينكه با ديگر مجموعه هاي خنثي و خوشبينانه هم رديف نشوم بايد با فضاي تلخ هر قصه شوك ايجاد اما كنم اينجا و در اين فيلم نيازي به اين شدت تلخي نبود البته اين بدان معني نيست كه فيلم فيلم شيريني است، ظاهري نه چندان تلخ دارد اما در بطن وقايع يك جور درد و محنت وجود دارد. پس * مثل هميشه آن نگاه طنزي كه در بيشتر آثارتان وجود دارد، در اين كار هم؟ هست نمي دانم، خودم بيشتر فيلم هايي را دوست دارم كه در ظاهر شيرينند و گاهي لبخندي هم بر لب مي آورند اما در عمق روابط و ماجراها حكايت دردها و رنج ها را دارند. فكر * مي كنم دوباره دغدغه اجتماعي در اين كارتان هم نقش اساسي دارد. اين طور؟ نيست بله، اما در كنار نگاه اجتماعي و پرداختن به موضوعاتي چون فقر، فساد و نابرابري به روابط فردي آدم ها، ابعاد مختلف شخصيتشان و درون شان نيز تلاش كرده ام بپردازم، اصلا بخشي از فيلم شايد بيش از پنجاه درصد درباره رابطه دو تا آدم است. قطعا اين بخش در كار آن نگاه اجتماعي نگاه فردي و درونكاوي آدم ها را نيز دارا است. بازيگران * را موقع نوشتن مدنظر داشتيد يا اينكه بعدا انتخاب؟ كرديد بعدا انتخاب كردم. من نمي توانم موقع نوشتن به جاي شخصيت ها، كسي را ببينم. بايد بعد از نوشتن و كمي دور شدن از متن اين كار را بكنم. براي شخصيت پيرمرد به همه كساني كه از نظر سن و سال و چهره به نقش نزديك بودند فكر كردم. چند نفر را نيز از نزديك ديدم و صحبت كرديم و در انتها آقاي قريبيان انتخاب شد. براي شخصيت جوان فيلم ابتدا به بازيگر حرفه اي فكر كردم اما در ميان حرفه اي ها كسي را پيدا نكردم كه به نقش نزديك باشد مجبور شدم به بازيگر غيرحرفه اي فكر كنم. پس * شما هم كار اولتان را با يك نابازيگر شروع؟ كرديد يك نابازيگر و يك بازيگر حرفه اي. من اعتقادي ندارم كه نابازيگر بهتر از بازيگر حرفه اي است بستگي به ويژگي نقش دارد. من براي اين شخصيت نياز به بازيگري داشتم كه ذاتا ساده و بي غل و غش باشد. روحيه شهرستاني داشته باشد. سفري به آذربايجان كردم و در شهرهاي مختلف از جواناني كه كار تئاتر مي كردند فيلم گرفتم. خيلي استعدادهاي خوب و قابلي هم بودند ولي به دلايلي به اين نقش نمي خوردند همين جا از همه شان كه زحمت كشيدند و براي تست آمدند تشكر مي كنم و نهايتا بازيگر اصلي ام را از يك مغازه تاناكورا فروشي پيدا كردم. راجع به آقاي قريبيان دو مسئله وجود داشت قريبيان اساسا آدم دوست داشتني است و وقتي كه از نزديك مي شناسي اش دوست داشتني تر. دلم نمي خواست كسي را انتخاب كنم كه دوستش نداشته باشم. مسئله دوم اينكه فكر مي كردم آقاي قريبيان با ظاهري متفاوت از آن چه تاكنون از وي ديده ايم به شخصيت فيلم نزديك تر است. نگاه اين بازيگر خالي نيست او پشت نگاهش عمقي دارد، پيرمرد قصه ما خيلي كم حرف مي زند و ما بايد به آدمي فكر مي كرديم كه سكوتش خالي نباشد. به نظرم آقاي قريبيان اين بازي سكوت را خوب درآورد، واقعا براي نقشش كار كرد. نقشش را دوست داشت. خانم باران كوثري هم كه جزو انتخابهاي اول بود دو ويژگي داشت يكي معصوميت يك دختر فرودست، دوم چهره اش از آن دست چهره هايي بود كه در لحظاتي تداعي يك دختر كه بار زندگي شان را به دوش مي كشد مي كرد. چه * شد كه آقاي كريمي را براي فيلمبرداري انتخاب؟ كرديد از ابتدا قرار بود كس ديگري فيلمبردار اين كار باشد كه نشد و بعد به آقاي كريمي فكر شد. او فيلم بچه هاي بد را فيلمبرداري كرده وقتي بود فيلمنامه را به ايشان داديم و خواندند نظراتي كه داد به نظرم آمد با فيلمبرداري روبه رو هستم كه براي كار انگيزه بسيار بالايي او دارد به اين كار با علاقه فراواني نگاه مي كرد و همين فاكتور كافي بود تا من خيالم راحت باشد اين فيلمبردار انرژي خواهد گذاشت و انصافا زحمت فراواني كشيد. بقيه عوامل هم همين طور آقاي زاهدي صدابردار كار نيز واقعا علاوه بر ايجاد يك فضاي آرام و جو صميمانه از هيچ كوششي مضايقه نكرد همين جا از همه همكاران اين گروه سپاسگزاري مي كنم. * آقاي شاهسواري را بر چه مبنايي انتخاب؟ كرديد بعضي كارهايش را ديده بودم. اساسا مونتاژ خيلي مرحله مهمي است و مونتور آدم تعيين كننده اي است در سرنوشت يك يك فيلم مونتور يكدنده و خودراي مي تواند از فيلمي كه تو ساخته اي فيلم ديگري دربياورد شايد خوب شايد بد. اما آقاي شاهسواري مهم ترين ويژگي اش اين است كه به شدت اهل گفت وگو و بحث است براي هر صحنه صحبت مي كند نظر مي گيرد. بي دليل چيزي را حذف نمي كند بي دليل هم هيچ پلاني را در فيلم نمي گذارد، از اين انتخاب بسيار راضي ام. دغدغه تان * براي مسائل اجتماعي از كجا؟ مي آيد از جامعه خودمان. روزي يكي از اساتيد دانشگاهمان حرف خوبي زد او مي گفت شرايط موجود جامعه ما اگرچه براي اغلب مردم سخت است ولي براي اهل هنر اين خوبي را دارد كه در برداشت ايده و سوژه بسيار حاصلخيز نمي دانم است چطور مي شود در اين جامعه زندگي كرد و خنثي بود. شايد بستگي به روحيه آدم ها دارد. آقاي * فرهادي به هر حال درست است كه تجربه هاي زيادي در تلويزيون داشتيد ولي به عنوان يك فيلمساز كه فيلم اولش را شروع كرده، چقدر امكانات در اختيارتان قرار؟ گرفت فكر مي كنم به اندازه تمام كساني كه فيلم اولشان را كار مي كنند نه بيشتر نه كمتر. يعني * از طرف هيچ شخص يا ارگاني كمك؟ نشد كمك به اين دليل كه فيلم اولم را مي سازم نه، همان وامي كه اغلب فيلم ها از فارابي مي گيرند اين فيلم هم گرفت. من اين شانس را داشتم كه كار اولم را با تهيه كننده اي كار كنم كه فهيم و صاحب شعور باشد. او به كار اعتقاد داشت و كمك زيادي در به سرانجام رسيدن فيلم كرد. جايگاه * فيلم رقص در غبار در آثارتان كجاست. ادامه همان كارهاست. من كه آدم ديگري نشده ام، ادامه همان نگاهي كه در بعضي قسمت هاي داستان يك شهر بود. حال در اينجا فرصت اينكه به مسايل ظريف تر پرداخته شود بيشتر بوده و سعي كرده ام از اين فرصت استفاده كنم. بايد فيلم را ديد حس من مثبت است الباقي اش را بايد مخاطبان و منتقدان بگويند. تجربه * اول در سينما چطور؟ بود همانطوري كه فكر مي كردم بايد باشد. نه همه چيز عالي نه همه چيز بد. خيلي نگاه اين گونه كه اولين فيلمم را مي سازم نداشتم، گروه هم كمتر اين نگاه را داشتند. همه فكر مي كرديم قرار است فيلمي بسازيم كه مهم ترين هدفش روايت درست يك قصه است. الان * فكر مي كنيد براي سال آينده حاضر باشيد فيلم ديگري كار؟ كنيد حاضر شده ام، طرحش هم نوشته شده. آقاي * فرهادي، شما فيلم زياد؟ مي بينيد سعي مي كنيد با سينماي روز دنيا ارتباط داشته ؟ باشيد منظورتان از زياد چقدر؟ است بعضي وقت ها هفته اي چند فيلم مي بينم و وقت هايي كه مشغول كارم اصلا فرصت فيلم ديدن برايم نمي ماند، سينماي خودمان را كاملا پيگيري مي كنم، سينماي روز دنيا هم جسته گريخته سعي مي كنم با آن در ارتباط باشم، البته هنوز زمان منظمي براي فيلم ديدن با برنامه از قبل تعيين شده پيدا نكرده ام. فيلمبرداري * رقص در غبار چه مدتي طول؟ كشيد حدود چهل و دو جلسه فيلمبرداري. پس * مثل اينكه كارتان خيلي راحت پيش؟ رفته سختي هاي خودش را هم داشت، قرار بود يكي از لوكيشن هاي اصلي ما كارخانه سرم سازي حصارك باشد در همه مراحل همكاري كردند جز مرحله فيلمبرداري و همين معضل كه ناشي از روحيه محتاطانه بعضي از مسئولين بود ما را دچار مشكل كرد و مجبور به بازسازي بعضي فضاها شديم. آقاي * فرهادي، نام غبار هرچه كه هست يك سرما و تلخي هم به ما القا مي كند. به همين دليل رقص در غبار شد اسم اين فيلم تركيب هم آن سرما و تلخي را در خود دارد هم شيريني و عشق را. * شما تماشاگر را دعوت به ديدن چه فيلمي؟ مي كنيد قصه اي شبيه همان قصه هايي كه با يكي بود، يكي نبود شروع مي شود همين. يك نگاه يك كارگردان غبار كارگردان: اصغر فرهادي تهيه كننده: ايرج تقي پور فيلمنامه: اصغر فرهادي، علي بذرافشان، محمدرضافاضلي مدير فيلمبرداري: حسن كريمي تدوين: بهرام دهقاني طراح چهره پردازي: مهرداد ميركياني صدابردار: حسن زاهدي عكس: علي نيك رفتار بازيگران: فرامرز قريبيان، يوسف خداپرست، باران كوثري، فرهاد شريفي، جلال حدپورسراج درباره فيلم: اين فيلم داستان پسر جواني است كه براي پرداخت اقساط وام ازدواج در مسيري پر از مشكل مي افتد. درباره كارگردان: غبار اولين فيلم بلند اصغر فرهادي است كه پيش از اين مجموعه تلويزيوني داستان يك شهر 1 و 2 را كارگرداني كرده و هم چنين فيلمنامه اوليه ارتفاع پست را نوشته بود.