Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811117-59980S4

Date of Document: 2003-02-06

سال هاي پس از عروس نيكي كريمي بازيگر واكنش پنجم و ديوانه از قفس پريد اكران عروس در ابتداي دهه هفتاد، معادلات تجاري هنري سينماي ايران را به هم ريخت. نظام سينمايي كشور كه تا آن زمان، ستاره سازي و ستاره پروري را مذموم و ناشايست مي دانست، در پس يك گردش سياست، تن به ستاره سالاري داد و با اكران فيلم عروس براي اولين بار، چهره كلوزآپ يك زن _ متفاوت از آن چيزي كه بعد از انقلاب بود _ روي پرده سينما نمايان شد. آنچه مشخص است اين است كه بازيگران دهه 1370 سينماي ايران مثل سينماي اين دهه روي لبه تيغ تجارت وفرهنگ حركت اگر كرده اند در دهه 1360 به دليل شرايط خاص فرهنگي متاثر از جنگ در جامعه، دستگاه هاي سياستگذاري تمايل شديدي به ارائه چهره اي كليشه اي از يك هموطن خوب و نجيب داشتند در دهه 1370 با تغيير اين شرايط در پس اتمام جنگ و تحولات سياسي اجتماعي آن، نياز به تكثر و تنوع شخصيت به شدت احساس مي شد. عروس زوج بازيگري را رو كرد كه اگرچه بازيگر مرد آن نتوانست از در غلتيدن به سينماي بي هويت رهايي يابد ولي بازيگر زن آن به نوعي آغازگر جرياني بود كه نه تنها سينماي يك دهه را تحت تاثير قرار داد، بلكه بيش از آنكه وقوع آن يك جرقه تلقي شود، پاسخ به نيازي بود كه بيش از يك دهه بي پاسخ مانده بود. دهه 1370 با ملاك هاي سخت گيرانه نرم تر و كم كم واژگون شد و به جايي رسيد كه از مرزهاي ساده انگاري و بي قاعدگي فراتر رفت و پا به وادي بي اصالتي و سطحي نگري نهاد. به اين ترتيب در مدت بسيار كوتاهي، سينماي ايران از زنان بازيگري پر شد كه همه به هم شبيه بودند. نيكي كريمي شايد فكر مي كرد موجي كه او خواسته يا ناخواسته آغازگرش بود اين گونه به صخره بخورد و بازگردد. خيلي ها آن روزها به او تنها به عنوان بازيگري نگاه مي كردند كه به دليل چهره اش در چند فيلم بازي مي كند و خيلي زود كنار گذاشته خواهد شد، اما كريمي انگار براي اثبات خلاف اين تصور، عزم خود را جزم كرده بود. در كارنامه پرفرازونشيبش، گرچه فيلم هاي خوبي ديده مي شود ولي فيلم هاي بد و شكست خورده نيز، ديده مي شود. پرونده بازيگري او ميان فيلم هاي برجسته اي مانند سارا و نسل سوخته تا فيلم هاي تجاري مثل رواني و سيب سرخ حوا در نوسان است. بعد از عروس طبيعي بود كه سيل پيشنهادات به سمت او سرازير شود و كريمي خيلي از آنها را رد كرد چون معتقد بود كه او يك آدم سينمايي نيست و علاقه داشت كه نقش خاصي را ايفا كند. تا اينكه مهرجويي فيلمنامه سارا را براي او فرستاد و كريمي پس از خواندن، اين نقش را پذيرفت و تبديل به يكي از بهترين بازي هاي او خطوط شد ملايم چهره اش و چشم هاي معصومش كه پشت عينك ذره بيني ترحم برانگيز مي نمود به همراه دست هاي ظريف و بسيار زنانه او، كه اينسرت هاي مناسب، كاربردي مهرجويي از آن تداعي رنج نتوانستن بود و صداي لرزان و بم او، سارا را تا حد يك شخصيت كلاسيك مطرح كرد. بعد از اين بود كه او به درخواست مهرجويي براي پري نيز پاسخ مثبت داد و كريمي سكانس رستوران اين فيلم را بهترين سكانسي مي داند كه تا حالا بازي كرده او است در دو فيلم تهمينه ميلاني، كارگرداني كه دغدغه دفاع از حقوق زن همواره در آثارش نمايان است حضور كريمي يافت گرچه در دوزن و نيمه پنهان وجه پخته و پرورده حرفه خود را نشان داد، ولي مطابق معمول سال هاي قبل از طرف داوران جشنواره فجر مورد بي اعتنايي قرار گرفت كه بارها كانديداي جايزه براي فيلم هاي عروس، سارا، پري، رواني و دوزن در جشنواره فجر بوده ولي جالب اينجاست كه هيچ گاه موفق به كسب اين جايزه نشد. اين، در حالي بود كه چندين بار به خاطر همين فيلم ها از جشنواره هاي مختلف مانند سن سباستين و سه قاره نانت ( عروس ) و تائور مينا ايتاليا (دوزن ) جايزه بهترين بازيگر زن را دريافت كرد. او، سال قبل، اولين تجربه فيلمسازي خود را نيز پشت سر گذاشت و فيلم مستند داشتن و يا نداشتن را ساخت. اين فيلم تم اجتماعي دارد و درباره بچه دار شدن يا نشدن است، كريمي همچنين در ترجمه نيز دستي دارد كه بهترين كتابي كه او ترجمه كرده، خاطرات مارلون براندو با نام آوازهايي كه مادرم به من آموخت است كه مدتي در مجله فيلم چاپ مي شد. او همچنين به خاطر فيلم نيمه پنهان در بيست و پنجمين جشنواره فيلم قاهره جايزه بهترين بازيگر زن را به دست آورد، در جشنواره امسال در همكاري سوم خود با ميلاني، در فيلم واكنش پنجم حضور يافته تا طعنه بزرگي بر ادعاهاي غيرفمينيستي او باشد. او علاوه بر اين فيلم، در فيلم ديوانه از قفس پريد ساخته پرسروصداي احمدرضا معتمدي حضور دارد كه بازيگران بزرگي مانند عزت الله انتظامي، پرويز پرستويي و علي نصيريان هم بازي او هستند. بايد ديد چالش او با بازيگران اسمي سينماي ايران به كجا خواهد انجاميد.