Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811117-59979S8

Date of Document: 2003-02-06

حادثه خبر نمي كند پيتر برادشا دليل اينكه اين فيلم با وجود تمام كاستي هايش، مهم جلوه مي كند، خودداري دنياي سينما و به ويژه هاليوود در واكنش نشان دادن نسبت به حادثه يازده سپتامبر است. فيلم متهورانه مي كوشد حملات تروريستي را آفت همه گير و غم نامه اي جهاني معرفي كند و بر اين نكته تاكيد كند كه آمريكايي ها تنها قربانيان اين حوادث هنوز نيستند هيچ كدام از ناشرين آمريكايي، پخش اين فيلم را در آمريكا برعهده نگرفته است. آلن بريگاند، تهيه كننده فرانسوي مجموعه اي از كارگردانان صاحبنام جهان را برگزيده است تا دنياي سينما بتواند خلاقيت خود را در اين زمينه نشان دهد: سميرا مخملباف، شوهي ايمامورا، ميرا نير، ادريسا اودروگو، يوسف شاهين، شان پن و سايرين. از آنها دعوت به عمل آمد تا بدون هيچ گونه محدوديتي فيلم بسازند و تنها نكته اي كه ملزم به رعايت آن شدند، اين بود كه مدت زمان هر فيلم بايد براي تطابق با تاريخ اين رويداد، دقيقا نه دقيقه و يازده ثانيه و يك فريم باشد (البته اين اعداد از روش تاريخ نويسي آمريكايي پيروي مي كنند، يعني اول ماه، بعد روز و بعد سال در آخر نوشته مي شود. ) صادقانه بگويم، اين روش برخورد با رويدادهاي بزرگ بسيار خودبينانه است و رنگ و بوي نوعي بت سازي تاريخي را دارد و به فانتزي و نمايشي كردن وقايع مهم شبيه است. با اين حال، مدت زمان فيلم ها موضوعي نيست كه بدون آگاهي قبلي، توجه تماشاگر را به خود جلب كند. سميرا مخملباف در اثر كوتاهش، معلمي افغاني را نشان مي دهد كه مي كوشد براي احترام به قربانيان حادثه يازدهم سپتامبر، كلاس را به مدت يك دقيقه به سكوت وادارد. او درباره اين حوادث از شاگردانش سوالاتي مي پرسد. اما آنها تنها از كشته شدن چند نفر از ساكنين اردوگاه به هنگام ساختن پناهگاهي براي مصون ماندن از حملات هوايي قريبالوقوع آمريكا، اطلاع دارند. ميرا نير، داستان جواني مسلمان را تعريف مي كند كه به تروريست بودن محكوم شده و در انتها معلوم مي شود كه يك قهرمان است. آموس گيتاي (كه اين روزها مركز توجه جهانيان است ) خبرنگار ازخودراضي تلويزيون را نشان مي دهد كه گزارش او از يك حادثه بمبگذاري در تل آويو، به دليل پخش اخبار مربوط به نيويورك روي آنتن او نمي رود با عصبانيت فرياد مي كشد: اصلا نيويورك چه اهميتي؟ دارد دنيس تانويچ بوسنيايي بيوه هاي سربرنيتسايي را نشان مي دهد كه وقايع اخير تغييري در روند اجتماعات روزانه شان ايجاد نمي كند. ارنست بورگناين نقش بيوه مردي غمگين را در فيلم پن بازي مي كند كه سايه هميشگي برج هاي مركز تجارت جهاني، آپارتمان و زندگي اش را در تاريكي فرو برده است: سايه اي كه به زودي كنار خواهد رفت. فيلم كن لوچ، توجه برانگيزترين اين آثار است. او به يادمان مي آورد كه در روز سه شنبه، يازدهم سپتامبر هزار و نهصد و هفتاد و سه، دولت آلنده از حكومت شيلي خلع شد و دولت نظامي و خشن پينوشه با پشتيباني وزير كشور آمريكا، هنري كيسينجر، بر سر كار آمد. موضوع اين فيلم در نگاه اول نوعي تلافي تاريخي به نظر مي رسد. خلاصه كلام اين است: آمريكاي گردن كلفت بايد منتظر چنين روزي مي بود. آيا منظور اين فيلم در نهايت، داوري كردن در مورد حادثه اخير؟ نيست اين فيلم قطعا بي پرده ترين فيلم ضدآمريكايي در ميان آثار ارائه شده است. جالب اينجا است كه هنري كيسينجر از جانب دولت بوش براي رهبري يك گروه تجسسي انتخاب شد تا كوتاهي احتمالي وزارت اطلاعات را در پيشگيري از فاجعه نيويورك مورد بررسي قرار دهد. او ابتدا اين افتخار را پذيرفت و پس از مدتي آن را رد كرد و با حالتي رمزگونه و بدون هيچ گونه توضيح اضافي، اختلاف سليقه بالقوه را دليل تغيير عقيده اش ذكر كرد. اين اتفاق، فيلم لوچ را نه تنها قابل قبول مي نمايد، بلكه اعتباري پيش گويانه به آن مي بخشد. بعضي از فيلم ها واقعا به كار نمي آيند. يوسف شاهين، كارگرداني را در يك كنفرانس مطبوعاتي نشان مي دهد كه متكبرانه از ادامه صحبت امتناع مي ورزد و پس از آن در كنار ساحل با شبح سربازي آمريكايي كه در بيروت كشته شده است، صحبت مي كند. فيلم به شكل مسخره اي، متكبرانه و دور از ذهن است. فيلم ادريسا اودروگو ماجرايي به سبك داستان هاي جاست ويليام است. گروهي از پسربچه هاي بوركينافاسويي، مردي را با بن لادن اشتباه گرفته اند و تلاش مي كنند او را دستگير فيلم كنند اودروگو جذابيتي ساختگي در خود دارد. استفاده آلخاندرو گونسالس اينياريتو از تصاوير گذراي مردمي كه از برج سقوط مي كنند، سودجويانه است. غيرمنتظره ترين فيلم متعلق به ايمامورا است. او سربازي ژاپني را نشان مي دهد كه در جنگ جهاني دوم آسيبديده و فكر مي كند كه يك مار است. از هيروشيما صحبت به ميان مي آيد. بله، مي توانيم نگرش ضدآمريكايي مرسوم را به ياد بياوريم: عمو سام و سلاح هاي كشتارجمعي اش. اما ايمامورا تحجر ارتش ژاپن (مخترعين كاميكاز ) را در عقايد عاملان جديد جنگ مقدس نيز مي بيند. اين تنها فيلمي است كه عقايد افراطي طالبان را بيش از قدرت آمريكا مورد حمله