Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811117-59979S7

Date of Document: 2003-02-06

اينجا چه خبر است الويس ميچل ترجمه: بابك آريان پور به نظر مي آيد كه ميراماكس در پينوكيو با همان جمهوري خواهان ترنت لوت همسو است. نمايشي زنده از دوستان تمثيلي كارلو كلودي درباره آدمك چوبي كه تنها آرزويش اين بود كه پسري واقعي باشد و بتواند دزدكي به تئاترهاي روز كريسمس برود. اين تصميم اخيرا گرفته شد تا هنرپيشه اي آمريكايي به نام بركين مه ير به جاي خود بنيني كه نقش پينوكيو را ايفا كرده است و نيز در نوشتن فيلمنامه مشاركت داشته است، گفتار متن را بخواند. در حقيقت مي توان گفت تاثيري كه مه ير در ما برمي انگيزد آن چنان است كه گويي در اتاق پروجكشن آن را مي خواند. گاهي اوقات عدم هماهنگي صداها آن قدر بچه گانه و آبكي مي باشند كه انگار در حال تماشاي فيلمي هنگ كنگي در سال 1978 هستيد. صداگذاري فيلم به طوري بود كه به نظر مي آمد دهان هنرپيشه هاي ايتاليايي هنوز يك ساعت بعد از پايان فيلم تكان مي خورد. آن چنان ازدحامي براي ديدن فيلم بر روي پرده سينما وجود داشت كه كسي توجهي به هماهنگي صدا و حركات لبها نداشت. به گونه اي بود كه انگار هدفي را با قوطي رنگ هدف گيري كرده ايم. در اين مكان فريبآميز، سرزميني كه بزرگسالان مانند كودكان رفتار مي كنند، تكه چوبي سحرانگيز از يك گاري بيرون مي افتد و در سراسر شهر دردسر مي آفريند. اين چوب در محل كار و زندگي ژپتو به زمين مي افتد و او با خود مي گويد: تو مي تواني با هنردستان من تبديل پسري شوي كه هرگز نداشته ام. در حالي كه در ذهنش ايده پسري كوچك نقش مي بست. تو از چوب كاج ساخته شده اي پس تو را پينوكيو صدا مي كنم. خود فيلم در واقع مانند همان تكه چوب است. انتظار معجزه اي را مي كشد تا به تكامل رسيده و تبديل به فيلمي واقعي گردد. فيلم با ورود فرشته اي مهربان (با بازي نيكولتا براسكي و صداي گلن گلوز ) با واگن قطاري از موش هاي سفيد به داخل شهر كوچك آغاز مي شود. هنگام صحبت هاي پينوكيو ( بنيني ) سكوتي مرگبار در سالن جريان داشت. در همان زمان آه هاي بلند مردم نيز به خوبي شنيده مي شد. ژپتو، پينوكيو را براي رفتن به مدرسه تشويق مي كند اما او اصلا علاقه مند نيست. زماني كه حشره اي ناطق به نام كريكت (با صداي جان كليس ) را مي بيند به طور جاهلانه اي مي گويد: كاري كه من مي خواهم خوردن، آشاميدن و بازي كردن است. كريكت، پينوكيو را اغلب با گفتن اين كه كار درستو انجام بده سرزنش مي كند. فرشته مهربان چشم از پينوكيو بر نمي دارد و به قول هايش مبني بر خوب بودن گوش مي كند. پينوكيو هميشه از آمدن او استقبال مي كند و مرتبا اين كار را تكرار مي كند. مي توان گفت: وقتي كه فرشته هاي خوب عروسك هاي بد را دوست دارند; با اين وجود رابطه آن ها آشكارا توهمي بيش نيست. بسيار مشكل است كه بتوان گفت چه چيزي غم انگيزتر است، به اعتقاد ژپتو، پينوكيو كودكي عروسكي است يا بنيني اينگونه بازي مي كند. زماني كه او با احساس تمام صورت ژپتو را مي بوسد مانند اين است كه جك دارد در فيلم اراده و زيبايي ايفاي نقش مي كند. صحنه هاي ديگري از كنايه هاي غيرعامدانه نيز در فيلم يافت مي شوند. هنگامي كه پينوكيو در حال گذراندن محكوميت خود براي گناه نكرده بود، مدت زمان زيادي را در غل و زنجير مي گذراند حتي بيشتر از يكي از هم سلولي هايش كه عامل اصلي اين ماجرا بوده است. كسان ديگري هم در اين توهم بودند كه او پسركي واقعي است و به او ليس زدن به آبنبات چوبي را پيشنهاد مي كردند. تصميم بنيني، پينوكيو را باورپذير مي سازد مانند ديانارز در نقش دروتي در فيلم جادوگر شهرزمرد يا ماتيو مك كانادي در فيلم تماس كه يك فارغ التحصيل كالج را به تصوير مي كشد. اين فيلم در واقع همراه با فراز و فرودهاي كلودي تا انتها ما را با خود مي كشاند. سكانس اوج فيلم به خوبي نمايش داده مي شود. زماني كه نهنگي كه پينوكيو و ژپتو را مي بلعد و حالا كوسه سفيد بزرگي است. هنگامي كه پينوكيو با حقه بازي وارد سيرك مي شود و به جمع بچه ها مي پيوندد تبديل به الاغ مي شود. اين خيلي تعجبآور است كه اكثر مردم از اين پينوكيو جديد استقبال سردي كردند. مطمئنا با انبوه جمعيتي كه در ميدان تايمز حضور دارند، اسامه بن لادن مي تواند در آن جا باشد و مطمئن از اين مطلب كه هيچ كس او را نخواهد شناخت.