Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811117-59979S6

Date of Document: 2003-02-06

آب گرم زير پل قرمز ريك كلاين اين فيلم به دليل صراحت و صداقتي كه در ثبت رويدادهاي يازدهم سپتامبر دو هزار و يك به خرج داده است، احتمالا هرگز در ايالات متحده اكران نخواهد شد كه البته بسيار شرم آور است، چون اين فيلم حرف هاي زيادي براي گفتن دارد. آلن بريگاند تهيه كننده فرانسوي يازده كارگردان را برگزيده و به آن ها آزادي بيان كامل داده است. هر كدام از قطعه فيلم ها، يازده دقيقه و نه ثانيه و يك فريم طول مي كشد و موضوع اين فيلم ها از درامي صميمي تا تجربه اي ناخوشايند، متغير است. للوش فرانسوي (و حالا خانم ها و آقايان ) زوجي فرانسوي (زني ناشنوا و همسرش ) را در نيويورك نشان مي دهد كه در روابطشان دچار مشكل شده اند. مرد فرانسوي پس از مشاجره با زن ناشنوا خانه را ترك مي كند تا گروهي ناشنوا را براي بازديد به مركز تجارت جهاني ببرد. زن ناشنوا، تصاوير تلويزيوني سقوط برج ها را در تلويزيون اتاق بغلي نمي بيند چون دلمشغول سقوط زندگي خودش است. للوش داستاني تكان دهنده را نقل كرده است. يوسف شاهين، كارگردان مصري فيلم مقصد، قطعه اي فراواقعي را به تصوير مي كشد كه به مواجهه خيالي يك كارگردان با روح سربازي آمريكايي مي پردازد. سرباز آمريكايي در يك حادثه بمبگذاري در بيروت كشته شده فيلم است تا حدودي نامتناسب و دور از ذهن است و تاكيد آن بر غير ممكن بودن رستگاري و آمرزش كمي بيش از اندازه به نظر مي رسد. دست مايه هاي قصه اي كه اودروگوي بوركينافاسويي (كيني و آدامز ) برگزيده، شبيه فيلم Wind The Down Whistle است او داستان تعدادي نوجوان را تعريف مي كند كه فكر مي كنند بن لادن را در خيابان هاي اوگادوگو شناسايي كرده اند. آن ها تلاش مي كنند براي دريافت جايزه بيست و پنج ميليون دلاري، بن لادن را دستگير كنند. اين ماجراي كمدي به خوبي رخدادهاي جهاني را با بحران اقتصادي منطقه تركيب مي كند. شايد بتوان اثر لوچ شانزده سالگي شيرين را قوي ترين اثر در ميان اين يازده فيلم دانست. اين كارگردان بريتانيايي به پناهنده اي شيليايي ( وگا ) اجازه داده است كه قصه يازدهم سپتامبر شيلي را برايمان تعريف كند. در اين تاريخ كودتايي به سركردگي ايالات متحده در سانتياگو به وقوع پيوست. حدود سي هزار نفر از مردم و از آن جمله رئيس جمهور منتخب، آلنده، كشته شدند و پينوشه، رئيس جمهور منصوب، شيلي را وارد دوران شكنجه، قتل و خشونت كرد. بله، داستان تكان دهنده و وحشتناكي است و تنها به حقايق اجازه گفت وگو مي دهد. اينياريتوي مكزيكي دست به تجربه اي جديد مي زند و در تمام مدت يازده دقيقه صفحه اي تاريك را نشانمان مي دهد كه تنها در لحظاتي كوتاه و با كوتاه ترين بريده فيلم ها روشن مي شود (و تصوير مردمي را كه از برج پايين مي پرند، نمايش مي دهد. ) موسيقي فيلم تركيبي از موسيقي، اصوات مختلف و صداي گزارشگران اخبار است كه در ابتدا حالتي طبيعي دارند و پس از به وقوع پيوستن حادثه حالتي هيجان زده به خود مي گيرند. گيتاي ( عدن ) پيامدهاي، يك بمبگذاري ماشين در تل آويو را در فيلمي كه به نظر مي رسد تنها يك پلان باشد، به تصوير كشيده در است حالي كه گروه فيلمبرداري حادثه را تحت پوشش خود قرار داده اند، به آن ها خبر مي رسد كه به دليل پخش حادثه نيويورك، برنامه آن ها نمي تواند روي پرده برود. اين فيلم پويا، مهيج و سرشار از هرج و مرج و خشم است. ميرانير هندي داستان خانواده اي پاكستاني در نيويورك را تعريف مي كند كه به دنبال پسرشان مي گردند. به دليل مسلمان بودن و دور بودن از برج در زمان وقوع حادثه، او را به عنوان يك تروريست مي شناسد. اما خانواده او تا جاي ممكن به تحقيقاتشان ادامه مي دهند و انتهاي فيلم به شدت تكان دهنده است. شان پن آمريكايي، چهره اي صميمي از مردي سالخورده (بورگناين ) را نشان مي دهد كه پس از مرگ همسرش تنها زندگي مي كند و يك روز صبح به طرز عجيبي، زندگي روزمره اش دستخوش تغيير مي شود. در پايان، ايمامورا داستان فراواقعي سربازي از جنگ جهاني دوم را تعريف مي كند كه فكر مي كند مار است. خانواده سرباز ژاپني نمي توانند او را اداره كنند و رفتار او برايشان قابل تحمل نيست (او دستي را كه به او غذا مي دهد، گاز مي گيرد! ) تبديل به فيلم با مهارت انجام شده است، اما معناي نمادين آن كمي دور از ذهن است: هيچ چيز بدتر از يك جنگ مقدس نيست.