Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811117-59979S1

Date of Document: 2003-02-06

بنيني آدم نمي شود چند نگاه به فيلم پينوكيو ترجمه: نگار ميرزابيگي او با لباس دلقك وارو كلاه نوك تيزش مرتبا ديوانه وار به اين سو و آن سو مي رود و مي خواهد به يك پسربچه واقعي تبديل شود روبرتوبنيني استعداد خوبي براي منشعب كردن و دسته بندي كردن تماشاگرانش دارد. عده اي اين دلقك ايتاليايي شبيه به خرگوش و شخصيت هاي احمق و شاد و پر جنب و جوشي كه بر روي پرده بازي مي كند را تحسين مي كنند و عده اي ديگر، كه دلقك بازي هاي خلاقانه و احساساتي گري هاي مبتذل و زياده از حد او تعجبشان را برمي انگيزد. پينوكيوي بنيني، اولين فيلمي كه بعد از فيلم زندگي زيباست (برنده جايزه اسكار ) ساخته است احتمالا گروه اول را نااميد مي كند و مورد تاييد گروه دوم قرار مي گيرد. پينوكيو، فيلمي عظيم، پرهزينه و در عين حال ناچيز و محقرانه و آن قدر بد است كه توزيع كننده آمريكايي اش ميراماكس آن را در روز كريسمس، با تبليغاتي بسيار اندك و بدون نمايش خصوصي براي مطبوعات به روي پرده برد. با ادعاي آماده نبودن فيلم به علت تاخير در مراحل بعد از توليد _ دوبله به زبان انگليسي براي تماشاگران آمريكايي _ ميراماكس كه احتمالا خودش از همه چيز خبر داشت، تلاش مي كرد قبل از آنكه منتقدان بتوانند راي بي رحمانه و ناخوشايند خود را اعلام كنند موفقيت كمي در گيشه كسب درباره كند يك هنرپيشه پنجاه ساله رو به طاسي كه نقش يك پسربچه معصوم تراشيده شده از يك كنده درخت را بازي مي كند چه مي توان؟ گفت يا درباره فيلمي كه با وجود تصويرپردازي دانته اسپينوتي و صحنه ها و لباس هاي ظريف و با دقت طراحي شده توسط دانيلودوناتي باز هم تو خالي و تصنعي به نظر؟ مي رسد بنيني در حالي كه در لباس يك دلقك آشفته و با يك كلاه احمقانه جست وخيز مي كند، غلت مي خورد، به دنبال پرندگان و سنجابها مي دود، قصد ساخت يك كمدي هنرمندانه و بي نقص را دارد و جهان بيني اش را با گفتن اين جمله اعلام مي كند: من چيزهاي بد را دوست ندارم; با آن ها موافق نيستم. درست مثل انيميشن كلاسيك والت ديسني فيلم، پينوكيو براساس يك داستان افسانه اي نوشته كارلوكلودي Colodi (در سال ) 1885 ساخته شده است. ژپتو (كارلو جيوفره ) يك اسباب بازي ساز پير و تنها، پسربچه اي را از چوب مي تراشد و با زنده شدن اين عروسك بسيار شاد مي شود. پينوكيوي دوست داشتني، صاف و ساده و بسيار خوش بين و زودباور، به طور تصادفي درگير ماجراها و دردسرهايي مي شود كه از همه آن ها جان سالم به در مي برد: يك غول مي خواهد او را بپزد و بخورد اما در عوض دلش به حال او مي سوزد و پنج سكه طلا به او مي دهد; يك نهنگ او را مي بلعد اما در درون شكم او ژپتو را مي يابد كه تصور مي كردمرده است و با يك عطسه غول آسا و هيولاوار نجات مي يابد. تمام ظرافت ها و زيبايي هاي بازي بنيني با دوبله انگليسي توسط بركين مير يك، آمريكايي جوان كه صدايي شبيه به صداي پانك هاي اسكي باز دارد از بين مي رود. صداي پري آبي كه نقش آن را همسر بنيني نيكولتا، براسكي Bruschi بازي مي كند با صداي گلن كلوز دوبله شده است و همين طور كبوتر مهربان توسط كويين لطيفه جيرجيرك، دوست پينوكيو توسط (جان كليس ) Cleese و راننده كالسكه توسط اريك ايدل. دوبله به زبان انگليسي براي افزايش گيرايي و جاذبه فيلم پينوكيو و كمك به كودكاني كه نمي توانند و يا نمي خواهند زيرنويس ها را بخوانند صورت گرفته است، اما در عوض لايه اي از اشتباه، نادرستي و انفصال را به فيلمي كه از قبل هم چنگي به دل نمي زد افزوده است. حتي با وجود صحنه هايي معدود كه زيبا و جذابند _ مثل كالسكه اي كه توسط صدها موش كوچك رانده مي شود _ پينوكيو براي سينماروها به مثابه يك شكنجه است. با وجودي كه ميراماكس از فيلم زندگي زيباست بنيني سود كلاني برده است، زير قيمت فروش كردن اين فيلم تا حدودي قدرناشناسانه به نظر مي رسد. هر چند كه بعد از ديدن فيلم متوجه مي شويم كه اين تصميم استوديو جداي از به تعويق افتادن فيلم بهترين و مهربانانه ترين حركت ممكن بوده است. بنيني آدم نمي شود شاهكار روبرتو بنيني در سال 1998 يعني فيلم زندگي زيباست نه تنها فيلم مورد علاقه من بود بلكه در فهرست فيلم هاي برتر دهه 90 از نظر من در جايگاه دوم قرار داشت. بنابراين وقتي شنيدم كه بنيني قصد برگرداندن داستان كلاسيك پينوكيو به فيلمي را دارد كه پرهزينه ترين و پيچيده ترين فيلم ايتاليا است بسيار هيجان زده شدم. با اين وجود وقتي براي تماشاي فيلم رفتم خودم را وحشت زده يافتم. به دلايلي ميراماكس كه احتمالا براي پخش فيلم به زبان ايتاليايي به تماشاگران آمريكايي اعتماد لازم را نداشت آن را با صداي بازيگران آمريكايي دوبله كرده بود و اين در حالي بود كه زندگي زيباست پرفروش ترين فيلم خارجي در آن زمان شناخته شده بود (كه البته بعدها فيلم هاي Tiger Crouching و اژدهاي پنهان از آن پيشي گرفتند ) با اين وجود سعي كردم با ذهن باز به سالن سينما وارد شوم. گذشته از هر چيز، اين فرصتي براي ديدن دوباره لودگي هاي بنيني بر روي پرده بزرگ سينما است. احساس عذاب مي كردم و قادر نبودم افتضاحي كه شاهد آن بودم را باور كنم. همان طور كه انتظار داشتم دوبله و صداها وحشتناك بودند اما بدترين مسئله اين بود كه شك داشتم چيز بهتري به زبان ايتاليايي دستگيرم شود. فيلم با تصوير يك كنده غلتان در خيابان هاي يك روستاي كوچك آغاز مي شود كه در نهايت در مقابل ورودي خانه يك نجار به نام ژپتو آرام مي گيرد. ژپتو از اين چوب براي ساختن يك عروسك استفاده مي كند و وقتي اين عروسك به طرز معجزه واري زنده مي شود او را پينوكيو مي نامد. بنيني با وجود چهل و اندي سال كه از عمرش مي گذرد براي بازي در نقش اين عروسك كه آرزو داشت به يك انسان واقعي تبديل شود انتخاب شده است. البته اين مسئله مهمي نيست چرا كه مطمئنم اگر يك عروسك خيمه شببازي بتواند حرف بزند، مي تواند هر سني داشته باشد. مشكل اصلي در اين جا است كه بنيني براي متمايز كردن اين عروسك از مردم عادي هيچ تلاشي انجام نداده است. تنها نكته قابل تمايز او لباس هاي دلقك وار و مسخره اي است كه بر تن دارد. علاوه بر اين، هيچ راهي براي تشخيص اين كه چه كسي عروسك است و چه كسي نيست وجود ندارد. پينوكيوي بنيني همه آن بدبياري ها را تجربه مي كند، با تعداد زيادي دزد روبه رو مي شود، به طور تصادفي يكي از همكلاسي هايش را مي كشد و آن آدم بدجنس در پارك تفريحي او را به يك الاغ تبديل مي كند. همه اين وقايع به زنداني شدن او در شكم يك نهنگ منجر مي شوند. فرصتي كه باعث مي شود او كارهاي بدي كه در حق ژپتو و پري آبي كرده است را جبران كند. با وجود پول زيادي كه براي ساخته شدن اين فيلم خرج شده است صحنه ها بسيار عادي، معمولي و پيش پا افتاده هستند. جلوه هاي ويژه وحشتناكند و بازيگران فيلم به وضوح تمرين كافي نداشته اند. متاسفانه واكنش هاي افتضاحي كه بازيگران در برابر جلوه هاي ويژه ناهماهنگ فيلم از خود نشان مي دهند جزء مضحك ترين لحظات فيلم به شمار مي آيند. در طول زندگي ام دوبله هاي بسيار بدي را ديده ام اما به جرات مي توانم بگويم كه دوبله اين فيلم بدترين آن هاست. صداي هنرپيشه هاي انگليسي كاملا جدا و بي ربط به هر آنچه كه بر روي پرده مي گذرد به نظر مي رسد. هيچ چيز بدتر از صداي بركين مير نيست كه وظيفه ناخوشايند دوبله صداي بنيني را به عهده دارد. دوبله بد، بازي اين هنرپيشه را حتي بدتر از آن چيزي كه هست نشان تنها مي دهد كسي كه كمي خوب به نظر مي رسد نيكولتا براسكي است كه نقش مثبت پري آبي را بازي مي كند. من سعي خواهم كرد كه نسخه DVD ايتاليايي اين فيلم را به دست چرا آورم كه فكر مي كنم قضاوت يك فيلم دستكاري شده تا حدودي غيرمنصفانه است. سرزمين آشفتگي شايد بتوان پينوكيو روبرتو بنيني كه بدون آمادگي قبلي و بي هيچ نمايش خصوصي براي مطبوعات در شب كريسمس به نمايش درآمد را بزرگ ترين شكست و ناكامي سال 2002 به شمار آورد. پخش نسخه دوبله شده توسط ميراماكس (به هر دليلي ) چنان بد به نظر مي رسد كه باعث شده است حماسه هاي گلادياتوري ايتاليايي و يا كنگ فوي هنگ كنگي در برابر آن شاهكارهاي همزماني و همگامي كلامي به نظر برسند. روبرتو بنيني كارگردان در اين فيلم پس از بازي داياناراس در Wiz The در نقش دوروتي با، نمايش خود به عنوان پينوكيوي عروسكي با آن چهره شكسته و موهاي در حال طاس شدنش و با دوبله آمريكايي با صداي پسرانه بركين مير كه به طرز مضحكي ناهماهنگ به نظر مي رسد، بزرگ ترين ستاره سازي و بازي متكبرانه خود را كامل كرده است. ايده هاي بنيني در زمينه شخصيت پردازي پينوكيو بيشتر شامل جست وخيز و بالا و پايين پريدن به اين سو و آن سو صحنه و به هم ريختن دهكده اي است كه در آن زندگي مي كند. البته به همان شيوه جنون آميز و مخصوص به خودش كه در زمان موفقيت زندگي زيباست مراسم اسكار Goldenglobe و گوي زرين را تحت تاثير قرار داده بود (حتما به خاطر مي آوريد كه چقدر شگفت زده شده بوديم ). Suchet David لحني عجيب و غريب و آهنگي به صداي ژپتوي نجار مي دهد كارلو جيوفره Giuffre در اين نقش بازي مي كند كه بعد از باربارا استانويك در فيلم خسارت مضاعف زشت ترين كلاه گيس ممكن را به سرگذاشته است. بنيني همسر، و تهيه كننده اش (نيكولتا براسكي Braschi) را (با صداي گلن كلوز در نقش پري آبي به بازي گرفته است. همان پري اي كه طلسم دراز شدن بيني را براي دروغ هاي پينوكيو در نظر گرفته است. نيكولتا همچنين از مشاركت و كمك دانيلو دوناتي در طراحي كمك مي گيرد. كسي كه كار فوق العاده، ظريف و استادانه اش تنها نكته مثبت در اين آشفتگي است. ديدن اين پري در كالسكه اي مجلل كه توسط گله موش ها رانده مي شود تنها افسوني است كه فقدان آن در ساير قسمت هاي فيلم به شدت به چشم مي خورد. به مانند اپيزودي كه در شب مهتابي روباه و گربه بدجنس ماكس كالاوي و برونو آرنا در جنگل در كمين پينوكيو نشسته اند. بايد به اين نكته اشاره كنم كه در سانس يكشنبه بعدازظهري كه من براي ديدن اين فيلم به سينما رفته بودم اين دو شخصيت به وضوح تاثير بسيار ناراحت كننده اي بر كودكان گذاشته بودند و در همان دقايق آغازين والدين آنها (بدون شك ناراحت از ده دلاري كه براي اين فيلم پرداخته بودند ) كودكان خود را از سينما بيرون بردند. شكست مفتضحانه ي پينوكيو روبرتوبنيني چنان شكست مفتضحانه و چنان فيلم احمقانه و بي روحي است كه با ديدن آن به راحتي مي توان فهميد چرا ميراماكس از نمايش خصوصي فيلم براي منتقدين خودداري كرده و چرا براي نمايش آن تا شب كريسمس دست نگه داشته بود. درست مثل همان كاري كه ممكن است بابانوئل با بچه هاي شيطان انجام دهد و در جورابهايشان چند تكه زغال بگذارد. اگر بخواهيم بسيار بلندنظرانه و خيرخواهانه به اين برگردان زنده و پرتحرك از داستان كلاسيك كارلو كلودي درباره يك عروسك ذي شعور كه آرزوي انسان شدن دارد بنگريم، بايد آن را ناشيانه و بد طراحي شده به شمار آوريم. در غير اين صورت فيلم يك شكست آشكار و مفتضحانه است كه از همان ابتدا به وضوح و به طرز مضحكي آشفته و مبتذل و ساخت قسمت هايي از آن اضافه به نظر مي رسد. گويي از فرط استيصال و ناچاري آميزه درهم و برهمي از تصاوير و خطوط داستاني از والت ديسني گرفته تا فدريكو فليني را به نمايش گذاشته است. دوبله انگليسي ناشيانه كه از بخت بد باعث شده است اين فيلم ايتاليايي حتي احمقانه تر به نظر برسد، ضربه آخر را به پيكره آن وارد مي كند. بنيني اين هنرمند پرجنب و جوش كه با ساخت فيلم نيمه شوخي، نيمه جدي و فوق العاده زندگي زيباست موفقيت بزرگي كسب كرده بود، با برگزيدن خودش براي بازي در نقش اول اين فيلم نخستين اشتباه خود را مرتكب شد. بله درست است: او در آينه به خودش نگاه كرده، مردي پنجاه ساله با موهاي كم پشت را ديده و گفته بود: آهان! اين پينوكيوي من است! سپس براي كامل كردن اين برآورد غلط، لباس هايي رنگارنگ و كلاه نوك تيزي به سرگذاشته و.. خوب، نمي دانم سعي كرده بود با اين كار چطور به نظر بيايد. دوست؟ داشتني؟ فرشته وار و يا مثل؟ بچه ها متاسفانه بنيني درست شبيه به همان چيزي است كه بايد به نظر بيايد: يك مرد ميانسال در لباس هاي يك دلقك كه كلاهي مسخره به سر گذاشته از است در و ديوار بالا رفتن ها، بالا و پايين پريدن در ميان ساير هنرپيشگان و به جلو و عقب جهيدن هايش وحشتناك و آزاردهنده است. (صداي او توسط هنرپيشه آمريكايي بركين مير دوبله شده كه صدايي شبيه به ميشل. جي. فاكس جوان دارد ) تنها كاري كه نمي كند _ تنها كاري كه آن را حتي براي يك لحظه هم در تمام فيلم انجام نمي دهد _ شبيه بودن به يك عروسك خيمه شب بازي است. در حالي كه پينوكيوي بنيني علاقه اش براي تبديل شدن به يك پسركوچولوي واقعي را ابراز مي كند، او به غير از آشفته و عنان گسيخته بودنش تا حدودي هم اغفال كننده است و وقتي كه نقش هاي متقابل اش او را اينگونه خطاب مي كند كه: اين عروسك خيمه شب بازي را از اين جا بيرون بيندازيد ناخودآگاه، به اين فكر مي افتيد كه شايد ديد اين افراد هم درست مثل بازيگرهاي فيلم ينتل Yentl كه نمي توانستند بفهمند باربارا استرايزند چقدر بد تغيير چهره داده است، ضعيف باشد. بنيني كاملا مطيعانه و وظيفه شناسانه خطوط روايي داستان اصلي كولودي را دنبال مي كند و وقايع و شخصيت هاي كاملا يكسان را موبه مو دوباره خلق مي كند (مثل ژپتوي نجار، جيرجيرك هميشه مخالف، پري آبي معجزه گر و.. ) اما در اثر نهايي هيچ معجزه و جادويي به چشم نمي خورد و از دستاوردهاي شخصي و تفسيرهاي منحصر به فرد اثري نيست. مجبور نيستيد اين اثر مفتضحانه را با كارتون كلاسيك ديسني مقايسه كنيد تا بفهميد كه بنيني به عنوان كارگردان، بازيگر نقش اول و همكار فيلمنامه نويس در سطح بسيار پايين تري قرار دارد. مي توانيد به سادگي در ويدئو كلوپ نزديك منزلتان به دنبال ماجراهاي پينوكيو يك، فيلم زنده و پرتحرك با همكاري جاناتان تيلور _ توماس و مارتين لاندا بگرديد كه بازگويي بسيار بهتري از اين داستان است.