Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811117-59976S4

Date of Document: 2003-02-06

بحران هويت در روايت فراتر از رئاليسم _ 2 ترجمه: مريم محمدي سرشت روال هميشگي ارزيابي روايت هاي كنراد يادآوري اين حقايق است كه او نويسنده اي لهستاني است. نام او جوزف كنراد نالس كاژنياوسكي است و محل تولد او در اصل اوكراين است. براساس اين اطلاعات، او در لهستان قرن نوزدهم، كه آن زمان روابط فرهنگي مستحكمي با فرانسه داشت، بزرگ شد. كنراد فارغ التحصيل كراكوف (شهري در جنوب لهستان ) و سپس ژنو است. در سنين جواني به ناوگان بازرگاني فرانسه پيوست و سپس به شكل ناگهاني وارد كشتي هاي بريتانيا شد و سرانجام در سال 1887 تبعه بريتانيا شد و زماني كه به عنوان رمان نويس مشغول به كار شد زبان انگليسي را - سومين زباني كه به آن مسلط بود - براي نوشتن آثارش با برگزيد وجود آن كه بررسي روايت هايي مثل روايت هاي كنراد كاملا در گرو شناخت افكار خلاقانه و منسجم فرد است، اما حقيقت اين است كه خود كنراد، با اينكه در اصل اروپايي است، فرزند فرهنگ هاي مختلف است. عوامل متناقضي كه در شكل گيري هويت خود كنراد نقش داشته اند اهميت دارند; از آن رو كه روايت هاي او بيشتر به تناقضات اخلاقي و فروپاشي خود انسان مي پردازند. يك منتقد سنتي، كه براساس زندگينامه نويسنده روايت را بررسي مي كند، مي تواند با استناد به اين دليل مسلم كه نويسنده و روايت به هم مربوطند، نظر نهايي خود را به لحاظ روان شناختي راجع به روايت اعلام كند، اما مشكل اينجا است كه مضمون هاي مبهم و تكنيك هاي روايت هاي كنراد اعتبار حكم او را زير سوال در مي برد توصيف روايت هاي كنراد، به طور كلي، عنوان مدرنيسم ابتدايي را 1 به كار مي بردند به معناي دقيق تر مدرنيسم ابتدايي مضامين روايي را در برمي گيرد كه در آنها خود منطقي فرد به ناچار با ديگري در كشاكش است و ديگري همان خود غيرمنطقي انسان است كه در كنار خود منطقي در خودآگاه انسان وجود همچنين دارد در اين نوع روايت ها از تكنيك هاي خاص روايي استفاده مي كنند كه به كمك آن دوپاره بودن خود انسان كاملا نشان داده براي مي شود نشان دادن اين بحران هويت، به بررسي رمان دل تاريكي كه شايد معروف ترين اثر كنراد است، مي پردازيم. اين رمان ابتدا در سال 1899 در مجله بلك وودز (Wood sش Black) و سپس در سال 1902 به صورت كتاب به چاپ رسيد. يك نگاه اجمالي به رمان ثابت مي كند كه روايت به هيچ وجه ساده نيست. افزون بر اين برخلاف رمان هاي رئاليستي قرن نوزدهم، كه به بوم هاي نقاش عظيمي مي ماند كه صحنه هاي خاصي از تاريخ را به تصوير مي كشند و اكثرشان به مراحل باندبازي و فردگرايي كاپيتاليسم صنعتي مي پردازند، روايت كوتاه، اما غني، دل تاريكي را مي توان با توجه به موضوع هاي متفاوت آن بررسي كرد. بي ترديد، دل تاريكي را مي توان از اين جنبه بررسي كرد كه روايت رمان به دوره خاصي از تاريخ يعني امپرياليسم مي پردازد. به عقيده ايگلتون نويسنده ] نقد و ايدئولوژي ( ) 1976 [ امپرياليسم سومين مرحله بسط تدريجي سرمايه داري در قرن نوزدهم است، زماني كه سرمايه داري فعاليت هاي خود را بسط مي دهد و در آن سوي مرزهاي ملي مواد خام را چپاول مي كند. هم زمان با استثمار مواد خام، در حوزه فرهنگ نيز فعاليت هاي زيادي صورت مي گرفت: در حوزه هايي مثل روزنامه نگاري، مذهب، گفت وگو و ادبيات، در برخورد با امپرياليسم يا آن را تاييد مي كردند يا با آن مخالفت مي كردند يا برخورد ابهام آميزي با آن داشتند، از آن رو كه امپرياليسم را پيامد تعامل تدريجي هويت غربي تلقي مي كردند. از همه مهم تر اينكه در ميان تمام رويدادهاي موجود در رمان كنراد، داستان اروپايياني كه به كشورهاي عقبمانده حتي، به سرزمين هاي بي فرهنگ وحشي،، بدوي لامذهب، و بي تمدن سفر مي كردند، مضمون روايي اصلي اين رمان است. با وجود اين، دل تاريكي صرفا گزارش رئاليستي خيالي معمولي يك رويداد، در قالب يك ماجراي امپرياليستي، نيست. همچنين رمان كنراد را مي توان از اين جنبه بررسي كرد كه رمان فرآيند روايت را همچون آينه نشان مي دهد، در صورتي كه روايت، در ساده ترين شكل آن، حركت از نقطه آغاز تا پايان باشد كه ويژگي اين حركت شگردهاي داستاني ( detours 2 ضروري است بنابراين مي توان رمان دل تاريكي را مختصرا چنين شرح داد: مارلو سفرش را از اروپا آغاز مي كند و در حين سفر، در بالاي رودخانه اي در آفريقا، با شخصيت هاي مختلفي آشنا مي شود و در ضمن، اين مسئله فكرش را به خود مشغول كرده كه موقع رسيدن به مقصد اولين چيزي كه مي بيند چه چيزي است و سرانجام با مردي كه انتظار ديدن اش را داشت، مواجه مي شود: كرتز. اگر موضوع داستان همين باشد، در اين صورت كنراد رمان خود را با تبعيت از سنت حماسه و رمانس در نگاشته رمانس قهرمانان اغلب يا براي كشف اشياي مقدس راهي سفر مي شوند يا براي اينكه به خاطر ديگر انسان ها يا آرمان هاي انساني به ميدان نبرد بروند. حتي رمانس هايي مثل دن كيشوت ( ) 1605 و Queen Faeri The كه ضد و نقيض تر از ساير رمانس ها هستند به همين ترتيباند. در آثار حماسي معروف، شخصيت هاي اصلي آشكارا به عالم ارواح سفر مي كنند اوديسه و اينيس به 3 ترتيب در رمان هاي اوديسه و آنئيه به عالم ارواح سفر 4 مي كنند. دانته در كمدي الهي به اعماق دوزخ مي رسد و شيطان در بهشت گمشده (Lost Paradise) ساكن جهنم با مي شود توجه به اينكه دنياي مدرنيسم ابتدايي روز به روز مادي تر مي شد، مي توان چنين استدلال كرد كه سفر مارلو به ناحيه اي دور از ساحل شكل امروزي شعرهايي است كه مشخصه سنت حماسه و رمانس - از سنت هاي روايت - هستند. پي نوشت ها: - 1 مدرنيسم ابتدايي: دوره پيش از مدرنيسم روايت هايي كه اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم نگاشته مي شدند. - 2 شگردهاي داستاني (detour) رويدادهاي داستاني مثل دوپهلوگويي پاسخ هاي انحرافي و رويدادهاي جذابي كه خواننده را از مسير اصلي داستان منحرف مي كند. - 3 Aeneas:پسر انكيسز و آفروديت مدافع تروي و قهرمان رمان Aeneid The )