Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811116-59973S5

Date of Document: 2003-02-05

چيزي شبيه تلخي نگاهي به نمايش قهوه تلخ حامد صفايي تبار قهوه تلخ نوشته و به كارگرداني شبنم طلوعي نمايشي است كه سعي مي كند آينه اي از وضعيت اجتماعي موجود بسازد و در اين آينه تمامي تشنجات فكري، فرهنگي، تاريخي و حتي مذهبي معاصر را به تصوير بكشد و در نهايت نيز اين دسته از مفاهيم را با يك قصه عاشقانه و دراماتيك پيوند بزند. داستان در فضاي يك كافي شاپ در حال تعميرات اتفاق مي افتد. در داخل اين محل مجموعه اي از پرسوناژها و شخصيت ها با شكل هاي متفاوت ديده مي شود كه وجه اشتراكي مشخص يعني فقر آن ها را به هم ارتباط داده. البته شخصيت هايي نيز كه از بيرون وارد فضا شده و با مجموعه درگير مي شوند اگر چه خود، آدم هاي به نسبت مرفه تري هستند اما آن ها نيز درگير با فقر اين آدم ها مي شوند و به نوعي سعي در كمك و همياري به آن ها مي كنند و در نهايت حتي امنيت خود آن ها نيز به مخاطره مي افتد. حضور شخصيت هاي متفاوت در قصه اگر چه تنوع و نشاط خاصي به آن مي بخشد و كار را جذابتر مي كند اما پرداختن به وضعيت هر كدام از آن ها تا پايان نمايش حجم داستاني كار را بسيار كرده و در موقعيت هايي اثر را كشدار و خارج از جذابيت چنان مي كند چه پرداختن به يك قصه مركزي و وارد و خارج كردن آدم ها و تنها، نشان دادن بخشي از ويژگي هاي رفتاري آن ها براي ترسيم شرايط اجتماعي مي تواند تاثيرخوبي در روال داستاني داشته باشد اما وارد كردن هر شخصيت و دنبال كردن آن تا پايان داستان تنها جريان مركزي را به حاشيه مي راند و باعث كسالت آور شدن اثر مي گردد. اين در حالي است كه جريان هاي حاشيه اي نيز فقط به حوزه مركزي وارد مي شوند و اصالت پيدا نمي كنند و قصد اين است كه در جريان پيشروي داستان تاثيرگذار باشند. نكته ديگري كه در قهوه تلخ ديده مي شود تورم و تجمع مفاهيم در كار است. شايد پرداختن به يك يا چند سوژه اجتماعي جذابيت داشته باشد اما نوشتن نمايشنامه اي كه در آن; فقر، موادمخدر، جنگ، مهاجرت، روحيات مذهبي و اعتقادي، قاچاق، روابط عاشقانه و عاطفي و... همه بخواهد شرايط محوري و اصلي در مضمون كار بگيرد و همه اين ها نيز در ديالوگ ها و مونولوگ ها به صورت كشدار و طولاني تكرار شود آن وقت جنبه مفهومي به جنبه شعار تغيير شكل مي دهد و اثر هنري نيز به طرف بيانيه اجتماعي پيش مي رود. در اين ميان چيزي كه قهوه تلخ را از افتادن به دام شكل هاي تجربه شده تلويزيوني نجات مي دهد جسارت در زبان ديالوگ نويسي است كه حقايق ( Fact) اجتماعي را بيان مي كند و اثر را از يك روال يكنواخت دور كرده و جذابيت به آن مي بخشد و همچنين بازي هاي قدرتمندانه بازيگران است كه تصوير زيبايي از فضاي موجود مي كشد. در اين مورد حتي مي توان گفت كه اجرا، برتري آشكاري نسبت به متن داشته و ضعف هاي آن را پوشانده و موجب مي شود كه كمتر احساس خستگي به بيننده دست در بدهد حقيقت اشكال اجرايي و فرميك قضيه قصه را نجات مي دهد و باعث مي شود كه كار تا