Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811116-59973S4

Date of Document: 2003-02-05

نوشتن از روي دست قديمي ها درباره نمايش خر از دست رفته به كارگرداني فرهاد اصلاني روزبه حسيني - 1 نخستين چيزي كه وقتي به سالن مي روي دلت را گرم مي كند ويترين زيباي نام بازيگراني است كه تاپايان دلت را به آنها خوش مي داري; فرهاد آئيش، مائده طهماسبي، فرزين صابوني و حتي جوان ترها، همه روي صندلي نگاهت مي دارند تا در پايان با حس ملال و پشيماني سالن را ترك كني. نوشتن از روي دست قديمي ها، تقليد دست و پا شكسته و توجيه و سرپوش گذاشتن با بازي با نور و موسيقي و رقص و صدا اين روزها مد است و اين بار باز هم بيژن مفيد و شاهكارش شهر قصه. مي تواني بنشيني و شماره كني صحنه به صحنه چه بر سر نمايشي با آن شهرت و استقامت آماده است و حالا تو به مضحكه اش نشسته اي. - 2 نمايش راوي هاي متعددي دارد. گربه (نويسنده ) صداي ضبط شده جداسازي صداها از بازي ها، دخالت شخصيت ها در نگارش هر صحنه، خروج بازيگران از نقش هاي خود و برش هاي چند قصه كه نه موازي بلكه در امتداد هم اتفاق مي افتند. - 3 نمايش همان طور كه در پايان هم گفته مي شود يك سيرك سيركي است از مفاهيم اجتماعي سياسي، مذهبي، عاشقانه و... موسيقي و رقص و تقليد از آدم هاي خارج از متن اگر نمايش را به واريته هم نزديك مي كند گناه از تماشاگر نيست، مهم براي نمايشگرش تنها آن است كه ريتم و پيوستگي صحنه ها محفوظ بماند. مونولوگ ها و ديالوگ هاي ريتميك اگر از جاي ديگري آمده، حالا تو همه را و زبان را و ملال برخي صحنه هاي بي تحرك و ناپويا در روايت را، واخورده و كوشش شده ببين; و اين امري عادي است كه تو نتواني پس از خلق بهترين در زبان و كلام در سال ها پيش از آن، جا بماني، مگر آن لااقل طرحي ديگر و در فضايي ديگر دربيندازي.