Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811116-59969S2

Date of Document: 2003-02-05

گسترده تر و باريك تر از انسان گرايي گفته مي شود، با آنكه علم مي تواند به بسياري از پرسش هاي ما پاسخ دهد، اما نمي تواند پاسخگوي تمام آن ها باشد. اين درست اما آنچه نادرست است مضمون نهفته در اين جمله است كه اگر علم نتواند به پرسشي پاسخ دهد، روش ديگري هست كه مي تواند. بدون ترديد علم نمي تواند ثابت كند چه كاري درست و چه كاري نادرست است، اما بين كلام و اخلاق هم تباين وجود دارد. فلسفه خردگرايانه اخلاق با پرده برداشتن از تضادها و معيارهاي دوگانه ما براي اين كار محق است. اما علم مي تواند به پرسش هاي عميقي كه عموما خارج از حيطه اختياراتش پنداشته مي شود، به همان خوبي پاسخ دهد كه به پرسش هايي كه همگان بدان واگذار مي كنند پاسخ مي دهد. اين پرسش كه چرا به جاي هيچ، چيزي وجود؟ دارد معمولا خارج از دسترس علم پنداشته مي شود اما فيزيك ممكن است روزي به آن پاسخ دهد و اگر فيزيك نتواند، هيچ روش ديگري هم نخواهد توانست. هدف حيات؟ چيست يك پاسخ سرراست دارويني دارد و از اين پرسش كه من چه هدف ارزشمندي را بايد در زندگي شخصي ام در پيش؟ گيرم به كلي متفاوت است. در واقع، فلسفه خود من در زندگي با طرد صريح داروينيسم به عنوان يك اصل تجويزي براي زندگي آغاز مي شود، در حالي كه آن را به عنوان يك اصل تبييني براي حيات مي پذيرم. اين ديدگاه مرا به آن جنبه از انسان گرايي معطوف مي كند كه به نظرم با بيشترين هماهنگي طنين انداز مي شود. ما در جهان به خود واگذار شده ايم. بشريت نمي تواند از خارج انتظار هيچ كمكي را داشته باشد، بنابراين كمك، آن طور كه به نظر مي آيد بايد از منابع خودمان برسد. هر يك از ما بايد در فرصت كوتاهي كه داريم بيشترين كاري را كه ممكن است انجام دهيم، چرا كه اين جا بودن موهبتي است كه به ما ارزاني شده بايد فرصتي را كه در اثر خوش شانسي يافته ايم غنيمت بدانيم و پيش از آنكه بميريم، ذهن كوچكمان را با درك اين كه چرا و كجا هستيم، پر كنيم. برچسب انسان گرا مايه نگراني ام خواهد بود اگر انسان گرايي در بردارنده اين مفهوم باشد كه انسان بودن چيزي ويژه و بي همتاست. تكامل، يك فرايند تدريجي است. انسان بودن يك ويژگي همه - يا هيچ نيست كه داشته باشيد يا نداشته باشيد بلكه تركيب پيچيده اي از ويژگي ها است كه به تدريج تكامل يافته و اين بدان معني است كه بعضي افراد نسبت به ديگران مقدار بيشتري از آن را دارند و از طرف ديگر بعضي از موجودات غيرانساني نيز مقاديري از آن را دارا هستند كه قابل صرف نظر كردن نيست. احكام اخلاقي مطلق گرا بر حقوق تمام انسان ها مبتني است و در تقابل با ساير جانوران. بنابراين از نظر من احكام واقع بينانه تر كه مثلا مبتني بر ارزيابي كمي توانايي تحمل آسيب در گونه هاست، پذيرفتني تر است. برچسب آتئيست نيز مرا نگران مي كند، زيرا ضرورتي ندارد. آن ها كه به خرافات باور ندارند نيازي به برچسب ندارند. مسئوليت اثبات وجود خرافات با كساني است كه به آن ها اعتقاد دارند. من خود را يك خردگراي علمي با دلمشغولي هاي انساني مي نامم كه متوجه هدفي گسترده تر و باريك تر از انسان گرايي است. گسترده تر به خاطر آنكه گونه هاي ديگر و بالقوه سيارات ديگر را در بر مي گيرد و باريك تر به خاطر آنكه معتقد است تمام انسان ها با هم برابر نيستند. com.dawkins-of-world.www